The first 200 lines.
،ما آتيشي، آتيشي، آتيشي هستيم شما هيچي، هيچي، هيچي نيستين
،ما آتيشي، آتيشي، آتيشي هستيم شما هيچي، هيچي، هيچي نيستين
ترافيک خيلي سنگيني تمام مسير رو
به همراه 10 شهر از جمله "کلارويو" دربر گرفته
شما احتمالا بهتره که وارد همچين ترافيکي نشين
عمليات ياز کردن راه، با نهايت سرعت در حال انجام شدنه
بنابراين انتظار ميره با چند روز تاخير تو مسير همراه باشه
...ميگم - چي؟ -
اون اتفاق ديشب
آها - ...يجورايي -
غيرمنتظره بود - آره. خيلي غيرمنتظره بود -
جيگرا چطورين؟
!دارم ضعف ميرم
دلم يه سبزيجات تازه ميخواد - برا صبحونه؟ -
دکتر اسپيواک ميگه توي رژيم غذاييمون از ويتامين ب2 کافي استفاده نميکنيم
و من هيچ سبزيجاتي اينجا نميبينم
ميگم امروز حالتون چطوره؟
خوبيم - آره، خوبيم -
.آها خوب شد يادم اومد ديشب يه خواب خيلي عجيب غريب ديدم
...توي خوابم ،يه خونه بود
.و يه پسر کوچولو ،و... ميخواست طوفان بياد
،و خونه... يه پنجره هايي داشت ..."از اين پنجره هاي خوشکل "شيشه رنگي
و... تو هم اونجا بودي
همينطور تو
و... يه يارويي بود از اين ماسک هاي عجيب غريب زده بود رو صورتش
مثل چي ترسوندم
از وقتي بچه بودم تا حالا يه همچين خوابي نديده بودم
بابا چتونه، خير سرمون تو قرن 21م داريم زندگي ميکنيما
...هرچي که بينمون اتفاق افتاد ...بين سه تامون
،فکر کنم اگه بيشتر از دو نفرم بوده باشه ."بين خودمون بوده"
،منظورم اينه که زياد بزرگش نکنيم، خب؟
خب؟
...خب، من بايد، آه
بايد برم يه سري به ناديا بزنم
منم همينطور
،اين قضيه فقط وقتي عجيب غريب ميشه که شما عجيبش کنين
اينا چي بود ديگه ميگفت؟ - نميدونم والا -
،يه دفعه اومد در خونه م و شروع به پرستاري از بچه کرد
حالا بايد مثل ما خواب ببينه؟ - حتي ماسکا رو هم ديده -
جريان اين ماسکا چيه ديگه؟ - لابد بخاطر شرمندگيه -
منظورم اينه که، کيه که بخاطر اين کارا نخواد شرمنده بشه؟
شايد بهتر باشه به ميرندا قضيه رو بگيم
چته، کسخل شدي؟ - شايد يه چيزي رو ببينه که ما نميتونيم -
،يعني چي :بيايم خيلي اتفاقي بهش بگيم
راستي، ما يه خواب محرمانه مربوط" به خوشيه چندين قتل ديديم" ؟
خودش سر درمياره که يه کاسه اي زير نيم کاسه ست
اينطور نيست؟
،شايد بتونه کمکمون کنه اون بچه رو پيدا کنيم و جلوي آسيب ديدن بقيه رو بگيريم
خودشم ميتونه آسيب ببينه
،حالا گيريم درمورد خوابمون هم بهش گفتيم به نظرت بيخيال ميشه؟
تلاش ميکنه بفهمه که ما چي هستيم
،نورمن، يه مشکلي دارم الان نميتونم باهات حرف بزنم
کجا ميري؟
.عالي شد چي شده؟
ديشب خواب اينا رو ديدم
،و وقتي تصويرش رو تو گوگل سرچ کردم اينا رو پيدا کردم
پنجره هاي شيشه رنگي، توسط شخصي به نام فرانک بنيستر ساخته شده
ايننم کارگاهشه
.زبلون، اوهايو درست اونطرف مرزه
بهتره قبل از اينکه دير بشه، راه بيفتي
خودت گفتي وقتي يه خواب ديگه ديدم بيام پيشت
.ديشب يه به وزر واردشدن داشتيم يه نفر مُرده، و دو نفر زخمي شدن
متاسفم که اينو ميشنوم - که سرم شلوغه -
،کسي که اينکارو کرده رو پيدا کنم
و واسه همين، دنبال کردن خوابتو "ميذارم تو ليست "کارايي که بايد انجام بدم
يه خونواده اي اون بيرون هست که قراره خودشونو گرفتار
يه جريان واقعا بد و دشوار ببينن
ميتوني يه کاري واسه اين قضيه کني، جلوي اتفاق افتادنش رو بگيري، و قاتل ها رو دستگير کني
...خب
فقط من اين خوابا رو نديدم
رومن هم خوابشونو ديده - رومن گادفري؟ -
،اون بچه اي که تورنتو مرد رومن هم خوابشو ديده بود
،و قبل از اون پيش اون خونه ها؟
اونجا بود که فهميديم هردومون اين خوابا رو ميبينيم
.چراشو ازم نپرس هيچي جوابي واسه اينا ندارم
بهت هشدار داده بودم چيزي رو ازم مخفي نکني - ببين، خودم اومدم، نميبيني؟ -
منم باهات ميام - تو دخالتي نميکني -
،چه بخواي چه نخواي منم تو اين قضيه سهيمم
همينم کم مونده، يه شهروند پيشگو واسش خودش يه پرونده ي جنايي تشکيل بده
بايد به حرفم گوش کني - دلت ميخواد به جرم مداخله -
در تحقيقت پليس، دستگيرت کنم؟
.مراقب باش اين آدما با کسي شوخي ندارن
اينا چيکار ميکني، اوليويا؟ ،تو هيچ کاري تو اين ساختمون نداري
،و براي اينجا اومدن به يه کارت امنيتي نياز داري
تو اينجا چيکار ميکني؟
اجازه ميدي پرايس قدرتت رو ازت بگيره چون قدرتت ميترسونتت؟
.نورمن زنگ زد ازم خواست ببينمش
خدا خفش کنه
و بهش گفتم که علاقه اي به جلسه مشاور خانواده ندارم
خدا رو شکر که حالت خوبه
دلم... برات تنگ شده بود
...تازه تو
آره
يه چي ديگه بگو
...رومن
دوباره بگو
رومن... به نظر خسته مياي
بخاطر تو خوابم رو از دست دادم
ولي الان ديگه خوابم درست ميشه
سلام مامان
سلام عزيزم
چه اتفاقي افتاد؟
کجا بودي؟
خيلي چيزا هست که بايد برات تعريف کنم
ما مشتاق شنيدنشيم
.نگاش کن ديشب کجا بودي؟
ديرم شده، بايد برم سرکار - دوباره باهاش سکس داشتي -
يعني خداييش نميتوني ،با کيرت تصميم نگيري
يا دنبال تنبيه شدن ميگردي؟ - تو متوجه نيستي -
.داره يکاري ميکنه پيش رومن بد بشي اون فقط پول رومن رو ميخواد
ما رابطه ـمون خيليم با هم خوبه
...صبر کن
من... نميخوام کسي آسيب ببينه
...من فقط ميخواستم - جيسون نميتونست از پس خودش بر بياد -
تو کاري که مجبور بودي رو انجام دادي
بايد به جيسون کمک کنيم - حتما -
تو خيلي شجاع بودي
بهت افتخار ميکنم که همچين کاري واسه اون پسر کوچولو انجام دادي
.نورمن از ساختمون رفته بيرون ميتوني اين سياه بازياتو بذاري کنار
ميدونم هميشه خودمو ثابت نکردم
بدون شک، دليلش بخاطر شيوه ي تربيت اروپاييمه
ولي دليل نميشه که نميتونم تلاش کنم مادر بهتري باشم
براي هر دوتون
ميخوام يه خونواده باشيم - اون عوض نشده -
اين دخترمه - نميذارم تصاحبش کني -
دارم آرومش ميکنم - !داري گولش ميزني -
يه بارم نشده بهش اهميت بدي - با هر دوتونم -
برين بيرون
مامانم رفت - شلي بايد استراحت کنه -
الان 7 ماه ميشه که خواهرمو نديدم
اون غمِ روحي اي که درگيرش بوده رو درنظر بگير
همش بخاطر اوليوياست - هر دوتون مُضرين -
،شلي سوءتغذيه شده و آب بدنش رو از دست داده
،يه زخم گلوله ي قديمي داره ،که هنوز به طور کامل خوب نشده
،و بخاطر عفونت شديدي که داشته باعث نابوديِ سيستم ايمني بدنش شده
که واسه همينه "شب تابيش" از بين رفته
و همينطور يه بريدگي توي کمرش هست
اون چيزي که حتي بيشتر از ،مراقبت پزشکي نياز داره
،دوره اي از بهبود احساسيه
که به اين معنيه که، به يه محيط آروم
دور از غوغاي مردم تو خيابون
و اون ديوونه بازي مسخره و تموم نشدني بين تو و مامانت، نياز داره
نميتونم بهت بگم چقدر آزاردهنده ست که ببينم تو مسئول
آسودگيه خواهرم باشي
به نيازهاي تو هم به قدر کافي رسيدگي کردم، يادت رفته؟
من مثل خواهرم ظريف نيستم
تو دنيا هيشکي بيشتر از اون دختري که اون توئه، برام ارزش نداره
پس حداقل تو اين زمينه با هم تفاهم داريم
يه چيز ديگه
،خيلي مهمه که به کسي نگي به هيشکي، که شلي اينجاست
خر که نيستم
هي، بيرون از تخت چيکار ميکني؟
چيزيم نيست
بايد استراحت کني، خب؟ پرايس گفت بايد استراحت کني
ببين، ببخشيد که باعث شدم دوباره اون بحثا رو با اوليويا داشته باشي
اون... عوض شده
نه، همونطور مونده
گوش کن ببين چي ميگم. همون روزي که ناپديد شدي، ديگه بيخيالت شد
نميذارم دوباره وارد زندگيت بشه، خب؟
خيلي واست اضطراب آوره
هر کاري باشه ميکنم، که واسه هميشه از زندگيمون بندازمش بيرون
ببخشيد دير کردم
حتي نميخوام بدونم که داري چيکار ميکني
خب، پس نپرس
دوفقره قتل، در بوفالو ي نيويورک
کريسمس سال 1965 يه زن و شوهر که گلوشون پاره شده
وقتي دختر 6 سالشون توي کمد قايم شده بوده
تنها چيزي که درباره ي ،باعث و باني اينکار ميگه
اينه که زني بوده که "موي شب" رو داشته
چرا داري اينو بهم نشون ميدي؟
پليس ها تونستن يه نمونه ي سالم ،رو از صحنه ي جرم پيدا کنن
ولي تا امروز، با مال هيچکس مطابقتي نداشته
من اثر انگشت اوليويا رو ،وارد سيستم کردم
و با اين قتل مطابقت داشت
تو اثر انگشت اوليويا رو داري؟
.ميخواستم جلوشو بگيرم ولي الان ديگه نميتونم
صبر کن ببينم، خودتم ميگي سال 1965 اتفاق افتاده
5دفعه امتحانشون کردم
يه نفر توي کوانتيکو دارم که خودش بررسيشون کرده
تا جلوي اِرور کامپيوتري گرفته بشه
ميدونم با عقل جور درنمياد - معلومه که با عقل جور درنمياد -
اون موفع اصلا به دنيا نيومده بوده - !نميدونم والا، الان 60 ساله ها، 40 ميزنن -
پولداره. احتمالش هست از اين درمان هاي تجربي کرده باشه؟
تو بهتر از هر کس ديگه اي ميدوني توي وايت تاور چه خبره
،اين شاهدي که ميگي هنوز زنده ست؟
توي بوفالو زندگي ميکنه - بريم باهاش حرف بزنيم -
.مايکل سشور هستم ...من
ميدونم کي هستي
متوجه شدم که ممکنه يه سري اطلاعات از آدمايي داشته باشين
،که اتفاقاي بدي براشون افتاده در صورتي که اتفاقي نبودن
تو با پيتر حرف زدي
،آره، درمورد خوابي که دوتاتون ديدين باهام حرف زده
،بچه هاي کوچيک، پدرمادرشون ،خونشون که شيشه ي قشنگي داره
و يه سري آدم بد که ميخوان بهشون آسيب بزنن
اولين باره که چيزي از يه پليسِ رويايي ميشنوم
يعني اين خوابو نديدي؟ - شايد ديده باشم -
،ولي وقتي سرمو ميذارم رو بالشت !مثل يه جنازه ميفتم
،و وقتي بيدار ميشم هيچي به ياد نميارم
بعضي مردم چيزايي ميخورن که شب ها اونا رو بيدار نگه ميداره
ولي من چيزي نميخورم
No comments yet. Be the first to leave one.