The first 200 lines.
،تو شوهرم رو ميکشي مري
و همين امشب انجامش ميدي
.اينو تصور کن کلبه هايي در اينجا
براي هر بيمار يه کلبه هست
،به عنوان يه آسايشگاه اينجا رو ثبت ميکنيم
،اينطوري اگه کسي مُرد
کسي سوالي نميپرسه
همش قانوني به نظر مياد
خب، من فکر ميکنم دکترها حس ميکنن براي بيمارها مهمه که
خودشون مرگشون رو انتخاب کنن
جس، يه چيزي هست که ،واقعاً ميخوام بهت نشون بدم
و يجورايي محرمانه ست
من و جس امشب بدون تو ميخوايم بريم بيرون
باشه. مهم نيست
.من خبرهاي بدي واست دارم تو تومور مغزي داري
حتماً بايد اشتباهي چيزي پيش اومده باشه
اشتباه نيست
آها آره. چند نفر امروز صبح اومدن و اينو تحويل دادن
خب، اونا حتماً بايد
به خونه ي اشتباهي اورده باشنش
رسيدي چيزي نداره؟
همين الان دادم شوهرم رو بکشن
کي؟ - دکتر مري هريس -
تراويس تا ساعت 7 مياد خونه
عزيزم، من اومدم خونه
کاري کن شبيه حمله ي قلبي به نظر بياد
،يا هر کاري که معمولاً انجام ميدي
و انتظار دارم تا ساعت 9:30 اينجا باشي ديگه
نوشيدني ميخوري، پسر؟
خودت که ميدوني، رفيق
...ميگم اشکالي نداره که - اشکال داشته باشه؟ -
اي بابا، بايد زودتر اينو ميگفتي
تو رابطه داري؟ - من خود رابطه ام، داداش -
تموم شد
عجيبه
.بايد ناراحت باشم الام چطور بود؟
روي مُبل از هوش رفت؟
ميخوام بدونم کجا پيداش ميکنم
.تو پيداش نميکني چون من از شر جسدش خلاص شدم
اين جزء نقشمون نبود
واقعاً فکر ميکردي من قراره يه جسد سالم
که پنتو تو بدنشه رو به همين راحتي بذارم تا يه نفر پيداش کنه؟
بدون جسدش، من از کجا بدونم که تراويس واقعاً مُرده؟
ميخواي جلوي شاهدها تو انبارت
به بقيه شليک کني؟
اين تصميم خودته
من بهت نميگم که چطور ،کار و کاسبيت رو بچرخوني
پس تو هم به من نگو که من چطور بايد انجامش بدم
،شوهرت مُرده و منم از اينجا ميخوام برم بيرون
ميخوام بهم قول بدي که ديگه دنبالم نميکني
تو فکر ميکني من بي پروا بودم ،که رندال رو اينجا کشتم
ولي شاهدهام مثل سگ ازم ميترسن
ولي من نه
برام قسم بخور، مري
به جون دخترهات قسم بخور که شوهرم رو کُشتي
قسم ميخورم - پس ما هيچ مشکلي با هم نداريم -
« مري آدم ميکُشه » فصل دوم ؛ قسمت سوم
Telegram ID: @Farhaad_Jahangiri
.برو داخل آفرين پسر خوب
...اون - داخله، از هوش رفته -
چطور تونستي بکشونيش اينجا؟ - بهش گفتم که -
"يه شيشه "اِل دورادو تو تريلرم دارم
اونم با سرعت پريد داخل ماشين
پس اينجا زندگي ميکني - فعلاً آره -
اميدوارم بعداً بتونم يه چيز دائمي تر بسازم
يه سگ داري - اسمش ايوان ـه -
بن، ممنونم
ازم خواستي اين يارو رو
از خونه اش ببرم بيرون و هيچ سوالي نپرسم
ولي مشخصه که من سوالاتي دارم
اونجا چيکار ميکردي، مري؟
اين... داستانش مفصله
من بخاطر تو تمام تحقيقاتم رو
به خطر انداختم، مري
،همسر تراويس اوليويا، ازم خواست اون رو بکشم
چرا؟ نکنه... اون مريضه؟
...نه. اون ازم خواست اينکارو به شکل يه آدمکش انجام بدم
اون منو تهديد ميکنه
،و اگه من اونجا نبودم ...اونوقت
تو اون رو ميکشتي؟
نه، معلومه که نه
من يه راه ديگه پيدا ميکردم تا اينکارو نکنم
اون خواهر گريدي ـه
ميدونم
ديگه چي درباره اش ميدوني؟
خب، ميدونم اگه سروکله ي تراويس پيدا بشه
اون مياد دنبال من و بچه هام
بذار تراويس پيش من بمونه
،من روش کار ميکنم و بعدش يه فکري واسه اوليويا ميکنم
مطمئني؟ - من کارم همينه -
ولي من بايد چيکار کنم؟ - برو خونه -
زندگيت رو بکن
بذار منم کارم رو انجام بدم
پس تو همينجور ميخواي بپري وسط و منو نجات بدي؟
فکر کنم
،شبا دير مياي صبحا زود بيدار ميشي
تو خيلي کار ميکني، مري - اه يخچال -
قابليت يخ خورد کن داره
فکر ميکني بتونم برش دارم؟
کجا ببريش؟
يه آپارتمان قشنگ ديدم که منظره ي درياچه داره
فکر کردم يه سپرده اي پيش بذارم
ميخواي از اينجا بري؟
مگه روي همين توافق نکرديم؟
چرا، ولي عجله اي نيست - چيه، نکنه ميخواي بمونم اينجا؟ -
داريم دوباره آتيش بينمون رو روشن ميکنيم؟
.آتيش؟ نه نه، آتيشي نيست
،ميخوام يه کتاب بهت بدم به اسم "هم وابستگي ديگر کافيست"
صبح بخير، دخترها
.اين واسه تو و اينم واسه شما
خب شب بزرگيه؟ شماها آماده اين؟
من هنوزم راجبش مطمئن نيستم
اين مسخره ست، کم
فقط يادت باشه کي قدرت اين رو داره
که تو رو بدون شام بفرسته بخوابي
،صبر کنين درباره ي چي دارين حرف ميزنين؟
خداييش؟
تو تقويم خونوادگي گذاشتيمش
،من يه کنفرانس معاملات املاکي تو شيکاگو دارم
،و چون تو دو شيفت کار ميکني بچه ها
امشب تو خونه تنها ميمونن
گوه توش - ادب رو رعايت کن، مامان -
ببخشيد. من واقعاً راحت نيستم که شما
امشب واسه خودتون تنها باشين
.مامان، فقط يه شبه من 16 سالمه
ما درباره اش حرف زده بوديم - خب، من تصميمم رو عوض ميکنم -
چرا؟ - چون امن نيست -
اشکال نداره. فکر کنم بتونم خونه ي سارا اينا بمونم
ميشه لطفاً خونه ي نايومي بموني؟
!چي؟ آره !هي، چي؟ هي، هي
.سلام. هي. پسر خوب ...پسر خوب. پسر خوب. پسر
صبح بخير، خوشکله
اين ديگه چيه پسر؟
اين يه کار جنسي عجيب غريبه؟
تو سليقه ي من نيستي
تو يه پليسي - در حقيقت کاراگاهم -
ميتوني بن صدام کني
منو اشتباه زنداني کردي
.نه، نه، نه من دارم بهت لطف ميکنم، تراويس
پليس ها به کسي لطف نميکنن
چي ميخواي؟
فقط ميخوام باهات حرف بزنم
تنها کسي که باهاش حرف ميزنم، وکيلمه
البته
بهش بگو درباره ي عمليات ،وسايل خانه ي بلوم"ـه"
چون من فکر ميکنم تو اون انبار داري مواد معامله ميکني
حالا هم ميتونم بذارم بري
ميتونم، ولي فکر نکنم بخواي همچين کاري کنم
،ميدوني تروايس
يه نفر رو گذاشتن که بکشتت
من شانسم رو امتحان ميکنم
،جدي؟ چون اينجا ،تو اين تريلر، جات امنه
...ولي اگه بذارم بري خونه
کي ميدونه قراره چه اتفاقي بيفته؟
چون اين زنته که ميخواد تو بميري
چرت ميگي - ميدونم. شوکه کننده ست، نه؟ -
،ولي بعد از گذروندن يه شب باهات، تراويس
من کاملاً بهش حق ميدم
،پس آروم باش، يکم قهوه بخور و بعدش با هم حرف ميزنيم
به جون دخترهام قسم خوردم، دز
و يعني نميتونستي بهم زنگ بزني
و اين رو بهم بگي؟
.ها؟ من از دست خودم عصباني بودم مثل چي احساس گناه ميکردم
فکر ميکردم تو رو تبديل به يه قاتل کردم
ميتونست آسون تر باشه اگه قاتل بودم
پس بجاش، تو تراويس رو يه جايي تو تريلر قايم کردي
با بن
آره - بن همون پليسه -
اون گفت درستش ميکنه
بن يه راه حل بلند مدت نيست
شايد به يه دليلي باهاش برخورد کردم
شايد بتونيم بهش اعتماد کنيم - نميتونيم -
تراويس بايد ناپديد بشه، خب؟
براي هميشه از شهر بره
اين چطوره؟
ما اون پولي که وقتي من تو زندان بودم دراوردي رو برميداريم
که تو اون جعبه ي کفش قشنگ کوچيک تو کمدت گذاشتي
،واسش بليط اتوبوسي به مقصد مکزيک ميگيريم و مشکلمون حل ميشه
اگه برگرده چي؟ - برنميگرده -
مگه ديوونه ست که برگرده
اونوقت بعدش هميشه بايد مراقب خودمون باشيم، دز
بن ميتونه اوليويا رو دستگير کنه
براي هميشه اون رو از زندگيمون بيرون کنه
من تازه از زندان آزاد شدم، مري
اين که سرنوشتم رو به يه پليس بسپارم
راه حل خوبي براي من نيست
هي
بهش اعتماد نکن، مري
مجبورم
جوان؟ جوان، صدامو ميشنوي؟
جوان، صدامو ميشنوي؟
پاسخي نشون نميده - ضربان قلبش پايينه -
فشار خونش داره ميره بالا
ميخواي چيکار کني؟
...بيا
بيا لوله گذاريش کنيم
.داريم از دستش ميديم !ميز وسايل رو با خودت بيار
.کُد آبي، اتاق 207 .کُد آبي، اتاق 207
طاقت بيار، جوان
طاقت بيار
No comments yet. Be the first to leave one.