The first 200 lines.
دومین بار
کارگردان : وینسنت شرمن
مامان برای چی اینجا توقف می کنیم؟
خب ، من باید با عمو بن صحبت کنم
همین جا با سیسی منتظرباش
از اینجا تکون نخورید ، فهمیدی؟
درست همین جا
نمیدونستم ما عمو بن داریم
مراقب پاهاتون باشید
صورتت رو صاف بگیر
مامان لطفاً به صورتم تف نکن
می تونی به من تف کنی مامان
خیلی خب، حالا بریم داخل اما کاملاً ساکت باشید
برای شام دیر دیرکردی ، لوکرتیا
متأسفم، مادر راجرز
حتی اگه خودت هم گرسنه نباشی
باید به موقع به بچه ها غذا بدی
سیسی، توبی، برین مادربزرگ را ببوسید
برو دیگه
مادر راجرز؟
قبل از شام دستهاتون را بشورید
بالاخره از مکس وکسلر خبر گرفتم
امروز بعدازظهر یه نامه داشتم
اوه؟
دوست دارم بشنوی چی نوشته
لوکرتیای عزیز
من هنوز از خبر مرگ والتر شوکه هستم
طبیعتاً میخوام برای کمک به شما و بچه ها هر کاری از دستم بر بیاید انجام دهم
اگه هنوز دوست دارید در آریزونا مستقر شوید
میتونی اینجا در فروشگاه مشغول کار شوی
بعداً، لوکرتیا شام سرد میشه
خب خب
پروردگارا ، بخاطر نعمتهائی که به ما دادی از تو سپاسگزاریم
و همچنین بخاطر نعمت های آینده شکر گزاریم
آمین
من دو تا پین برای مکس وکسلر نمیدم
میدونم که برای شما شخصاً اهمیتی نداره
اما او بهترین دوست والتر بود
و فکر میکنم این فوقالعاده است که او به من پیشنهاد کار میده
استخدام در 3000 مایل دورتر؟
تو باید به فکر بچه های خودت باشی
من همیشه به فکر اونا هستم
میدونی که والتر همیشه آرزود داشت یه روزی همه مارو به غرب منتقل کنه
میخواست بچه ها در یه جای خوب بزگ شوند
با فضای بزرگ و هوای عالی
یه نوع مکان جدید و متفاوت
جائی که مرتب در حال رشده و آدم میتونه به خوبی اونجا نفس بکشه
من اینجا هیچ مشکلی برای نفس کشیدن ندارم
من میخوام برم
متأسفم . ببخشید
بچه ها شامتون رو تموم کنید
لوکرتیا؟
مادر راجرز ، لطفاً سعی کن بفهمی
ما بارها و بارها در این موقعیت بودیم
از همان لحظه ای که مکس وکسلر به ما نامه نوشت
اینکه اونجا چگونه مکانیست
و چطوری والتر اونجا در فروشگاه مشغول کار شد
و حتی ممکنه تو اون فروشگاه شریک بشه
من همیشه به این موضوع فکر میکنم و همیشه رؤیای اینو در سرم داشتم
اما مرد یه چیه و زن چیز دیگه
داری میری به یه جای وحشی و غیر متمدن
یه قلمرو
آریزونا هنوز ایالت نیست
اما قراره ایالت بشه
بعلاوه ، تو یه زن جوان و بی تجربه هستی
که همیشه احتیاج به حفاظت و مراقبت داری
میدونم ، میدونم
در مورد پول چیکار میخوای بکنی؟
مطمئناً انتظار نداری که من بهت کمک کنم
در حالیکه شدیداً مخالف رفتنت هستم
من هیچ کمکی نمیخوام
من قراره شغل داشته باشم و خودم میتونم پول در بیارم
اوه ، مادر راجرز
من قبلاً قبول کردم که تا وقتیکه جائی برای زندگی و پول جور نکنم
بچه هارو با خودم نبرم
وبه زودی به این مقصود خواهم رسید
الان برای کرایه قطار به قدر کافی پول دارم
از من متنفر نباش اما مجبورم
حلقه های تو باید برات مقدس بودن
بودن
من از آنها برای تحقق یک رؤیا استفاده کردم
رؤیای والتر و من
کی میری؟
فردا
به بچه ها گفتی؟
نه ، امشب میگم
بسیار خوب
نگران اونها نباش
چقدر طول می کشه تا دنبال ما بفرستی؟
زیاد طول نمیکشه پسرم ، قول میدم
من باید بدونم
چون میدونی که سیسی امروز چه گفت؟
اون گفت اصلاً پدر رو بخاطر نمیاره
سیسی
خب ، یه کم یادم میاد
یادم میاد که خوب بود
یه بار نمک ریخت رو سرم و میخواست منو بخوره
اگه سیسی فراموش کرده باشه که بابا چه شکلی بود
فکر کنم شما هم فراموش میکنی که ما چه شکلی هستیم
اوه ، عشق توبی
مادر، وقتی لختم منو تو آغوش نگیر
کافیه ، حرفهای وحشتناک نزن
چطور میتونم فراموشت کنم؟
بله ، چطور میتونه؟ اون مادر ماست
البته
تو یه پالوکای بزرگی
و من درستت میکنم
اوه، گرفتمت
من یه کیسه بزرگ شکر دارم
سیسی و توبی عزیز
نمیتونم بگم که تا اینجا چه سفر هیجان انگیزی داشتم
فقط فکر کنید
فردا پس از چهار روز سفر
من در چارلیویل آریزونا خواهم بود
چارلیویل زیبا و دوست داشتنی
برو
بیا دیگه بریم
قطار غرب داره میاد
قطار داره میرسه
الان صدای سوتش رو شنیدم
قطار غرب تا ده دقیقه دیگه اینجاست
بریم به استقبال دخترها
هی کلانتر، نمیخوای از این احمقهای کوچولو استقبال کنی؟
اونا سوارقطار غرب هستند
قبل از اینکه به خودت شلیک کنی اسلحه رو بذار کنار
بقیه رو شرط میبندم
دیدم
سه تا هفت
متأسفم ، سه تا سرباز
یه روز در اینجارو تخته میکنم
اوه، این یه کم ناسپاسیه ، کلانتر
کمک هفتگی منو به صندوق کریسمس خودت بخاطر بیار
تو هیچوقت یه سکه هم به من ندادی که پسش نگرفته باشی
پس هردومون مردانی صادق هستیم
اوه، شاید من با دخترها شانس بیشتری داشته باشم
بریم شاک
بعد می بینمت
مراقب ژتونها باش
فکر نمیکنی وقتی با کلانتر صحبت میکنی
باید یه کم مراقب باشی؟
چرا من؟
مگه فراموش کردی قمار غیرقانونیه
ممکنه یکی از همین روزها در اینجا رو ببندند
رنا ، پیوند بین من و کلانتر
قوی ترین پیوندیه که تاکنون بین دونفر وجود داشته
خب ، اون چیه؟
پول ، عشق من
هی ، اون یکی رو نگاه کن
بذار کمکت کنم ، خانم متشکرم
اوه ، چیکار می کنی؟
تو خوش شانسی عزیزم که تورو انتخاب می کنم
ببخشید؟ بذارم زمین صدامو میشنوی؟
بذارم زمین بذارش زمین ، کلانتر
خودتو بکش کنار ، دن
این گلدان مال منه
گلدان؟ چطور جرأت میکنی؟ دیوانه شدی؟
به نظر می رسه خانم خوشش نمیاد
باید بگم نه حالا میذاری بیام پائین یا نه؟
احمق کوچولو
تو که نمیخوای یه زنو بزنی ، کلانتر؟
در دفاع از خود، چرا که نه؟
جهنم ، میتونی برش داری واسه خودت
بدش به من
متشکرم آقا
جونز ، دن جونز
اون دیگه چه جور کلانتریه؟
خب، اون چیزیه که میشه بهش گفت یادگاری از غرب قدیم
به مکان رنگ میده
حالا اگه بدی کمک کنم
یه لحظه
من امروز رنگ کافی گرفتم
ببخشید
تو یکی از اون احمق های کوچک نیستی؟
البته که نه
صمیمانه عذر میخوام
ببین ، چترم را شکستی
متأسفم ، فکر کنم باید بیخیال میشدم
شاید بتونم جبران کنم
میتونم در خدمت باشم؟
خب من...
شاید بتونی به من بگی کجا میتونم آقای مکس وکسلر راپیدا کنم
اون قرار بود بیاد اینجا به استقبال من
دوست شماست؟ بله ، یه دوست بسیار عزیز
اگرچه ما هرگز ملاقات نکردیم
فکر کنم آقای وکسلر به تازگی از اینجا رفته
برای همیشه
وای نه
اون شب قبل در فروشگاه کشته شد
فروشگاه؟
درست وقتی داشت اونجارو می بست چند مرد وارد فروشگاه شدن
دعوا شد و بهش شلیک کردند
اوه چقدر وحشتناک
این ضربه وحشتناکی برای منه
برای اون هم همینطور
اوه البته منظورم فقط این بود که...
اون قرار بود شغلی در مغازه به من بده
خب ، فکر نکنم دیگه امکانش باشه
فروشگاه به دستور دادگاه بسته شده
اما اگه دنبال کار هستی شاید بتونم از شما استفاده کنم
شما میتونید؟
No comments yet. Be the first to leave one.