The first 165 lines.
پنج سال قبل
شرکت تجاری ریووکس
شرکت ريووکس
اون ها 70% از بازار فروش صنعت پوشاک رو در دست دارند.
ارزش سهام
فوق العاده ست...
اين شرکت، زير مجموعه صنايع کيروئينه!
حالا فهميدم. جالبه!
ولي خب من یه ذره با شرکت شما کار دارم...
دانش آموز سال سوم دبیرستان اينوموتا هوکا
واي خدا جون، سهامشون داره سقوط مي کنه! چه بد!
لعنتي! ردمو زدن؟!
چجوري اينقدر سريع پيدام کردن؟!
بابا يه هشداري چيزي؟
شرمنده! کارم اشتباه بود!
من یه دانش آموز بی شعورِ بی ضررِ بیخودم!
لطفا منُ ببخشيد!
ملاطفت نداری؟ جدا رفيق؟
درسته که يه دانش اموز دبیرستانی هستي،
ولي به جايي که نبايد نفوذ کردي.
يه دختر؟
اما به هر حال، تو تنها کسي هستي که تونست به قويترين سيستم امنيتي جهان نفوذ کنه،
و غيرقاوني به سايت ريووکس دسترسي پيدا کنه.
اين که ميگي فقط يه دانش آموزِی، بي انصافيه.
پس تو اينجا رئيسي؟
چرا اين کارُ کردي؟
این که قوی ترین سیستم امنیتی جهانه،
توجهمو به خودش جلب کرد.
- چقدر محدود - چی؟
اگه می خوای سیستمی رو تغییر بدی،
بهتر نیست به جای دنیای مجازی، تو دنیای واقعی این کارُ بکنی؟
فرم پذیرش آکادمی هونوجی
آکادمي هونوجي؟
اونجا جاييِ که می تونی دنيا رو تغيير بدي، اينوموتا هوکا.
قسمت 10 مي خوام بيشتر بشناسمت
PEGAH مترجم : http://sahelanime.ir/Forum
نفر دوم اعضاي شورا...
له شديم! اينقدر هول ندين!
فکر مي کنين اين تلويزيون مال کيه؟
جمعيتُ نگا!
تو این خر تو خری اگه چیزی کش برم، هیشکی نمی فهمه!
ماتارو، پدرتو درمیارم عزیزم!
معذرت...غلط کردم...
يعني الان حالِ ريوکو-چان خوبه؟
اگه ميذاشتن، بین دو مبارزه پیشش میرفتم!
گا...گاماگوري سنپاي! ... چرا لختي تو!
نمي خواد بترسي مانکانشوکو!
من الان مثل تو بي ستاره ام!
واسه نگاه کردن مبارزه، تو قسمت بدون ستاره ها
فقط همین جا بود که خالی بود!
ساتسکي-ساما، گاماگوري ايرا
حتما اين خفت رو جبران مي کنه!
نمي ذارم بخشش و مهربوني شما بيهوده باشه!
حالا فهميدم!
الان اینجا مبارزه بین من و توئه، درسته؟
من تا آخرش ريوکو-چانُ تشويق مي کنم.
نمي ذارم هيچ کسم مزاحمم بشه، حتي تو!
خيلي جالبه!
حتي با اين کاراي تو هم،
دژ محکم ساتسکي-ساما يه ذره هم تکون نخواهد خورد!
ولي ديدي که تکون خورد! يادت نرفت که. همين الان باختي!
اينوموتا پیروز شو!
بزن کامل لهش کن!
ريوکو-چان تسلیم نشو!
- تو از پسش برمياي! - شنيدي چي گفتم، اينوموتا؟!
صدا رو قطع کن...
علاقه ای ندارم صدای سگ بازنده رو بشنوم.
اینبار گذاشت بازنده زنده بمونه.
معلوم نیست "اوجو-ساما" داره به چی فکر می کنه؟!
به ساتسکی-ساما شک داری؟
راستش از وقتی که بیناییتُ از دست دادی،
اون حواس نفرت انگیزتم خیلی قوی تر شده، آقای میمون وحشی.
اگه بهش شک داری، فقط به ضرر خودته.
نمی خوام ناامیدت کنم،
ولی من نسبت به شماها خیلی به اون نزدیک ترم.
تبدیل شدن کامویی واقعا عالیه،
ولی در مبارزه با گاماگوری،
بیش از حد انرژی به خرج دادی، اینطور فکر نمی کنی؟
تنفست نامنظمه، ضربان قلبت هم خیلی بالاست.
تو نگران من نباش.
بیا شروع کنیم!
دور دوم مبارزه...شروع کنید.
مبارزه دوم
شروع مبارزه
فهمیدم.
یونیفرم گوکو سه-ستاره کاوشگر سلطنتی
یونیفرم گوکو سه-ستاره : کاوشگر سلطنتی
"کاوشگر سلطنتی" هان؟
به نظر مهار کردنش از بقیه سخت تره...
ولی داره چندشم میشه.
انگار داره همه جامو دید می زنه.
به هر حال رئیس باشگاه اطلاعاتشونه!
نمی دونیم چه کارایی می تونه بکنه، پس حواست جمع باشه.
همگام سازی با ریسمان زندگی، کامویی سنکتسو!
پس با مرحله یکِ تبدیلش شروع کرد، فرم عادیه مبارزه اش!
که اینطور!
از اونی که تصور می کردم سریع تره!
امثال شماها رو می شناسم.
همش از این چرندیات تحویل آدم میدین،
"من همه تواناییهاتُ تحلیل کردم." یا " من می تونم همه حرکاتتُ پیش بینی کنم."
فقط یه راه برای شکست دادن آدمایی مثل تو هست :
بی پروا حمله کنی!
پس اینطور.
واسه همینه که سرعت عکس العمل هات،
از اونی که فکر می کردم سریع تره!
بالا بردن کارایی ریسمان زندگی با نیروی اراده!
یونیفرم گوکو هم همین طوریه.
ولی چون کاموییِ تو از 100% ریسمان زندگی ساخته شده، اثرش به مراتب بیشتره!
ولی می خوام بدونم بدنت تا کی میتونه این فشارُ تحمل کنه؟
مسئله این نیست که من می تونم یا نه، مهم اینه که حتما انجامش میدم.
از ماتویی ریوکو کمتر از این انتظار نداشتم.
می خوام بدونم که چطوری بدن انسان میتونه،
با این مقدار ریسمان زندگی به راحتی حرکت کنه؟
دلیلشُ با عکس العمل هات بهم بگو!
چی شد؟!
غیب شد؟!
ناپدید شد؟
وقتی یونیفرم گوکوی اینوموتا می درخشه،
مثله یک پروانه ی سفیدی میشه که روی آدم برفی میشینه.
اون غیب نشده!
استتار نوری
این انعکاس نوره!
نخیرم! تو زمستون پروانه نیست!
وقتی برف یاد، اونا همشون میمیرن!
کلا یه تختت کمه مانکانشوکو.
موضوع اصلی رو به کل فراموش کردی!
وقتی بحث حملات بدون برنامه پیش میاد،
بهترین راه اینه که جاخالی بدی!
هرچی بیشتر گیجش کنی،
حریف زودتر روحیه شو از دست میده.
هیج جایی نیست که فرار کنی!
اگه فقط این اطلاعاتِ معمولی و واضح رو بهم بدی،
خیلی نا امید میشم!
سنکتسو، نقشه شماره 2!
بزن بریم!
فهمیدم!
بگیر اینو!
چی؟!
یه چشم بزرگ!
حالا که نمی تونم ببینم کجایی،
مجبورم همزمان به همه جا حمله کنم!
فرار غیر ممکن
فر...فرار...
امکان نداره!
می تونم ببینمش!
خدای من. ظاهرا شوک این حمله
توانایی قایم موشک بازیشُ از بین برده!
وقتی که فقط به چشمات تکیه می کنی، اینطوری میشه!
آره، دقیقا مثل بعضیا!
دیدی؟
اگه حمله بی پروا جواب نداد، دیوونه بازی حتما جواب میده!
بیا تمومش کنیم، سنکتسو!
دمای خونت از حالت نرمال بالاتر رفته!
آره ولی نمی تونم اینجا بیخیال شم.
غیر قابل پردازش
دیگه نمی تونم محاسبه کنم!
من، اینوموتا هوکا، از مبارزه کنار می کشم.
انصراف
چی داری میگی؟!
اگه به مبارزه ادامه بدم، اطلاعاتی که تا الان جمع کردم، همش از بین میره.
چی گفتی؟!
چیزی که من می خواسم اطلاعات بود...
...نه پیروزی.
اون عشق اطلاعات باز خودنمایی کرد...
با این حال، ساتسکی-ساما اجازه داد.
No comments yet. Be the first to leave one.