After the Thin Man

After the Thin Man

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

after the thin man 1936 1080p bluray flac x264-hj
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian After the Thin Man 1936 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2026-03-15
Downloads: 17
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

نیکی! نیکی

داری چیکار می‌کنی؟ فقط دارم تمرین می‌کنم عزیزم

یه جای کوچیک از گلوت رو بریدی؟

بهتره عجله کنی

پنج دقیقه‌ی دیگه

می‌رسیم سان‌فرانسیسکو

آستا! اون بهترین کلاهِ مهمونی رفتنمه

وای خدای من، خدای من

عزیزم، نمی‌خوای این رو جمع کنی؟

چطور از یه زن انتظار دارن

که هنوز برای شوهرش جذابیت و رمز و راز داشته باشه

بعد از سه روز زندگی کردن توی

همچین جایی، واقعاً نمی‌دونم

عزیزم، تو نیازی به رمز و راز نداری

تو یه چیز خیلی بهتر داری

یه چیز فریبنده‌تر

چی؟ من

خودت

اشکالی نداره. ما زن و شوهریم

عزیزم باید وسایلت رو جمع کنی

درسته. درسته، باید وسایلم رو جمع کنم، درسته

«داری جمع می‌کنی عزیزم؟» اوم‌هوم

آره عزیزم، فقط دارم این مشروب‌ها رو یه جا می‌ذارم

اوه

«اگه اون رو بشکنی...»

«...می‌تونن ازت شکایت کنن.»

اوه عزیزم، می‌دونی

دلم برای این اتاق کوچیکمون تنگ می‌شه

خاطره‌های موندگاری برام به جا گذاشته

«عزیزم، این رو جمع می‌کنی؟» بله

با کمال میل، با کمال میل

می‌دونی، یه جورایی بدم میاد اینجا رو ترک کنم

«اوه، هیچی رو جا نذار.»

خب، تو قراره

این لباس رو بپوشی عزیزم؟

«نه. می‌تونی بذاریش توی چمدون.»

اوه، خیلی خب. خیلی خب

هی. سلام. نیک چارلز توی این واگنه؟

دو تا واگن عقب‌تره. درسته

دو تا واگن عقب‌تر

سلام نیک! خب، چطوری؟

«دوباره می‌خوای نقش کارآگاه رو بازی کنی؟»

این همون چیزیه که ما می‌خوایم بدونیم

کار من با کارآگاه‌بازی تا آخر عمرم تموم شده

نیک، می‌خوای به کارای کارآگاهیت ادامه بدی؟

من بازنشسته شدم. فقط می‌خوام مراقب

پول‌های زنم باشم تا برای پیریم یه چیزی داشته باشم

تو گفتی توی نیویورک بازنشسته می‌شی

ولی دیدم که پرونده‌ی «مرد لاغر» رو قبول کردی

«اوه، اون پرونده‌ی مرد لاغر حرف نداشت.»

«هنوز دارن درباره‌اش حرف می‌زنن.»

یه «مرد لاغر» دیگه برامون پیدا کن، باشه نیک؟

پرونده‌ی معرکه‌ای بود نیک

«یه همچین پرونده‌ای رو دوباره قبول می‌کنی، نه نیک؟»

نه، اون رو فقط برای خوشحال کردن زنم قبول کردم

اون دنبال هیجان بود. «خب، فکر کنم حسابی هیجان‌زده شد!»

اوه، عالی بود. دو نفر سعی کردن بکشنش

ولی اون دیگه قرار نیست پرونده‌ی جدیدی قبول کنه

می‌تونید همین رو چاپ کنید

اینم از عزیزِ من

سلام هارولد

چطوری هارولد؟ خوشحالم می‌بینمت

فعلاً نیک! می‌بینمت

اوه، معذرت می‌خوام خانم

سلام فینگرز

خب نیک، چطوری؟

کاسبی چطوره؟

اوه، اون دله‌دزدی رو بوسیدم گذاشتم کنار

نیک، نیک، نگاه کن. کیفم نیست

اوه عزیزم، خیلی بد شد نه؟

آه نورا، می‌خوام با فینگرز آشنا بشی

ایشان همسرمه. همسرت

«اوم‌هوم.»

وای، من... وای، نمی‌دونستم ازدواج کردی

اوه، بله بله، ازدواج کردم

نیک، چیکار کنم؟ مطمئنم پیشم بود

اوه نگران نباش عزیزم

پیدا می‌شه. نه فینگرز؟

خب، من... منم واقعاً امیدوارم

خب نیک، از دیدنت بال درآوردم

نیکِ قدیمیِ خودمون. اونم متأهل

نمی‌دونستم ازدواج کردی

اوه، بله، بله

خب، خوشحالم که بهت خوردم

خب، خداحافظ خانم چارلز

خداحافظ. خداحافظ فینگرز

بیا بریم عزیزم. عزیزم، من نمی‌تونم همین‌طوری برم

بیا بریم، نمی‌خوایم خجالت‌زده‌اش کنیم

داری چی می‌گی؟

اون یه کیف‌قاپه. به احساساتش فکر کن

خب، پس حتماً اون کیف رو زده

فعلاً فینگرز

«فعلاً نیک!» بفرما عزیزم

عزیزم، تو واقعاً آدم‌های محشری رو می‌شناسی

سلام نیک! سلام بیل! هاها

هی، می‌تونی دوباره تحویل دادن رو شروع کنی

اونم با اون بشکه‌های بزرگ

سلام نیک! کجا بودی؟

حالتون چطوره بچه‌ها؟ کجا بودی نیک؟

مگه کل عمرم رو نبودم؟

اون بچه رو دیدی؟ نه. کجاست؟

شبِ جمعه قراره دوباره برگرده توی رینگ

هی اسکرویی، نیک چارلز اینجاست

سلام آقای چارلز! سلام نیک

چطوری بچه؟ اوضاع چطور پیش می‌ره؟

بهتر از این نمی‌شه! بهتر از این نمی‌شه

گوش کن، حالا دیگه می‌دونم که نمی‌بازم

میای مسابقه‌ام رو ببینی؟

خانم چارلز هیچ‌وقت به فکرش هم نمی‌رسه یکی از مسابقه‌های تو رو از دست بده

خانم چارلز! خب خب، تا حالا مبارزه‌ی من رو دیدین؟

پس قراره حالشو ببری

قراره یارو رو تیکه‌تیکه کنم

اگه توی همون راند اول خونین و مالینش نکنم

خونین و مالینش می‌کنی؟ آره

ببخشید خانم چارلز

اگه پاهام یاری کنن، یارو رو می‌کشم. من قراره

باریکلا پسر. حتماً می‌زنی داغونش می‌کنی

برو تو شکمش

حتماً! باشه هارولد

اوه، سلام نورا

اوه، سلام

ایشون کی باشن؟

اوه، تو این‌ها رو نمی‌شناسی عزیزم

این‌ها آدم‌های محترمی هستن

اوه

دوست‌داشتنی نیست؟

خونه. خیلی آروم. خیلی ساکت

اگه تا یه هفته کسی از خواب بیدارم کنه

می‌دم قانون باهاش برخورد کنه

اوه، شب سال نو توی خونه

یا اصلاً می‌دونی که امشب سال نوئه؟

می‌دونم

اوه. اوه، نقشه‌هایی داری، ها؟

نقشه‌های کاملاً مشخص

از همین می‌ترسیدم

می‌خوام در رو قفل کنم

زنگ رو قطع کنم، سیم تلفن رو بکشم

و برای یه ماه بخزم توی تختم

اوه نورا، تو زنِ محبوبِ منی

بیا، من قراره نیمه‌شب توی تخت باشم

پس سال نو مبارک

سال نو مبارک

هی. بفرمایید تو، بفرمایید تو

کلاه و پالتوت رو بده به من

اینجا رو خونه‌ی خودت بدون

آره، خونه‌ی خودمونه

بیا بریم تو. اون آقا گفت مشکلی نیست

آره

هـ-هی، بـ-بار دقیقاً همین‌جاست

از خودت پذیرایی کن. ممنون

باشه. جشن واسه چیه؟

داریم یه مهمونی غافلگیرانه برای نیک و نورا می‌گیریم

اوه، نیک و نورا

مگه نیک و نورا رو نمی‌شناسی؟

نه. هه

منم همین‌طور

ولی این قرار نیست حال من رو بگیره

شب سال نوئه. چه فرقی می‌کنه؟

برو تو، خودت رو بزن به اون راه. مثل آب خوردنه

خب، ممنون. اوه

برو تو و از اون برندی ناپلئونی بردار

قبل از اینکه تموم بشه

«حالا گوش کنید، بیاین با هم هماهنگ باشیم.»

قرار بر اینه که این یه مهمونی غافلگیرانه باشه

دارم ادای آدم‌های غافلگیر شده رو درمیارم. ما رو نگاه کن، بد نیستیم، ها؟

اوه نه، اصلاً هم بد نیست

چطوری؟ کسی اینجا بهت مشکوک نشده؟

نه. هه! چی بهت گفته بودم؟

افتخار این رقص رو می‌دین؟

اگه توی طبقه‌ی سوم گیرِ آتیش افتاده بودم، نجاتم می‌دادی؟

برای نجات دادن تو خیلی دیر شده عزیزم

نه، جدی می‌گم. چطوری این کار رو می‌کردی؟

خب، فقط بغلت می‌کردم و می‌ذاشتمت همون پایین

حالا تو منو نجات بده

بذارش زمین و منو نجات بده

منم توی طبقه‌ی سومم

«هی، شرط می‌بندم نمی‌تونی این کار رو بکنی!»

نگاه کن. الان انجامش می‌دم

اوه. بد نیست

«خب، وقتی این غول بیابونی رو آوردم، هیچی بلد نبود.»

هر چی بلده من بهش یاد دادم

هی. اون قفلِ دستِ جدیدی که بهت یاد دادم رو بهشون نشون بده

باشه

حالا اون قفلِ گردن رو نشون بده! از خنده غش می‌کنید

حالا نگاه کن، بهشون نشون بده چطور پرت‌شون می‌کنی توی راهرو

«سلام نیک. سلام نورا

«خوش آمدید به خونه

ما این مهمونی غافلگیرانه رو برای...» ترتیب دادیم

خب، نمی‌تونی از تو آشپزخونه بری! ما سرمون شلوغه

هی، این یخ رو کجا بذارم؟

اوه، بذارش زمین و مزاحم نشو

بذارش توی ظرف‌شویی و خوردش کن

روغن کجاست؟ دیگه تموم شده

این‌ها رو کجا می‌خوای؟

اینجا پسرم! دقیقاً همون‌جا

بعد از این برو فروشگاه و با یه کم روغن زیتون برگرد

اوه! اوه، نون تست‌های من

اوه، من حواسم بهش هست

به اون دست نزن

اوه، آقای چارلز! آقای چارلز

More Farsi Persian subtitles for After the Thin Man

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left