Blood Coast

Blood Coast (Pax Massilia)

Download Farsi/persian Subtitle

Season 2

Release info

Pax Massilia S02E04 1080p WEB-H264-NESTED
A Commentary by NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Tags

webdl
Published on: 2025-12-12
Downloads: 62
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫اینا کین؟

‫این عوضیا میخوان ما رو بپیچونن.

‫- خب من باید چیکار کنم؟ ‫- تو که پلیس بودی.

‫همون کارو بکن.

‫عوضی.

‫ما با آورامف کار داریم.

‫باشه. رو به دیوار.

‫بسه دیگه. انقدر دستمالی نکنین.

‫آروم باش.

‫توبیاس. طلای کافی نیست، ‫واسه همین دیر کردیم.

‫و علی خیلی زیاد میخواد.

‫دفعه پیش هم همینو گفتی.

‫بندازینش بیرون.

‫لعنتی! چرا این کارو کردی؟

‫اون طلای کوفتی کجاست؟

‫هیچکس با علی سعیدی در نمیافته!

‫بریم!

‫ ‫قسمت ۴

‫من پول این طلا رو دادم، ‫نیکولا. کجاست؟

‫- خب؟ ‫- خونم.

‫یه مقدارش.

‫تو خونت؟

‫یه ساعت پیش، پیش داداشت بود.

‫قسم میخورم.

‫- راست میگم. ‫- دروغ نگو.

‫تمام استخوناتو میشکنم.

‫- طلای من کجاست؟ ‫- نمیدونم.

‫علی، خواهش میکنم.

‫دو برابرشو بهت میدم.

‫که اینو الانشم به ما بدهکاری، چاقال.

‫واسه آخرین بار ازت میپرسم.

‫طلای کوفتی کجاست؟

‫نمیدونم.

‫نمیدونم.

‫نمیدونی؟

‫دیگه یادم نمیاد.

‫دیگه یادم نمیاد.

‫حالا یادت اومد؟

‫بسه دیگه! دیگه نمیدونه چی میگه.

‫فایده ‌ای نداره.

‫بیا بفهمیم دروغ میگه یا نه. باشه؟ ‫ بریم ببینیم.

‫باشه؟

‫تو خیلی ساده ‌ای، لیس.

‫اون تنهاست، نمیبینی؟

‫خونواد‌شو تو صربستان از دست داده.

‫علی.

‫علی، نه، خواهش میکنم.

‫- تو یه چیزو درست گفتی. ‫- علی!

‫اون دیگه به درد ما نمیخوره.

‫بزن خلاصش کن.

‫بزن دیگه.

‫خواهش میکنم، علی.

‫علی!

‫الو؟

‫لیسم.

‫ساعت ۹، جای همیشگی.

‫باشه، تا بعد.

‫سگ؟

‫سگ؟

‫سگ؟

‫سگ؟

‫منو ترسوندی.

‫خوبی؟

‫کجا بودی؟

‫دلم برات تنگ شده بود.

‫چرا فرار کردی؟

‫بالاخره یه روزی آزاد میشدی. ‫حالا میخوای چیکار کنی؟

‫باید یه کارو تموم کنم.

‫بعدش همه چی مثل قبل میشه.

‫- چه کاری باید تموم کنی؟ ‫- یه کار.

‫بعدش آزاد میشم.

‫کی تو رو آزاد میکنه؟

‫لیس، کی تو رو آزاد میکنه؟

‫بگیرش.

‫با این شماره بهت زنگ میزنم.

‫من باید برم.

‫دفعه بعد سر وقت بیا. ‫دوست ندارم منتظر بمونم.

‫غر نزن. مجبور بودم از راه‌های فرعی بیام.

‫علی آدم شکاکیه.

‫- تو خودت اینا رو خواستی. ‫- آره.

‫ولی تو هم قبول کردی. ‫پس شریک جرم منی.

‫فانی رو آزاد کردی؟

‫دادستان و قاضی هنوز باید تأیید کنن.

‫هنوز تموم نشده؟

‫خودت میدونی کارای اداری چه جوریه.

‫فرار تو خیلیا رو عصبانی کرده. ‫باید اول آروم بشن.

‫اهمیتی به آروم شدن اونا نمیدم.

‫بپا سرم کلاه نذاری.

‫یا فانی رو آزاد میکنی و دخترشو پس میگیره

‫یا من میکشم کنار.

‫و ۱۵ سال میری زندان.

‫ما میدونیم تا کجا میتونیم پیش بریم.

‫و میدونیم دادستان ‫با یه اشتباه کوچیک، جا میزنه.

‫بهتره در مورد خودت حرف بزنیم.

‫علی شکاکه.

‫با این اطلاعات میتونی ‫اعتمادشو به دست بیاری.

‫این کیه؟

‫آلکساندر ورله. مدیر جی‌تی پرستیژه.

‫پولای سعیدی‌ ها رو پولشویی میکرد.

‫تیم قبلی تو مشتریاشو پیدا کرد،

‫که توشون یه یاسین جاوی هم بود. ‫چیزی ازش شنیدی؟

‫ورله رو دستگیر کردیم، آژانسشو گشتیم.

‫بعد از بازجویی، بیشتر میفهمیم.

‫این به چه دردم میخوره؟ بدمش به علی؟

‫خل شدی. بگیر.

‫بهش بگو میدونی که ورله بهش خیانت کرده.

‫آره، حتما.

‫شاید اون الان یه میلیون یورو ‫از دست داده باشه.

‫هر جور راحتی.

‫اگه خبر جدیدی شد، زنگ بزن.

‫صبر کن.

‫اون پسره که پیش خواهرمه کیه؟

‫اون یاسین جاویه.

‫یه خبر دیگه هم هست.

‫دوستت سرژ لابورد زودتر آزاد شده.

‫تا چند ساعت دیگه میاد بیرون.

‫مواظب باش. دنبالت میگرده.

‫سلام سرژ.

‫خوشحالم دوباره میبینمت.

‫اون عوضیا بالاخره آزادت کردن؟

‫- کجا میخوای بری؟ ‫- هتل.

‫هر جور راحتی.

‫نمیشناسینش؟

‫چرا اون همه پول تو ماشین شما بوده؟

‫نمیدونم.

‫آقای ورله، شما رو با اون جلوی آژانس دیدن.

‫شما سویچ ماشینو بهش دادین.

‫چرا انکار میکنین؟

‫مدرکی دارین؟

‫عکس؟ ویدئو؟

‫من نمیدونم اون چه جوری ‫به ماشینم دست پیدا کرده،

‫و دیگه از سؤالاتتون خسته شدم.

‫گیرنده رو به ما بگو تا آزاد بشی.

‫خسته‌م.

‫باید برم دکتر. این حق منه.

‫این روش اشتباهیه.

‫ما عکسای تو با یاسین رو داریم.

‫اگه سعیدی بفهمه که ‫تو باعث شدی پولش از دست بره

‫و با یاسین بهش خیانت کردی،

‫۱۵ روزم تو زندان دووم نمیاری.

‫- من این آدمو نمیشناسم. ‫- ما احمق نیستیم!

‫زنگ بزن دکتر بیاد.

‫تو زندان خنده از لبت میافته.

‫بیا. ببرینش تو سلولش.

‫دیگه نمیتونم قیافشو ببینم.

‫من سرویسش میکنم.

‫آروم باش، آرنو. ‫اون در هر صورت بدبخت شده.

‫به درک.

‫میدونم.

‫فقط میخوام به مهدی و اون دیوونه ‌هاش برسم.

‫اونا یه پلیس رو کشتن.

‫چه دلقکیه.

‫- بسه دیگه. ‫- هی!

‫آروم باش.

‫سلام.

‫تو یاسین هستی.

‫و تو مهدی.

‫میخوای منو بکشی و قلمرو منو بگیری.

‫- برادرم معذرت میخواد. ‫- باید میمرد.

‫واسه اون گندی که زد.

‫بگو ببینم.

‫خودتو چی فرض کردی؟

‫چه سودی برات داشت؟

‫غیر از یه زخم زشت و افتادن پلیسا دنبالتون.

‫برام توضیح بده.

‫چیزی برای توضیح دادن نیست، رفیق.

‫ما فقط سهممون رو میخوایم.

‫سهمتون؟

‫باور کنین، شما فقط ‫از گندکاری ‌ها سهم میبرین.

‫تو تو لیگ اشتباهی داری بازی میکنی.

‫تو و اون عوضی ‌های ال‌اکس ۱۳ ‫هیچ‌ کسو نمیترسونین.

‫این کار و کاسبی قانون داره.

‫بدون اونا دووم نمیاری.

‫رفیق.

‫میدونی چرا هنوز اینجام؟

‫هدف من همیشه رشد بوده.

‫نه هرج و مرج.

‫- خب پس چی میخواین؟ ‫- ما خدماتمون رو ارائه میدیم.

‫اونا کل محصول ریف رو خریدن

‫و میخوان بازارو در دست بگیرن.

‫اما باید یه چیزی رو در نظر بگیرین.

‫پلیسا پاتوق ‌های فروش مواد تو رو بستن.

‫چه جوری میخواین مثل قبل فروش داشته باشین؟

‫چه پیشنهادی داری؟

‫ما یه شبکه خوب اوبرشیت داریم.

‫روزی حداقل ۵۰ هزار تا درآمد داریم.

‫روزای خوب مثل آخر هفته ‌ها ‫تا ۱۰۰ هزارتا هم میشه.

‫با محصول شما میتونیم ‫فروش رو سه برابر کنیم.

‫هزینه ‌ها رو من میدم.

‫سود رو هم پنجاه پنجاه تقسیم میکنیم.

‫فکر میکنی من به تو احتیاج دارم که ‫ ۱۰ تا موبایل و ۵ تا اسکوتر بفروشم؟

‫نه.

‫ولی من بزرگترین ‫دیتابیس مشتری تو فرانسه رو دارم.

‫۱۰ هزار تا شماره. این سهم منه.

‫هفتاد سی تقسیم میکنیم.

‫و دیتابیس.

‫گفتیم پنجاه پنجاه.

‫و دیتابیس محرمانه است.

More Farsi/persian subtitles for Blood Coast

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left