NCIS: Tony & Ziva

NCIS: Tony & Ziva

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

NCIS Tony and Ziva S01E04 1080p WEB h264-NESTED
A Commentary by NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSub 🔥

Tags

webdl
Published on: 2025-09-14
Downloads: 46
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫تونی فراریه.

‫پیداش می کنم.

‫یه جایی لازم داریم ‫که یه مدت گم و گور شیم.

‫فکری داری؟

‫وای خدای من.

‫تونی...

‫نیکول؟

‫- خودتو سرزنش نکن. ‫- این چه نگاهی بود؟

‫هیچی.

‫- اون فکر می کنه عروسیمونو عقب بندازیم. ‫- چرا؟

‫چون به دلیلی توی خونه امن موندیم.

‫میخوام بدونم میتونیم تله ای بذاریم

‫برای مارتین.

‫جذبش کنیم سمت خودمون.

‫خوشم اومد.

‫میدونستم یه ذره ‫بانی پارکر تو وجودته.

‫کسایی که خدا

‫به هم پیوندشون داده، ‫هیچکی جداشون نکنه.

‫چون ازدواج یک قول پایداره

‫از مهربونی، صبر،

‫بخشش و عشق.

‫با همه قلبتون به خدا اعتماد کنین...

‫...و شاهد همین بودن ‫جلوی خدا و این جمع،

‫لعنتی.

‫سیگنالو از دست دادم.

‫...که شما شوهر...

‫ ‫

‫بله؟

‫سلام، خانم بدجنس.

‫بوریس پسکوف.

‫دنبالت بودم.

‫آه.

‫تا بتونی بکشیم؟

‫قبل اینکه بیشتر از این ‫روی اون کیبورد کلیک کلاک کنی،

‫هشدار دوستانه این تماسو نمی خوای ‫توی سیستمت داشته باشی،

‫مارتین آرانوف از اینترپول.

‫چی میخوای؟

‫میخوام تنهام بذاری.

‫اووه، این اتفاق نمی افته، بوریس.

‫اون بدافزاری که ساختی

‫برای دزدیدن میلیون ها ‫از اینترپول استفاده شده

‫و کشتن آدمای بیگناه.

‫- کار منه که بیارمت داخل. ‫- دو ثانیه. تقریبا تموم شد.

‫تا بتونم یه بیانیه رسمی بدم

‫که برای ۹.۴ استخدامم کردی؟

‫که یه برنامه نویس دیگه

‫۹.۴ رو توی لکو کشتی؟

‫- اشتباه. ‫- زنگ زدی بهم

‫فقط که اتهامات مسخره بزنی؟

‫نه.

‫زنگ زدم تهدیدت کنم.

‫شریکم مثل من صبور نیست، بوریس.

‫اون چیزی که برای کتابخونه ‫اکسپلویت هات پیشنهاد دادم بگیر

‫وگرنه با خون مذاکره میکنی، نه یورو.

‫این راهی نیست ‫که بخوای بری توش، بوریس.

‫ضبط کردن تماس های تلفنیمون

‫- فقط باعث میشه کشته شی. ‫- نه نه.

‫تهدیدم کنی، منتشر می کنم.

‫اینترپولو بفرستی، منتشر می کنم.

‫هیچوقت از دست من در امان نیستی

‫مگه اینکه من از دست تو در امان باشم.

‫تنهام بذار.

‫عالی بودی.

‫توی چی؟

‫خراب کردن خرس؟

‫اون یادش میمونه که اینا دقیقا ‫کلمات خودش نبودن،

‫و حتی خانم بدجنستر میشه.

‫اون یه دیپ فیک خیلی پیشرفته بود.

‫باید جلوی کارشناسی قانونی دووم بیاره.

‫نمیخواد زیاد دووم بیاره.

‫مارتین میاد عروسیتو خراب کنه

‫تا نوارهایی که فقط ‫وانمود می کنیم داریم بدزده،

‫ما تلفنشو هک می کنیم

‫و قبل اینکه حتی بفهمه ‫چی داره اتفاق میافته،

‫داده های محکمه پسند پیدا می کنیم

‫و یه اهرم واقعی داریم.

‫و جلوتر از برنامه هاش میریم،

‫و اسمامونو پاک می کنیم.

‫لباسات داشتن غمگینم می کردن.

‫آه. ممنون.

‫لطفا بگو که از کارت اعتباری

‫برای خرید هیچکدوم اینا استفاده نکردی.

‫- معلومه که نه. آروم باش. ‫- خوبه.

‫اینا دقیقا اندازه های منه.

‫چشمم به این چیزا عادت داره.

‫ممنون.

‫یه لحظه دیگه پیشتم، جی آبی.

‫بای.

‫به عنوان طعمه توی این تله، ‫باید اشاره کنم

‫که هدف طعمه اینه که خورده بشه.

‫حفاظتت می کنیم.

‫مثل کاری که با بچه م کردین.

‫ببین، ما دوست و خانواده داریم ‫توی این عروسی.

‫اونا بیچاره و شکننده ان.

‫خب، یه سری مهمون عروسی پیدا کردیم

‫که عوض دوست و خانواده واقعیتون

‫بلدن چطور خودشونو هندل کنن.

‫فروزی، میگی به هموطنای خوبت

‫ سیستم میگه بذار رد بشن.

‫ پس بذار برن

‫چی داره میشه ؟

‫ ما یه کم خودسرانه تاریخ ‫آزادی مشروطت رو جلو انداختیم.

‫ بفرمایید

‫ حالا ...

‫ کی اینجا دنبال کاره؟

‫چی ممکنه اشتباه بره؟

‫- خوبی؟ ‫- خوبم.

‫این جاده ها افتضاحن.

‫فقط بگیر، هر چی زودتر ‫ازشون رد میشم.

‫این بچه من نیست.

‫NCIS ‫تونی و زیوا

‫اگر همه کاری که لازمه بکنیم اینه که

‫به طور باورپذیری ‫مکانمونو به مارتین لو بدیم،

‫می تونیم یه نکته ناشناس ثبت کنیم.

‫نه.

‫خب. هیچ ایده بدی ‫توی بارش مغزی نیست، درسته؟

‫معلومه، به جز اون یکی.

‫آره، نکته ناشناس داد میزنه ‫که داریم تله می ذاریم.

‫لازمه مارتینو بکشیم بیرون

‫و کاری کنیم فکر کنه ‫خودش داره پیدامون می کنه.

‫میتونه کار کنه. خب، فقط...

‫بوریس، چرا خودتو نمیذاری ‫توی دیتابیس دوربین های مداربسته

‫تا اون بتونه وقتی داری قدم میزنی بگیرتت؟

‫وقتی دارم قدم میزنم بگیرتم؟

‫چون هر کی میدونه ‫که من قدم نمیزنم،

‫و اشتباهای لوبیایی نمی کنم.

‫خب؟ ازشون اکسپلویت می کنم.

‫بوریس من زیادی باهوشه ‫که خرده نان بذاره.

‫ولی من یه سلفی پست کردم...

‫فکر کنم بتونه کار کنه.

‫ انگار بوریس داره عروسیشو برگزار میکنه.

‫بوداپست

‫به خلبانمون بگو.

‫ مطمئنی ؟ ‫یه تله هست

‫ میدونم

‫ با کمک دینوزو و داوید آماده شد.

‫بوریس رو جمع و جور می‌کنیم...

‫دینوزو و زیوا رو ‫قبل از اینکه بتونن ما رو لو بدن.

‫اینو خودمون تنهایی انجام میدیم

‫هیچکس نباید بفهمه که ‫ممکنه لو رفته باشیم.

‫اون موقع میتونی کاری کنی که ‫انگار همشون به هم خیانت کردن.

‫از این حال میکنی.

‫میدونی که میتونی ‫توی آکادمی پلیس گل آرایی بخونی؟

‫توی آکادمی پلیس؟

‫- من دامادزیلا رو هندل می کنم. ‫- ممنون.

‫بوریس، ببین...

‫سلام، سوفی.

‫زود زنگ زدی. همه چی خوبه؟

‫خوبه. آنتن هنوز افتضاحه.

‫من واقعا از یوگا متنفرم.

‫و تالی انقدر از دستم عصبانیه، ‫که داره کتاب میخونه.

‫کتاب؟

‫معجزه اس. واقعا. تو خوبی؟

‫ام...

‫با توجه به همه چیز، خوبم.

‫این سنگین به نظر میرسه.

‫واقعا میخوای مجبورم کنی بپرسم؟

‫دوست دختر تونی رو دیدم.

‫- دختر بوتیک؟ ‫- نیکول، آره.

‫- و ام، شوهرش. ‫- نه!

‫آه، تونی بیچاره.

‫- حداقل از نمایش لذت بردی؟ ‫- بود، ام...

‫...جالب؟

‫چی کار کردی؟

‫هیچی.

‫- یعنی تقریبا... ‫- با تونی؟

‫هر چی. نه، این...

‫نمی دونم چی داشتم فکر می کردم، من...

‫- می دونم کار نمی کنه. ‫- کی می دونه؟

‫- هر دوتون تغییر کردین. ‫- کردیم واقعا؟

‫هی!

‫هی، تونی!

‫سوفی.

‫تالی کجاست؟

‫ام... تالی!

‫مامان و بابات آنلاینن.

‫میترسم قو غیرقابل ‫تعمیر آسیب دیده باشه.

‫سلام.

‫هی! دخترم اینجاست.

‫آه، دیدنت خوبه.

‫تا حالا بهت گفتم ‫دختر مورد علاقه می؟

‫اگر تنها دخترت باشم حساب نیست.

‫خیلی متاسفیم که اونجا گیر کردی.

‫می دونیم چقدر سخت بوده.

‫آره. این همه زود تموم میشه

‫و دوباره با همیم، کوچولو.

‫- کِی؟ ‫- زود.

‫صبر کن. کجایین؟

‫چی کار می کنین؟

‫چرا انگار توی عروسی هستین؟

‫- یه کم پیچیده اس. ‫- ام... هستش، عزیزم.

‫- و باید بریم، پس... ‫- و واقعا اون چیزی نیست که فکر می کنی.

‫...دوباره زنگ میزنیم ‫اولین فرصتی که گیر بیاریم، باشه؟

NCIS: Tony & Ziva subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left