Due South

Due South

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Due South - 01x20 - Victoria's Secret Part 1
A Commentary by Reza_FA
ترجمه: کاتي /// www.duesouth.blogfa.com

Tags

other
Published on: 2015-07-18
Downloads: 34
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

راز ويکتوريا قسمت اول

هيچ مي دوني چند ساله اون ميز بيليارد تو زيرزمين خونه منه؟

پانزده سال

پدرم ميز رو، روز مادر به خونه آورد. روز پدر مادرم بهش اجازه داد برگرده خونه

وسيله ي تعمير شده به اسم کيه؟

موستافي - يعني حتي مال خودت هم نيست؟ -

نه، از يه همسايه قرضش گرفتم. ظاهرا نمي دونسته که خرابه

ميشه 80 دلار

براي تعمير يه جاروبرقي؟ من با اين پول مي تونستم يه نو اش رو بخرم

نه يکي مثل اين، اين يکي خيلي قديميه اين يه جاروبرقي معمولي نيست

...اوه، خداي من، ظاهرا يکمي کم دارم، اوم

چقدر؟

شصت دلار

خيلي ممنونم

نه، من بايد ازت تشکر کنم

پس کمکم مي کني که اون ميز بيليارد رو از زيرزمين بيرون بيارم؟

مادرت ناراحت نمي شه ، اتاق ناهار خوريش رو ازش بگيري؟

احتمالا آره، اما اونجا خونه من هم هست و اگه بخوام يه ميز بيليارد تو اتاق ناهار خوري داشته باشم بايد داشته باشم

مادرت چه مدت به مسافرت ميره؟ - يک هفته -

سال هاست که مي خواد خواهرش رو تو فلوريدا ببينه

مدام مي گه که دوري ازش براش سخته و اين که چقدر دلتنگشه

به محض اينکه تو فلوريدا براش هتل رزرو کردم تصميم گرفت با خواهرش صحبت نکنه

فکر کنم اون فقط ميره فلوريدا تا به خواهرش زل بزنه

چي شده؟

هيچي، فقط فکر کردم که آه

فکر کردم زني رو که ديدم که مي شناختمش - فکر کردي که اون هم ممکنه يه جاروبرقي احتياج داشته باشه؟ -

نه

احتمالا اشتباه کردم

خب پس، پول من رو جمعه پس مي دي، درسته؟

آره، حتما

اون نبود

چرا؟

چرا؟

خيله خب، همه تو ماشين، بجنبيد!شما ها که نمي خوايد تو ترافيک گير کنيد؟

کيف لوازم آرايش من کجاست؟ کي کيف لوازم آرايش منو برداشته؟

مجبور شدم بذارمشون تو سقف ماشين چون تو ماشين جا نمي شد!، بجنبيد ديگه

مامان کجاست؟ - روي صندلي جلوئي -

الان نيم ساعته که منتظره، ديگه نمي تونه براي ديدن خواهرش صبر کنه

هي، ريموند! خيال نداري بهم کمک کني؟

!آره، چرا نمي پري پشتم تا فلوريدا کولت کنم؟

!بجنب فرني، بيا برو ديگه

فريزر اونجاست؟ - نخير، چند بار ديگه بايد بهت بگم؟ -

چون اگه اونجا باشه، خودم مي کشمت

مامان مي خواد رانندگي کنه؟؟ - مامان اون داره مي آد -

!اوه، نه مامان تو رانندگي نمي کني ما که نمي تونيم تا فلوريدا با سرعت 35 مايل در ساعت حرکت کنيم

سفر خوش

قشنگه مگه نه؟

فکر مي کني اتاق به اندازه کافي بزرگه؟ - هي اگر هم يکم تنگه اتفاقا باعث ميشه بازي جذاب تر بشه -

قاب دور ميز رو مي بيني؟

تنها چيزي که پدرم مي دونست، تشخيص کيفيت چوب بود

فکر نکنم درست ميزانش کرده باشيم، ري – اوه، پسر، اون خيلي خوب بازي مي کرد -

وقت ناهار که مي شد، مادرم شروع به غر زدن مي کرد که غذاش از دهن مي افته

براي همين من داوطلب مي شدم که برم فانلي

...بعد يواشکي يه گوشه مي ايستادم طوري که پدرم من رو نبينه

تق، سه توپ به هم مي خوردن

...بعد دو باره شروع مي کرد و اين بار از گوشه ميز

بعد هشت تا توپ وارد سوراخ مي شد

اون پدر پستي بود

اما پسر، بيليارد باز خوبي بود

و اين تنها کاري بود که تو زندگيش به خوبي انجام داد

ميز خيلي قشنگيه

پس جمعه شب حتما مي آي، ديگه؟ - آره -

... خيله خب، پس پول منو فراموش نکن ، چون بايد يه چيزهايي بخرم

... تو فکر خريد "دلي پترا" هستم، شايد هم اوم

شايد هم چند تا پيتزا و نوشابه

آه، به جهنم، هر دو تاش رو مي خرم

منظورم اينه، مگه چند بار پيش مي آد که رفقا دور هم جمع بشن، درسته؟

از دستش نمي دم

گوش کن، من ديگه واقعا بايد برگردم

باشه

اوه، بني

به خاطر کمکت ممنون - قابلي نداشت -

اوه، راستش واقعا مطمئن نيستم

که ديدمش يا فقط مي خوام که ببينمش

يا شايد هم ديدمش چون اون تنها کسيه که نمي تونم باهاش روبرو بشم

چرا؟

به خاطر تصميمي که گرفتم

ذهنت رو درگير کرده؟

بله

پسرم، من يه کاتوليک اهل بلفاست هستم

هر تصميم خوبي معمولا

با اشتباهاتي همراهه

غير از اين هم نيست

ولي تو مجبور مي شي تصميمت رو بگيري و بعد ياد بگيري که باهاش زندگي کني

بعد سعي کني خودت رو ببخشي

اون فقط راننده ماشين بود

ببخشيد؟

اون و دو نفر ديگه به يه بانک در آلاسکا دستبرد زدند

يکي از اونها مرد ويکي ديگه به جنوب فرار کرد.او(ويکتوريا)با هواپيماي سبک از مرز رد شد

هواپيماش به خاطر بدي هوا مجبور به فرود شد و خلبان او رو ترک کرد

من ردش رو تا گذرگاه "فورتي تود" دنبال کردم

طوفان روزها ادامه داشت

وقتي پيداش کردم که هرچي داشتم رو گم کرده بودم کوله پشتي، وسايلم

اون پشت يه کوه پناه گرفته بود

تقريبا يخ زده بود و نزديک بود بميره

...بنابراين من

با تفنگم يه تکيه گاه درست کردم و پالتوم رو درآوردم

و دورش پيچيدم

تا اينکه طوفان ما رو دربرگرفت

من باهاش حرف مي زدم تا بيدارش نگه دارم

بوران يک رو و يک شب

و يک روز ادامه داشت

و بعد که ديگه قادر نبودم حرف بزنم، انگشت هاش رو گرفتم

و اونها رو تو دهنم گذاشتم

تا گرم نگهشون دارم

... درست يادم نمي ياد که هشياري ام رو از دست داده بودم يا نه اما

اما کاملا يادمه که داشتم مي مردم

...بعد صداش رو شنيدم

اون داشت يه شعر رو زمزمه مي کرد

... بارها و بارها

من از معني کلماتش سر در نمي آوردم اما نمي تونستم از گوش دادن بهش دست بکشم

... او زيباترين صدا رو داشت

... مثل اين بود که

او رو براي هميشه شناخته بودم

فراتر از هزاران سال زندگي

طوفان بالاخره تموم شد و ما زنده بوديم

يعد از يک روز، کوله پشتي ام رو پيدا کرديم. ما هرچي

هرچي داشتم رو در يک وعده خورديم

و اون ما رو 4 روز زنده نگه داشت تا به نزديک ترين ايستگاه برسيم.

ما اون شب نزديک يه کليسا کمپ زديم

...و من او رو در آغوش گرفتم

و اون ازم خواست ،بذارم بره

... مي دونيد

هيچ کس نمي دونست که پيداش کردم

پليس حتي اسمش رو هم نمي دونست

... مي تونستم

بذارم بره

و اون مي تونست

همون شب فرار کنه

تو کار درستي کردي، تو وظيفه ات رو انجام دادي، درست همون کاري که بايد مي کردي

اون تنها زني بود که عاشقش بودم، من انداختمش زندان

وظيفه فقط يه بهانه ست

خب، اون يه خلافکار بود، تو چاره اي جز تحويلش به قانون نداشتي

مي خواي همه اون سيب زميني ها رو بخوري؟ - نه، مهمون من باش -

چه بلايي سر کلاهت اومده؟

از وقتي دفنم کردن همين طوري بود، اونها مجبور شدن ببرنش

تا من بتونم درست تو تابوت دراز بکشم. مطمئنم نيت بدي نداشتن ولي نمي دونن که اين کارشون چقدر باعث شرمندگي ام بعد از مرگ شده

ببين، اون (ويکتوريا) واقعا چاره اي نداشت، اون با مردي زندگي مي کرد که نقشه اين دزدي رو کشيده بود.اون واقعا در شرايط سختي بود

مطمئنم قاضي اين ها رو هم در نظر گرفته. اينها وظيفه قاضي بوده

شک کردم که ممکنه تقصير تو باشه

چي؟ - کلاهم رو مي گم. اين آخرين تصويريه که ازم من تو ذهنت مونده؟ -

!مراسم تدفين تو بود پدر، من به سختي مي تونستم چشمام رو ببندم

فکر کنم نمي تونه کمکي بکنه

اين ها خيلي بي مزه اند - خب مجبور نيستي بخوريشون -

من يه بار مادرت رو دستگير کردم - امکان نداره -

به خدا قسم، من به خاطر سرعت زياد جريمه اش کردم

با اين که مي دونستي ماشين مادرمه، توقيفش کردي؟

نه من درست کنارش نشسته بودم

!نه بابا - اون 45 مايل در ساعت رانندگي مي کرد -

مامان؟ - بهش گفتم جريمش مي کنم و هر بار که اين رو مي گفتم، سرعتش رو بالاتر مي برد -

!انگار عقلش رو از دست داده بود

زن ها، تو هيچ وقت نمي توني باهاشون کنار بياي، پسرم

خب، در واقع من ازت يه نصيحت مي خواستم ،پدر

در تمام طول 57 سال زندگي ام و اين 14 ماهي که مردم فقط يه چيزي در مورد زن ها ياد گرفتم

و اون اينه که، حتي يه نکته هم در مورد زن ها نمي دونم

تونستم کمکت کنم، پسرم؟

آره، خيلي زياد

موفق باشي، پسرم

چيز ديگه اي ميل داريد آقا؟

نه ممنون

مي خوايد ميزتون رو جمع کنم؟

آره، فکر کنم ديگه ... آه

اون کجاست؟ - چي؟ -

زني که تو ماشينت بود، اون کجا رفت؟ - دستت رو بکش کنار! -

مگه يه زن سوار اين تاکسي نبود؟

سلام - سلام -

اين شما بودي؟ فکر کردم شما رو وسط خيابون ديدم

... مطمئن نبودم فکر کردم خيالاتي شدم - ...نه، من بودم، من آه -

من وسط خيابون ايستاده بودم

هيچ وقت فکر نمي کردم دوباره ببينمت

من هم همين طور

... تو کجا

زندان

داشتي مي رفتي؟ تو کجا داشتي مي رفتي؟

... من ديگه مهم نيست

هنوز هم مي خوايد ميزتون رو جمع کنم؟

نه

يکم بعد از اينکه

از زندان بيرون اومدم، خواهرم مرد

متاسفم

بعدش ديگه انگيزه اي براي موندن در آلاسکا نداشتم

پس فکر کردم بهتره بيام شيکاگو و کارهاي عقب افتاده ام رو انجام بدم

تو فکررفتن به دالاس هستم

شايد هم اوستين، يه جاي گرم

و شروع يه زندگي نو

اوستين شهر قشنگيه

تا حالا اونجا بودي؟

نه

خب، هواي گرم برام خوبه

درک مي کنم

خوشحالم که قبل از ترک اين شهر تونستم ببينمت

عالي به نظر مي آي

ديگه بهتره برم

اوه، بفرماييد

نه، من پرداخت کردم

فک مي کني بهم مديوني، آره؟

آره

خداحافظ

ويکتوريا

بله؟

Due South subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Due South

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left