The first 200 lines.
تو واقعا بايد يه الگو باشي، ري
...منظورم اينه که، تو نماينده قانوني و
!بفرما! بازم که تکرارش کردي - چيو؟ -
خودت خوب مي دوني، چيو؟ - نه، نمي دونم -
بدون راهنما، گردش به چپ کردي
من همچين کاري نکردم - .چرا، کردي -
تو خيالاتي شدي
من خيالاتي نشدم، ري
...تو الان، سر اون چهارراه، گردش به چپ کردي، بدون اينکه
!بفرما! بازم که تکرارش کردي - !چي کار کردم، آخه؟ -
مي دوني، شايد من بيش از حد حساسيت نشون مي دم
ولي به نظر مي رسه تو عمدا اين کارو مي کني
اين کار ناراحتت مي کنه، مگه نه؟
بي احتياطي در رانندگي، خطرناکه
اين داره آب دهنشو همه جا مي ريزه
!من تازه اين ماشينو خريدم
تو ديگه چه جور سگي هستي؟
تو معمولا اين طوري رانندگي نمي کني، ري !نگاه کن! نگاه کن
چيه؟ جرمي در حال انجامه؟
... کاراگاه وکيو صحبت مي کنه، گزارش وقوع جرم
مارک اسميت بائر
مي خواي يه بازيکن هاکي رو گزارش بدم؟
خب، اون طرفدار زياد داره
حالا اين چي مي خواد؟ امضا مي خواد؟
فقط چند دقيقه طول مي کشه
تو همينجا باش، من امضاشو برات مي گيرم
اون ممکنه خجالت بکشه
حتما داري سر به سرم مي ذاري
اين فقط يه آزمايش بود، تمام
من حدس مي زنم، شما دوتا، تا حالا آدم مشهور نديدين
آه، چرا، معاون کميسر آر.سي.ام.پي يه بار ما رو بازرسي کرد
اوه، حتما يه مورد مخصوص بوده
من هر روز با آدماي مشهور روبرو مي شم که تو تصورش هم نمي توني بکني
راستي؟ مثل کي؟
خيلي از مشهورا، مشهور و بزرگ
لو فرينگو) مثلا)
نکته اينجاست که اونا هم آدمايي مثل من و تو هستن
فقط ثروتمندتر، بدجنس تر و نفرت انگيزتر
... اما (لو) نه. اون يه شاهزادست ... اما بقيه شون
خب، مردم دوست دارن درباره آدماي مشهور حرف بزنن، ري ولي هميشه خوب نيست
خب، هميشه هم بد نيست
من زود بر مي گردم - باشه، فقط بزرگش نکن -
همه بخوابن روي زمين. روي زمين
بجنبيد! روي زمين
ارزششو نداره، پسرم
قبل از اينکه ادامه بدي، پيشنهاد مي کنم به عاقبتش فکر کني
ديدي، ري؟ - ...بعضي وقتا اگه آدم فقط -
...هي، مارک. چيزي نيست
عجب نامردي. برم دنبالش توقيفش کنم؟
نه
چرا؟ چون ستاره هاکيه؟
نه، براي اينکه بهترين دوستم بوده
The Blue Line
زيرنويس: کاتي بازنويسي: شيوا
بخش هايي از اين زيرنويس برگرفته از نسخه دوبله شده سريال با مترجمي حسين شايگان مي باشد
ري، اون تابلوي ايست بودا - منم وايستادم -
ممنون
مي دوني، اون احتمالا تصور کرده من همدست اون تبهکارم
تو خيلي داري برا اين يارو عذر و بهانه مياري، بني
نه، اينطور نيست. من فقط سعي مي کنم خوش بين باشم.اين فرق مي کنه
چيزي که اون لازم نداره، خوش گماني ديگرانه
مي دوني، يه همچين جايي چقدر مي ارزه؟
اين آدم بايد يه مبلغ هفت رقمي براي براي شرکت در احمقانه ترين بازي که تا حالا اختراع شده بگيره
من هر دفعه يه روزنامه مي خرم مي بينم، يا راجع به زانوش غر زده
يا از اين شکايت داره يا از اون
هاکي يه ورزش پر طرفداره، ري
!اوه، اذيتم نکن !من فقط محض احترام اسم ورزش روش گذاشتم
تو مي دوني هاکي يعني چي؟
از اون کفشا پاشون مي کنن و با چماق مي افتن دنبال هم
هي، اگه امضاشو مي خواي، دهنتو ببند
خب، يه مرد نقابدار داريم که قد و وزنش نا معلومه و يه اسلحه بزرگ حمل مي کنه
حل اين يکي نبايد سخت باشه
اون مرد سعي کرد منو بکشه - البته از نظر تو -
من فقط دو بلوک با نزديک ترين ايستگاه پليس فاصله داشتم
يعني، شماها انقدر ناشي هستيد که حتي نمي تونيد تا دو بلوک رو محافظت کنيد؟
اين مرد بهمون گفت ناشي، هيو - آره، همين طوره لوئيس -
مي خوايد يه حقيقتي رو بدونيد؟
من هر بار که با چوب هاکي ضربه اي مي زنم
بيشتر از تمام پولي که تو زندگي تون بدست مياريد به اين اقتصاد تقديم مي کنم فهميديد؟
فکر مي کنيد اين شهر مي تونه اجازه بده که اتفاقي برام بيفته؟
شما بايد مطمئن بشيد ديگه از اين اتفاق ها نمي افته
ببخشيد
تو ديگه کي هستي؟
دان شري، رابط رسانه هاي گروهي آقاي اسميت بائر ممکنه چند دقيقه ما رو ببخشيد
!دهنتو ببند
يه نفر ميخواد منو بکشه، اون وقت اونا اين دوتا احمق رو فرستادن
برام مهم نيست اونا کي هستن
تو بايد بذاري من باهاشون صحبت کنم
اين به شغل من مربوط ميشه، مگر اينکه بخواي زندگي تو خراب کني
نمي دونستم مسئول حراست از مغازه هاي مشروب فروشي شدي، لوئي
فکر کردم برات کسر شأنه
خيلي چيزا براي من کسر شأن محسوب ميشه، وکيو مخصوصا حرف زدن با تو يکي
اين مرد ميگه، مي خواستن اونو بکشند
اون مرد يه تخته ش کمه
يعني، هيچ کسي سعي نکرده اونو بکشه؟
آقاي اسميت بائر موقع يکه سرقت در مغازه بوده. فقط همين
اون از نگراني شما قدرداني مي کنه، ولي نمي خواد اين مسئله رسانه اي بشه
ببخشيد
از نگراني ما قدرداني ميکنه؟ از اينکه وقت ما رو تلف کرده چي؟
سلام
چي شدي؟
اوه، منظورتون اينه... خب ،شما منو با يه بطري زدي
من يه پليس رو زدم؟
...خب، در واقع من اينجا افسرپليس محسوب - پليس نيستي؟ -
دقيقا همين مشکل منه. من امنيت ندارم
آره، شرط مي بندم دوستاي زيادي هم نداره
من دوست کاراگاه وکيو هستم
آره، درسته، باشه، فهميدم
اينم اوني که ميخواي. به اسم کي امضاش کنم؟
ديفن بيکر
هيچي مثل دوست قديمي نميشه هان، فريزر؟
خوبه بدوني مهم نيست چند سال از هم دور بوديد
مهم اينه که هنوز هم باهات درست رفتار کنه
خب، زمان زيادي گذشته، ري
دليلي نداره انتظار داشته باشيم منو به جا بياره
آه، بازم بهانه
اون دوست منه، ري
بعد از پيگيري بيشتر، نظرم رو عوض کردم قربان به اعتقاد من سرقتي در کار نبوده
مغازه مشروب فروشي، ماسک، تفنگ فکر مي کني داريم زود قضاوت مي کنيم؟
بله، قربان همين طوره
مرد مسلح يه ژاکت کشميري پوشيده بود و يه ماشين کاديلاک سياه داشت
اينا چيزاي گروني واسه يه دزد خرده پاست شما اين طور فکر نمي کنيد، قربان؟
کاراگاه، در تعجبم که هنوز يه حقيقت ظريف درباره دزدها رو نمي دوني
اونا معمولا براي گرفتن چيزي پول نمي دن
آره، اين دقيقا همون چيزي بود که بهش گفتم
به کي؟
اوه، هيچ کس قربان
.اين قضيه که ارتباطي با اون پليس سوار نداره داره؟
يعني، فکر کنم، ما کاملا توانايي اينو داريم که بدون کمک اون، جرايمي که در شيکاگو رخ مي ده، پيدا کنيم
تو موافق نيستي؟
. اوه، بله قربان .کاملا موافقم پليس سوار هيچ ارتباطي با اين موضوع نداره
ظاهرا يه چيزي باز بود، قربان
چيز خاصي بوده؟
آه، بله قربان... صندوق پول
ظاهرا اون باز بوده، قربان
که يارو هيچ اقدامي براي رفتن به طرفش نکرده ...معني اش اينه که، ميدونيد، چطور مي تونسته
...مي دونيد، اونجا نزديک صندوق بوده ولي...،مي دونيد
صندوقي که دورش کلَي آدم مسلح ايستاده بودن
بله، همون صندوق، قربان
کاراگاه، فکر کنم بايد با هم صحبت کنيم
اوه، فکر کردم قبلا اين کارو کرديم ، قربان
خصوصي
ببخشيد، ممکنه بهمون بگيد کجا مي تونيم مارک اسميت بائر رو پيدا کنيم؟
اون ماشين ون رو مي بيني که معمولا آدماي مجرد اجاره اش مي کنن؟
هندرسون، اين چوبا رو امتحان نکردي؟
متاسفانه اونا نمي تونن تو رو تحت حفاظت پليسي قرار بدن
خب، حالا چي؟ يه پليس سوارو فرستادن تا از خزانه ملي نگهباني کنه؟
متاسفم، نه
همينه که باعث تعجب من ميشه
چيز ديگه اي هست؟
تو منو يادت نمياد، مگه نه؟
ديفن بيکر، درسته؟
اوه، نه. اون اسم گرگمه
هي، ببين. متاسفم. من آدماي زيادي رو ملاقات مي کنم
درک مي کنم
خب، ما کجا با هم آشنا شديم؟
اي نوويک
...آه، داري اشتباه مي کني. من از وقتي که نمي دونم چند سالم بود اونجا نبودم
سيزده سالگي. ما روي درياچه اي که پشت انبار پدرت بود، هاکي بازي مي کرديم
شوخي که نمي کني، نه؟
هر روز بعد از مدرسه. و تو به هيچ کس اجازه نمي دادي بازي رو ترک کنه
وقتي هوا تاريک مي شد، تراکتور پدرت رو برمي داشتي و چراغاشو روشن مي کردي
و ما اونجا مي مونديم. تا...تا وقتي که يکي از والدينمون مجبورمون کنه بريم خونه تا تکاليفمون رو انجام بديم
که معمولا مادربزرگ من بود
فکر مي کني، همچين چيزايي يادم مياد؟
خب از اون موقع، تا حالا راه درازي طي کردي
اوه، من بهت پنج دلار بدهکارم
چي؟
وقتي سيزده سالمون بود با هم شرط بستيم
عکس هرکي زودتر روي کارت پستال چاپ بشه، اون برنده ست
مدت ها بود که مي خواستم اينو بهت بدم
آره، تنها آرزويي بود که داشتم
وقتي اولين کارت پستالم چاپ شد، رفتم يه دوجين ازش خريدم
آره، اولين و آخري کارتي که داشتم
اونا حالا ارزش خيلي زيادي دارن
داشتن، وقتي فروختمشون
گوش کن، مي خواي شبها کار کني؟
ببخشيد؟
من يه محافظ احتياج دارم. شايد بتوني از پولش استفاده کني ساعتي بيست و پنج دلار
اوه، متاسفم...من...من
مي کُنيمش 30 دلار
هي، کي مي خواد هاکي بازي کنه؟
اون ازت خواست محافظش بشي، درسته؟
.اين طور فکر مي کنم، بله
پول رو بگير، اون عاشق خرج کردنه
به نظر مي رسه، راجع به وقتش هم سخاوتمنده کارش براي اين بچه ها هيجان انگيزه
مطمئنم اين يه حسن تصادفه که روزنامه هاي اين شهر مدام در مورد انسان دوستي اش مي نويسن
ما يه نفر کم داريم
هي، به اوني که اونجاست يه جفت اسکيت بده
اوه، نه، نه، نه. راستش من هاکي بازي نکردم ...از وقتي که
همينجاست
چيزي نيست، ديف
داون، فکر مي کني بتوني يه کاري کني، جلوتر بياد؟
!جلو وايستا مارک
من خالي ام مارک، مارک
بفرست اينجا، من خالي ام
بفرست اينجا! مارک
همينه، مارک
هي مارک، کجا داري مي ري؟
بازي تموم شد، پسر
No comments yet. Be the first to leave one.