The first 200 lines.
...آنچه گذشت
این بابا بزرگترین جنایت تاریخ قطار رو حل کرد
چرا باید بندازنش تو کِشوها؟
شاید یه چیزی فهمیده که نباید میفهمیده
الجی، امروز به اتهام قتل محاکمه میشی
یه هیئت منصفه از مسافران دارای بلیت حکم دادگاه رو اعلام میکنن
...عدالت، منابع، تِیل
شاید بهتره به این موارد در اینجا رسیدگی کنیم
جایی که اثراتشون حس میشه
و ملانی کاول چی؟
اون اوّلین کسیه که برکنار میشه
آقای ویلفورد در مجازات لایلا فولجر دختر تخفیف قائل میشن
باید همین الان از اینجا بریم
باید مخفیش کنی
دل آدما برای زندگی قبل از یخبندان پر میزنه
اما من چی بگم
شاید از این زندگی بیشتر خوشم میاد
به مامانم فکر میکنم
،سیگار کشیدن پی در پی سر میز آشپزخونه
کبودشدگیهای تازهی زیر آرایش شب قبلش
"،میگفت، "شش دنگ حواست جمع باشه
"چون گرفتاری از در و دیوار میباره"
الان دنیا شده دنیای مجموع-صفر
،کاری رو شروع میکنی
و از خط خارج شدنش رو تماشا میکنی
...هر چی تو راهه باهات شاخ به شاخ میشه
کل این نمایش ریدمان
تو یک خط هموار میشه
در ازای بالا رفتنت، دیگری سقوط میکنه
،در ازای رسیدن به چیزی دیگری میبازه
و دور تا دور به حرکت ادامه میدیم
به درازای 1001 واگن
:ترجمه و تنظیم مریم
زیر قطار، سکوی 312
قطعی برق
من میرم
چرا که نه، کارای باحال رو تو بردار، مرد
و حتی مجبور نیستی پروتکل رو رعایت کنی
خوش خوشانت نیست؟
چی میخوای، خاوی؟
میخوای دست به دامن
،قانون "برابری در موتور وجود نداره" ویلفورد بشی
مگه نه؟ - هی، وقتی ملانی قطار رو بدست گرفت -
گفت طبق نظم ویلفورد پیش میریم
اما به گمونم میتونه دادگاه رو به یه دادگاه زرگری تبدیل کنه
تو هم میتونی باهاش رو هم بریزی، نه؟
میدونی، خاوی
تقریباً هفت سال گذشته
شاید بهتره یه دوستدختر پیدا کنی
فقط مجبور میشم به اونم دروغ بگم
رو تنفست تمرکز کن
داری لول میخوری
تو لحظه باش
آره، تو همین لحظه هستم
...فقط
یه جورایی نیاز دارم تو لحظات دیگه باشم
!مل
چشمات بازه؟
نچ
!ای بیمصرف
حتی نمیتونی سعی کنی؟
ببخشید، جینجو
فقط امروز حسش نیست
در مورد اعتصاب شنیدی؟
اعتصاب؟
آره. میشه زیپ لباسم رو بکشی بالا؟
ببین
اینو تو درجه سه پخش میکنن
واکنش متقابل به دادگاه
!گندش بزنن
میتونن همهی سیستمهای قطار رو فلج کنن
آره، میتونن
اونوقت همراه با بقیهمون سختی میکشن
تفنگ رو به سر خودشون نشونه گرفتن
،خب، ظاهراً برای برقراری تعادل قدرت به روش خودشون
حاضرن ریسک کنن
میخوای چی کار کنی؟
...میخوام
تو نطفه خفهاش کنم
!هی
یادم رفت ازت بپرسم
دیشب با تل چطور بود؟
دیشبی در کار نبود
اصلاً نیومد
عجیبه
ترمزبان تل
کجا بودی؟
کل شب داشتم دنبالت میگشتم
اونوقت چرا؟
ببین، آزولر، بخاطر اتفاقی که افتاد
،متاسفم. یهویی تصمیم گرفتم
...یه تصمیم بد
نه، بعداً در موردش حرف میزنیم
مجریان قانون باید دست به کار بشن
دنبالم بیا
خودتو مرتب کن، باشه؟
طوری نیست
چیزیت نیست. عیب نداره
بیدار شدی. داشتی خواب میدیدی
خواب میدیدی
چطور اومدم اینجا؟
جوزی آوردت
گفت تو کِشو کرده بودنت
آندره، چی شد
مگه چی کار کردی؟
من چی کار کردم؟
کاری رو کردم که ازم خواستن
پرونده قتلشون رو حل کردم
پس چرا تنبیهات کردن؟
مراقب باش چی آرزو میکنی، هان؟
منو از تِیل کشیدی بیرون
بهم میگی عاشقمی؟
نزدیک بود باورم بشه - خودمم همینطور -
!رابطهمون اون شب تموم شد
نمیخوام در مورد اون شب حرف بزنم
!نباید خودتو قاطی کارای غیرقانونی میکردی
!نباید پای منو وسط میکشیدی
،اونوقت این همه خشمی که حس میکنی
،این همه نکوهش
!پاکتر میبود - !آندره -
میخوای تحویلم بدی؟
نه
!سلیطه
!هرزهی فاسد ویلفورد
!فاشیست! آشغال
!ساکت باشید
به سمع و نظر آقای ویلفورد رسیده
که قراره امروز در کار وقفه ایجاد کنید
آقای ویلفورد مایلن بهتون یادآوری کنن
!که کار شما مقدسه
،به عنوان مسافرانی که هزینهای پرداخت نکردید همینطور جای بلیت قطارتون حساب میشه
شرایط و ضوابطی وجود داره
هر کسی جایگاه و شغلی داره
...و آقای ویلفورد انتظار - !ما موتور این قطار رو میچرخونیم -
!اعداد و ارقام دست ماست
!صدامون باید شنیده بشه
!کافیه
بهتره حرفاتون رو تموم کنید
قبل از اینکه خون ـشون به جوش بیاد
،اگه تو کار وقفه بندازید
آقای ویلفورد 10 کارگر اعتصابکننده رو به طور تصادفی انتخاب میکنن
و اونا رو میفرستن تِیل
به جای اونا 10 نفر تِیلی رو میارن
خیال میکنید زندگی تو درجه سه بده؟
400نفر انتهای قطار هستن
که حاضرن برای چیزی که شما دارید آدم بکُشن
دو دستی بهش بچسبید
اعتصاب رو لغو کنید
ممنون
جوزی؟
چطورِی؟
از دنیای مُردگان برگشتم
باید از اینجا ببریمت بیرون
کجا؟ به زور میتونه سرپا بایسته
،وقتی بفهمن غیبش زده
اوّلین جایی که میگردن اینجاست
.ترتیب کارا رو دادم یکی هست که حاضره کمک کنه
بازم میبینمت؟
دیگه نمیشه با هم در تماس باشید
به صلاح خودته
من دشمن نیستم
آندره
باشه. باشه
چطور از تِیل میای بیرون؟
از بخش فاضلاب
،استرید جاشو با من عوض میکنه
چهار ساعت وقت دارم بالای قطار باشم
ترتیب این کار رو از طریق میلهها میدیم
پس سرت شلوغ بوده
آره
خب، به لطف چیپ تو
باید بریم. باید بریم
باید یه چیزی بهت بگم
محض احتیاط اگه بلایی سرم اومد
لیتون، تو چیزیت نمیشه
بهت کمک میکنیم
ویلفورد تو قطار نیست
،واسه همین منو تو کِشو کردن چون از کار ملانی سر در آوردم
...لیتون، لیتون - !گوش کن چی میگم -
ویلفورد فقط یه تصور باطله تا بقیهمون رو مطیع نگه دارن
ملانی کاول کسیه که قطار رو میگردونه
هیچ کس نباید بدونه، حتی مردم تِیل
تا وقتی بفهمیم چطور میشه از این اطلاعات استفاده کنیم
آره. باشه
باید بریم
باید بریم
ممنون
!لعنتی
قبلاً اینجا بودم
وای خدا، چه وضعی
!ـ تو بیاید -
زود باشید. سریعتر
.رو تخت، کاراگاه بذار یه نگاهی بهت بندازم
!من خوبم
دستت رو بده
کل شب بالا آوردی؟
مایع سیاه سرفه میکنی؟
خماری کِشو بدجوره
!بذار معاینهات کنه
عقلش در چه حاله؟ به نظرت منطقیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.