The first 200 lines.
تـــرجـــمـــه و زیـــرنـــویـــس از مــحــمــد ریــواز - امــیــر - ســیــنــا نــمــروری Sinanima30 - Amir Dark Knight - Barcelona
: یه مثل قدیمی هست که میگه ... ازدواج مثل
. یه تماس تلفنی تو شبه
. اولش تلفن زنگ میزنه و بعدش بیدار میشی
... من و زنم "الی" حدود 20 سال
. قبل از اینکه بیدار بشیم ازدواج کردیم . یا خوابمون ببره
یا هر کدومشون که آخرش کارمون رو به طلاق کشید
. ولی ما هیچوقت دست از دوست داشتن همدیگه برنداشتیم
، اصلاً چطور میتونستیم بعد از اینکه سه تا بچه خوشگل داشتیم ؟
"جیرِد" ، "لیلا" و پسرخونده ما آلخاندرو
ما یه خونه درست کردیم ، یه گذشته ، و یه خانواده با همدیگه
... و این چیزا همینجوری فقط با
تکون دادن یه خودکار و دادن انعام به وکلا از بین نمیره
. حداقل امیدوارم اینطور نباشه
آهای ؟
. وای
. آره
. اینا رو نگاه کن
. منظورم اینه که ، نمیتونی جدی باشی
یعنی ، واقعا همچین معامله بزرگیِ ؟
. کفرگوییِ
فکر میکنی کدوم کارو باید اول بکنیم ؟
بریم کلیسا کاتولیک یا فرج لیسی ؟
. لطفاً از این زبان استفاده نکن
یعنی میگی من نمیتونم بگم "کلیسای کاتولیک" ؟
. نه . اون یکی رو گفتم
. هرکول ، ساکت باش
چیزی که الان اینجا گفتم ؟
میدونی ، فقط وقتی موضوعش تو گفتگو باشه میگم
. خب ، نکته اش همینه
نباید موضوعش تو گفتگومون باشه ؟
نظرت درباره "جویدن گوشت" چیه ؟
. بس کُن ، دونالد
شیرجه رفتن چی ؟ - . بس کُن ، تو خیلی بدجنسی
لیس زدن چطوره ؟
لیس زدن ؟
. خب ، من همین الان غذا خوردم ، ولی اگه اصرار میکنی باشه
! "دونی"
... اوه ، خدای من
. فرج لیسی
. تو خیلی عوضی هستی
. دختر خوش شانسی هستی
... ببخشید ، اوه ، خدای - ! آخ ، یا خدا -
اِلِنوز" ؟"
. سلام - . سلام -
... اوه ، خدای من ، نمیخواستم . واقعا خیلی خیلی متاسفم
. اون بهم گفتش که کسی اینجا نیست
. و نمیدونم چرا اینو بهم گفت ... کلید هم زیر
... بهرحال ، من فقط
من ... میدونین میخوام چیکار کنم ؟
اوه ، خدای من ، "الی" ؟
. "سلام ، "بیبی - . سلام -
. فوق العاده شدی
... مرسی . ولی
. خدایا ، خیلی وقته ندیدمت
... خیلی خوشحالم میبینمت . ولی به سختی
. به سختی شناختمت
... منظورم اینه که ، چهره ات خیلی
خیلی ؟ - ... خیلی ... خیلی -
. غیر منتظره . غیرمنتظره شده
... نه ، اینطور نیست . "سلام ، اینم از "دونالد
. "الی" . مثل یه روز تابستانی درخشانی
. خب ، به خاطر اینه که تو رو کف زمینی
تازه گیش چیه ؟
. آره . مرسی
چند وقت شده ؟
. ده سال - . غیرممکنه
... تو انقدر ، من - . اوه ، نه ، اشکالی نداره -
... نه ، من فقط - . یاور آبی کوچک -
. کسی که به پله ها بالاتر ترقی میکنه همیشه سقوط نمیکنه
. مثل یه چیز آبیِ دیگه ، مثل همون
فکر میکردم تا نزدیکای ساعت 5 نمیای اینجا
6:30.
. بهم نگفته بودی
. خب ، اشکالی نداره
، یه گشت کوچکی تو خونه زدم
و چقدر عالی شده که چیز های خیلی کوچک هم عوض شدن
. اوه ، خدای من
عزیزم ، چرا اونو به اتاق سوزن دوزی بالا نمیبری
. من میرم چندتا ملحفه بیارم
. در خدمت شما هستم ، خانوم
. از این طرف - . مرسی -
اتاق سوزن دوزی ؟
. دفتر قدیمیت . من اونجا نمیرم
اون تو رو کنترل میکنه ؟
. سه ساله که لب به استیک و مشروب نزدم
، دیگه حتی ارزش گوز خودمم نمیدونم
ولی هر دفعه که از مطب مختصص قلب میرم بهم یه آبنبات میدن
بچه ها کجا هستند ؟
... جیرد سر کارِ و "آل" هم داره از مراسم "پریکانا" با "میسی" لذت میبره
. "پریکانا" . اوه ، نه
منظورت همون مشاوره کاتولیکی با کشیشِ ؟
. آره ، "اوکانر" ها رو که میشناسی
زناشویی بزرگترین هدیه خدا به فرزندانش ـه
... تا در برابر دگراندیشی
، محافظت ، پرورش و تقدیس بشه
همچنین به ما گفته شده که باعث اختلاف و عدم توافق میشه
... که باعث شده بسیاری از ازدواج های امروزی
. غیرقابل بازیافت باشن
، که اقلب به طلاق ختم میشن ... که از نظر خدا
. یه گناهه
. ولی نگران نباشین
"ملیسا" چند وقته که تو و این مرد جوان با همدیگه نامزد هستین ؟
. بیش از یکسال
ولی ما همدیگه رو از دوره راهنمایی میشناسیم
اسمتون "آلخاندرو" ـه ، درسته ؟
بلدی انگلیسی حرف بزنی ، مگه نه ؟
. نه . نه . راستش بلد نیستم
. متوجه ام
. اون تازه از دانشگاه "هاروارد" فارغ التحصیل شده
. اون و نصف چین
... چرا اون مغز پوکت رو برنمیداری و نمی اندازیش
، اون همچنین بلده به 5 زبان حرف بزنه
. انگلیسی هم قطعاً یکی از اونهاست
واقعاً ؟
. "خب ، اینو بهم بگو ، "آلخاندرو
... تو تا الان رابطه موفقی با
ملیسای جوان داشتی ؟
ببخشید ، آقا ؟
. پدر "مونیگان" بهتره ، پسرم
، سوال من اینه که
باکرگی خانوم "اوکانر" هنوز دست نخورده هست ؟
. متوجه ام
و اقدامات پیشگیری از بارداری رو انجام دادید ؟
. البته - . البته -
. پیشگیری از بارداری
... رابطه دو آدم بالغ راضی
، بین خودشون مخفی باقی میمونه
. و البته ، کلیسا
. پس ، گمون کُنم میریم جهنم
. به وقت مناسب خدا میرید ، پسرم
. شوخی کردم
. خب ، بهم بگو ، مرد جوان
من پدر و مادرخوانده تو رو میشناسم ، "دان" و "الی"
. که دینشون غیر از کاتولیک ـه
آره ، آره مادریم یه-بودایی ـه
. منظورم یهودی/بودایی ـه
... و پدرم فکر میکنه این یه مذهب متشکل از
مادر بیولوژیکیش یه کاتولیکیِ اصل ـه
. اون تو کلمبیا برای سرکشیش کار میکنه
. خوش به حالش - ... و ما خیلی هیجان زنده هستیم -
چون تازه فهمیدیم که اون داره برای عروسی میاد اینجا
. همینطوره - . عالیه -
. اوه ، خدای من - بله ؟ -
چیه ؟
. ببخشید ، هیچی ، مشکلی نیست
... فرض میکنم که مادرت
ایده بزرگ شدن نوه هاش تو کلیسا رو خیلی تشویق میکنه
راستش ، تصمیم گرفتیم وقتی اونا به اندازه کافی بزرگ شدن
. بذاریم خودشون تصمیم بگیرن
. پس برین به جهنم
سلام . "جیرد" هست ؟
بیمارش هستین ؟ - . خواهرشم -
. درسته
. سلام ، من "جین" هستم - . سلام -
، اون تو بخش زایمان ـه پس شما میتونین تو اتاق پدر ها منتظر بمونین
. و من بهش خبر میدم که شما اینجا هستین
. خیلی خب
. سلام
نه ، منظورم اینه که اون به معنی واقعی کلمه از جیب خودش بیرون کشیدتش
. فهمیدم که جام اینجا خیلی امن تره - . خدایا شکرت -
داری باهام شوخی میکنی؟
. ما تو بیمارستان هستیم
. درسته . ببخشید
. فقط داشتم تمرین میکردم
. من اصلاً سیگار نمیکشم . یه ماه پیش ترک کردم
. یه دختره
... اوه ، خدای من ، بعدا بهت زنگ میزنم . اون
. هر دوشون حالشون خوبه
میخوای ببینیش ؟
. بهوش اومدی
من مُردم ؟
. ببخشید . "جیرد" تا یه دقیقه دیگه میاد
. قهرمان من
آدم نازی ـه ، نه ؟
، امیدوارم زیاد ناجور نباشه که بپرسم
... ولی درسته که اون تا حالا اصلا با کسی
. درسته
. خیلی خب ... چجور خانومی
تو اتاق پدر ها از حال میره ؟
. اُمیدوارم حالت بهتر شده باشه - . مرسی -
. دکتر - . ممنونم -
. ممنونم
. اون جسور ـه
کی ، "جین" ؟ آره ، کارش عالیه
. قیافه اش داد میزنه که میخواد باهات باشه
. خوبه
آخه چه مشکلی میتونه داشته باشه ؟
من دیگه کارم از ور رفتن با پرستارای جوون و تازه کار
که موی دم اسبی میبندن و جلوت لوس بازی در میارن گذشته
نباید اول زیر یه کسی باشی ؟
. نکته خوبی بود
. بهرحال ، اون خبر داره
آره . ماه پیش یه گله از ما رفتیم تا مارگاریتا بخوریم
حالا اونا یه استخر مخصوص کسایی که باکره نیستن راه انداختند
چی ؟
... یه گروه از پرستارای جذاب دارن طوطئه میکنن که مغزتو داغون کنن ؟
. باید ازشون شکایت کنی
. نه ، برادر من اینکاره نیست . اون منتظر عشقش میمونه
... آره ، خب
No comments yet. Be the first to leave one.