Eye of the Needle

Eye of the Needle

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Eye of the Needle 1981 720p HDTV x264 Persian IMOVIE-DL com
A Commentary by Relapse_Em
Relapse_Em :مترجم IMDB-DL ارائه ای اختصاصی از تیم ترجمه IMOVIE-DL.com

Tags

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
Published on: 2015-02-01
Downloads: 52
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

من بروس ديويدس هستم و از لندن گزارش ميکنم

پس از بمباران نيروي هوايي ارتش آلمان، از ديشب تا کنون اين شهر را

دود و آتش فرا گرفته

کشته هاي جنگ از زير آوارها به بيرون کشيده ميشوند

و از فرانسه نيز خبر به گوش ميرسد که نيروهاي آلماني در انتظار تسليم و قبول شکست اين کشور برابر خودشان هستند

اما سپاهيان بريتانيا در حال مقاومت ميباشند

در قعر آسمانها، مردان جوان نيروي هوايي بريتانيا مشغول نبرد با نيروهاي آلماني هستند

همان آلماني که تنها يک سال پيش به کشور لهستان حمله کرد سپس به فرانسه تاخت

و اين کشور را دچار بحراني کرد که اگر مقاومت نمي نمود

!ممکن بود فاتحه کشورهاي غير کمونيستي خوانده شود

گروهبان يکم، سربازها رو حرکت بده

خيلي خب، با همه شماها هستم، حرکت کنين

مراقب اطراف خودتون باشين

من اون چهار ماشين ديگه اي که لازم داشتي رو پيدا کردم

خوبه - تو همه سربازان خودت رو در اختيار خواهي داشت -

من ترجيح ميدم به جاي اينجا بودن با اونها باشم - پس دوست داري به کشور فنلاند بري، درسته؟ -

اينجا هم شد کشور آخه؟ - !يخورده حس وطن پرستي من بالا رفته -

مياي باهم نوشيدني بخوريم؟ - نه، ممنون. شايد فردا اومدم -

الو؟

فردا صبح ميبينمت - باشه -

از اينجا که سه تا رو ميتونم ببينم

خداحافظ

آقاي فيبر - سلام بيلي -

من يک مصاحبه نظامي ديگه دارم

حال تو که نسبت به هفته گذشته تغييري نکرده

دوست من هري، يک نوع کرم داره که ميتونم با استفاده از اون جوش هاي پوستي خودم رو درمان کنم

اصلا لازم نيست که عجله کني. من بهت اين اطمينان رو ميدم که حالا حالاها جنگ ادامه خواهد داشت

اما من دوست دارم همين الان به جبهه برم

همه اونهايي که غير از شما داراي پست و مقامي هستن دارن ميجنگن جز من

نظرت راجع به نيروي دريايي چيه، بيلي؟ - ...در واقع مدتي هست که دارم بهش فکر ميکنم اما -

من در اونجا موفق نخواهم شد - پس نيروي هوايي هم که نميتوني بري -

چرا؟ - تو که نميتوني پرواز کني، درسته؟ -

اينها رو بگير، عزيزم - ممنونم -

ايشالا خوشبخت بشي - ممنونم -

ايشالا زندگي خوبي داشته باشي - از شما خيلي ممنونم -

خانوم رز؟

ديويد جان، به نظرم بهتره که برم لباسهاي خودم رو عوض کنم

ميتونم بهت کمک کنم؟ - نه، نميتوني -

خب پسرم، کي به نيروي هوايي ملحق ميشي؟

فردا، قربان. با يک اسپيت فاير پرواز ميکنم. ديروز اون هواپيما رو از نزديک ديدم. خيلي شاخ بود

خب تموم شد

مامان، من خيلي خوشحالم

اوه، عزيزم

اون پسر دوست داشتني هست - درسته -

...عزيزم

ميتوني بري، اما

با هر دوي شما هستم

...لوسي - بله؟ -

...لوسي، من

...من نميدونم انتظار تو از امشب چيه، اما من

...فکر ميکنم... فکر ميکنم بهتره بدوني که

مامان، من ميدونم

خداحافظ مامان

خداحافظ بابا

خداحافظ

بيلي، چايي از دستت پريد! و تو، فيبر... برو يک نوشيدني واسه خودت بخور

ممنونم. فقط ميخوام آبي به سر و صورت خودم بزنم - اونجا ميبينمت -

فردي، منم ميتونم با شما بيام؟ - اين رو ديگه نميدونم -

تو عضو ارتش هستي؟ - در مورد اون کرم فوق العاده بهشون بگو -

باشه. ميشه به خانوم گاردن بگي که من کمي دير ميام؟

دوست من هري، يک نوع کرم داره که جوش هاي پوستي رو درمان ميکنه

آقاي فيبر، من واسه شما قسمتي داغ از غذاي پاي گوشت کنار گذاشتم پاي گوشت: نوعي غذاي محبوب در بريتانيا، تهيه شده از گوشت ...چرخ کرده، پياز سرخ شده، سبزيجات و

خب پس تا از دهن نيفتاده بايد بخوريمشون - اينطوري که شما ميگين، پس نبايد بذاريم از دهن بيفته -

تا چند لحظه ديگه ميام اينجا

يک روز که واسه ماه عسل رفتن زياد نيست، درسته؟

ميتونيم همين الان شروع کنيم. اون زير يک بطري نوشيدني هست

پيداش کردم

اين از اين. ليوان توي اين ماشين پيدا ميشه؟ - البته که پيدا ميشه. همه چيز با خودم آوردم -

اوه، عزيزم - چي؟ -

داشتم به مامانم فکر ميکردم

امروز عصر، سعي داشت به من بفهمونه که شب اول عروسي چه اتفاقي ميفته

اون يخورده از دنياي امروز بي خبره. تو چي گفتي؟

منم گفتم که اون از دنياي امروز بي خبره

هانري؟

آقاي فيبر؟

تو داري چي کار ميکني؟

موضوع مهمي نيست... دارم واسه ايستگاه پيام مخابره ميکنم

در مورد قطارها هست. در واقع نيازي نيست که اين موضوع رو به تو بگم

خواهش ميکنم به حرف من گوش کن - نه -

به من اعتماد کن

تو يک جاسوس هستي - دست از اين کارهات بردار -

خواهش ميکنم به حرف من گوش کن

باري ديگر، شهر لندن در شب گذشته آماج حملات گسترده نيروي هوايي آلمان قرار گرفت

بيشترين خسارات متوجه اماکن مسکوني و صنعتي شدند

ديويد، مراقب باش. تو که هنوز سوار هواپيماي خودت نشدي که اينطوري رانندگي ميکني

اي بندگان، خداوند است که براي ما روزي مي فرستد

او به ما گوسفند ميدهد

و ما استخوان هايش را به او پس ميدهيم

لوسي، فکر ميکنم دوباره مامانت از دست من عصباني شده

من اينجا هستم، ديويد. ميتوني مستقيم اين رو به خودم بگي

عجب تقاضاي وسوسه انگيزي از من دارين - ...ديويد، خواهش ميکنم -

بخور، عزيزم

شما ميخواين آماده رفتن بشين، درسته؟ - نيازي نيست که نگران بشي. من همين الانش هم آماده رفتن هستم -

خوبه

بابا

مامان، بخاطر رفتار ديويد از شما عذرخواهي ميکنم. الان ديگه واسه اون سخته که بخواد با آدمها باشه

ميفهمي که چي ميگم؟ - البته عزيزم -

طفلکي، دختر من - نه مامان، من اوضاع زندگيم خوبه -

وضع زندگي همه ما خوبه. اينطور نيست، تام؟

البته که همينطوره

خداحافظ سرکار خانوم. اينها واسه شما و همسرتون هست

در حال حاضر در لندن مشکل کمبود غذا هست

ازت ممنونم، تام

ازت ممنونم، تام

زودباش، تام

اون مست هست؟

اون هميشه اينطوريه؟ - بيشتر وقتها... اما ميشه روي اون به عنوان يک دوست خوب حساب کرد -

...هروقت خواستي بياي پيش ما، تو و جو

نه

...خونه من اينجاست، مامان. همراه با ديويد و جو

خود شما به من گفتين که توي زندگي زناشويي فراز و نشيبهايي وجود داره

فکر کنم من اين حرف رو گفتم - بله، شما گفتين -

حداقل به نظر ميرسه که حال جو خوب هست

من اون رو بوس کردم - شايد هم اين قصد رو داشتين که يک بچه ديگه داشته باشين؟ -

آخه چرا نه؟ مطمئني که مشکل از ديويد نيست؟

بله

اون تمايلي به داشتن رابطه نداره

زودباش، لوسي - من دوستت دارم -

لازم نيست که اين قضايا رو پدر هم بدونه

نه - پس عجله کن -

خداحافظ، مامانبزرگ - بيا بريم، جو -

جناب مامور مولر

کسي با مولر همراه شده - خوبه -

يک دقيقه به اونها مهلت بدين و بعدش به داخل برين

تو در انجام ماموريت خودت اصلا خوب کار نکردي

ما گير افتاديم

انگليسي صحبت کن

شخص اعليحضرت (آدولف هيتلر) خواهان اين هستن که شما در مورد قدرت ارتش ژنرال پاتون (ژنرال امريکايي) در شرق آنجليا، احتياط بيشتري به خرج بدين

به اين ميگن قدرت تهاجم... اونها عکسها رو در اختيار دارن

ژنرال پاتون واسه حمله به اروپا از شهر پا-دو-کاله (فرانسه) کاملا آماده هست

...طالع بين جناب هيتلر - طالع بين؟ -

...خداي من

اون اعتقاد داره که حمله از منطقه نرماندي (فرانسه) آغاز خواهد شد

بسيار خوب

اين مورد رو مجددا ارزيابي خواهم کرد

من همانند قبل پيامها رو مخابره ميکنم - نه -

ديگه نبايد پيام راديويي مخابره بشه. بهتره که عکس بگيري

و اونها رو شخصا به جناب اعليحضرت تحويل بدي

شخصا تحويل بدم؟ چرا؟ - ايشون ميگن که به شما اطمينان دارن -

ايشون ميخوان اينها رو شخصا از دهان خودتون بشنون - خب، باعث مسرت من هست -

جناب فرمانده کاناريس براي شما زيردريايي ميفرستند تا شما رو از سواحل اسکاتلند با اون به وطن بازگردانند

عاليه. تموم مدت تو حامل اين نامه بودي؟

بله. واسه چي؟

حرکت کنين - هر دوي اونها رو ميگيريم -

اينجا کجاست؟

استرم آيلند. دو مايل به محل قرار شما

زيردريايي کي واسه اومدن من مياد؟ - وقتي که شما خبرش رو بدين -

از ساعت شش عصر تا شش صبح

از ساعت شش عصر تا شش صبح... از کي شروع ميشه؟

به مدت يک هفته از همين امروز و يک هفته پس از خبر شما

پس تو چطور از بريتانيا خارج ميشي؟

من بايد به ليورپول برم

اگه اونها تو رو دستگير و شکنجه کردن چي؟

قرص هاي خودکشي همراهم هست - در اون صورت از اونها استفاده ميکني؟ -

اگه لازم شد حتما استفاده ميکنم

جو از من خواست که به تو شب بخير بگم

اون خيلي تو رو دوست داره

من هم اون رو دوست دارم

عزيزم اما تو اين رو نشون نميدي

هيچوقت به اون نميگي

هيچوقت اون رو در آغوشت نميگيري

تو ديگه نبايد ترسي داشته باشي... اون حالا داره بزرگ ميشه

از چي ترس داشته باشم؟ آخه من بايد از چه چيزي ترس داشته باشم؟

ميخوام باهاش برم قدم بزنم، آره؟

...باهاش شنا کنم... فوتبال بازي کنم

...ديويد - ميخوام که اون به من افتخار کنه، آره؟ -

...که من الگوي اون باشم... يک پدر افليج بيچاره

...فکر کنم تو و مامانت خوب داشتين پشت سر من غيبت ميکردين

مامانم خيلي نگران تو هست

من احتياجي به نگراني کسي ندارم

ميتونم تنهايي سر کنم

اما من نميتونم

ديويد، من به تو احتياج دارم

من عاشق تو هستم - ...نباش -

خواهشا دست از سرم بردار

تو رو خدا بذار بخوابم

متشکرم

از زمان مرگ خانوم گاردن شما کسي رو داخل اين اتاق راه ندادين؟

خير، قربان. از زماني که بيلي پارکين اينجا زندگي ميکرد... اون الان عضو ارتش هست

به نظرم تموم اون چه رو که لازم بود، ديدم

از شما متشکرم

گروهبان... بيلي پارکين؟

خودم هستم، سلام قربان

قضيه از چه قرار هست؟

قتل

هيچوقت برگشت اون روز خودم رو فراموش نميکنم

که اون خانوم رو ديدم

مرده بود

اون صحنه شديدترين شوک زندگي من بود - حتما همينطوره -

هانري فيبر عوضي

اون الگوي زندگي من بود

عوضي

حتي در جنگ هم مجروح شده بود

مدالهاي افتخار بر روي سينه اون نقش بسته بود

با اين حال، شما با من چي کار دارين؟

اين عکسهاي فارغ التحصيلي دانشجويان ارتش آلمان هست

در يک سال مشابه، مدارس گوناگون

نگاهي بهشون بنداز

بايد دنبال فيبر باشم ديگه، درسته؟ - بله -

خودشه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left