The first 184 lines.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
اوه...
اوهوم...
وای
اوه...
تو دیگه از کجا اومدی؟
خب، الان اینجایی
و یادت باشه، کوچولو، اگه دوباره گم شدی...
فقط غرش کن و منم با غرش جوابتو میدم
خوبه
هر چقدرم دور باشی صداتو میشنوم
«پدینگتون در پرو»
« مترجمان: داوود آجرلو و حسین رضایی» ::. Highbury And HosseinTL .::
آها
ها؟
اه...
ممنون که از عکس من استفاده میکنید
خواهش میکنم. ممنون از تو که ازم عکس میگیری
لطفا توجه کنید که پوشاندن سر مجاز نیست
خیلی ببخشید
لطفا توجه کنید که پوشاندن سر مجاز نیست
ام...
ها
لطفا صورت خود را در دایره قرمز قرار دهید
دایره قرمز، درسته...
شروع عکسبرداری تا سه، دو، یک...
نه! صبر کن!
نه، نه، نه، نه! اینا مال من نیستن
شما پول 12، 24، 48 عکس رو پرداخت کردید
اوهوم
ممنونم. بقیهش مال خودت
ها؟
خاله لوسی عزیز...
براتون نامه مینویسم تا خبر بسیار مهمی رو بهتون بدم!
- رسیدش! - بسته ویژه
ممنونم
چقدر شگفتانگیز
اینم از گذرنامه خودت
حالا میتونی با خیال راحت بدون هیچ مانعی بری و بیای
خاله لوسی، حالا به طور رسمی بریتانیایی شدم!
و همگی پول گذاشتیم و یه هدیه برات خریدیم
خب، پدینگتون، هیچ آقای محترم بریتانیایی نیست که یه چتر نداشته باشه
و نباید یه چتر معمولی باشه
چتر دولوکس ویندزورمن، بهترین چتر لندن!
خیلی ممنونم
خدای من، عجب چتر خوبیه
ای گندش بزنن! لندن همینه دیگه! بزن بریم
از آخرین باری که اینجا بودین در محله ویندزور گاردنز...
یه سری اتفاقاتی افتاده
جودی داره دانشگاه ثبت نام میکنه، فرآیندی که بهش میگن ترک کردن لونه
خانم براون هم کمکش میکنه
این فرآیند شامل بازدید از جایی به اسم محوطه دانشگاه میشه
و اینم اتاق اجتماعاته
به ظاهر، باید پدر یا مادرتو با خودت ببری...
- واقعا خیلی باحاله، نه؟ - تا یکی باشه تا گریه کنه
خیلی متاسفم
جاناتان، از طرف دیگه، به ندرت از اتاقش میاد بیرون
بیشتر وقتش رو به حال کردن میگذرونه در سکوت و آرامش
حالا تمام تلاشش رو میکنه تا هیچ کاری انجام نده...
که برای همین اینا رو اختراع کرده: دوچرخه راحتی...
سورتمه خوراکی...
و برجستهترین اختراعش، بیل تنقلات
که در حال ثبت شدن ـه
میدونی، گفتیم شاید...
وقتش باشه این خرت و پرتهای نبوغآمیز رو از اتاق بیاری بیرون...
و وارد دنیای واقعی بشی
مثلا اونا رو یه نمایشگاه ببری؟
ممکنه فرصتهای جدید به روت باز بشه
خانم براون میگه، خیلی عالیه که بچهها بزرگ شدن...
چون حالا وقت بسیار زیادی برای پروژه هنری جدیدش داره
سالهای روی مبل؟
اون موقع رو یادته که تمام خونوادهمون روی یه مبل جا میشد؟
ده سالی میشه یه جدول رو هم تموم نکردم
بعدش چی میشه؟
آقای براون در حال حاضر سرش در شرکت بیمهش شلوغه...
چون یه رییس جدید داره، یه آمریکایی
الان 150 سالی میشه که شرکت ریسکورس و هزاردزبی مشغول ارزیابی ریسک ـه
دفترچه راهنمای ریسک ما حاوی تحلیل هر گونه ریسک شناخته شده در دنیاست...
موردبندی، طبقهبندی، مرتب براساس حروف الفبا و به طور حرفهای بررسی شده
- این دفترچههای پرس شده... - بندازینشون دور
ولی سه بار پرس شدن
هنری، اگه میخوای اینجا موفق باشی...
باید دست از طفره رفتن از ریسک برداری...
و به جاش باید در آغوش بگیریش!
اینم از لاته شما، مدیسون
اگه میخوای با من کار کنی، هنری، تنها کاری که باید بکنی در آغوش گرفتن ریسکه
ریسک رو در آغوش بگیر
اوهوم...
در همین حال خانم برد بالاخره کمی وقت گیر اورده...
تا یه سری چیزها رو از لیست کارهاش خط بزنه
بعدی، جعبه فیوز!
در واقع، بزرگترین تغییر در ویندزور گاردنز...
با وجود اینکه خونواده براون در یه خونه زندگی میکنن...
به نظر میاد دیگه وقت زیادی رو با هم نمیگذرونن
ولی زندگی در لندن، هنوزم بسیار شگفتانگیزه...
و هنوزم اینجا خیلی احساس راحتی میکنم
با کلی عشق از طرف پ...
پدینگتون، یه نامه از پرو داری. امروز صبح رسید
ممنونم
ولی این دستخط خاله لوسی نیست
پدینگتون عزیز...
ببخشید که باهات تماس میگیرم، هنوز با هم آشنا نشدیم
بنده مادر روحانی در خانه خرسهای بازنشسته هستم
و متاسفانه خبرهای به نسبت نگرانکننده در مورد خاله لوسیت دارم
چه دقیق زدی!
همیشه یکی از اعضای شاد و پرانرژی مرکز ما بوده
زدم توی خال!
ولی تغییر شگرفی اتفاق افتاده
ساعتهای زیادی رو تنها توی اتاقش میگذرونه و انگار بدجور دلتنگ توئه
لطفا بهش چیزی نگو که من برات نامه نوشتم...
دلش نمیخواد با چنین چیزهایی مزاحمت بشه
ولی حس کردم باید بهت بگم، خاله لوسی زیاد روبهراه نیست
با کمال احترام، مادر روحانی
خاله لوسی اصلا روبهراه نیست. اصلا خبر نداشتم
وای، پدینگتون
حتما خیلی دلتنگت شده
تحمل ندارم به این فکر کنم بعد از این همه زحمتی که برام کشیده احساس تنهایی میکنه
- چه کاری از دستمون برمیاد؟ - کار زیادی ازمون برنمیاد
مگه اینکه همه چیزو ول کنیم و بریم پرو!
خب، این نگاه رو میشناسم، مری...
فکر بکریه
خاله لوسی دلتنگ پدینگتون شده
گذرنامهشو که گرفته. این خونواده باید وقت بیشتری رو با هم بگذرونه
جدی؟
آره! بیاین بریم!
سفر به پرو!
یه تعطیلات خونوادگی در پرو
- پرو؟ به همین راحتی؟ - بله!
سرزمین بیماری ارتفاع و جنگلهای کشف نشده
به علاوه خطرناکترین جادههای دنیا رو داره، حداقل وقتی سوار یه موتور هارلی باشی
دقیقا! از لحاظ ارزیابی ریسک بخوایم بگیم، پرو...
ریسک رو در آغوش بگیر، هنری
دقیقا باید همونجا بریم
بله! آره، خودشه! وای، پدینگتون، چقدر هیجانانگیز
پرو!
پدینگتون در پرو، ها؟ کی راه میافتی؟
فردا اول صبح
دوست دارم زودتر خاله لوسی رو ببینم و البته اینو امتحان کنم
اوهوم
الان دیگه به طور رسمی بریتانیایی شد
زودتر از اینا باید میشدی. خیلی خوششانسیم یکی از ما شدی، آقای براون
یادم افتاد باید برای سفرتون یه چیزی به جودی بدم
هر چقدر خواستی چای و کلوچه بخور
ها؟
ها؟
یه راهنمای سفر به پرو
شاید بشه بخش سفر با کشتی هوایی رو نادیده گرفت
آقای براون؟ مگه شبح دیدی؟
آقای گروبر، اون مجسمه چیه؟
متوجه مجموعه پرویی من شدی
همین الان غرش کرد. انگار داشت باهام حرف میزد
چیزهایی که از وطنم اومدن هم همیشه باهام حرف میزنن
خیلی عجیب بود، آقای گروبر
آقای براون، میدونی، شهروند یه کشور دیگه شدن...
با اینکه خیلی هیجانانگیزه، ممکنه منجر به ایجاد احساسات متضاد بشه
من اینطوری نیستم، آقای گروبر. احساسات من اصلا متضاد نیستن
ولی در مورد اون مجسمه از خاله لوسی میپرسم
مادر روحانی، پدینگتون، خواهرزادهم، داره میاد دیدنم...
اونم کاملا ناگهانی
درود بر مسیح!
همگی آماده بشین. داره میاد
راستی، کلوچههای خوبیه
مراقب باش!
میشه چند تا چیز معاف از مالیات برام بیاره؟
مطمئن بشید که سینی جلوتون به خوبی بسته شده
نخ قرمز رو بکشید تا جلیقه نجاتتون باد بشه
منظورشون الان نیست، پدینگتون
ببخشید
ها؟
ها؟
- پدینگتون؟ - شرمنده
اوه...
آه
به پرو خوش اومدی
چه منظره قشنگی
آره
اووه
بفرمایین
بهش میگن مارمالاد
اندازه واقعی
ها؟
No comments yet. Be the first to leave one.