The first 200 lines.
باید حرف بزنیم
نیت بهم گفت لولهتون نشتی پیدا کرده
عه...
ما که نشتی نداریم
چرا، گفت از همون لولهایه که تازه نصب کردم
برام قابل قبول نیست
تمنا میکنم
من کارم رو با ضمانت انجام میدم. میدونی؟
یه نقد بد تو سایت یلپ کارم رو تموم میکنه
نمیگم تو چنین کاری میکنی ولی
اصول اخلاقی اینطوری حکم میکنه
اول شما
خیلی خب
بذار ببینیم مشکل چیه
کار و بار چطوره؟
بازار خوبه؟
آره، میدونی، خوبه
فقط اینکه... همیشه مردم برای تخفیف چونه میزنن
...پس - آره -
یکم سخته
پیداش کردم. آره، نشتی داره
عجیبه که بهت چیزی نگفت
خب، زیاد مهم نیست...
میدونی، طبق تجربه خودم،
شوهرا اینقدر از همسرشون مخفی کاری نمیکنن
میدونی؟
مگه نه؟
شما همه چیو به هم میگین
تا اینکه مرگ جداتون کنه
هی، ایوا؟
چقدر میخوای ادامه بدم؟
چی؟
واقعاً میخوای دنبال نشتیای بگردم که وجود خارجی نداره؟
پس...
به نظر من این چیزیه که اتفاق افتاد
من فکر میکنم تو از کل قضیه بو بردی
روکفشی، خط و خشها،
پومونا، همه چی
عمراً آقا نیتن عزیزمون خودش فهمیده باشه
اون مثل ما فکر نمیکنه
فکر میکنم ایده این پادکست... به سر تو خورد
نمیدونم چی میگی
باشه
این کاریه که میکنم...
یه فرصت دیگه بهت میدم...
تا حقیقت رو بگی
چون اگه قراره کارمون جواب بده،
اگه قراره بهعنوان شریک ادامه بدیم،
باید بینمون اعتماد باشه. مگه نه؟
پس تصمیمت چیه؟
ایوا هستم. پیغام بذارین
هی، دوباره منم
پیغامم رو دیدی، بهم زنگ بزن. باشه؟
اون هنوز نیومده
حتی نمیدونم خودت کجایی
فقط... بهم زنگ بزن
دیر کردی
آره، یه دوستی رو همراهم آوردم
« بر اساس یک داستان واقعی »
خیلی خب، بذار روشن کنیم
اگه قراره این کارو انجام بدیم، دیگه نباید دروغی باشه
اگه یه نفرمون دستگیر شه، بقیه هم میفتن زندان
و این مکان؟
غیرحرفهایه
فقط یه خروجی داره، خروجی اضطراری هم نداره
و زیادی پر سر و صداست
من که... صدایی نمیشنوم
تو چی؟
اوه
میخواین بدونین من چی میشنوم؟
حتماً
صدای ایستگاه قطار که 30 متر فاصله دره
یه زوج که درباره ترافیک کسشر میگن
یه بنگی تو آشغالدونی ور ور میکنه
اگه یه نفرشون اسم یه خیابون رو به زبون بیاره چی میشه؟
تک تک لحظات این پادکست
بادقت بررسی میشه و کیفیتش ارتقا پیدا میکنه
پلیسها همه چی رو میشنون
تیم سوات در عرض 60 ثانیه میاد اینجا
اگه میخواین داستان قتل پخش کنین، باید بادقت انجامش بدین
حتماً
از الان به بعد، از گوشیِ موقت استفاده میکنیم
گوشیِ موقت؟
درسته
خیلی خب، بچهها
برای امروز دیگه مرخصین
یه مکان جدید پیدا میکنم
راستی، محض اطلاع،
دوستتون اومد دیدن من
همون دوستتون از اداره پلیس
چی؟ - مشکلی نیست -
عذرم رو بهشون گفتم. رفتن پی کارشون
چی گفتی؟
میدونی، بعد از بار، ما برگشتیم خونه تو
مست کردیم و فیلم "تغییر چهره" رو دیدیم
عذرت من بودم؟
نه، حالا... منو سوال پیچ میکنن
چیزی نیست - آره -
ازت سوال میکنن
ولی ما شریکیم. مگه نه؟
رفیق؟
تو پشتم باش...
تا منم از پشت بهت چاقو نزنم
یا خدا، ایوا...
خوبی؟ - آره، خوبم -
دخترمون امروز اعصاب نداره
روز سختی داشتم - خوشم اومد -
بزن بریم - آمادهای، عزیزم؟ -
آمادهام
همینه. آفرین
عالیه! همینه، عزیزم
محکمتر بزن!
محکمتر...
محکمتر!
وای خدا - یالا -
ببین خیس عرق شدی
وای خدا. تو همیشه منو خیس میکنی....
تو هم یکم عرق کردی - به هر روشی شده -
حس خوبی داره. مگه نه؟
جذابه
بس کن
برای نوشیدنی الکترولیت میگیرم. باشه؟
باشه. مرسی، عزیزم - ایوا، الکترولیت میخوری؟ -
آره - باشه -
عجب
شما چه رابطه جذابی دارین
کجاشو دیدی
حالا که صحبت شد...
نمیدونم
اخیراً از تو و نیتن انرژی عجیبی گرفتم
یه سری مشکلات برای من و نیتن پیش اومده
چیزی نیست
کاملاً خوبیم. جدی میگم
باشه - آره -
خب، من یه چیزی دارم که شاید خوشحالت کنه
"خواهران شریک در جرم"
فصل جدید - واقعاً؟ -
تازگیا اعلام شد. جمعه منتشر میشه
کلاً درباره قصاب وستسایده
"خواهران شریک در جرم" معروفه
اگه قبل از اونا شروع نکنیم، بهگا میریم
نمیخوام تمام فداکاریهامون هدر بره
اونم بهخاطر خواهران لیپنسکی
باید کارمون رو سریعتر پیش ببریم
وای خدا. از این گوشی متنفرم
حس میکنم مجرمم
آره، خب، حداقل تو عذرش نیستی
من نمیخوای برای یه قاتل سریالی دروغ بگم
نمیخوام چنین کاری کنم
ببین. وقتی بهش رسیدیم، حلش میکنیم
اونم اگه نیاز بود، چون ممکنه اصلاً پیگیری نکنن
وایسا. ببین. اون آمادهست
یه مکانی برای فردا پیدا کرده
چه جور مکانی؟
اینجا رو از کجا پیدا کردی؟
اینجا یه توالت نصب کرده بودم
توالت فرنگی توتو اولترا مکس تک سیفونه
زوج مهربونی ان
فکر کنم الان تو جزیره میکونوس باشن
تو حوزه مُد فعالیت دارن
بسه
اینطوری نکن
رمزش رو بهت دادن؟ - بهتره چیزی ندونی -
یا خدا - آره، کسی مزاحممون نمیشه -
امن و امانه
خب، عالیه
خوبه - خیلی تمیزه -
بهتره... شروع کنیم
چون فقط یه چند روزی وقت داریم
بچهها، "خواهران شریک در جرم" اصلاً برام مهم نیستن
باشه؟ داستان اونا واقعی نیست
مخاطب از یه کیلومتری متوجه میشه
نیاز نیست اولین باشیم. فقط کافیه بهتر باشیم
خیلی خب
ام...
وسایلم کجاست؟
سطح کار رو ارتقا دادم
نگاه. شما میتونین مثل بقیه کاراتون
اینم بیکیفیت جلو ببرین
ولی من وقتی یه کاری انجام میدم، درست انجامش میدم
خب، قبل از اینکه شروع کنیم، بیاین درباره بازاریابی حرف بزنیم
اگه نمیتونیم هویت خودمون رو فاش کنیم،
چطور پادکست رو بفروشیم؟
خب، میدونی، کسی تا حالا با شرط بستن
روی علاقه آمریکا به قتل و آدمکشی مفلس نشده
تازه، ما یه عنوان خوب هم براش سراغ داریم
"مصاحبه با یک قاتل سریالی"
حرف نداره
خودش پیدا کرد
آره - عالیه -
باشه ولی بچهها
راستش من یه ایده هیجانانگیز برای اسمش داشتم
این چطوره...
"بر اساس یک داستان واقعی"
مردم از این چیزها خوششون میاد
خفنترین پادکست ترو کرایم میشه. خب؟
میتونیم اصلاً یه مجموعه هم براش بسازیم
چی چی؟ - مجموعه -
مثلاً "بر اساس یک داستان واقعی: میامی"
"بر اساس یک داستان واقعی: آتلانتا"
No comments yet. Be the first to leave one.