A Connecticut Yankee in King Arthur's Court

A Connecticut Yankee in King Arthur's Court

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

A Connecticut Yankee In King Arthurs Court 1949 720p BluRay
A Commentary by [email protected]
ویرایش و اصلاح مجدد توسط محسن تاج الدینی

Tags

bluray
Published on: 2026-01-29
Downloads: 24
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

یانکی کانکتیکات در دربار شاه آرتور

کارگردان : تای گارنت

انگلستان سال1912

قلعه پندراگون بازدید سه شنبه وجمعه ها

خیلی ممنون

بگو آیا این قلعه همیشه چهار برج داشته است؟

قابلی نداشت

چهارتا برجک.

درست به نظر نمی رسه

اگه عجله کنید، به موقع به آخرین تور خواهید رسید

ممنون

اتاقی که الان در آن ایستاده اید...

یک تالار ضیافت باستانی است.

و خانمها و آقایون گفته میشه که این میز

همان میزگرد معروفه

که توسط شاه آرتور استفاده شده

بسیاری از سپرهای شوالیه های میزگرد

طبق استاندار خودش بازسازی شده اند

یر بدیور.

سر بورس د گانیس.

سر سر لنسلوت لیک

ببخشید قربان

بفرمائید

حالا خانم ها و آقایان اگه لطف کنید منو دنبال کنید.

واینجا، خانم ها و آقایان،

ما سپرهای سر گلاحد را داریم،

سر دالیانس

و سرساگرامور دزیروس.

خیلی خوب مونده

و در اینجا، خانم ها و آقایان،

یه پرتره که به طرز چشمگیری حفظ شده

لیدی آلیساند لا کارتلوز.

زیبا نیست؟ واقعاً زیباست خانم

ایشون در افسانه ها به عنوان خواهرزاده مورد علاقه شاه آرتور مشهوره

و اینجا، خانم ها و آقایان ببخشید...

ما یه هاوبرک داریم که متعلق به قرن ششم است...

گفته میشه که توسط سر لوگریس از آستولات استفاده میشده

به این سوراخ روی سینه توجه فرمائید

بدون شک ناشی از اصابت یک پیکان با نوک آهنی آن دوره است.

منظورم اینه که... خب، اتفاقاً یه سوراخ گلوله است.

غیر ممکنه! اون دوره سلاح گرم هنوز اختراع نشده بود

تا قرن پانزدهم

خب ، شاید این آقا گلوله را دیده

شاید آقا خودش آنجا بوده

درسته ،در واقع بودم.

بدون شک ناشی از یک پیکان آهنی آن دوره است.

خب، خانمها و آقایان سفر ما به پایان رسید

از طرف یتیم خانه و لرد پندراگون، امیدوارم از آن لذت برده باشید.

از این طرف لطفاً خیلی جالب بود

عذر میخوام، قربان. لرد پندراگون مایلند با شما ملاقات کنند

باعث افتخار بنده است

ایشان را کاملاً به یاد دارم

از اینطرف لطفاً

"ایشان را کاملاً به یاد دارم"

اما اون1300ساله که مُرده

بفرما داخل

لطفاً درو ببندید

این یکی از زیباترین و در عین حال گیج کننده ترین آنهاست

ایشون یه آقای آمریکائی هستند ، مای لرد

کاملاً میدونم که ایشون آمریکایی هستند

ممکنه از اینجا بری ، ریچاردز اما..قربان

برو برو. اسکات.

خب ، بدون کلک مرد جوان

بهت هشدار میدم من در کمبریج مربی بوکس بودم

خب ، شنیدم که در حین بازدید مزاحم مردم شدی

به نظرت کارشما غیرمعمول نبود؟

به شما اطمينان مي دهم، پروردگارا، من كاملاً عاقل هستم.

خب اینطوری به من خیره نشو که انگار روح دیدی

قبلاً همدیگه رو ملاقات کردیم؟

خب دقیقاً نه منظورت چیه دقیقاً نه؟

بگو قبلاً ملاقات کردیم یا نه

احساس میکنم قبلاً شمارو دیدم و این قلعه رو میشناسم

همچنین دختری که تابلوی اون طبقه پائینه بانو آلیسانده

من ایشون هم میشناسم صبر کن صبر کن. زنگ نزن

میخوام یه چیزی بهت نشون بدم

یه نگاهی به این بنداز این چیه؟

یه طلسم طلا

مثل همون که گردن دختر نقاشی هست

بله بله البته. البته.

یه تصادف جالب تصادفی نیست قربان

اینو از کجا گرفتی؟ خودش به من داد

جوان، تو یا دروغگو هستی

یا دیوانه و من اینجا نمی نشینم

بفرما

متشکرم. ببخشید.

خیلی وقت بود که می خواستم اینو از روی سینه ام پاک کنم.

نمیخواستم مزاحمتون بشم

اسم من مارتین است ،هنک مارتین.

من در هارتفورد، کانکتیکات، ایالات متحده آمریکا متولد شدم.

شغلم آهنگری است پدرم هم آهنگر بود

یا اینکه آهنگر بودم تا چند سال پیش که این ماشین ها اومدند

ظاهرش که خیلی قدرتمنده آره ، حتماً همینطوره

برو جلو لمسش کن میدونم جرأتش رو داری

تو برو جلو من اول از تو خواستم

آره اول از تو خواست

مراقب باش!

درستش کردی هنک؟ معلومه که درستش کردم

عمل موفقیت آمیز بود اما بیمار فوت کرد.

خب، یه بار دیگه امتحان میکنیم

شما بچه ها که عجله ندارید؟ نه عجله ای نیست

فکر میکنی چش شده؟

میدونم که یه اژدها توش خوابیده چی؟

یه اژدها، درست مانند شاه آرتور، که تف می کنه و آتش بیرون میندازه

تو خیلی احمقی من نیستم، هنک؟

من فکر کنم اون یه چیزی داخلش داره. چیزیه که لازم داریم یه طعمه واسه اژدهاست

محکم گرفته

آره ، یه اژدها آنجاست، بسیار خوب.

فکرکنم اژدها خیلی گرمش شده صبرکنیم کمی خنک بشه

این کتاب راهنمای تعمیر ماشینه ، هنک؟

بهت میگه چطوری ماشین رو تعمیر کنی؟

والا این چیزیه که فروشنده کتاب به من گفت

وای! نگاه کنید اون چیه هنک؟

آره، چیه، هنک؟ یه گرامافونه

یه باند20قطعه ای یک راست در اتاق نشیمن

طبل و چیزای دیگه؟ آره ، طبل و همه چی

یه لامپ برق، یه فانوس جادویی و یه موتور سیکلت

نگاش کنید

منظورت اینه ما قراره یه روز همه این چیزارو داشته باشیم؟

پسر، هرچیزی که تو کتاب نوشته، ما الان داریم

میدونی چرا اینارو گرفتیم؟ چون افرادی که دیگران فکر می کردند دیوانه هستند...

اینهارو اختراع کردند

به این ترتیب کارها توسط افرادی انجام میشه...

که اقرار به نبوغشون نمیکنند

اوه، هیچ چیز برای خجالت وجود نداره

اگه انگشت پاي خود را روي ماه خم كنيد

وقتی یک رویا در اوج آسمان است

خب، شما فقط باید خیلی بالا بپرید

اما خیلی زود تسلیم نشوید

اگه انگشت پاي خود را روي ماه خم كنيد

حالا شما هری هاجتس را بگیرید هری هاجتس کیه؟

هری هاجتس یه جوان عاشق ساخت وسایل بود

معتقد بود که "زندگی به چیزهای جدید نیاز دار"

میگفت یک یا دو چیز ممکنه باعث شهرت شود

این آخرین باریست که نام اونو می شنوید

هیچ کس به اختراعات هری اشاره نمی کنه

اما فکر میکنید ارزش اون پائین میاد

وقتی ابزارهائی برای اصلاح داشته باشید دیگه کار تمومه

اون بهترین تعمیرکار شهره

پس هیچ چیز برای خجالت وجود نداره

اگه انگشت پای خود را بر روی ماه فرو کنید.

وقتی یک رویا در اوج آسمان است

خوب، شما فقط باید خیلی بالا، بالا بپرید

اما خیلی زود تسلیم نشوید

اگه انگشت پاي خودرا روي ماه خم كنيد

حالا شما سالی اسپرینگر را بگیرید سالی اسپرینگر کیه؟

خب، داستانش طولانیه، اما من برات کوتاه میکنم

سالی اسپرینگر یه خواننده بود

در یه اتاق طبقه بالا زندگی میکرد

درفکر یک سالن رقص بزرگ و روشن بود

جایی که یک شب اولین حضورش را ارائه نماید

اما مشکلاتی پیش آمد

خیلی غم انگیزه اما صبر کن ، گریه نکن

حالا اونا اقرار میکنند که اون هر شب به نحوی مشکل داشت

وقتی برای خواب بچه هاش قصه میگفت

نه، هیچ چیز برای خجالت وجود نداره

اگه انگشت پاي خود را روي ماه خم كنيد

اگرچه ممکنه ضربه ای به غرور شما باشد

تو یه قهرمانی چون داری سعی میکنی

پس زود تسلیم نشو

اگه انگشت پاي خود را روي ماه خم كنيد

خیلی زود تسلیم نشو

اگه انگشت پاي خودرا روي ماه خم كنيد

خب، بچه ها یه جایی مشکل اخلاقی وجود داره

یالا، هنک هی سام

پیرمرد میلر خیلی عصبانیه

گفت قول دادی تا ظهر پینتویش را توسط جورج برگردونی.

خب ، کار انجام شده بچه ها باید تا بعد از ظهر صبر کرد.

بسیار خوب ، بجنبید ، همه بیرون

تا فردا صبح ساعت هفت خیلی زود نیست؟

خب، خب خداحافظ فردا می بینمت!

اگه اون گربه جرقه تف کرد ، مال منه

اوه، تکس، راحت باش. سرزنشت نمیکنم

مثل اینکه شب بسیار مرطوبی پیش رو داریم

وای خدای من

ای هیولا، بلند شو بجنگ

چیکار کنم؟

تکون بخور ، مثل یه مرد ازخودت دفاع کن

یالا سگ لعنتی

بلند شو، سگ، از خودت دفاع کن!

گفتم بلند شو

ببین، پیرمرد، من نمیدونم آن کت و شلوار آهنی اتحادیه را از کجا آوردی

اما من تمام شب بیدار بوده و حوصله شوخی ندارم.

هی ، تکس همانجایی که هستی بمان

بهت هشدار میدم هیولا یه شعله از دهن بیرون میارم

و دست و پا تو از بدن جدا خواهم کرد!

حالا فهمیدی؟

باشه ، ادامه بده . قبل از اینکه بیان و دستگیرت کنند ، فرارکن

قبل از اینکه بیان؟

نگهبانهای شما باید هر لحظه برسن

حالا که مبارزه نمیکنی پس شکست رو قبول کن

ببین قبلاً بهت گفتم من جنگجو نیستم

پس شکست را قبول داری؟

باشه ، حالا که اصرار داری

بیفت جلو ، تو اسیر من هستی

باشه ، باشه ، هرچی تو بگی

هی، به من بگو، باب، تو کی هستی؟

من سر ساگرامور لی دزیروس هستم

شوالیه میز گرد.

سلام. من هنک مارتین هستم

اون برجک ها...

A Connecticut Yankee in King Arthur's Court subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for A Connecticut Yankee in King Arthur's Court

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left