The first 155 lines.
خب، یه چیزی ازت بپرسم.
چی شده؟ هان؟ چی شده، اِ؟
حالا کی پول رو میبره؟
نشونم بده!
الان وقت خوشگذرونیه.
کی بینگو میکنه؟
خب، همین الان شروع کنیم.
اینم اولین توپ.
و اینم میشه آی-۱۷، ملکه رقص.
امشب چند تا ملکه رقص اونجا داریم؟
خیلی خب.
این میشه جی-۵۸،
بذار منتظر بمونن.
زن فریبنده
زن فریبنده
قرمزپوش
عقل از سر آدم میپرونه...
این میشه بی-4، در رو میکوبیم.
بی-چهار،
در رو بکوبیم.
در محل.
زیر نظر.
زیر نظر.
داره میره سمت کوچه.
اون اونجاست؟
اوه، آره، اینجاست.
و کینگ هنوز توئه؟
آره، خودشه،
مثل یه بره کوچولو.
میخوام فضا رو خالی کنی، کاب، هر دوشونو.
فهمیدی؟
زیر نظر میگیرم، منتظر میمونم و بهت گزارش میدم، برک.
زن فریبنده
میشه جی-۵۶،
ارزشش رو داشت؟
جی-۵۶، ارزشش رو داشت؟
اوه، اوه، اونجاست.
اونجا از اونا زیاد دارن.
اِن-۴۱.
اِن-۴۱ یعنی "وقت خوشگذرونی".
اِن-۴۱.
سلام، ری کینگ.
آناییس.
لطفا، بفرمایید بنشینید.
کاری برام دارین؟
آره.
ببینین، بذارین، اِم...
اینا...
...جینو و ادیت سانچز، پسرشون آلبرتو.
از السالوادور اومدن آمریکا.
آلبرتو الان باید ۱۳ سالش باشه.
اون... اینجا پنج سالشه.
من بچه نمیکشم.
چی رو؟
من بزرگسالها رو میکشم.
من بچه نمیکشم.
اونا ناپدید شدن.
منو استخدام کردن تا پیداشون کنم.
پدرش منو استخدام کرده.
شماره ۵۱...
به کمکت نیاز دارم.
یعنی، واقعاً تو تنها کسی هستی که میتونی.
ببین، من الان نیمهبازنشستهام،
و فقط پروندههایی رو قبول میکنم که برام مهم باشن.
چی میخوای، کینگ؟
آناییس...
...میدونی سندروم سوان اکتسابی چیه؟
نه.
ولی میدونم یه سری مرد بیرونن،
از اون جور آدما که تو گیت فرودگاهها میخوابن
تو آفریقا و خاورمیانه.
اونا دنبالم نیومدن.
باشه، اونا میان سراغم.
وقتی اومدن، از اینجا برو بیرون.
لعنتی.
لعنت به من.
لعنت.
دفتر معاون مدیر مدینا.
خانم مدیر مدینا، پلیس لسآنجلس براتون روی خطه.
باشه. ام... صندلیها؟
آره، دوتا هرمان میلر و یه استیلکیس.
ممنون.
مریبث مدینا هستم.
بله.
صبر کن، چی؟
دوباره بگو.
لطفاً توصیفش کن.
نه. امم...
میفهمم.
کاری که روش کار میکرد رو باهات در میون نذاشته بود؟
نه. آ... میدونستم که یه دفتر کارآگاهی زده بود،
ولی ارتباطمون قطع شد.
پس مشکل مالیای که خبر داشته باشی نداشت؟
نه.
بیا، از این راه بیا.
ریموند کینگ.
اون معاون مدیر فینسن (FinCEN) بود.
رئیس من.
گفتی هیچی روش پیدا نکردن، کیف پولم نه؟
خب، شاید داشته.
ولی یه کم طول کشید تا ما برسیم اونجا.
چیزا عادت دارن ناپدید بشن.
خب، از کجا فهمیدید باید به من زنگ بزنید؟
موبایلش.
شما مخاطب اضطراریش بودید.
خب، چرا پرسیدی که مشکل مالی داشت یا نه؟
فرق بین
کژوال رسمی و کژوال اداری چیه؟
هر دو یعنی شلوارک کارگو رو بذارید
و دمپاییتون رو خونه.
من نه شلوارک کارگو دارم، نه دمپایی.
میشه حالا در مورد کار حرف بزنیم،
یا به راهنماییهای بیشتر برای قرار اول نیاز داری؟
بگو.
ایناگاوا-کای میخوان قبل از اینکه کنترل رو به دست بگیرن، یه بانکو حسابرسی کنی.
نظرت چیه؟
تو توکیو خیلی به چشم میای.
ولی؟
یاکوزا همیشه سر وقت پول میده.
بعدی.
سنیور اوبرگون میخواد بدونه که پول نقد میخوایم یا اثر هنری.
چه اثر هنری داره؟
یه ریورا که میگه تحسینش کردی.
چقدر بدهکاره؟
۲.۴ میلیون.
معلومه که ریورا.
آهی سنگین.
بقیه مطالبات چقدره؟
۱.۳۵ میلیون.
بقیه رو تو حسابهای نیوزلند و فرانسه پخش کن،
و باقیمونده رو تو وقفنامه هاربر.
به اسم چی؟
گاس، بابیج یا کارول؟
نش. چیز دیگهای؟
کت و شلوار مشکیتو نپوش.
شبیه متصدی کفن و دفن میشی.
خب، به سیزدهمین جشنواره سالانه
عاشقانه بوئیزی خوش آمدید.
وای.
همه شما فقط برای یه دلیل اینجایید:
که با یکی آشنا بشید، اون شخص خاص رو پیدا کنید.
و عشق رو پیدا کنید.
اوه، راستی. یادتون نره تیشرت رایگانتون رو بردارید...
تیشرت جشنواره عاشقانه رو. - اوه.
ارزشش ۲۵ دلاره. - آره.
خب، از اونجایی که بیشترتون تازهواردین،
بیاید یه مرور کنیم که این چجوری کار میکنه.
شما به یه سری سوال جواب دادین
که برای بیان خواستهها، نیازها، آرزوها و تمایلاتتون طراحی شده بودن.
بعد ما از الگوریتم ریاضی اختصاصی خودمون استفاده کردیم
تا ده تا از بهترین گزینههاتون رو پیدا کنیم.
همین الگوریتم
در ۱۲ جشنواره قبلی، منجر به...
۵۳ ازدواج شده!
خیلی خب، یه دست بزنید براش.
No comments yet. Be the first to leave one.