Madeinusa

Madeinusa

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Madeinusa 2006 DVDRip
A Commentary by OldMan505

Tags

dvd
Published on: 2026-01-24
Downloads: 26
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ای رهگذر، بنگر و ببین که چقدر بدبخت هستی.

اینکه این سرزمین همه ما را به یک اندازه زندانی می‌کند.

ای فانی، هر که هستی، بایست و بخوان.

به این فکر کن: من همان چیزی هستم که تو خواهی بود و آنچه تو هستی، من بوده‌ام.

روز و شب آواز می‌خوانی و می‌گویی: آه، مامان! آه، بابا!

هنگام دویدن از میان تپه‌ها و دره‌ها.

وایچاویستوی ارتفاعات...

... تو که تا شامگاه آواز می‌خوانی.

شاید مادرت رفته تا تو مثل من باشی...

... برای اینکه تو آواز بخوانی.

وقتی «زمان مقدس» فرا برسد، من می‌ایستم و می‌روم.

بر فراز تپه‌ها و دره‌ها، مانند تو خواهم دوید، مانند تو خواهم خواند.

وایچاوچیتوی، وایچاوچیتوی.

...وقتی پدر عزیزم گریه کند، به او خواهی گفت که این کار را نکند...

... گفتن که بر می گردی، گفتن که بر می گردی.

وایچاوچیتوی، وایچاوچیتوی.

...وقتی پدر عزیزم گریه کند، به او خواهی گفت که این کار را نکند...

... گفتن که بر می گردی، گفتن که بر می گردی.

خالکوبی.

فردا نوبت توئه.

هر کدام یک روز.

سپس می‌توانید موش‌های مرده را نیز پیدا کنید.

موش‌ها خوش‌شانسی نمی‌آورند. - بله، می‌آورند.

فکر کنم دوباره شپش گرفتم.

آنها واقعاً خوش شانسی می آورند.

من هنوز شپش نگرفتم.

چون موهاتو باز گذاشتی

لطفا، مِید، آنها را انتخاب کن.

باشه، بیا اینجا.

آنها به شدت خارش دارند.

چی شدی؟ قرمز شدی.

از شانه کردن موهایم، اما هیچ کدام نترکیدند.

گوش کن. - چی؟

پارسال بهم نگفتی چرا ترکشون کرد.

چی؟

می‌بینی؟ (or: می‌بینی؟)

وقتی با من از آن زمان مقدس دیگرش صحبت کردی.

آن زمان مقدس دیگر.

نمی‌دانم چه چیزی به تو گفتم.

یادته کی ازش برام تعریف می‌کردی؟

من نمی‌فهمم.

اگر رفته، چرا گوشواره‌هایش را جا گذاشته؟

اگر او آنها را خیلی دوست داشت.

نمی‌دانم، یا اهمیتی نمی‌دهم.

اگر پیرمرد بشنود که من از او حرف می‌زنم، دهانم را می‌دوزد.

فکر می‌کنم حتی در زمان مقدس هم نه.

دارمشون؟ - بله.

ترکید، خشک نیست.

خواهرت را بیدار می‌کنی.

نزدیک‌تر بیا.

اگر نمی‌خواهی باکره شوی، دوباره از چال می‌پرسم.

من می‌خواهم باکره باشم.

تو زیباترین باکره‌ای خواهی بود که تا به حال در شهر ما دیده شده است.

خوابم میاد، بذار بخوابم.

باشه.

هنوز وقت مقدس نشده.

خیلی زود خواهد بود.

هنوز نه.

این یک گناه خواهد بود.

ما خیلی وقته منتظریم.

فکر نمی‌کنم چند ساعت اذیتش کنه.

بابا...

او می‌تواند ما را ببیند.

این یک گناه خواهد بود.

نه اگه بیدارش نکنی. - اون می‌تونه ما رو ببینه.

اینو بخور، حالت بهتر میشه.

یا پنجره را باز می‌کنم یا خوابم می‌برد...

... به دلیل کمبود هوا.

من یه برادر دارم که بهش میگن آلمانی، آقا.

اما او بلوند نیست.

به این دلیل است که، وقتی او بچه‌ای شش ساله یا بیشتر بود...

... او در یک جوی آبیاری افتاد.

و او تقریباً مرد.

او را نیمه جان بیرون کشیدیم.

به نظرم معجزه بود.

وقتی به هوش آمد، نمی‌توانست حرف بزند.

مغزش خیس شد.

خشک شدنش سال‌ها طول کشید.

یه روزی که همه فکر می کردیم...

...دیگر حرفی نزد...

... شروع کرد به حرف زدن ...

اما با لهجه آلمانی...

... طرز صحبت کردن آلمانی‌ها...

... از طریق بینی.

منظورم را می‌فهمی؟

حالا بهش میگن آلمانی، و من لال.

من آنقدر با افرادی که حمل و نقلشان می‌کنم صحبت می‌کنم که...

...وقتی به خانه میرسم، از حرف زدن خسته شده ام.

من حرف نمی‌زنم.

همسرت چیزی نمیگه؟

داریم به شهر مانایایکونا می‌رسیم، آقا.

آنجا باید برگردم.

دیگر نمی‌توانم ادامه بدهم.

من آنجا چه کار کنم؟

قرار بود من را به ریچکین ببری.

برای همین پول دادم.

فقط خدا میدونه آقا.

تقصیر من نیست که رودخانه دوباره طغیان کرد.

این بدشانسی است.

با من به لیما برگرد.

من نمی‌تونم برگردم لیما.

من تو را می‌برم، اما جشن‌های شهر است و اجازه نمی‌دهند.

جاده ای وجود ندارد، باید پیاده رفت.

خب، اینطوری یه کم راه میرم.

با این شماره تماس بگیرید.

اسم من اینه. در مورد رودخانه بهشون بگو.

متاسفم، اما من نمی‌توانم بخوانم، آقا.

تو که نمیتونی؟ چطوری رانندگی میکنی؟

خب، میدونی...

یکی رو بفرست برات بخونه. - باشه، آقا.

یکشنبه برمی‌گردم.

در صورتی که آنها شما را تحویل نگیرند.

امیدوارم دور باشم.

موفق باشید. - متشکرم.

سلام.

کسی اینجا هست؟

سلام؟

ساختیم، در رو ببند، یکی ممکنه ما رو ببینه.

ببندش، زود باش!

کجا بودی؟

دیر کردی.

قراره جایزه رو بدن.

من اهمیتی نمی‌دهم.

نگران نباش، آروم باش، ما داریم میریم.

داری لباسمو پاره میکنی! - نه، نه.

می‌دانم که برای توست.

خیر.

و حالا ما شما را معرفی می‌کنیم...

...به باکره‌های کوچک این جشن‌ها.

بیایید از زیباترین زنان استقبال کنیم.

اینجا زیباترین مانایایکونا است.

تشویق، لطفا!

این لحظه‌ای است که همه ما در مانایایکونا منتظرش بوده‌ایم.

و اینجا ما باکره‌های کوچک و جوان خود را داریم.

و زیباترین باکره‌ی معصوم...

... زیباترین قدیسه امسال ... است.

مادینوسا ماچوکا!

لطفا یک دور تشویق.

مادینوسا ماچوکا...

... دختر شهردار برجسته ما.

مادینوسا!

یک تشویق جانانه برای برگزارکننده‌ی این جشن‌ها!

سال دیگه میگیریش.

اون مرد کجاست؟ - خودشه.

شما شهردار هستید؟

کایو ماچوکا، شهردار این شهر، در خدمت شما.

هیچکس مرا درک نمی‌کند.

من قفل شده‌ام و نمی‌دانم چرا.

مردم من از غریبه‌ها در جشن‌هایشان خوششان نمی‌آید.

سعی کن بفهمی. - تو نمی‌فهمی.

من زندانی هستم، اما هیچ کاری نکرده‌ام. حتماً یک اشتباهی شده است.

بهتره که اینجا بمونی.

چی؟ من نمی‌تونم اینجا بمونم. این غیرممکنه.

تا بعد از جشن.

قربان، اون با کامیون تحویل میوت اومد.

بله، و من اینجا گیر افتاده‌ام.

تو اهل لیما هستی. - خب؟

بله، و من برای معدن زیمنس کار می‌کنم.

من سالوادور آریندی هستم، فقط تماس بگیرید و بپرسید.

اینجا تلفن نیست.

آنها برای بردن من خواهند آمد.

ناراحتم نکن!

قربان، جاده‌ها بسته‌ان، سیل اومده.

هیچ شهری در فاصله سه روز پیاده‌روی وجود ندارد.

آیا او می‌تواند راه برود؟

بذار همونجا زندانی بشه! - یه کم احترام بذار! خفه شو!

آقای شهردار، همه وسایلش آنجاست.

کسی چیزی برنداشته.

کسی چیزی برداشته؟ - نه، همه چیز آنجاست.

چیزهایی که از لیما آمده آنجاست.

همه چیز اونجاست؟ - بله.

لطفا برو، تقریباً وقتش است.

دست به کار شوید.

میدونی چطور ازش استفاده کنی؟ - بله، مال منه.

دنبالم بیا.

کمتر پیش آمده که غریبه‌ای به اینجا بیاید.

حضورتان مایه خرسندی است.

اما مردم من این را دوست ندارند.

بد موقعی داره میاد.

ایام جشن و سرور، زمان بدی است.

اگر امروز نیایند، می‌توانم یکشنبه با گروه Mute بروم.

این خیلی عجیب است.

کسی تا حالا اینجا نیومده؟

عجیبه که کسی قبل از جشن‌ها بمیره.

مدت‌ها بود که چنین اتفاقی نیفتاده بود.

میشه یه کار کوچیک برام انجام بدی؟

تسلیت صمیمانه من. - متشکرم.

یه لطف کوچیک.

او را تنها و سپس با تمام خانواده ببرید.

قیافه‌اش را زشت نکن.

نگران نباش.

میشه نقل مکان کنی؟ تو هم، بله.

اینجا خونه‌ی منه. تو اینجا میمونی.

اینجا کسی مزاحم شما نخواهد شد.

می‌فهمی؟ (متوجه شدی؟)

من قدرش را می‌دانم.

همانطور که گفتم، هیچ جاده‌ای وجود ندارد و هیچ کس نمی‌تواند به تنهایی راه برود.

من می‌توانم از خودم مراقبت کنم.

مهمون من نیستی...

...اما من تو را اینجا نگه می‌دارم به خاطر خودت.

More Farsi Persian subtitles for Madeinusa

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left