Heartland

Heartland

Download Farsi Persian Subtitle

Season 17

Release info

Heartland CA S17E07 1080p WEBRip x264-BAE en
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 17 قسمت 7 Heartland CA S17 1080p WEBRip x264-BAE زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2026-02-26
Downloads: 19
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫- آنچه در هارتلند گذشت. - می‌دونی

‫نوه من، لو. - ما با هم توی یه مدرسه بودیم

‫- من چند سالی ازش کوچیکتر بودم. - تو هم رفتی

‫اون‌طور که یادمه، خیلی یهویی بود

‫- مشکل اینجاست که هر بار

‫می‌خوام یه کاری انجام بدم، همه‌چی خراب می‌شه

‫حتی به فینال هم نرسیدم

‫توی مسابقه نویسندگیم

‫- باورم نمی‌شه جلسه بانک رو از دست دادم

‫راستش... این اواخر درست نخوابیدم

‫و به یه دلیل احمقانه‌ای کلاً یادم رفت

‫که آلارمم رو تنظیم کنم. (صدای موتور)

‫- انگار واسه این ناهار یه چیزی کم داریم

‫مثلاً شاید... این یکی

‫- دیگه کارای احمقانه واسه تحت تاثیر قرار دادن شماها انجام نمی‌دم

‫- کیتی. - فکر کنم بهتره هر دوتون برید

‫- اون واقعاً نچسبه

‫- خدای من، باید دست از خواستن چیزایی که نمی‌تونم بهت بدم برداری

‫تمام عمرت همین کار رو کردی

‫(صدای جیرجیرک) (صدای جغد)

‫(صدای خش‌خش ملافه)

‫(لو آه می‌کشد)

‫(صدای مرغ)

‫(آه می‌کشد)

‫(آه می‌کشد)

‫(موسیقی متفکرانه)

‫(لو آه می‌کشد)

‫(لو آه می‌کشد) - (راوی): چشمات رو ببند

‫تجسم کن

‫داری از بین ابرها میای پایین

‫توی یه آسانسور شیشه‌ای

‫(صدای زنگ آسانسور) نگرانی‌هات

‫گذشته‌ات خیلی بالاتر از تو باقی می‌مونه

‫(موسیقی مرموز)

‫(نفس عمیقی می‌کشد)

‫(صدای جیک‌جیک پرنده‌ها) (صدای قوقولی‌قوقوی خروس)

‫- لو، هه... ساعت ۶ صبحه

‫- اوه. - داری چیکار می‌کنی؟

‫- ام... فقط خوابم نمی‌برد

‫واسه همین گفتم زودتر به کارا برسم

‫- کارایی مثل مرتب کردن لباسای قدیمی؟

‫- نه، داشتم دنبال یه جعبه قدیمی می‌گشتم که

‫خیلی وقت بود توی اون انبار فلزی بود

‫و حالا نمی‌تونم پیداش کنم و داره دیوونه‌ام می‌کنه

‫- مگه توش چیه؟

‫- هیچی، فقط یه سری وسیله قدیمی واسه بخشیدن

‫- بهتره زیرزمین رو چک کنی

‫(صدای برخورد ملایم)

‫(لو آه می‌کشد)

‫(لو آه می‌کشد)

‫(صدای خش‌خش مقوا)

‫(موسیقی متفکرانه)

‫(صدای حرکت سریع)

‫(موسیقی پرتنش)

‫(گریه کردن)

‫(صدای حرکت سریع) (نفس لو بند می‌آید)

‫- فکر کردم شاید به کمک نیاز داشته باشی

‫لو، چی شده؟ - اوه، من

‫هیچی، فقط اینجا خیلی خاک‌گرفته‌ست

‫- اون مال کیه؟

‫- اه، نمی‌دونم

‫می‌خوام بذارمش توی وسایلای اهدایی

‫(موسیقی مرموز)

‫("رویاپرداز" از جن گرنت)

‫(موسیقی ملایم)

‫(صدای جیک‌جیک پرنده‌ها)

‫- ای وای. آره. خب، این

‫- اوه خدای من! - اون جاش اونجا نیست

‫- متاسفم. - اشکالی نداره عزیزم

‫بد برداشت نکن، ولی به نظر میاد

‫یه کم حواست پرته

‫- خب، آره... هستم

‫یعنی جسیکا یه لیست بلندبالا از کارها رو برام گذاشته

‫که باید قبل از افتتاحیه گالری انجام بدم، در حالی که خودش

‫رفته کوهستان

‫- خب، اون فقط داره وظیفه‌اش رو انجام می‌ده، لو

‫مگه می‌خوای دیوارای گالری خالی بمونه؟

‫- نه، فقط می‌گم وقتش اصلاً مناسب نیست

‫با نقاش‌های گالری به مشکل خوردیم

‫واسه همین خودم باید کار رو تموم کنم، تازه به غیر از اینکه باید شخصاً

‫برم استقبال این مهمون ویژه توی اقامتگاه، و

‫تا آخر هفته تموم موجودی‌های "مگی" رو چک کنم

‫- من می‌تونم توی نقاشی بهت کمک کنم

‫- منم می‌تونم به کارای "مگی" برسم

‫چم و خم کار دستمه. - واقعاً؟ این کار رو می‌کنی؟

‫- آره! آره، معلومه که می‌کنم

‫لیست نوشتن و تیک زدن مواردش

‫دقیقاً تخصص منه

‫- ممنونم. - خواهش می‌کنم

‫- ساعت ۱۰ اونجام. - باشه

‫- ام

‫(در باز می‌شود) نیازی به تشکر نیست

‫(در بسته می‌شود)

‫- مامان نگاه کن، یه سگ! (خنده امی)

‫- فکر کنم بدونم اون سگ کیه

‫صبح بخیر! - صبح بخیر

‫سلام خانم. اسب قشنگیه. - ممنون

‫(خنده امی)

‫(صدای جیک‌جیک پرنده‌ها)

‫- می‌تونی بری بهش سلام کنی

‫- سگتون خیلی نازه

‫- ممنون. خودش هم اینو می‌دونه. اسمش مالیه

‫- بدو مالی، دنبالم کن

‫- آره، لیندی قبلاً عاشق بازی با "رمی" بود

‫رمی هم می‌پرستیدش. - تو چه سگ خوبی هستی

‫- فکر کنم مالی هم داره عضو همین گروه می‌شه

‫(خنده لیندی) - منو لیس زد، قلقلکم اومد

‫- ای جان! سلام

‫(خنده)

‫- شاید لازم باشه یه بار بیاریش تا با هم بازی کنن

‫خب، دیگه نمی‌خوایم وقتت رو بگیریم

‫- هی، امی. - بله؟

‫- فردا صبح برای اسب‌سواری وقت داری؟

‫- شاید داشته باشم

‫- همین‌جا، همین ساعت؟

‫- باشه

‫- خیلی خب

‫- پس فعلاً

‫بیا بریم

‫(موسیقی احساسی)

‫(صدای جیک‌جیک پرنده‌ها)

‫(موسیقی متفکرانه)

‫- خیلی خوشحالم که اینا انقدر زود رسیدن

‫- چی سفارش دادی؟ - دفترچه‌های مورد علاقه "ایلین"

‫لحظه آخر ازم خواست که براش تهیه کنم

‫ولی خدا رو شکر "آمازون پرایم" موجود داشت

‫قشنگ نیستن؟ - آره

‫- خب، اینا رو بذار داخل، دیگه داره می‌رسه

‫یادت موند حوله‌های تمیز بذاری؟

‫- بله، حتی یه شکلات هم روی بالشش گذاشتم

‫- شکلات از کجا آوردی؟ - خودم آوردم

‫ایلین کالینز عاشق شکلات تلخه

‫- آه! خب، اومد. ام

‫می‌دونم طرفدارشی، ولی لطفاً حرفه‌ای برخورد کن

‫باشه؟

‫خانم کالینز، من لو فلمینگ هستم

‫از ملاقات با شما خیلی خوشحالم

‫- بله. - اینم دخترم کیتی هستش

‫- من عاشق کتاباتونم. - معلومه

‫- دفترچه‌های جدیدتون داخلن و کیتی قراره

‫کمکتون کنه مستقر بشید، پس هر چیزی که لازم داشتید

‫هر چیزی، فقط به خودش بگید

‫- من هر چی لازم داشتم با خودم آوردم

‫قوانین من ایناست:

‫- اوه. ام... "قبل از ساعت ۱۰ صبح سر و صدا ممنوع."

‫"غذاها بیرون در گذاشته بشن."

‫"درب زدن مطلقاً ممنوع."

‫- من برای نوشتن و تحقیق اینجام

‫ابداً نباید حواسم پرت بشه

‫- جای درستی رو انتخاب کردید

‫(موسیقی کنجکاوانه)

‫- سلام، الینور؟ امی فلمینگ هستم

‫ام

‫ببخشید، منتظر کس دیگه‌ای بودید؟

‫- نه اصلاً، فقط تا وقتی وارد جاده منتهی به اینجا نشدم

‫متوجه نشدم کجام

‫- اوه، پس قبلاً هارتلند بودید؟

‫- نه

‫فکر کنم فقط تصور می‌کردم امی فلمینگِ معروف

‫توی یه اصطبل نمایشی خیلی شیک آموزش می‌ده

‫- هوم. - نه توی یه مزرعه

‫البته مهم نیست. از دیدنت خوشحالم، امی

‫- آره، منم همین‌طور. چه کمکی از دستم برمیاد؟

‫- این دومینوئه

‫الان سه ساله که با هم توی مسابقات شرکت می‌کنیم

‫- ای جان. - پریدن رو با اون یاد گرفتم

‫- آخی، پس حتماً رابطه خیلی نزدیکی با هم دارید

‫بیا رفیق. - داشتیم

‫ولی بعدش، پاییز امسال، یهو

‫دیگه از روی مانع‌ها نمی‌پره و در می‌ره

‫- این یه رفتار کاملاً جدیده؟

‫- آره. اون از هیچی نمی‌ترسید

‫همیشه خیلی شجاع بود

‫بهار امسال حتی یه بار هم مقام نیاوردیم

‫بابام می‌گه یا باید مشکل رو حل کنم

‫یا اینکه یه اسب جدید بگیرم

‫- این دیگه خیلی اتمام حجت سفت و سختیه

‫- بابا نمی‌خواد بازنده‌ها رو نگه داره

‫فکر می‌کنه اگه برنده نمی‌شم، پس دیگه چه فایده‌ای داره؟

‫واقعاً نمی‌دونم چه اتفاقی افتاده

‫پس اگه تو نتونی کمکم کنی، شاید مجبور شم واگذارش کنم

‫(موسیقی پرتنش)

‫(صدای قارقار پرنده)

‫- (زن): عجب اسب‌سواریِ عالی‌ای بود

‫- (ایلین): اسب‌سواری توی طبیعت؟ - (مرد): واقعاً همین‌طور بود

‫- (ایلین): ای بابا

‫مسخره‌ست. - چیزی لازم ندارید؟

‫چای ارل‌گری، پاپ‌کورن؟

‫من توی اینترنت درباره عادت‌های نویسندگی شما خوندم

‫اوه، رمز وای‌فای رو می‌خواید تا موسیقی دانلود کنید؟

‫من موقع نوشتن نمی‌تونم به آهنگای باکلام گوش بدم

‫- واو. چهار دقیقه... واقعاً معقوله

‫- چی معقوله؟

‫- خب، معمولاً نویسنده‌های تازه‌کار

‫حدود ۳۰ ثانیه طول می‌کشه تا خودشون رو به من معرفی کنن

‫تو هم می‌خوای نویسنده بشی، درسته؟

‫- آره

‫دوچی توصیه‌ای برای کسی دارید

‫که می‌خواد حرفه‌ای رمان‌نویس بشه؟

‫- آره دارم

Heartland subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Heartland

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left