Ozark

Ozark

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Ozark S04E05 NF WEBRip
Ozark S04E05 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Ozark S04E05 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-MZABI
Ozark S04E05 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1-MZABI
Ozark S04E05 WEBRip x264-ION10
Ozark S04E05 1080p WEBRip x265-RARBG
Ozark S04E05 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Ozark S04E05 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Ozark S04E05 WEBRip x265-ION265
Ozark S04E05 720p WEB H264-PECULATE
A Commentary by hitm@n
🅱️2️⃣ سیروس فخری و کیارش | Bia2Movies.bid ◄Ⓜ️

Tags

webrip
web
x264
BRip
720p
720
x265
HEVC
2CH
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
HD
Published on: 2022-01-21
Downloads: 51
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫بخش مواد مخدر، ‫افسر اُلانسکی صحبت می‌کنه

‫نمی‌دونم. خبری نیست

‫فقط ذهنم درگیره، می‌دونی؟

‫آخرین باری که رفتی سر قرار کِی بوده؟

‫خیلی خب. ‫شش روزه من اینجام، روزی 14، 15 ساعت

‫آخرین بار یکشنبه خوابیدم

‫هفته پیش دو تا پرونده قتل ‫رو حل کردم، سه تا دیگه دارم

‫خودت حساب کن

‫- تازه از قرار ملاقات هم متنفرم. ‫- کل منظور من، مِل... اینه که

‫می‌دونی راجع به اقدامات ضد و نقیض چی می‌گن؟

‫بیخیال. بحثو شروع نکن

‫آدم‌هایی مثل ما، ‫اگه خلاف عرف کاری رو بکنن

‫همه چیز مرتب خواهد بود. ‫ای کاش اوضاع فرق داشت

‫اگه هر کاری که بخوای بکنی، بد باشه

‫نکته‌ی زندگی چیه پس؟

‫سوال ده هزار دلاری. ‫آخرین باری که شکرگزاری کردی، کِی بوده؟

‫نمی‌دونم، احتمالاً ‫آخرین باری که احساس رضایت داشتم

‫برام سواله که چرا ‫الکلی‌ها به عنوان یک نژاد،

‫دوست دارن در کنار یه نعمت، پول هم بگیرن؟

‫خب می‌خوام یه چیزی رو بهت بگم

‫آره؟

‫فکر کردم شاید گربه‌ام رو بدم به این دختره که می‌شناسم

‫همه چیزم رو بفروشم، خب؟

‫یه تپه بزرگ کراک بخرم

‫پرده‌ها رو بکشم پایین

‫و انقدر بکشم تا بمیرم

‫خیلی خب، بیا انجامش بدیم

‫تو همه چیزت رو می‌فروشی، درسته؟

‫یه تپه بزرگ کراک می‌خری ‫و پرده‌ها رو می‌دی پایین

‫انقدر می‌کشی و هرگز نمی‌میری

‫و بعد کجا خواهی بود؟

‫لعنتی

‫مِل، اونجایی؟

‫مِل

‫مِل، هستی؟

« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:

‫ »» تــرجــمــه: کیارش و سیروس فخری «« :.:.: hitm@n & Ki@RaSh :.:.:

‫این قرار ما نبود

‫بهت گفتیم، یک راه حل موقتیه

‫ما مایع تریاک لازم داریم، ‫این هروئین پودرشده‌ست

‫که یعنی احتمالاً خالص نیست

‫و اگه نباشه، ‫نمی‌دونم باید به چند نفر پول بدم

‫تا اوضاع تحت کنترل باشه

‫نگران نباش، خالصه

‫این آدم دقیقاً کیه؟

‫یکی که چند وقتی هست با هم کار می‌کنیم

‫به عنوان یه خَیِّر، زیاد مواد فروش می‌شناسی

‫به محض اینکه نگرانی خاوی برطرف بشه، ‫ناوارو قبول کرده که ما رو تامین کنه

‫دوست شما خاوی منو یک هفته تولید عقب انداخت

‫من برنامه ریزی کردم. ‫داروخانه‌ها یک اُکتبر منتظر تحویل هستن

‫و اگه یه روز رو از دست بدم

‫سهامدارها شورش می‌کنن، ‫قیمت سهام ریزش می‌کنه

‫و من باید اعلام ورشکستگی کنم

‫چند سالشه، شانزده؟

‫گول ظاهرش رو نخور

‫تو باید کلیر باشی

‫روث لانگمور

‫چطوری؟

‫نمونه داری؟ ‫جایی که بشه چک‌اش کرد؟

‫دستشویی

‫خب تا حالا از اوزارک خوشتون اومده؟

‫معامله برقراره؟

‫چی می‌خوای؟

‫وقتی پدرت زد زیر معامله، من دیدمت

‫تو هم مثل من خوشت نیومد

‫اگه اشتباه می‌گم بگو تا برم

‫من با غریبه‌ها راجع به خانواده حرف نمی‌زنم

‫تو داخل خانواده خودت هم غریبه هستی

‫پدرت یه زندگی بهت داد و خودش ازت گرفتش

‫انگار برات مهمه

‫آره، مهم نیست، حق با توـه

‫من به آلتت شلیک کردم

‫برای اون معذرت می‌خوام

‫حتی رفتم داروخانه تا برات کارت بگیرم

‫البته همچین کارتی وجود نداشت

‫چی می‌خوای دارلین؟

‫می‌خوام عذرخواهی منو بپذیری

‫نه

‫به هر حال، شنیدم که دکتر کارش رو خوب انجام داده

‫می‌گن الان دوست داشتنی‌تر شدی

‫حجم زیاد ازش دارم. ‫آماده‌ی جابه‌جایی

‫کِی؟

‫هر وقت بخوای

‫هر بسته رو هزار تا بفروش

‫اصلاً سه هزار تا بفروش

‫به خودت بستگی داره

‫دارم بهت زندگی‌ات رو برمی‌گردونم

‫- چرا؟ ‫- چرا نه؟

‫می‌بینم که دوباره قلب‌ات داره می‌زنه

‫به پدرت چیزی نده

‫یک میلیون کاسبی. ‫اگه باهوش باشی حتی ده میلیون

‫و شنیدم که باهوشی

‫از کی؟

‫سناتور شفر فردا درخواست ملاقات داره

‫خوبه یا بد؟

‫خوبه. فکر کنم

‫منظورم اینه که داره میاد اینجا

‫حداقل یعنی داره به عضو شدن ‫توی هیئت مدیره ما فکر می‌کنه

‫داری چیکار می‌کنی؟

‫چه انتظاری داری وندی؟

‫یکی دیگه اونجاست

‫خب، کسی امروز رفته بوده شهر؟

‫با ماشین؟

‫یا با دوچرخه؟

‫دقیقاً می‌خواستی چی رو ثابت کنی؟

‫- وندی، بیا فقط از غذا لذت ببریم. ‫- نه، نه، نه، من واقعاً می‌خوام...

‫می‌خوام بشنوم جونا چی داره بگه

‫می‌خواستی بهمو آسیب بزنی؟

‫ما رو توی خطر بندازی؟

‫من اون‌ها رو نصب نکردم

‫خیلی خب؟ دارلین اینکارو کرد

‫دارلین

‫شاید چیز خوبی باشه

‫چرا؟

‫نشون می‌ده برای ما مهمه

‫شارلوت

‫آزمون اِس‌اِی‌تی چطور بود؟ هان؟

‫چی؟

‫وسط آزمون اومدم بیرون

‫چرا باید وسط آزمون بیای بیرون؟

‫خب، اگه نخوام برم کالج چرا باید آزمون بدم؟

‫هان؟ تو خبر داشتی؟

‫چند ماه دیگه 18 سالش می‌شه. ‫خودش می‌تونه برای خودش تصمیم بگیره

‫یه لحظه لطفاً بیا تو اتاق باهات حرف دارم

‫همه که نباید برن کالج

‫چی؟ می‌شه لطفاً درو ببندی؟

‫لطفاً. ممنون

‫می‌دونی ما اونو فرستادیم مدرسه آمادگی وندی

‫آره. توی شیکاگو

‫خب تا حالا چیزی از جلوداری متحد به گوش‌ات خورده؟

‫چون لازمه اصلی بچه‌داریه

‫شارلوت مثل بقیه بچه‌ها نیست

‫زندگی اون متفاوته

‫- این خوبه؟ ‫- همینه که هست

‫و از کِی انقدر باهاش موافق شدی؟

‫یادم نمیاد ازم پرسیده باشی

‫که می‌خوای یه قرارداد بزرگ مواد مخدر با روث ببندی

‫با این قرارداد زندگی ما نجات داده می‌شه ‫که تو برگشتی گفتی نه

‫برای همین راجع به شارلوت بهت نگفتم

‫لطفاً فقط بس کن. ‫این قضیه متفاوته

‫و محض اطلاع‌ات

‫برادرت گم نشده، خب؟

‫مُرده

‫و شاید حس بهتری داشته باشی که جور دیگه وانمود کنی

‫ولی این مشکلیه که نباید...

‫می‌دونی...

‫خودش برطرف نمی‌شه وندی

‫وقت داری؟

‫می‌شه لطفاً راجع به کالج حرف نزنیم؟

‫آره. قول می‌دم

‫آخرین باری که با وایت حرف زدی کِی بود؟

‫خدایا. آخرین بار وقتی بود که ‫دیگه روی کره‌ی زمین پیداش نبود

‫می‌دونم که این...

‫می‌دونی متاسفم ولی...

‫فکر می‌کنی بتونی باهاش حرف بزنی

‫و ازش بخوای که ‫دارلین رو تحت فشار بگذاره تا اون‌ها رو بیاره پایین؟

‫می‌دونم که خواسته‌ی زیادیه ولی...

‫مامان می‌دونه این درخواست رو داری؟

‫در حال حاضر نه. نمی‌دونه

‫- خیلی خب؟ باشه؟ ‫- آره

‫خوبه. ممنون

‫زیاد بیدار نمون

‫اینجا بازم قهوه مونده؟

‫- آره؟ ‫- لطفاً؟ ممنون

‫کِی با شفر ملاقات داری؟

‫- صبح بخیر. ‫- ساعت نُه

‫- ممنون. ‫- تو کِی با روث قرار داری؟

‫من هم ساعت نُه

‫ببخشید مزاحم شدم

‫- خبری از هلن پیرس نشد؟ ‫- نه متاسفم

‫فقط خواستم روشن بشه ‫که من پلیس نیستم

‫من مردم رو محاکمه نمی‌کنم. ‫من دنبال نشونه می‌گردم

‫همین، بعدش دیگه می‌رم سراغ زندگی‌ام

‫- خیلی خب. ما امروز خیلی عجله داریم. ‫- پس می‌ریم سراغ اصل مطلب

‫ما بیشتر از یک ماهه که هلن رو ندیدیم

‫به خاطر اینه که مُرده؟

‫چی؟

‫بهت می‌گم چی فکر می‌کنم

‫فکر می‌کنم برادرت بن ‫اونو کشته و الان شما ازش محافظت می‌کنید

‫چرا باید همچین فکر کنی؟

‫منظورم اینه که ببین، ‫اون پسره رو انداخت توی سطل و اون اومد بیرون

‫مطمئنم اصلاً خوشش نیومده

‫می‌دونی، اون خیلی پتانسیل داره ‫که از کنترل خارج بشه و حالا

‫اون گم شده و...

‫خب، اونم همینطور. ‫و از لحاظ پلیس به همین می‌گن اعمال قانون

‫در واقع اعمال قانون یه تعریفه

‫باید بگم که واقعاً داره صبرم تموم می‌شه

‫اشتباه برداشت کردی. ‫ببین، من فقط هلن رو می‌خوام

‫جسد می‌تونه نشونه خوبی باشه پس...

‫ببین، اگه یه خبر ناشناس بهم برسه،

‫بهش گوش می‌دم و از زندگی شما برای همیشه خارج می‌شم

‫خیلی خب. فهمیدم. ممنون

‫خیلی خب. باید بهت بگم که

‫تازه از کارولینا شمالی برگشتم

‫با ناتان دیویس حرف زدم، پدرته، درسته؟

‫حالا، اون گفت که فکر کنه شاید ‫بن رفته باش ناکس‌ویل، تنسی

‫اونجا چند تا دوست داره

‫پس...

‫نمی‌دونم، شما کارت پستالی از ‫ناکس‌ویل، تنسی دریافت نکردید؟

‫باید برم سر کار

More Farsi Persian subtitles for Ozark

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left