Release info

The Revenge 2023 720p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-ZoroSenpai
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Guardians of the Galaxy Vol. 3 2023 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Published on: 2026-01-30
Downloads: 111
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ممنون

مرسی

ممنونم

متشکرم

خب، خانم «رو»

ممنون

قربان

دکمه‌هاتو اشتباه بستی

اوه، واو

خسته‌ای؟

اشکالی نداره

بازخوردای این کتاب داره روز به روز بهتر می‌شه

همین الان درخواست چاپ مجدد دادم

باید سفت بچسبی به این رمان معمایی

این‌طور نیست که نخوام بچسبم

این موضوع

واقعاً توش خوب نیستم

نمی‌تونم الهام بگیرم

هی، هی

تو چه دوره‌ای زندگی می‌کنی؟

فکر کردی نویسنده‌ها با الهام گرفتن می‌نویسن؟

اینا همش حرفای بی‌پایه‌ست

همین که تجاری باشه و جلب توجه کنه کافیه

اما

اما و اگر نداریم

باید نسخه بعدی رو برام آماده کنی

تا تنور داغه باید نون رو چسبوند

الو

خانم «رو» تشریف دارن؟

خودم هستم

من وکیل «ژائو» هستم، از دفتر حقوقی لیبرا

طبق مأموریتی که پدرتون به من دادن

درباره اموالی که به شما ارث رسیده

لطفاً در اسرع وقت برای انجام کارهای اداری برگردید

خیلی خب

باشه

می‌دونم

باشه

خداحافظ

ده سال

فکرش رو هم نمی‌کردم به اونجا برگردم

اونجا قبلاً مثل یه کابوس بود

خاطراتش دست از سرم برنمی‌دارن

«ژوآنگیان» پسرعمومه

من، «شیائویان» و اون

یه زمانی خیلی با هم صمیمی بودیم

ما دو تا دختر همیشه دوست داشتیم دور و بر ژوآنگیان پلک بزنیم

من فقط اون رو می‌دیدم

اما اون عشق پاک و معصومانه

و اون دوستی پر فراز و نشیب

همه‌اش از بین رفت

یه نفر دیگه هم هست که دلم رو به درد میاره

همون مردی که تو عکس سرش رو قیچی کردم

اون نه تنها خوشبختی رو از من و مادرم گرفت

بلکه شخصاً پسرعموم رو به منفورترین آدم تبدیل کرد

بعد از اینکه پدرم ترکمون کرد

تنها چیزی که برای من و مادرم موند، دردی بی‌پایان بود

مامان، مامان

خیلی دلم برات تنگ شده

نمی‌دونم جرأت روبرو شدن با اون خاطرات طاقت‌فرسا رو دارم یا نه

اما به خاطر تو می‌خوام برگردم

ژوآنگیان، عجله کن

بابام منتظرمونه

بابا... هی

«رو»

من برگشتم

آه

هاها

هوم... اوهوم

ژوآنگیان، اینو ببین

همیشه یه اسکوتر می‌خواستی، مگه نه؟

مال توئه

واقعاً؟

ممنون عمو

هی

هی

آروم‌تر

هی هی هی، خانم لی

من وکیل ژائو هستم

تلفنی با هم صحبت کردیم

اوه، خدای من

پیدا کردن شما به عنوان وارث این املاک واقعاً سخت بود

دو ماه پیش گواهی فوت موکلم رو دریافت کردم

مجبور شدم از طریق سه نفر واسطه پیداتون کنم

اما تبریک می‌گم

ارثیه خیلی بزرگی بهتون رسیده

شما خیلی کله‌شق هستید

خب، یه سری مشکلات توی مراحل اداری هست

اما نگران نباشید، دفتر حقوقی ما همه‌چیز رو ردیف می‌کنه

این کارت ویزیت منه

آدرس دفتر وکالت روش نوشته شده

اگه وقت داشتید، بیاید دفتر تا مدارک رو امضا کنیم

هوم... اوهوم

اوه، خوبه

هوم

اون یکی

یه چیز دیگه هم هست

پسرعموتون، ژوآنگیان

اون تو این مدت مراقب خونه بوده

لطفاً راحت باشید

بیشتر از این مزاحمتون نمی‌شم

ویلای «صد گل»

بالاخره دوباره دیدمت

اینکه بعد از این همه سال دوباره اینجام

حس خیلی پیچیده‌ای دارم

خاطرات خیلی زیادی توی این خونه هست

به محض اینکه پام رو گذاشتم اینجا

یاد تمام اتفاقاتی که افتاد افتادم

آسیبی که اون شوخی بچگونه به همه زد

تا به امروز بابتش احساس گناه می‌کنم

«رو»

«رو»

چه اتفاقی داره می‌افته؟

چی شده؟

طوری نیست

فقط می‌خوام بیای پیشم و با هم بازی کنیم

ازت می‌خوام دیگه از این شوخی‌ها نکنی

«رو»

توی راه اذیت نشدی؟

بیا

من کمکت می‌کنم

من و پسرعموم اتفاقی شاهد رابطه پدرم و مادر اون، اینجا بودیم

اون نتونست جلوی چشمای من رو بگیره

بعد از اینکه پسرعموم با عجله رفت

من رو تنها گذاشت تا با خشم و داد و بیداد پدرم روبرو بشم

«شیائو یان»

«شیائو یان»

«رو»

مگه الان چیزی ندیدی؟

می‌دونی چیه؟

می‌فهمی؟

تو الان هیچی ندیدی

می‌تونی توی اتاق قدیمی خودت بمونی

بالاخره برگشت

پسرعمو، تو همیشه پیشم می‌مونی تا ازم محافظت کنی؟

من همیشه پشتت هستم

هوم... اوهوم

پس

غمگین نباش

بیا قول انگشتی بدیم

قولِ قول

وقتی قول می‌دیم، تا صد سال نباید زیرش بزنیم

وقتی انگشتا تو هم قفل شد، تا صد سال عوض نمی‌شه

پسرعمو، بهم قول بده

که تا صد سال هیچ‌وقت زیر قولت نزنی

خیلی خب، بهت قول می‌دم

هی، هی

خواهر «وانگ»

هی، «شیائو شی»

نمی‌خوام بگم نمی‌خوام کمکت کنم

ولی واقعاً طراحیت خوب نیست

کسی این‌جور چیزا رو تماشا نمی‌کنه

خواهر وانگ

فقط یه بار دیگه کمکم کن

فقط همین یه بار رو کمکم کن

من بهت کمک می‌کنم، ولی کی به من کمک می‌کنه؟

هی

خواهر وانگ

وانگ

کیه؟

کی اونجاست؟

ولم کن

برو اون‌ور

بذار برم

اگه یه بار دیگه جیغ بزنی، پاتو قلم می‌کنم

«رو»

مامان، مامان

«کیونگ زی»

تا سر حد مرگ منو ترسوندی

فکر کردم صاحبخونه اومده طلبشو بگیره

گریه نکن، گریه نکن

گریه نکن

بعد از اون تجربه وحشتناک

برای محافظت از من

مامان با قاطعیت از بابا طلاق گرفت

بابا هم برای رسیدن به خواسته‌های خودش موافقت کرد

اون آخرین باری بود که ژوآنگیان رو دیدم

ازش متنفرم

از مادرش متنفر بودم

پدرم از بچگی بیشتر از من به اون توجه و محبت نشون می‌داد

حالا هم کاملاً خونه‌م رو ازم گرفته

بعد از اون، من و مادرم از اونجا رفتیم

تا اینکه شنیدم پدرم فوت کرده

حتی نمی‌خواستم برگردم و ببینمش

از اون موقع به بعد

هیچ خبری از ویلای «صد گل» نداشتم

نمی‌دونم توهمه یا نه

از وقتی برگشتم اینجا زندگی کنم

همش یه حس مبهم دارم که انگار یه سایه داره تعقیبم می‌کنه

همه‌شون آشنان

مثل همون منِ بی‌پناهِ دوران بچگی‌ام

پدرم خیلی پیش‌بینی‌ناپذیره

یه مادرِ گریان

این کابوس مدام تکرار می‌شه

تمومی نداره

عمو

این پرتقال‌ها چندن؟

تو دختر «لی های‌فنگ» هستی؟

بیشتر از ده ساله که تو این شهرم

وقتی رفتی بچه بودی

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left