The first 200 lines.
بخش مواد مخدر، افسر اُلانسکی صحبت میکنه
نمیدونم. خبری نیست
فقط ذهنم درگیره، میدونی؟
آخرین باری که رفتی سر قرار کِی بوده؟
خیلی خب. شش روزه من اینجام، روزی 14، 15 ساعت
آخرین بار یکشنبه خوابیدم
هفته پیش دو تا پرونده قتل رو حل کردم، سه تا دیگه دارم
خودت حساب کن
- تازه از قرار ملاقات هم متنفرم. - کل منظور من، مِل... اینه که
میدونی راجع به اقدامات ضد و نقیض چی میگن؟
بیخیال. بحثو شروع نکن
آدمهایی مثل ما، اگه خلاف عرف کاری رو بکنن
همه چیز مرتب خواهد بود. ای کاش اوضاع فرق داشت
اگه هر کاری که بخوای بکنی، بد باشه
نکتهی زندگی چیه پس؟
سوال ده هزار دلاری. آخرین باری که شکرگزاری کردی، کِی بوده؟
نمیدونم، احتمالاً آخرین باری که احساس رضایت داشتم
برام سواله که چرا الکلیها به عنوان یک نژاد،
دوست دارن در کنار یه نعمت، پول هم بگیرن؟
خب میخوام یه چیزی رو بهت بگم
آره؟
فکر کردم شاید گربهام رو بدم به این دختره که میشناسم
همه چیزم رو بفروشم، خب؟
یه تپه بزرگ کراک بخرم
پردهها رو بکشم پایین
و انقدر بکشم تا بمیرم
خیلی خب، بیا انجامش بدیم
تو همه چیزت رو میفروشی، درسته؟
یه تپه بزرگ کراک میخری و پردهها رو میدی پایین
انقدر میکشی و هرگز نمیمیری
و بعد کجا خواهی بود؟
لعنتی
مِل، اونجایی؟
مِل
مِل، هستی؟
« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:
»» تــرجــمــه: کیارش و سیروس فخری «« :.:.: hitm@n & Ki@RaSh :.:.:
این قرار ما نبود
بهت گفتیم، یک راه حل موقتیه
ما مایع تریاک لازم داریم، این هروئین پودرشدهست
که یعنی احتمالاً خالص نیست
و اگه نباشه، نمیدونم باید به چند نفر پول بدم
تا اوضاع تحت کنترل باشه
نگران نباش، خالصه
این آدم دقیقاً کیه؟
یکی که چند وقتی هست با هم کار میکنیم
به عنوان یه خَیِّر، زیاد مواد فروش میشناسی
به محض اینکه نگرانی خاوی برطرف بشه، ناوارو قبول کرده که ما رو تامین کنه
دوست شما خاوی منو یک هفته تولید عقب انداخت
من برنامه ریزی کردم. داروخانهها یک اُکتبر منتظر تحویل هستن
و اگه یه روز رو از دست بدم
سهامدارها شورش میکنن، قیمت سهام ریزش میکنه
و من باید اعلام ورشکستگی کنم
چند سالشه، شانزده؟
گول ظاهرش رو نخور
تو باید کلیر باشی
روث لانگمور
چطوری؟
نمونه داری؟ جایی که بشه چکاش کرد؟
دستشویی
خب تا حالا از اوزارک خوشتون اومده؟
معامله برقراره؟
چی میخوای؟
وقتی پدرت زد زیر معامله، من دیدمت
تو هم مثل من خوشت نیومد
اگه اشتباه میگم بگو تا برم
من با غریبهها راجع به خانواده حرف نمیزنم
تو داخل خانواده خودت هم غریبه هستی
پدرت یه زندگی بهت داد و خودش ازت گرفتش
انگار برات مهمه
آره، مهم نیست، حق با توـه
من به آلتت شلیک کردم
برای اون معذرت میخوام
حتی رفتم داروخانه تا برات کارت بگیرم
البته همچین کارتی وجود نداشت
چی میخوای دارلین؟
میخوام عذرخواهی منو بپذیری
نه
به هر حال، شنیدم که دکتر کارش رو خوب انجام داده
میگن الان دوست داشتنیتر شدی
حجم زیاد ازش دارم. آمادهی جابهجایی
کِی؟
هر وقت بخوای
هر بسته رو هزار تا بفروش
اصلاً سه هزار تا بفروش
به خودت بستگی داره
دارم بهت زندگیات رو برمیگردونم
- چرا؟ - چرا نه؟
میبینم که دوباره قلبات داره میزنه
به پدرت چیزی نده
یک میلیون کاسبی. اگه باهوش باشی حتی ده میلیون
و شنیدم که باهوشی
از کی؟
سناتور شفر فردا درخواست ملاقات داره
خوبه یا بد؟
خوبه. فکر کنم
منظورم اینه که داره میاد اینجا
حداقل یعنی داره به عضو شدن توی هیئت مدیره ما فکر میکنه
داری چیکار میکنی؟
چه انتظاری داری وندی؟
یکی دیگه اونجاست
خب، کسی امروز رفته بوده شهر؟
با ماشین؟
یا با دوچرخه؟
دقیقاً میخواستی چی رو ثابت کنی؟
- وندی، بیا فقط از غذا لذت ببریم. - نه، نه، نه، من واقعاً میخوام...
میخوام بشنوم جونا چی داره بگه
میخواستی بهمو آسیب بزنی؟
ما رو توی خطر بندازی؟
من اونها رو نصب نکردم
خیلی خب؟ دارلین اینکارو کرد
دارلین
شاید چیز خوبی باشه
چرا؟
نشون میده برای ما مهمه
شارلوت
آزمون اِساِیتی چطور بود؟ هان؟
چی؟
وسط آزمون اومدم بیرون
چرا باید وسط آزمون بیای بیرون؟
خب، اگه نخوام برم کالج چرا باید آزمون بدم؟
هان؟ تو خبر داشتی؟
چند ماه دیگه 18 سالش میشه. خودش میتونه برای خودش تصمیم بگیره
یه لحظه لطفاً بیا تو اتاق باهات حرف دارم
همه که نباید برن کالج
چی؟ میشه لطفاً درو ببندی؟
لطفاً. ممنون
میدونی ما اونو فرستادیم مدرسه آمادگی وندی
آره. توی شیکاگو
خب تا حالا چیزی از جلوداری متحد به گوشات خورده؟
چون لازمه اصلی بچهداریه
شارلوت مثل بقیه بچهها نیست
زندگی اون متفاوته
- این خوبه؟ - همینه که هست
و از کِی انقدر باهاش موافق شدی؟
یادم نمیاد ازم پرسیده باشی
که میخوای یه قرارداد بزرگ مواد مخدر با روث ببندی
با این قرارداد زندگی ما نجات داده میشه که تو برگشتی گفتی نه
برای همین راجع به شارلوت بهت نگفتم
لطفاً فقط بس کن. این قضیه متفاوته
و محض اطلاعات
برادرت گم نشده، خب؟
مُرده
و شاید حس بهتری داشته باشی که جور دیگه وانمود کنی
ولی این مشکلیه که نباید...
میدونی...
خودش برطرف نمیشه وندی
وقت داری؟
میشه لطفاً راجع به کالج حرف نزنیم؟
آره. قول میدم
آخرین باری که با وایت حرف زدی کِی بود؟
خدایا. آخرین بار وقتی بود که دیگه روی کرهی زمین پیداش نبود
میدونم که این...
میدونی متاسفم ولی...
فکر میکنی بتونی باهاش حرف بزنی
و ازش بخوای که دارلین رو تحت فشار بگذاره تا اونها رو بیاره پایین؟
میدونم که خواستهی زیادیه ولی...
مامان میدونه این درخواست رو داری؟
در حال حاضر نه. نمیدونه
- خیلی خب؟ باشه؟ - آره
خوبه. ممنون
زیاد بیدار نمون
اینجا بازم قهوه مونده؟
- آره؟ - لطفاً؟ ممنون
کِی با شفر ملاقات داری؟
- صبح بخیر. - ساعت نُه
- ممنون. - تو کِی با روث قرار داری؟
من هم ساعت نُه
ببخشید مزاحم شدم
- خبری از هلن پیرس نشد؟ - نه متاسفم
فقط خواستم روشن بشه که من پلیس نیستم
من مردم رو محاکمه نمیکنم. من دنبال نشونه میگردم
همین، بعدش دیگه میرم سراغ زندگیام
- خیلی خب. ما امروز خیلی عجله داریم. - پس میریم سراغ اصل مطلب
ما بیشتر از یک ماهه که هلن رو ندیدیم
به خاطر اینه که مُرده؟
چی؟
بهت میگم چی فکر میکنم
فکر میکنم برادرت بن اونو کشته و الان شما ازش محافظت میکنید
چرا باید همچین فکر کنی؟
منظورم اینه که ببین، اون پسره رو انداخت توی سطل و اون اومد بیرون
مطمئنم اصلاً خوشش نیومده
میدونی، اون خیلی پتانسیل داره که از کنترل خارج بشه و حالا
اون گم شده و...
خب، اونم همینطور. و از لحاظ پلیس به همین میگن اعمال قانون
در واقع اعمال قانون یه تعریفه
باید بگم که واقعاً داره صبرم تموم میشه
اشتباه برداشت کردی. ببین، من فقط هلن رو میخوام
جسد میتونه نشونه خوبی باشه پس...
ببین، اگه یه خبر ناشناس بهم برسه،
بهش گوش میدم و از زندگی شما برای همیشه خارج میشم
خیلی خب. فهمیدم. ممنون
خیلی خب. باید بهت بگم که
تازه از کارولینا شمالی برگشتم
با ناتان دیویس حرف زدم، پدرته، درسته؟
حالا، اون گفت که فکر کنه شاید بن رفته باش ناکسویل، تنسی
اونجا چند تا دوست داره
پس...
نمیدونم، شما کارت پستالی از ناکسویل، تنسی دریافت نکردید؟
باید برم سر کار
No comments yet. Be the first to leave one.