The first 200 lines.
.:.:.:.:.تنظيم:BEHZAD-NL.:.:.:.:. eNJOY
.ديلي سنتينال، يه لحظه لطفاً
شهردار نمي خواد مقاله اي که درباره .قيمت هاي بنزين نوشته شده چاپ بشه
.به آقاي شهردار بگو، که بهم توهين شد
من عمراً امانت ژورناليستي ِ اين روزنامه رو به خاطر
.برنامه سياسي يه شهردار به خطر نمي ندازم
...خيلي خب آقاي
.خب، بريت
.بازم ما دو تا
.بعد از يه دعواي ديگه توي مدرسه فرستادنت خونه
.مي دونم دلت واسه مادرت تنگ شده
.منم همينطور
،اما من بايد از 750 کارمند مراقبت کنم
.و تو هم بايد از خودت مراقبت کني
.به نظر ميرسه که هنوز اين درخواست زياديه
...من مي خواستم جلوي يه چند تا بچه قلدر رو بگيرم که
.خواستن وقتي که هميشه شکست بخوري اهميتي نداره
!نه، بابا
فکر کردي انجام اينکار منو خوشحال مي کنه؟
!آره - .نه، اينطور نيست -
هفته اي نشد که تو دردسر درست نکني
،اما اگه اينکارو داري براي جلب توجه مي کني
.من حاضرم هر کاري برات بکنم
.و تو داري وقتم رو هدر ميدي
.نه، نه، تو نه
.بشين
.هر دوتاش خيلي راحته
خب، چيکار مي تونم برات بکنم؟
همونطور که مي دوني، من تمام عمرم رو به سختي کار کردم
.که به يه هدف برسم
.خب - ،و اون هدف، که در واقع بهش رسيدم
اين بود که مسئول همه جرم و جنايت ها .در شهر لس آنجلس باشم
بنابراين، اين حقيقت که تو فرض کني که مي توني ،اين موسسه رو
بدون اجازه من
بدون پرداخت پولي باز کني و مواد مخدر بفروشي
.کاملاً غير قابل قبوله
جداً؟
.و رک بگم، کاملاً توهين آميزه
بنابراين، بايد مالکيت اين موسسه رو به من بدي
که بعدشم شما مي تونيد .کارمند من بشين
چي...ما...ما کارمندات بشيم؟
.آره، يا براي هميشه تعطيلش کن
.انتخاب با خودته
خيلي خب، اين اسمت رو چطوري ميگن؟
.چا...چايکوفسکي
.چادنوفکسي
.چار...چادوست...چادوسکي
.چاد...نوفس...کي
.چادنوفکسي
.خيلي خب، چادنوفکسي
.بيا کونم رو ماچ کن
،لبات رو بذار روي کونم
.و ماچش کن
.باهاش لب بگير
.با اون ريشاي خاکستريت قلقلکش بده
.من خبراي خوب و بدي برات دارم
.تو تموم شدي
.تو پيري، حوصله آدمو سر مي بري، ترسناک هم نيستي
.لباس پوشيدنت خيلي ضايع س
.واسه تو همه چي تمومه، خب .اين خبر بد بود
،حالا خبر خوب هم اينکه
.تو مي توني بازنشسته بشي
.مي توني بري گلف بازي کني
شامت رو ساعت 3 بعد ازظهر بخوري
با نوه هات بازي کني، نوشابه "متاميوسيل" بخوري
کاراي مزخرفي که آدماي پير انجام ميدن
.خب، منو نگا
من يه اسم دارم که مردم مي تونن منو صدا بزنن
اسم من "دني کلير" ـه
.مواد مي فروشم
.مردم بهم ميگن، مثل روز روشن
.آسونه
.به اين مکان خوب نگاه کن
.همه جا پايه هاي شيشه اي دارم
.يه پيانو بلوري دارم
.به افرادم نگاه کن
.حسابي کله خر هستند
.ما گوچي رو داريم، آرماني و يه گوچي ديگه
.لباساي سفارشي
.اين چيزيه که امروز براي رسيدن به اوج نياز داري
.نه کار سخت
نه مثل بابانوئل ديسکويي لباس پوشيدن
تو به کاريزما (جذبه) نياز داري
تو مثل عموي من گِرگ هستي
آدم خيلي خوبيه، اما دندون پزشکه
حالا اين نامه بازنشستگيت رو بررسي کن
!بوم
.تموم شد
.خوش اومدي
خب، تو واقعاً فکر مي کني من ترسناک نيستم؟
.نه، نه
!باشه...باشه، تو ترسناکي
.آره، ترسناکي
.همين الان گفتي که نيستم
.نه، نه. هستي .هستي
اين بابانوئل ديسکويي ديگه چه کوفتيه؟
.بابانوئل ديسکويي، نمي دونم شرمنده، معذرت مي خوام
يه چيز احمقانه اي رو گفتم
.گفتي من حوصله آدم رو هم سر مي برم .اسلحه من دو تا لوله داره
.اين حوصله آدمو سر نمي بره
برعکس ساختنش خيلي سخته
!جوابمو بده - چي؟ -
خب، چيکار بايد کنم که ترسناک تر بشم؟
يه اسم بهتر؟ يه اسم باحال تر؟
يه کم زرقش رو بيشتر کن
...آه، آم
شايد، قبل از اينکه کسايي رو که مي کشي يه چيزي بايد بهشون بگي
اما حالا نه. راستش وقتي يه تفنگ دولول توي صورتت باشه، فکر کردن سخته
.شرمنده
تو چيزاي زيادي براي فکر کردن به من دادي
نمي خواي منو بکشي؟
آها، گرفتم. تو منو زنده نگه داشتي که افسانه ت رو همه جا بگم
.باشه، اينکارو مي کنم پسر
.من افسانه ت رو همه جا ميگم
.و کيفت هم يادت رفت ببري
.بيايين حالا حسابي ديوونه بازي کنيم
نظاره کن، بانوي من
.اوووم
.چيز خوبيه
.صبح بخير
.آلي...ري - .آنا لي -
.آنا لي، منم همينو گفتم
.اوه، واي
پسر، اين چيزيه که از زندگي مي خواي؟
اين...اين چيزيه که بهت حس رضايت ميده؟
بابا، بهت گفتم که، فردا
.مي خوام توي موسسه فني "آي تي تي" اسم نويسي کنم
...مي خوام براي درآمد کامپيوتر درست کنم، پس
من تمام شب رو نشسته بودم داشتم يه سرمقاله درباره حالت تهويي که اين شهر به آدم ميده مي نوشتم
درباره فساد، خشونت و انحطاطي که
ما قبول کرديم که بخشي از زندگي روزانه ما شده
...بعدش رفتم صفحه بعدي
و مي بينم پسر خودم هم به اين کثافت کاري ها کمک مي کنه
.چه باحال، عکسم توي روزنامه هست
حالا حتماً فکر مي کني که داري منو تحقير مي کني
تو داري خودت رو تحقير مي کني
خب، ببخشيد. ببين، اگه خوشت نيومد، چرا بهشون نگفتي که چاپش نکنند
.اين که روزنامه خودته
.نمي تونم، چون متاسفانه اين يه خبره
من سال ها اسمم توي روزنامه نرفته تو هم يه لطفي کني و مثل من باش
و بهت هم گفتم، ديگه دخترا رو توي پارکينگ من نبر
اگه دفعه ديگه اينکارو بکني، قفلش رو عوض مي کنم
خب، مي توني اينو برام امضا کني؟ - .آره -
.هيچوقت خوشگذروني رو قطع نکن
.برو، برو، برو
.الو .عکس بگير، عکس
مرگ پدرت رو چطور تحمل مي کني؟
،اگه تازه به ما ملحق شدين بايد بگم که
جيمز ريد به خاطر حساسيت به .نيش يه زنبور از دنيا رفت
و پادشاهيش رو به پسرش سپرد
موقع مبارزه انتخاباتيم بود
که اولين بار با جيمز ريد آشنا شدم
برام فوراً مشخص شد که اون مرد ِ شرافت ِ واقعي بود
اون خودش رو وقف اين شهر کرد
علاوه بر تلاش هاي بشردوستانه ش و روزنامه ش، "ديلي سنتينال" که
که غير از حقيقت چيزي ننوشت
اون ستاره شمال ما بود
اون راه رو به ما نشون داد
ممنونيم، جيمز
بريت، پدرت واقعاً انسان بزرگي بود
...وقتي واسه انتخابات تلاش مي کردم - .آره، آره، آره -
.اون بهترين تاجري بود که تو زندگيم شناختم - .آره -
.هميشه در اوج بود - .آره، آره، آره -
بريت؟
.بريت، سلام
براي اين مصيبت واقعاً متاسفم
فقط مي خواستم بگم که
پدرم قاضي ِ يه دادگاه فدرال بود پس فکر کنم بدونم که چه حسي داري
وقتي اون فوت کرد، من، آه
.کار بزرگي رو داشتم که بايد انجام ميدادم
درست مثل تو
پس اگه به کسي نياز داري که باهاش صحبت کني
منظورم اينه که، اگه خواستي يه مشروبي چيزي بخوري
مي خواي از اين افسردگي در بياي
من هستم
.خيلي خب، ممنون پسر واقعا ًازت ممنونم
.آره...محکم باش - .آره، باشه -
.اين روزنامه توئه
ببين، اين بار سنگين نبايد فقط روي تو باشه
من 45 ساله که با پدرت بودم، از وقتي که تو دانشگاه بودم
مي خوام مطمئن باشم که "ديلي سنتينال" راه خودش رو ادامه ميده
اين باعث ميشه پدرت احساس غرور کنه
خب، نظرت درباره همه اينا چيه؟
.من نظري ندارم، پسر
.من هيچي درباره اين روزنامه نمي دونم
.تا حالا يه بار هم کامل نخوندمش
.تو هر کاري که دلت مي خواد مي توني باهاش بکني
.من کسي نيستم که بتونم اين روزنامه رو بچرخونم
.خواستن وقتي که هميشه شکست بخوري اهميتي نداره
.اوه
برگم کو؟
!بوته مسخره
!آهاي
کي قهوه منو درست مي کنه؟
کي قهوه منو درست مي کنه؟
يکي مي تونه به من توضيح بده
که چرا در بدترين روز زندگيم
قهوه من مزه گه ميده؟
قهوه شما رو معمولاً کيتو درست مي کرد
اون ديگه چه خريه؟
No comments yet. Be the first to leave one.