The first 200 lines.
اینقدر محکم نزن!
هیچ چیز سالمتر از تَنی جُنبان در طبیعت نیست!
عقل سالم در بدن سالم
بعضیها هر روز دورِ خونهشون میدَوَن
یکی از همسایههای من هر روز ساعت 4 صبح کارش همینه، با لباس زیر!
چقدر خوب. دویدن بدن رو سرحال میآره
راز سلامتی همینه
میتیکا، تو هم که همیشهی خدا شتابانی! حواست رو جمع کن!
خستهست، کل شب تو مهمونی بوده
کلافه ام. دخترخالهم با یک تخم-حرومی ازدواج کرده...
همیاری پزشکی در حین مسابقه
هرکدام از شرکتکنندگان مخاطرات این مسابقه را بر عهده میگیرند
با توجه به قوانین لازم الاجرا، برگزارکنندگان میتوانند در حین مسابقه
بیمه گروهی و یا شخصی را ارائه دهند
کمکهای اولیه در صورت بروز حادثه، خطر، گمشدگی
تمام شرکتکنندگان مسابقه جهتیابی موظف اند
به فرد آسیبدیده کمک کنند
یا داوران را ازاین موضوع آگاه کنند و تا رسیدن پزشکان منتظر بمانند
کسانی که بی هیچگونه اطلاعرسانی از ورود باز بمانند
به عنوان «شرکتکنندگان گمشده» قلمداد میشوند. سپاس
حواستون اینجا، لطفا
کارهای دیگه رو تعطیل کنید
لطفا ساکها رو بگذارید زمین
ساز و برگتون رو بررسی کنید
شمارهها رو فراموش نکنید
کمکم کن، لطفا
یک کلمه 4-حرفی که با گ شروع و با ه تموم میشه
و به دستهای از افراد اشاره داره که کار مشترکی میکنند
گروه
خودشه
تو هم جدول دوست داری؟
- اومدی مسابقه بدی؟ - چه مسابقهای؟
- همین مسابقه که همه توش شرکت میکنن - نه، من نمیکنم
- پس اینجا چه میکنی؟ - چرخ میززنم
کسی رو بینشون میشناسی؟
- بگو من رو میشناسی - لازمه؟
نه، واجبه!
- اسمت چیه؟ - مال خودت چی؟
اُآنا، تو چی؟
جنیکا! اینها رو بپوش، تو هم با ما در مسابقه شرکت میکنی
یادت رفت قرارمون چی شد؟ من دلدرد دارم
اگه نیایی سبیلم رو میتراشم
زده به سرت؟ اون سَنَد مردونگیته!
از این حرفها نزنید
سربهسرش نگذارید خانم باربولشکو! نمیبینید دلخور میشه؟
شما دخالت نکن. ایشون رئیسه. خودش میدونه چهکار کنه
تا وقتی به سبیلش دست نزنه، برام مهم نیست چه میکنه
آبجو رو خنک نگه میدارم
خانم باربولشکو ناخوشه و نمیتونه مسابقه بده. چه کنیم؟
تصمیم شما چیه؟
لاوینیا! دلم برات تنگ شده بود
اینجا کی مسئوله؟
جنگل رو تا ساعت 7:30 عصر خالی کنید. کار داریم
چند تا انفجار داریم. همه باید تا اونموقع رفته باشن
مراقب باشید مبادا کار احمقانهای بکنند
اینجا رو تا 7:30 خالی کنید. وگرنه مصیبت میشه.
باشه
تمومه. باید گواهی پزشکی جور کنم و یک نفر رو بگذارم جات
- کلافه ای؟ - نه، نیستم
اون پسره رو نگاه! اون رو ببر
باهاش حرف میزنم
اینجا چه میکنی؟ مشغولی؟ همدیگر رو میشناسید؟
آره، همباشگاهی بودیم
ورزشکاری؟ این رو بپوش! نرو! یک کار برات سراغ دارم
- بیا با ما تو مسابقه شرکت کن - چه مسابقهای؟
حالا میبینی، آسونه. مسابقه مسیریابی
زانوها بالا! سینه جلو! زانوها بالا! سینه جلو!
بشر با جهتیابی زیباتر و قویتر میشه
یعنی یافتن چارهی مشکل
و مناسبترین رویکرد، نسبت به شرایط
با جهتیابی، بشر از طریق وسعت دادن به میدان عمل و در نتیجه فضای حیاتی خودش
به مرحله تازهای از هستی دست مییابه. جهتیابی گواهیه بر این که بشر، ارباب طبیعته
جنگل همیشه دوست انسان بوده، مدرسهی دلیری، آزمونی سخت
ضامن سلامتی، سرچشمه نیرو
همگی واقف اید که جهتیابی
به معنای یافتن راه در محیطی بیگانهست
هرکسی باید از طریق کف نفس، ایثار، وفاداری
به نیروی خودش، و یا خصم خودش، غلبه کنه
فرصت برای همه یکسانه، و محدودیت سنی هم نداریم
باید به انتخاب خودتون به چند نقطهی قرارگاه برسید
و از طریق نشانگان معمول اونها رو شناسایی کنید
پسر، فوری بیا اینجا و لباس بپوش
واسیل، این هم از نقشه و کورنومتر
اسمت چیه؟
اینجا بنویس
بگذار ببینم! بهت میخوره! با زن من هماندازه ای
خودش به خاطر مشکلات پزشکی این بار همراهمون نیست
متاسف ام! خیلی وقت پیش باید میرفتم زیر تیغ جراحی
خیلی شرمنده ام! از خودتون مراقبت کنید!
پوفو، بپا مثل اون دفعه گم نشی
قطبنمات رو درست کردی؟
نگران نباش! از یک سربازه یکی گرفتم
قطبنما هیچوقت دروغ نمیگه! همیشه از قطبنما استفاده بکن
پوفو، این هم خوراکی، قول بده بخوری ها
نه، فکر خوبی نیست. نگه دار برای وقتی که برگشتم. بوس
- بوس! - بدهش من! من همهش دارم میخورم
آخه من بدون تو چه کنم؟ داری من رو تک و تنها میگذاری اینجا
همآوردها آماده بشن برای شروع! تیمها باید روی خط آغاز به صف شن
- تو با باربولشکو صنمی داری؟ - باربولشکو کیه؟
رئیس دیگه! تا حالا جنگل اومدی؟
- به چه مناسبت؟ - به هر مناسبت
مثل بقیه
- نشانگان رو نمیشناسی؟ - نشانگان چی؟
رئیس، ایشون نمیتونه با ما بیاد. نشانگان رو بلد نیست
رئیس، این دیگه کیه؟
قول دادی که میخوری دیگه؟
...خودم به وقتش بهش میگم
چیزی شده؟ باز قانونی رو دستکاری کردن؟
به نظرت عاقلانهست که یک غریبه رو بیاریم تو تیممون؟
اتحادمون رو نابود میکنه
خودم میدونم چه میکنم! حواسم به اتحادمون هست
آخه نشانگان رو بلد نیست
میتیکا، حواست به کیف باشه
بهم گفتند که مسیر سختتر از همیشهست
بنابراین باید بیشتر دقت کنیم! نظم و انضباط
- اهل این اطرافی؟ - نه
- من رو باش که خیال کردم محلی هستی - این نزدیکیها کار میکنم
- پس حتما دور و اطراف رو میشناسی - کمابیش
درختان پایا... خیلی خوب، که اینطور
تیم «برنامهریزی» آماده حرکت! 6 5 4 3 2 1، حرکت
- از کدوم طرف، واسیل؟ - یک دقیقه صبر کن
روشنه* اینجاست. این هم از نشانه (خاک برهنه)
بریم!
آروم!
روشنه اینجاست!
به من دست نزن!
ببخشید، میخواستم ببینم ممکنه چند شاخه گل درختی کهن پیدا کنی؟
نمیدونم چه شکلی ان!
سکوت!
نشونت میدم گلها چه شکلی ان
خیلی بامزه ان
سکوت!
بازش کن!
بگذار ببینم
چی میگه، واسیل؟
صبور باش! بگذار جهت رو پیدا کنم
- 500 متر به سمت راست - اینجوری!
چه گوش موسیقایی خوبی!
- کافیه! بریم! - یالا، واسیل
تشنه ام! چیزی تو دست و بالت هست؟ یک چیز تُرش. هرچی
شرمنده! هیچی ندارم
یه چکه آب بنوش!
آب چشمه بهترین نوشیدنیه
شبیه آگهی بازرگانی گفتی!
اینها چی چیه؟ پر و باله؟
خودشه!
- رئیس! - بله!
بریم کمکش
- من کمکش میکنم - بریم تو کارش
داریم وقت گرانبهامون رو هدر میدیم، رئیس
بیخیال! بیایید مرغهای این بابا رو جمع کنیم
- اینها رو با خودمون میبریم دیگه، رئیس؟ - بگذارشون کنار بریم کمکش
من هم همین رو گفتم، رئیس. ...کمکش کنیم
بفرمایید!
اون یکی! اون یکی رو بگیر!
چه پیره-مرغ معرکه ای! شاید پاداشی نصیبمون شد، رئیس!
بندازش بیاد
ببریمشون تا کامیون
برو!
بیا پایین، بچه!
آره! همه رو برگردونید!
تگاهش کن!
رئیس، بیایید درش بیاریم! وقتمون داره تلف میشه
حالا! بگذاریدشون تو کامیون! دیگه نباس دربیان!
آخه چطوری گیر کرده؟
راستی که گل کاشتیم!
زمانی که کار مفیدی میکنم، سرحال میآم!
رئیس، دلم میخواد بیشتر از این کارها کنم
- این فکر احمقانه مال کی بود؟ - منِ بیهمهچیز...
آقای میتیکا، یکی هم برای آلبوم! مرغه رو نزدیکتر نگه دار!
ممنون!
لبخند بزن، پسر
«دوست آن باشد که گیرد دست دوست» سیسرو هم حرفی شبیه همین داره
ببینیم قطبنما چی میگه
خیلی خوب رئیس! در جهت درست ایم
با این چه میکنی؟
با خودم میآرمش، تو این گل و شل که ولش نمیکنم
یک نفر باید مراقبش باشه، انسانیتی گفتن
رئیس، این کیف خیلی سنگینه. یکی دیگه هم باید زحمتش رو بکشه
خودت خواستی! مسئولیت ساز-و-برگمون با توئه!
چه ربطی داره؟ یک نفر دیگه هم باید بیاردش
ناسلامتی وسایل همه تو اینه!
راست میگه رئیس، تنهایی که نمیتونه!
صبور باشید! تازه شروع کردیم
کی میخواد بیاردش؟ هرکسی یک مسئولیتی داره!
- خودت یکی رو بگو - همین پسره! چرا او نیاره؟
چون تازهکاره، چراش همینه
دقیقا برای همینه که باید با سختیها خو بگیره
حالا گیریم که برادرزادهت باشه
نیست. کی همچین حرفی زده؟ من اصلا نمیشناسمش
اگه نمیشناسی پس تو تیم ما چه میکنه؟
برای شروع مسابقه لازمش داشتیم
ای بابا! همون برای پیکنیک میموندیم بهتر بود
دوست داری دوباره به چشم بیایی
به من دست نزن! خوش داری همه به ریشم بخندن؟
عوضی!
ما قبلا هم اینجا بودیم! این درخت رو شناختم!
حالا مگه این درخت چه چیز خاصی داره؟
تو همچین شرایطی تفاوتش معلوم نمیشه
به چشم تو همه درختها یکی ان! به چشم من اینطور نیست
No comments yet. Be the first to leave one.