Detective Hole

Detective Hole (Harry Hole)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Detective Hole S01 NF WEB DigiMovieZ illusion Fa
A Commentary by PersianSUB
‫ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز ‫ ‫ترجمه از «امیرعلی» ‫::. illusion .:: DigiMoviez

Tags

webdl
netflix_synced
Published on: 2026-05-30
Downloads: 56
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫- بالگرد ۳۰، یو۰۵ صحبت می‌کنه ‫- بالگرد ۳۰ به گوشم

‫گزارش داریم یه ماشین با مشخصات ‫ماشین فرارِ هفته پیش رویت شده

‫فورد تائونوسِ آبی، ‫شماره پلاک نوامبر ویکتور ۳۴۵۵۰

‫یک دقیقه پیش گمش کردیم،

‫داشت تو خیابون مرینلیست به سمت شمال می‌رفت

‫در تلاشیم خودرو رو پیدا کنیم

‫دریافت شد. به اون سمت میریم

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫ممنون

‫سلام رئیس

‫کجا؟

‫بالگرد ۳۰. تو خیابون مرینلیست به سمت شرق میره

‫فکر کنم دیدمون

‫سرعتش رو زیاد کرد

‫- سلام تام ‫- عجله داری؟

‫همون روانی که توی سرقت بود. ‫ماشین فرارش رو دیدن

‫بعداً می‌بینمت؟

‫بهت زنگ می‌زنم

‫- هری، وایسا! ‫- یو۰۵ به تمام واحدهای مناطق ۲ و ۳

‫دنبال یه فورد تائونوسِ آبی بگردید، ‫شماره پلاک نوامبر ویکتور ۳۴۵۵۰

‫براوو ۴۱ به گوشم. ‫پرونده‌ی ماست، داریم میایم

‫براوو ۴۲، ۱۵۰ متر عقبـیم، ‫به سمت تقاطع ماجورستوآ میریم

‫آروم! آروم برو!

‫ترجمه از «امیرعلی» ‫::. illusion .::

‫« کارآگاه هوله »

‫« پنج سال بعد »

‫ساعت ۱۰. اخبار رو می‌شنوید

‫افراد بیشتری تقاضا دارن ‫که پلیس سلاح گرم حمل کنه،

‫چون سلاح‌های غیرقانونی در اسلو الان بیشتر از همیشه شده،

‫و ظاهراً قراره در حومه شهر ‫مشاجره‌ای مربوط به گنگ‌های خلافکاری شکل بگیره

‫در اخباری دیگر، موج گرما در اسلو ادامه داره

‫دیروز دما به ۳۱ درجه رسید

‫- هلگه؟ ‫- بله؟

‫شخصی که بالاترین اختیار رو داره ‫گاوصندوق رو باز می‌کنه

‫و پول رو توی ساک سیاه می‌ذاره. ‫فرد ۳۰ ثانیه فرصت داره

‫اگه بیشتر طول بکشه، ‫شخصی که این پیام رو می‌خونه تیر می‌خوره

‫- ۲۷... ‫- آره...

‫- ۲۶... ‫- صبرکن

‫- ۲۰ ثانیه مونده ‫- آره، صبرکن، من باید...

‫۱۷...

‫چسب سبز، هلگه

‫صبرکن، صبرکن، صبرکن

‫۷

‫۵

‫- دو، هلگه! ‫- آره! گوش کن، فقط باید...

‫- باید اون یکی قفل رو باز کنم ‫- دو، هلگه!

‫- دو، هلگه! ‫- آره، آره، آره!

‫بیا

‫۶ ثانیه بیشتر طول کشید

‫هری؟

‫هری؟

‫- داری چه غلطی می‌کنی؟ ‫- دارم کار می‌کنم، رئیس

‫اون سرقت بانک بیش از ۵ سال پیش بود

‫که چی؟

‫بازگشایی اون پرونده ‫واسه هیچکس خوب نیست، خصوصاً خودت

‫باشه

‫الن؟ یکی که مهارت اجتماعیش خوبه رو نیاز دارم

‫بیخیال. متخصص زیست‌سنجی اومده

‫همونی که جرم‌شناسیِ استکهلم بهمون قرض داده

‫قرار بود تو حلش کنی

‫- من؟ ‫- بهت که گفتم

‫نه، فقط فکر کردم شوخی می‌کنی. ‫من...

‫مهارت‌های اجتماعی نداری؟ کفایت اجتماعی؟ ‫توانایی‌های رهبری؟

‫می‌شه فقط... به خودت بیا، خب؟

‫سعی کن یه بارم که شده ‫با مردم عادی سروکله بزنی

‫- زودباش ‫- سلام بیاته. هری رو آوردم

‫- لون. بیاته لون ‫- سلام. هری هستم

‫- الن گلتن ‫- پس سوئدی هستی؟

‫آره. اه...

‫اون که... مشکلی که نداره؟

‫نه، مشکلی با سوئدی‌ها ندارم... در کل

‫هی

‫داری واسه دلتا امتحان میدی، درسته؟

‫امتیاز موردنیازش ۲۷۰ از ۳۰۰ـه. ‫خیلی سخته

‫هی، می‌خوای یه چیزی یادت بدم؟

‫آره لطفاً

‫باشه، مثل قبل وایسا

‫خب... این ژست خیلی تخمیه

‫پای راستت رو بیار عقب، عریض‌تر وایسا

‫یکم به جلو خم شو. ‫شونه‌هات رو هم ریلکس کن

‫- ریلکس ‫- باشه

‫نفس کشیدنت رو کنترل کن

‫نه فکری، نه حسی. ‫هیچی جز هدف وجود نداره

‫غرقِ هدف شو

‫نفس بکش. شلیک کن

‫شلیک

‫شلیک

‫شلیک

‫تفنگ رو بیار پایین

‫دیدی؟ می‌تونی

‫اگه کمک نیاز داشتی بهم بگو

‫« تام والر » ‫« کارآگاه »

‫یه اسلحه چسکا ازبرویووْکاست

‫توی اسلو کمیاب بودن، ‫ولی واحد مخدر دیروز یکی‌شون رو ضبط کرده

‫توی یورش به یک گاراژ سمت شرق شهر پیداش کردن

‫صاحبش اِسوِر اولسن‌ـه

‫می‌دونستیم ساقی مواده، ‫ولی ظاهراً داشته اسلحه می‌فروخته،

‫و دوتا سرقت از بانک توی سابقه‌اش داره

‫پس یعنی فکر می‌کنی سارق بانک اولسن‌ـه؟

‫قبل از اون سرقت کسی توی اولسو نمی‌دونست اسلحه‌ی چسکا چیه،

‫پس یا سارق خود اولسن‌ـه،

‫یا چسکا رو فروخته و می‌دونه سارق کیه

‫آره. گمونم باید اولسن رو پیدا کنیم

‫ولی مگه نگفتی یکی رو نیاز داری ‫که مهارت اجتماعی داشته باشه؟

‫آره

‫اینجا رو ببین

‫زنه رو وادار به حرف زدن می‌کنه، تا با تحلیل صدا شناسایی نشه. ببین

‫واکنش زنه رو ببین. مَرده داره چی میگه؟

‫از نظر من انگار داره بهش میگه ‫که قراره بهش شلیک کنه،

‫و زنه باورش نمی‌شه

‫- غیرمنطقی بود. پول رو که گرفته بود ‫- ۱۲ سال حبس به جای ۲۱ سال

‫نظرت چیه؟

‫توی گزارش گفته بودن...

‫می‌خواسته نشون بده که حاضره آدم بکشه،

‫تا واحدهای پلیس منطقه دنبالش نرن،

‫بلکه صبرکنن تا تیم دلتا برسه...

‫پس گزارش رو خوندی؟

‫پس باید بدونی که توی تعقیب و گریز خودرو، ‫یکی از ماشین‌هامون...

‫تصادف کرد

‫آره. با واحد مخدر هماهنگ کن. ‫من میرم گاراژ اسور اولسن رو بررسی کنم

‫باشه، ولی مگه تو... حله

‫چرا با آسانسور نمیری؟ گرمه

‫کلاً عاشق پله‌ام

‫هوله تو گرمای ۳۰ درجه از پله‌ها رفت پایین. ‫چیزی شده؟

‫بعد از ضبط سلاح‌های دیروز ‫یه سرنخ از اسور اولسن پیدا کرده

‫ولی واحد مخدر حلش کرده. ‫چرا داره خودش رو درگیر می‌کنه؟

‫نمی‌دونم. از خودش بپرس

‫تسلیم نشید پسرها

‫سلام!

‫- سلام ‫- سلام

‫دیدم تماس گرفته بودی

‫راستش... امروز با تراپیست وقت ملاقات دارم،

‫پس واسه شام با تو و اولگ یکم دیر می‌رسم

‫ولی خوبه که

‫کِی می‌بینیمت؟

‫نمی‌شه شما شام‌تون رو بخورید و منم بعدش برسم؟

‫آره، مشکلی نیست. ‫می‌شه یه بطری شراب بیاری؟

‫آره...

‫آره، مطمئنی؟ اینکه...

‫نه نه، هی... یه تمرینِ اراده‌ست

‫ممنون

‫عاشقتم

‫تو هم عاشقمی

‫خدافظ

‫خدافظ

‫« تیم ریسینگِ روی کوینسویک »

‫اینجاست؟

‫اسور؟

‫آره؟

‫پس کجا باشه؟

‫اون یکی جا، به گمونم

‫اون یکی جا کجاست؟

‫لعنتی، باز پلیس اومده

‫ماشین رو نگه دار!

‫ماشین رو نگه دار

‫ماشین رو نگه دار!

‫اون یکی جای اسور اولسن کجاست؟

‫هیچی نگو، روی. ‫پلیس نمی‌تونه سلاح گرم حمل کنه

‫- نمی‌تونه با تفنگ تهدیدت کنه... ‫- نه، می‌دونم، باشه؟

‫من هیچی نمیگم

‫سیصدتا؟ واسه یه پک جنس دیگه کافیه، درسته؟

‫اجازه نداره رشوه هم بده

‫باشه

‫- پونصدتا؟ ‫- لعنتی، مگه کری؟

‫بس کن

‫هزارتا

‫آره... من فقط ۸۰۰تا دارم

‫اسور اولسن

‫نه. نه

‫زیرِ پُلِ میدون اِسکو

‫هی!

‫کاملاً راست میگی. ‫اجازه ندارم رشوه بدم

‫و به زیدم قول دادم شراب بخرم

‫هی. دنبال کسی می‌گردی؟

‫- اسور ‫- امروز نیستش

‫ولی کلی جنس عالی دارم

‫نمی‌خوام، نمی‌خوام. نیاز ندارم

‫- دنبال من می‌گرده. چی کار کنم؟ ‫- گوش کن

‫توی نوردمارکا یه کلبه داریم. ‫برات لوکیشن می‌فرستم

‫گوش کن. اسلحه‌ها رو بردن

‫پول نیاز دارم

‫اسلحه‌ها با ما. ‫تو توی اون کلبه بمون

‫با هیچکس حرف نزن ‫تا از کشور خارجت کنیم

‫بعدش که بیشتر نیاز داشتیم ‫شاید تو رو قاچاق‌بَر کنیم

‫- بیشتر؟ می‌خواید جنگ راه بندازید مگه؟ ‫- آره

‫- با کی؟ ‫- افرادی مثل تو

‫شکنج دوکی‌شکل

‫بخشی از مغزه که چهره‌ها رو می‌شناسه

‫اونوقت کل عمرت داشتیش؟

‫آره. یعنی ما همه شکنجِ دوکی‌شکل داریم

‫توی مغزه

‫ولی مال من یکم بیشتر رشد کرده

‫پس به معنی واقعی کلمه،

‫هر چهره توی سوابق خلافکاری سوئد رو می‌شناسی؟

‫آره. همینطور نروژ

‫قبل از اومدنم برام فرستادنش، ‫واسه همین بررسیش کردم

‫هزاران چهره‌ست

‫- آره، گمونم یکم عجیب باشه ‫- نه!

‫کار کردن با هری هوله چطوره؟

‫هری...

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left