The first 160 lines.
SANDS Movie
جوجوتسو کایسن
جوجوتسو کایسن
ببین کی اینجاست.
عجب قیافه زشتی.
دیگه کارش از درست شدن گذشته، مگه نه؟
میخوای چیکار کنی، ماکی-چان؟
واقعاً میتونی زن ها رو از روی صورتشون تشخیص بدی؟
فکر میکردم فقط به باسنشون نگاه میکنی.
دارم ازت میپرسم میخوای چیکار کنی.
حالا جوابم رو بده، آشغال.
نه میتونی از جادوگری استفاده کنی.
نه میتونی ارواح نفرین شده رو ببینی.
اون ظاهری هم که داشتی به کل داغون شده.
دیگه هیچکس بهت توجه نمیکنه.
چقدر غم انگیز.
چطوره مثل قدیم ها اذیتت کنم؟
میخوای چیکار کنی؟
میخوای به سایه اوکوتسو-کون یا مگومی-کون بچسبی؟
یه چیزی بگو، آشغال.
ماکی. برگرد.
فراموش کردی؟
ما اجازه نداریم وارد انبار ممنوعه بشیم.
رئیس خاندان گفت که میتونم.
رئیس خاندان زنین؟! من؟!
آره.
توی وصیت نامه نائوبیتو بود.
نه ممنون. فقط دردسره.
متأسفم، ولی لطفاً قبولش کن.
نائوبیتو گفت که همه دارایی های خاندان زنین رو به تو میسپاره.
هم پول و هم ابزارهای نفرین شده رو.
اگه رئیس خاندان بشی، میتونی درباره سه خاندان بزرگ و مقر فرماندهی هم اطلاعات به دست بیاری
این توی کارهایی که از این به بعد میتونیم انجام بدیم، تفاوت زیادی ایجاد میکنه.
پس تو انجامش بده، ماکی-سان.
میتونه مال تو باشه.
در حال حاضر هیچکس من رو قبول نمیکنه و ازم پیروی نمیکنن.
این حقیقت که تو تکنیک موروثی داری...
این حقیقت که میتونی قلمروت رو فعال کنی...
و توجهی که از طرف ساتورو بهت شده...
برگ برنده ایه که باعث میشه به سختی قبولت کنن.
قبول کردنِ اونا؟
مگه نظر اعضای خاندان زنین اصلاً اهمیتی داره؟
اگه رئیس بشی، همه اون مزایا رو به دست میاری، مگه نه؟
هنوز نمیتونه من باشم.
نمیتونم جایی برای «مای» درست کنم.
خیلی خب.
برگرد اینجا!
چرا؟!
چرا همیشه باید اینطوری باشی؟!
فقط یک بار، من رو خوشحال کن. من تو رو به دنیا آوردم، ماکی.
پدر!
اگه از همون اول همچین نقشه ای داشتی، باید یه چیزی میگفتی.
تو فقط عجله کردی.
هر چند درسته که مگومی فوشیگورو از تو بهتر میبود.
هان؟!
کسایی که دارن برای اون فشار میارن کم نیستن...
به عنوان فرصتی برای بازسازی روابط با خاندان گوجو.
هر چند میدونی که غیرممکنه قبول کنیم مگومی فوشیگورو...
همه دارایی ها بهش سپرده بشه.
پس چرا داشتی لفتش میدادی؟
چون علاوه بر خاندان گوجو...
مگومی فوشیگورو تونسته یه رابطه موثر با جانشین بعدی خاندان کامو، یعنی نوریتوشی کامو برقرار کنه.
اگه بدون دلیل از سر راه برِش میداشتیم...
فقط باعث میشد خاندان زنینِ ما در موقعیت بدتری قرار بگیره.
با مهر و موم شدن گوجو ساتورو و تغییر توازن قدرت بین خاندان ها، ما عقب میفتادیم.
همه اینا رو میفهمم، پس چرا الان؟
تو واقعاً اطلاعیه های مقر فرماندهی رو نخوندی، مگه نه؟
ساتورو گوجو به عنوان هم دست در حادثه شیبویا شناخته شده، و بدین وسیله از جامعه جوجوتسو اخراج میشه. علاوه بر این، هرگونه تلاش برای آزاد کردن اون از مهر و موم، جرم تلقی میشه.
میتونیم از این موضوع استفاده کنیم.
ما مگومی فوشیگورو، ماکی و مای رو...
به عنوان خائنینی که قصد آزاد کردن ساتورو گوجو رو دارن، اعدام میکنیم.
کشتن دخترهای خودش قطعاً به باور پذیری ماجرا اضافه میکنه.
آره. با این کار، اعتمادی که مقر فرماندهی بهمون داره، محکم تر میشه.
ولی اوگیِ پیر با این موضوع مشکلی نداره؟
اوگی خودش این نقشه رو کشیده.
اینجا هیچ ابزار نفرین شده ای نیست، ماکی.
ما با پیش بینی نیت تو، اینجا رو خالی کردیم.
چرا اومدی اینجا، احمق؟
شاهکار جوزو کومیا، ابزار نفرین شده «استخوان اژدها»
هنر مخفی : احساس ریزش شکوفه ها
میدونی... چرا رئیس قبلی خاندان برادر بزرگ ترم، نائوبیتو بود، نه من؟
چون تو عوضی ای هستی که حتی بچه های خودشم میکشه، مگه نه؟
چرا من برای ریاست خاندان نادیده گرفته شدم؟
چطور؟!
دلیلش این بود که شما دو تا، یعنی بچه های من...
میدونم که شکستم...
شکست خورده های ناقصی بودید!
تیغهش رو!
تو تیغه من رو شکستی و قضاوت کردی که بُردِ حمله من کوتاه تر شده...
برای همین نزدیک شدی.
برای همینه که ناامید کننده ای.
من شمشیر زن نیستم. من یه جادوگرم.
تلاش برای سنجش من با استانداردهای همچین موجود ناقصی کاملاً مضحکه!
هر چند بار که لازم باشه میگم.
من فقط به خاطر شما دو تا، به عنوان رئیس قبلی خاندان انتخاب نشدم!
تکنیک برادر بزرگ ترم قدمت چندانی نداشت...
و موروثی شدن یا نشدنش، چندان موضوع بحث برانگیزی نبود.
به عنوان یه جادوگر جوجوتسو، من توی هیچ زمینه ای از برادرم عقب نموندم، به جز یک مورد : کیفیت بچه هام!
بچه ها هیچ وقت نباید باعث سرافکندگی والدینشون بشن!
مگه نمیدونستی؟
پایین کشیدن همدیگه توی این کشور، یه فضیلت محسوب میشه.
این اتاق برای آموزش و تنبیه استفاده میشه.
ما بی شمار نفرین درجه ۲ و پایین تر رو اینجا نگه میداریم.
اونا الان از من وحشت دارن...
ولی به زودی بیرون میخزن، تا شما دو تا رو ببلعن.
پیمان آسمانی؟
توانایی فیزیکی تقویت شده؟
که چی؟
ما جادوگرها هر روز تمرین میکنیم...
و توی نبرد، بدن هامون رو با انرژی نفرین شده بیشتر تقویت میکنیم.
ماکی، قدرتی که تو داری چیزیه که تک تک ما ازش برخورداریم.
شرت کم...
.تنها لکه ننگ زندگی من
تو واقعاً... سخت جونی.
همیشه فکر میکردم یه روز کار به اینجا میکشه.
خیلی افتضاحه.
دیگه تا الان تقریباً میدونی که تکنیک من چه کارهایی میتونه انجام بده، مگه نه؟
ولی نمیتونم چیزهای بزرگ یا پیچیده بسازم.
از جایی هم که اون زخمیم کرد آسیب دیدم...
پس به محض اینکه این رو بسازم، میمیرم.
فعلاً.
از اینجا به بعد، تنهایی موفق باشی.
هی! مای!
وایسا!
داری درباره چی حرف میزنی؟!
فقط برگرد اینجا!
خیلی وقته که میدونم چرا جادوگرهای جوجوتسو دوقلوها رو شوم میدونن.
برای به دست آوردن هر چیزی، باید یه چیزی رو فدا کنی.
این فراتر از صرفاً پیمان هاست.
این حقیقت که برای قوی تر شدن درد میکشیم هم از همین منطق پیروی میکنه.
ولی این تعادل در مورد دوقلوهایی مثل ما، هیچ وقت درست عمل نمیکنه.
چون جوجوتسو دوقلوهای همسان رو یه فرد واحد میبینه.
میفهمی؟
تو منی، و من توئم.
میتونی مشتاق قوی تر شدن باشی و اونقدر سخت تلاش کنی که خون بالا بیاری، ولی همش بی فایدهست.
چون من اصلاً نمیخوام قوی تر بشم.
حتی اگه تو هیچ تکنیکی نداشته باشی، اگه من داشته باشم بی فایدهست.
تا وقتی که من وجود دارم، ماکی...
تو همیشه ناقص میمونی.
فهمیدم!
فقط برگرد!
این تنها چیزیه که برات باقی میذارم.
بقیه رو رها کن.
من همه انرژی نفرین شده و هر چیز دیگه ای رو با خودم میبرم.
فقط یه قولی بهم بده.
همه چی رو نابود کن.
همش رو، میشنوی...
آبجی جون؟
مای! مای!
مای!
بیدار شو!
مای!
بیدار شو!
مای!
بیدار شو...
مای!
مای...
بیدار شو...
مای...
No comments yet. Be the first to leave one.