The Sacrament

The Sacrament

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Sacrament (2013) BluRay 720p 700MB Ganool
The Sacrament (2013) BluRay 1080p 5 1CH x264 Ganool
The Sacrament 2013 BluRay 720p DTS x264-CHD
The Sacrament 2013 1080p BluRay X264-Japhson
A Commentary by pishtazzz
ترجمه از کیارش ، روح‌الله ، شیرین ► || فیلـــم باران ◄، من با نسخه های بلوری هماهنگ کردم

Tags

BluRay
x264
1080
720p
720
ganool
TS
HD
Published on: 2014-08-08
Downloads: 46
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

وايس يک شرکت نيويورکی چند رسانه‌ای است که فعاليت آن مبتنی بر هنر، فرهنگ و اخبار جهانی است

که در 34 کشور فعاليت می‌کند و به پوشش دادن داستان‌های عجيب و خارق‌العاده که توسط رسانه‌ی اصلی پوشش داده می‌شود، مشهور است

اين نوع خبرنگاری نسل جديد بيشتر محتوای جذاب و واقعی داستان‌های امروزه رو محيا کرده، به روشی که معمولاً به " غوطه‌ور شدن " معروف است

.سلام

من سم ترنر هستم و با یکی از عکاس‌های مُد ، دوست داشتنی خودمون در دفتر مرکزی وایس

.در ویلیامزبورگ بروکلین هستیم

چند شب پیش ، ما همه با هم ، بیرون بودیم که

یه پیغامی از خواهرش به دستش رسید ، که همه‌ی ما رو برای مدت یه ساعت

.تقریباً لال کرده بود

، بعد از شنیدن کل ماجرا .فکر کردیم که باید سریع دست به کار بشیم

بعد از دست و پنجه نرم کردن با اعتياد، خواهر پاتريک نيويورک را ترک کرد تا يک زندگی معمولی در حوالی ميسيسيپی داشته باشد

نگرانی برادرش برای زندگی خواهرش وقتی يک نامه‌ی مشکوک از خواهرش به دستش رسيد، بيشتر شد

باید بخونم‌ـش ؟

.بخون

، خیلی‌خب ، میگه که .پاتریک عزیز ، ببخشید که خیلی وقته ازم بی‌خبری "

، من سخت در تلاش بودم تا جامعه‌ای بسازم که

، بتونیم توش آزادانه زندگی کنیم .همونطور که خدا مقدر کرده

، ما هنوز موفق به این کار نشدیم .ولی خیلی بهش نزدیک شدیم

اینجا زیباترین جاییه که تا حالا بودم و .خیلی دوست دارم که تو هم بیای و ببینی‌ـش

ما اینجا آدمهای دوست داشتنی ".زیاد داریم، ولی دلم برات تنگ شده

" ، بعدش نوشته ، " عاشق‌ـت کرولاین .و یه شماره تلفن هم اینجاست

آن شماره، پاتريک را به مردی رساند که گفت خواهرش با بقيه افراد کشور را ترک کرده

به او گفته نشد که خواهرش دقيقاً کجاست فقط جزئيات مکان پرواز و يک هلی‌کوپتر که منتظرش است را به او گفتند

سم پاتريک را قانع کرد که او و يکی ديگر از افراد وايس در اين سفر هيجان‌انگيز با او باشند

، ما به خیلی جاهای بی‌نظم

، داغون و جنگ زده توی دنیا رفتیم

ولی هرگز واسه یه همچین .موضوع شخصی و عجیبی نبوده

، خب ما داریم نیویورک رو ترک می‌کنیم تا

، بریم خواهرـت رو توی یه دنیای دور پیدا کنیم

و ببینیم این جامعه‌ایه که داره .توش زندگی می‌کنه ، واقعاً چیه

، شاید بشه اسمش رو گذاشت

هدایت وایس برای جمع کردن " "دوباره‌ی خانواده کارتر

" آيين دينی "

.من فردا ساعت 8 صبح برمی‌گردم

، یک ساعت می‌مونم با شما یا بی شما

.بعدش از اینجا میرم

.نگران نباش، میایم

.اصلاً نگران نیستم .هشت صبح

پاتریک کیه ؟

.بله .منم

.نگفته بودن با کسی میای

.کلاً 3 نفرن

مشکلی هست ؟ .ما همه با همیم

.باید اجازه بگیریم تا ببریم‌ـشون دهکده

.لطفاً از من فیلم نگیر، آقا

.اونا با من اومدن .نمی‌تونم بذارم اینجا بمونن

.خواهرم دعوتمون کرده

.اسم خواهرم کرولاین کارتره

.بسه

نمی‌فهمم مگه مشکلی هست ؟

.صبر کن

.باید هماهنگ شده باشه

.باشه .بیاریدشون داخل

.دریافت شد

.مشکلی نیست

.با من بیاین

.بریم

.مشکلی نیست

.برو بالا

کامیون ؟

!برو بالا

.تا اینجا که خوب بوده

، خب، ما اینجاییم .یه جورایی موفق شدیم

، ما اینجا کسی رو نداریم که اوضاع رو درست کنه

، و اولین اتفاقی که افتاد این بود

.پاتریک با یکی از راهنماهامون نزدیک بود درگیر بشه

، می‌دونی اونها آدمایی هستند که میخوای طرف تو باشن

.وقتی همچین جایی میای

، شاید نیویورک روحیه‌ی تو رو لطیف کرده ، ولی تو این موقعیت‌ها

، هر وقت یکی از این اتفاق‌ها میوفته ، متوجه میشم که

.این ایده بدترین ایده‌ی زندگیم بوده

.نه ، مسلماً ایده‌های بدتری هم داشتیم

.نمی‌دونم چرا داری می‌خندی

.کفش‌ـش رو نشون بده

، با پوشیدن این کفش‌ها فکر کردی کجا داری میری ؟

فکر می‌کردم همش برای کار سفر کردی ؟

.آره ، به لس‌آنجلس و اون پاریس لعنتی

، هر چی بیشتر بهش نزدیک میشم

مثل عکس گرفتن از یه مدل .توی خاک نیوجرسی می‌مونه

، رفیق ، تو کارـت با مُده .باید یه سری کفش داشته باشی

!دوربین رو خاموش کن

!خاموش‌ـش کن

!خاموش‌ـش کن

.اوضاع بهتر نشده

، نمُردیم ، ولی باید مراقب باشیم تا

.موقع فیلم گرفتن ما رو نبینن

پاتریک رفته توضیح بده ما کی هستیم .و اینجا چیکار می‌کنیم

.مطمئن نیستم که این اوضاع رو بهتر یا بدتر می‌کنه

امیدواریم بتونه خواهرش رو پیدا کنه .و این مسئله رو تموم کنه

، و اگه به پاتریک شلیک کنند .من از همین راه فرار می‌کنم

.هر چه سریعتر هم فرار می‌کنم

، اونا پاسپورت ما رو می‌خوان

.ولی من پاسپورتم رو به کسی نمی‌دهم

.آخه بحث کمک کردن‌ـم هست

.نمی‌دونم مقدار این کمک باید چقدر باشه

تا اینجا که اصلاً مثل اون .چیزی که فکر می‌کردیم نبوده

پاتریک ؟

.باشه. ببینید ، اوناهاش

.هی، مشکلی نیست رفقا .مشکلی نیست

کرولاین، بهشون گفتی ؟ .خب، بیخیال رفقا

.اوه، خیلی خوشحالم که اینجایی

.خیلی خوشحالم که می‌بینمت این کارها یعنی چی ؟

.اوه، داخل واسه‌تون توضیح می‌دهم

.سلام - .سلام -

.من کرولاین هستم .خوشحالم که می‌بینمتون

.ما هم همیطور .من سم هستم ، این هم جیک‌ـه

.سلام

.نمی‌دونستیم که میاید .متاسفم

.فقط ... خیلی خوشحالیم که اینجایید

.یکی داره یه اتاق واسه‌تون تمیز می‌کنه

.عالیه

اشکالی نداره به فیلم گرفتن ادامه بدیم ؟

.نه. نه اشکالی نداره

.امیدوارم فقط این خاطره آخر رو فراموش کنید

هیچ راهی برای انعکاس .چیزهایی که قراره ببینید نیست

.تفنگ‌ها فقط واسه احتیاط ـه .اونم به خاطر جایی که ما هستیم

.اینجا همه چیز به یه امنیتی احتیاج داره

.بله ، متوجه‌ایم

می‌خواین بریم تو ؟

.بله. بله

آره ؟ . باشه، خوبه

.ممنون رفقا

.خدایا ، باورم نمیشه دارم بهت نگاه می‌کنم

.موهات چقدر کوتاه‌ـه

.آره ، کوتاه‌ـشون کردم

.خوب به نظر میای .سالم به نظر میای

.ممنون

.باورم نمیشه که اینجا زندگی می‌کنی

اوه، صبر کنید تا با چشم‌های .خودتون همش رو ببینید

.ایناهاش .به دهکده‌ی ادن خوش‌اومدید

نظرت چیه ؟

عالیه، مگه نه ؟

.بچه‌ها، ما امروز مهمان‌های ویژه‌ای در دهکده داریم

، بیایید مهمان‌نوازی خودمون رو بهشون نشون بدیم

و خودمون رو همونطور که .خدا بهمون آموزش داده نشون بدیم

.خدا همه‌ی شما رو مورد رحمت قرار بده - .اوه، بله -

، فکر نکنم موقع ساختن اینجا توی 6 ماه

.بیشتر از سه ساعت در روز خوابیده باشیم

.ولی پدر یه عقیده‌ای داره والبته حق با اونه

.و ما روی زمین بهشت درست کردیم

پدر کیه ؟

.اوه، درسته .آره

احتمالاً برای شما عجیب باشه، هان ؟

خب، اون کسی‌ـه که ساختن .اینجا رو شروع کرده

.اون دلیلی‌ـه که من هنوز زنده‌ام

.اون دلیلی‌ـه که ما همه اینجاییم

.اون یه نابغه‌ست ، قسم میخورم

می‌دونم عجیبه ، ولی ما اینجوری .صداش می‌کنیم چون واسمون راحت‌تره

اون پدره پای بلندگو ؟

.آره

می‌تونیم باهاش صحبت کنیم ؟

.اممم

، می‌دونم که شما دوستان پاتریک هستید

ولی ما باید راجع به .افشاگری رسانه‌ها خیلی مراقب باشیم

.هیچ‌کدوم از اینها بدون رازداری امکان پذیر نبود

رازداری، از کی ؟

مردمی مثل ما ؟

یا منظورت دولت‌ـه ؟

.یه جورایی جفتش

آدمایی اون بیرون هستند .که می‌خواهند جلوی ما رو بگیرند

، فکر می‌کنند که کار ما غلط‌ ـه ، ولی من شخصاً نمی‌دونم چرا

کسی باید فکر کنه که اینکار اشتباه‌ـه ؟

، من تو کل زندگیم تا حالا اینقدر خوشحال نبودم

.و ما هم تو شمال غرب مُرفهانه بزرگ شدیم

.ولی اون زندگی نیست، حداقل برای من نیست .زندگی به این میگن

.همه‌ی ما باهم اینجا رو به عنوان یه جامعه ساختیم

.و هر کاری می‌کنیم تا ازش محافظت کنیم

بعضی از ساکنین ما قبول کردن که ، اینجا رو ترک کنند

، تا شما بتونید امشب رو پیش ما بمونید

.ولی پاتریک تو ساختمان اصلی پیش من می‌مونه

، و می‌دونم که زیاد به چشم نمیاد

.ولی شماها کل شب راحت خواهید بود

، وقتی برای اولین بار اومدیم اینجا ، بعضی از ساکنین گفتند که

.بهترین خواب زندگی‌ـشون رو داشتند

خیلی آرامش‌بخش‌ـه و فقط .صبر کنید که ستاره‌ها رو ببینید

.خیلی زیبا هستند - .عالیه ، ممنون -

وقتی مستقر شدیم می‌تونیم بیایم پیشتون ؟

، واقعاً دوست داریم که با شما صحبت کنیم .البته اگه خودتون مشکلی ندارید

فقط ... زیاد عجله نکنید ، چون من خیلی علاقه دارم

.تا با برادرم تنها باشم

.ببریدش، ما نمی‌تونیم از شرش خلاص بشیم

، ولی واقعاً، اگه به چیزی احتیاج داشتید، هر چیزی

.ساختمان اصلی درست پشت زمین و اون غرفه‌هاست

می‌بینیش ؟ - .آره -

راحت باشید و برید این حوالی .چرخی بزنید و با مکان آشنا بشید

.ساکنین ما خیلی انسان‌های خوبی هستند

.خوب به نظر میاد

.اممم

آماده‌ای ؟ - .آره-

.خب ، خوش‌آمدید

.ممنون - .اممم -

.باشه ، فکر کنم باید باهاش برم

.خب .بعداً می‌بینمتون

.بعداً می‌بینمت مرد

بالا می‌خوابی یا پایین ؟

.اون خیلی از اینجا تعریف می‌کنه

درسته ؟

...بهترین خواب شب عمرتون

.آره

.پشت کامیون خیلی ترسیده بودی

More Farsi Persian subtitles for The Sacrament

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left