The first 200 lines.
.بهار 1942
"زير دريايي هاي "هيتلر" در شمالِ اقيانوسِ "اطلس ...به ويرانگري مشغولند
...با غرق کردنِ بيش از 1000 کشتيِ متفقين و
...تهديد به از بين بردنِ خطوطِ انتقالِ تجهيزات
.از آمريکا به انگليس
متفقين که تواناييِ عبور از رمزگذاريِ پيام هاي ...صوتي اين زيردريايي ها را ندارند
کورکورانه در مقابلِ حمله ها .آلماني ها ايستادگي ميکنند
.کشتيِ دشمن
.زاويه نسبت به زيردريايي، 60
.کشتيِ دشمن. .زاويه نسبت به زيردريايي، 60
.هدف تنظيم شد
.عمق تنظيم شد
.فاصله، 500
.هدف در تيررسه
.سرعتِ موشک، 35 گره
.سرعتِ موشک، 35 گره
!موشک ها رو از جايگاهِ 1 و 4 شليک کنيد
.جايگاه هاي 1 و 4 حاضر
.جايگاه هاي 1 و 4 حاضر
...آماده
!بزنيد
.موشک ها در حالِ حرکت
...3 ،4 ،5
...1 ،2
!صفر
!آره
!شليکِ عالي اي بود، کاپيتان
.بله، آقايون
.کمرِ دشمن رو شکونديم
!سريع بپيچون! 180
!يه ناوشکن
!تا عمقِ 90 متر پايين ميريم
!هر دو موتور با تمامِ قدرت
!همه برن جلوي زيردريايي
!دريچه هاي موشک انداز رو ببندين
!سکان 20 درجه به راست
!سکان 20 درجه به راست
!تمامِ شکستگي هاي بدنه رو چک کنين
.بيا نزديک
.عبور از 200 درجه
.چهل و پنج متر. داريم پايين تر ميريم، کاپيتان
.هر دو قايق رو حاضر کنين
.روي 220 درجه وايساد
.هدف داره به راست ميپيچه
.موتورِ سمتِ راست رو خاموش کن
.خاموش شد
.موتور راست نيم قدرت به عقب
!بمب زيرآبي
!صبر کنين
!دارن با بمب محاصره مون ميکنن
!مواظب باش، مخزنِ سوخت سوراخ شده
!جلوي سوراخِ مخزن رو بگيرين
.زيردريايي تا عمقِ 120 پايين رفته، کاپيتان
همه ي سوخت رو استفاده کنين! بايد بريم !سطحِ دريا! سطحِ دريا
.خبري نيست
!مسئولِ اتاقِ سوخت، جواب بده
!"يه گزارش از خسارتِ وارده ميخوام، "هانس
.همه شون مُردن، کاپيتان. همه ي مکانيک هامون
...رييسِ تعميرکارا، اون پسر چاقه
.کلِ خدمه ي موتورخونه. همه مُردن
.دريچه ي اگزورِ سمتِ چپ شکسته
.موتورِ سمتِ چپ خراب شده
...محفظه ي ميل-لنگ پر از آب شده. موتورِ سمتِ راست
.دو روز پيش خراب شد
باتري هام چي؟
صدمه ديدن. مالِ جلوي زيردريايي 300 .آمپر، مالِ عقب 200
!فايده نداره
فقط به اندازه ي پايين رفتن و شايد .يه کم مانور سوخت داريم
ممنون، "هانس". به همه ي بچه ها بگو .تا کمتر الکتريسيته مصرف کنن
!بي سيم چي - بله کاپيتان؟ -
:به "برلين" پيغام بده
.موقعيتِ 85-32
هر دو موتور از کار افتادن. فقط موتور هاي .الکتريکي مون کار ميکنن
.کمک بفرستين
اوناهاش. سلام، "اندي". کجا بودي؟ .همه ي پرسنل بايد باشن
.بيا اينجا. ميخوام با "جوني" آشنات کنم .جوني"، اين "اندي تايلر"ـه"
.سلام - .بهترين دوستمه. تو "آناپُليس" با هم بوديم -
.از ديدنت خوشحال شدم - .هي، يه سيگارِ "لارسون" مخصوص برات گرفتم -
.به سلامتيِ ناخداي زيردريايي آينده مون - .ممنون -
ستوان! بعداً مياين با بچه هاي جديد مشروب بخورين؟
."باشه، "گريگز - .خوبه -
!"آقاي "تايلر"! آقاي "تايلر - همم؟ -
مامانم اومده اينجا. ميتونم بيارمش شما رو ببينه؟
."حتماً، "تريگر - .اين همون ستوانيه که داشتم درباره اش حرف ميزدم -
!"ستوان "تايلر
.سلام، "پرودنس"، "لوييس". خانم "دالگرن"، کاپيتان
همراهت کجاست، "اندي"؟ فکر نکنم .حاضر شده باشي تنهايي بياي
متاسفانه توي اون زمانِ کمي که داشتم .نتونستم کسي رو پيدا کنم
کاپيتان، ميشه چند کلمه باهاتون صحبت کنم؟
حتماً. عزيزم، اجازه ميدي بريم؟ - .باشه -
.زود برميگردم
.قايق رو در اختيارم نذاشتن
.ميدونم
،با تمامِ احترامي که براتون قائلم، قربان ،اينجا فقط يه امکان وجود داره
.اينکه شما من رو ردِ صلاحيت کرده باشين
.درسته. چون فکر ميکنم هنوز آمادگيش رو نداري
منظورتون چيه، که آماده نيستم؟
.قربان، من روي "اس-33" کلي جون کندم .در همه ي زمينه ها هم صلاحيتِ لازم و حتي بيشتر رو دارم
.هيچ افسرِ اجرايي در اين زمينه به پاي من نميرسه - !"اندي" -
.تو برا فرماندهيِ يه زيردريايي آماده نيستي
.منم تصميمم رو گرفتم. نميشه کاريش کرد
آقاي "تايلر". حالِ تون چطوره؟
خوش ميگذره؟ - .خيلي زياد، رييس -
شما چطور؟ - .مشتاقانه منتظرِ سوار شدن روي زيردريايي هستم -
.من خيلي وقته توي دريا کار ميکنم .بايد يه سر برم
.نابودم کرد، رييس
،نُه ماه روي "اس-33" بودم
.کارم رو بهترين شکل انجام دادم
هر کاري رو يه بار انجام ميدادم ،و بعدشم يه بارِ ديگه
تا مطمئن بشم که دفعه ي اول چيزي .رو يادم نرفته باشه
.نوبتِ تو هم ميشه .زيردريايي هاي ديگه اي هم توي نيروي دريايي هست
تو ميدونستي؟
.ولي به من نگفتي
.وظيفه ي من نبود
!باشگاه تعطيله! وقتِ رفتنه
.زود باشين. برين بيرون. همه بيرون
.زود باش، سريع تر
معنيِ اين کارا چيه، گروهبان؟
رييسِ اينجا شمايين؟ - .درسته. من افسرِ اجراييِ "اس-33" هستم -
همه ي کساني که اينجا هستن .يه مرخصي 48 ساعته دارن
.نه، قربان، ديگه ندارن
اونا دارن با کشتيِ من چيکار ميکنن؟
.شبيهِ زيردرياييِ نازي ها شده
.سلام، "اندي". امروز برا دريانوردا روزِ خوبيه
پنج دقيقه بهم وقت نميدن که جشنِ عروسيم !رو تموم کنم. پنج دقيقه
چه خبره؟ - .به جانِ تو اگه بدونم. کلاهت رو بذار سرت -
.بله، قربان
.آقاي "تايلر"، خدمه رو جمع کن - .بله، کاپيتان -
!جمع بشين! همه بيان اينجا! صف بکشين
!زود باشين! صف بکشين
.خدمه ي 3 حاضر باشيد. با ستوان يکم صف بکشيد
.خدمه ي 3 حاضر باشيد. با ستوان يکم صف بکشيد
کاپيتان "دالگرن"، همه اعضاي خدمه حاضر !هستن و شمرده شدن، قربان
.بسيار خب. راحت باشيد
،بابتِ کوتاه شدنِ مرخصي تون معذرت ميخوام .ولي برنامه عوض شده
.دو ساعت وقت داريم تا براي رفتن به دريا آماده بشيم
آقاي "لارسون"، به خدمه ي موشک انداز .بگو که سلاح ها رو آدماده کنن
آقاي "امت"، موتورها رو راه بنداز .و باتري هاي زير دريايي رو هم شارژ کن
آقاي "تايلر"، خشکبار، مهمات و يه سري موادِ .فاسد شدني هست که بايد به زيردريايي منتقل بشه
.آقايون، نوبتِ ما شده. ديگه حرفي ندارم
!خبردار
.بله، کاپيتان
!افراد ميتونين برين! شنيدين که چي گفت !وسايل رو ببرين انبار
!شش ثانيه وقت دارين لباسِ تون رو عوض کنين
آقاي "تايلر"، اينا واقعيه يا تمريني؟
نوبتِ ما شده"... اين يعني چي؟"
فکر ميکردم دو روز مرخصي داريم. چه خبر شده؟
نميدونم، ولي به زودي ميفهمم. برين کاري .که بهتون گفته شده رو انجام بدين
.تماميِ افسر نگهبان ها به دفتر گزارش بدن
کاپيتان "دالگرن"، ميشه به منم بگين چه خبره، قربان؟
.کاملاً مشخصه که نميخوايم بريم تفريح
.نه، نميخوايم. بايد يه ماموريتِ ويژه رو انجام بديم
وقتي راه افتاديم، توضيحاتِ لازم به شما و آقايون .امت" و "لارسون" داده ميشه"
.بله، قربان - .اندي"، گوش کن" -
توي اين ماموريت بايد به بهترين نحو ،کارِت رو انجام بدي
.بدون توجه به اختلافاتي که شايد با من داشته باشي
روشنه؟
.بله، قربان - .خوبه -
حالا برو بي سيم چي "ونز" رو پيدا کن .و بي سر و صدا ببرش تو اتاقِ تجهيزات
آقاي "تايلر". حالت چطوره، پسرم؟
خوبم، فرمانده "دوک". شما چرا اومدين اينجا؟
."ايشون. ستوان "هرش
.قراره کاپيتانِ زيردرياييِ شما باشه
.شما توي اين ماموريت براي ما کار نميکنين .آقاي "هرش" اختياراتِ عملياتيِ کامل رو داره
.رييس ايشونه. هر چي که بخواد، بايد براش فراهم بشه
.باشه
خودشه؟
...من ميدونم که
.خانواده ي شما اهلِ "کوبلنز" هستن
.کشاورزهاي خوبي هستن
حرفاي منو ميفهميد، آقاي "ونز"؟
ميتوني آلماني صحبت کني؟
.بله، قربان
ميتوني به اين زبون بخوني و بنويسي؟
...يا فقط تو مزرعه بزرگ شدي
و فقط اسمت آلمانيه؟
...يه پسر که تو مزرعه بزرگ شده
،که آلماني رو خيلي خوب ميخونه .مينويسه و آلماني صحبت ميکنه
..."قبل از ملحق شدن به ارتش، توي دانشگاهِ "برون
.زبانِ آلماني خوندم
."ممنون، "ونز
.همين آقا خوبه - .ممنون، "ونز". ميتوني بري -
.ستوان، زيردريايي رو آماده ي حرکت کن - .بله، قربان. با اجازه فرمانده -
،آقاي "تايلر"، خواهش ميکنم
.به بقيه نگين که من يه رگه ام آلمانيه
.ازم متنفر ميشن
."باشه، حتماً، "ونز
حالِ تون خوبه، آقاي "تايلر"؟
.عاليم، "ادي"، عالي
.ميخواستم بابتِ مرخصي ازت تشکر کنم
.دخترم هم ازت تشکر کرد
."تو مردِ خوبي هستي، آقاي "تايلر
.از فکرش در مياي
.فقط يه کم زمان لازم داري
.آره، شنيدم که چي شده
.اينم يکي از خوبي هاي توي چشم بودن... يا نبودنه
.اگه بفهمي ما درجه پايينا چيا ميشنويم، تعجب ميکني
.پسر، نزني تخم مرغ ها رو بندازي
."لعنتي. ببخشيد، آقاي "تايلر
ببين، تنها کاري که بايد بکني اينه که با .هر دو دست برش داري، پسر، هر دو دست
No comments yet. Be the first to leave one.