The first 157 lines.
آماده؟
الان دیگه ارتباط وصل میشه
آمادهم
رئیس، میکروفون حاضره
ام، ببخشید، اگه امکانش هست یه خواهشی داشتم
حتما لازمه که تو این ارتفاع باشم؟
،این قراره میکروفون اصلی برای کل اجرا باشه
پس ممنون میشیم همینجا بایستید و تکون نخورید
چطوره میکروفون رو با جفت دستهام بگیرم
و اینطوری برقصم؟
، صد البته که باید اجرا کنید
ولی، ممنون میشم اگر میکروفون رو ثابت نگه دارید
دستگاه حساسیه. ممکنه وقتی رو خط هستیم، پارازیت ایجاد بشه
و خب این هم دارایی دولته آمادهایم؟
بچهها، بیاید سریع یه دور امتحان کنیم
اون پروندههایی که درموردش حرف میزدی، رسیدن؟
از این به بعد، هر چی میگم رو انجام میدی
اگر ماتیلدا گفت کاری انجام بدی، بیا پیش خودم
برای من مهم نیست
اگر شما بگی که رئیسی، شما رئیسی
اگر هنوزم میخوای که سهمت رو بگیری، باید برات مهم باشه
این همه سر و صدا واسه چیه؟
داریم به سیستم قدیمی برمیگردیم
ماتیلدا، گوش کن
یه زندگی جدید رو با دخترت شروع کردی
گذشتهها گذشته
از دخترم فاصله بگیر، عزیز
بیشتر از این من رو تحت فشار نذار، ماتیلدا
فکر کنم متوجه شده باشی
کلوپ استانبول
چی شده؟
خیلی خب
لطفا
!حسن
تلفن رو دستت بگیر، زود باش- چی شده؟ چه اتفاقی افتاده؟-
پشت خط بمون. میخوان ما رو به اورهان وصل کنن
!حسن
از الان، هیچکس اجازه ورود به کلوپ رو نداره، نه کسی بیاد نه کسی بره
نه خبرنگارها نه تماسهای تلفنی
هر کسی چیزی ازت پرسید، سریعا بفرستش پیش من !فهمیدی؟ برو
قراره اتفاقی بیفته، قربان؟- فقط هر چیزی که میگم رو گوش کن. برو دیگه-
چرا مادرت رو تو خونه نگه میداری، اورهان؟ حالش خوب نیست
فکر میکنی آرامبخشهایی که بهش میدی کافیه؟
فکر نمیکنم
فکر میکنی اگر ببریمش بیمارستان، درمانی وجود داره؟
خب، پزشکی مدرن شوک درمانی رو پیشنهاد میکنه
نتایج قطعی نیست
و عوارض جانبی شدیدی داره میتونن مهلک و کشنده باشن
به هرحال، این راهش نیست
منتظر خبرت میمونم
الو
پدرش کی فوت کرد؟- امروز -
سلیم کجاست؟- تو اتاق لباسشه-
میخوام این موضوع بین سه نفرمون باقی بمونه
امشب تو یه زمان مناسب خودم بهش میگم
بله، قربان
اگر مجبور شدی تلفنها رو قطع کن
از قبل انجام دادم
خوبه. ماتیلدا
مطمئن میشم که سلیم اتاقش رو ترک نکنه
اتاق لباس امنه، مگر اینکه پشت صحنه یه اتفاقی بیفته
خیالتون راحت
خیلی خوبه. باشه پس
بیشترین اعتماد رو بهت دارم، چلبی
کاملا عاجزم
وسط استیج یه میکروفون میذارن، منم نباید تکون بخورم
آخه، بدون رقصیدن چطور بخونم، ماتیلدا؟
سلیم، من رو ببخشیدا، ولی چرا با این کار موافقت کردی؟
تمرینت چی میشه؟
نکن، عصمت
بخاطر بوی دود میگم
مامانت هم سیگار میکشه، متوجه نمیشه
منتظر کسی هستی؟
خیلی واسه من آسونه
آیسل، ما مجبور نیستیم دوباره هم رو ببینیم
من رو این نگفتم
میدونی کدوم قسمتت رو بیشتر دوست دارم؟
این خالت رو
دیگه باید بری، عصمت
تمام قسمتهای گوشت رو تا قبل از بعد از ظهر تمیز کنین
من رو ببخشید، آقا آقا، شما اجازه ورود ندارید
من روزنامهنگارم، فقط یک ثانیه وقت لازم دارم- !نه نه نه-
چه اتفاقی افتاده؟ چی کار میکنی؟ !کی بهش اجازه داده بیاد تو؟ بیرو بیرون
!گفتم برو بیرون
آقا، بسه! اینقدر قشقرق به پا نکن
چجوری اومده تو؟- !ببرش بیرون-
!زودباش، سریع
!ببرش بیرون- برو بیرون، لطفا-
همینجا بمون- !الان-
فکر میکنی داری چی کارمیکنی؟
فکر میکنی گنگستری چیزی هستی؟
الان چه اتفاقی افتاد؟
باید برگردیم به اتاقت، سلیم
گوش کن، فرض کن داری وانمود میکنی سلیم سونگور هستی
روزنامهها نمیگن چلبی یه نفر رو زده
!میگن که سلیم سونگور با یه خبرنگار با خشونت رفتار کرده
اگر از پس کار بر نمیای، برو یه جای دیگه کار کن
بیا بریم
به چی نگاه میکنین؟
سلام
برات شاه بلوط گرفتم
راشل، میخواستم درمورد شام اون شب صحبت کنم
من درک میکنم که چه حسی داشتی هر کسی دیگهای هم بود، همین حس رو داشت
و چی بگم، خانوادهم ماشالله خیلی حرف میزنن
وقتی رفتی، یکی از خالههام به اون یکی گفت
"این دختره ترسیده"
میتونیم عروسیمون رو به تاخیر بندازیم لازم نیست خانوادههامون رو راضی نگه داریم
موردو، تا حلا متوجه شده بودی که من اینجا یه خال دارم؟
فکر کنم جدید باشه، مطمئن نیستم
راستش رو بخوای، نه، هیچوقت متوجه نشده بودم
...آقا، خانم
خوشآمدید، خوشآمدید خانوم- خیلی ممنونم-
هالیس، خوشاومدید آقا خوشآمدید، امیدوارم حال همه خوب باشه
ممنون- الان اورهان رو از حضورتون با خبر میکنم-
یک لحظه. ام، قربان، هالیس اومده- برو طبقه پایین-
همین الان
از حضورتون در اینجا مفتخر شدیم- ممنونم-
یادته ازم پرسیدی چرا واسه حضور تو رادیو جواب مثبت دادم؟
با خودم گفتم که پدرم به پخش زنده گوش میکنه
میدونی دوست دارم الان کجا باشم؟
روی صندلی گوشه خونهی پدرم
میز شام به زودی چیده میشد همه چیز به خوبی تهیه شده
:و بعدش پدرم میگه "رادیو رو روشن کن"
...و همون لحظهای که صدای من رو توی رایدیوی
حاضرم همه چیزم رو فدا کنم تا تو اون شرایط باشم
بیست دقیقه
عجله واسه چیه؟
قرار نیست دوباره فرار کنم. نترس، تو شغلت رو خواهی داشت
نترس
من همیشه یه شغلی پیدا میکنم
ولی تا وقتی که اون اتفاق بیفته، من اینجام که بمونم، پس بهش عادت کن
اگه خوشت نمیاد، دفتر اورهان طبقه بالاست
گوش کن، من رو با اون خبرنگاری که زدی اشتباه نگیر
بهت قول میدم که پشیمون بشی، و به پای من میفتی تا ببخشمت
میشنوی چی میگم؟
،فقط یک بار اون اتفاق میفته
و وقتی بیفته، میبینیم که سر کی رو زمینه
ببخشید، چی گفتی؟
سلیم، آروم باش
!جرات داری به خودم بگو- !سلیم، آروم باش ، چلبی برو دیگه
!برو بیرون !برو بیرون
بخاطر تهدید کردن ستارهتون و زدن یه خبرنگار تقاص پس میدی
!مرتیکه چشمسفید فاسد !حالا برو
فکر میکنه چه خریه؟- آروم باش، رفته دیگه-
آقا، این همین الان اومده
بده به من- حالا چه کار کنیم؟-
میخوام که یه کاری بکنی- چشم قربان-
یه نمایش خارقالعاده
مطمئنم مادرتون به خاطر این نمایش و همچنین نامزدیت بهت افتخار میکنه، اورهان
همونطور که هر مادری میکنه
خیلی فروتنید
وقتی برای جایزهات سخنرانی میکنی، چون مطمئنم که برنده میشی
میشه در مورد اهدا کردن به مردم ترک تو قبرس از مردم کمک بخوای؟
EOKA شنیدم گروه شبه نظامی از دولت یونان بودجه مخفی دریافت میکنه
باید ازشون بخوایم به مردم ترک کمک کنن و ببینیم چی میشه
اصلا نگران نباشید. بهتون اطمینان خاطر میدم ،که اگر اون شایعها حقیقت داشته باشن
ما خودمون حرفهایی برای گفتن در مورد این موضوع خواهیم داشت
No comments yet. Be the first to leave one.