The first 200 lines.
...آنچه در خدمتکاران منحرف گذشت
برو به ترک اعتیاد. وقتی ....برگشتی
.من اینجا منتظر توام
.صبح بخیر .اوه،گندش بزنن
بابا میگه شما دوتا پیش هم .برگشتین
.پدرت گیجه داریم میریم پاریس؟
تو همیشه میگفتی میخوای .ببینیش
پس،ترجیح میدی با خاویر باشی؟
.نمیدونم
یکی دلش میخواد کلیشو به من بده؟
اون فرشته کیه؟
.همسر خدمتکارتونه
.من سرپرست قانونیشم
آقای کنت وکالتشونو .ازتون برداشتین
من دارم میبینم
که از این کشور .پرت میشی بیرون
!وای خدای من !بهش شلیک کردی
امیدوارم هیچی به پلیسا .نگی
من قبلا هرچیزی که میدونستم رو به .پلیسا گفتم
.باید از شر ولنتینا خلاص شیم
.15سال از وقتی که مرده گذشته هنوز منو نبخشیدی؟
.تو چش ازش برداشتی
تو گذاشتی که اون .ماشین شخم زنی زیرش کنه
.شاید تو واقعا کسیو کشتی- .اینجوری که تو فکر میکنی نیست-
شاید اون یه مدرک مادی .واسه کاری که اون کرده داشته
میدونی خونش کجاست؟
.کلید نقره ای مال من نیست- .بانک اوپال-
.وای خدای من
.هی،وقتشه .آآ،الان میام
چه کوفتی تو اون جعبه بوده؟
.دوساعته که داری گریه میکنی
.بعدا بهت میگم .امروز ،روز زیه
.تراژدی در بورلی هیلز
این خوبی شما بچه هارو میرسونه که .منو واسه نهار میبرین بیرون
فکر کردیم که لایق یه غذای خوب
تو یه رستوران شیک .واسه تغییر هستی
خیلی چیزا رو پشت .سر گذاشتی
میدونی،این میتونه آخرین .غذام تو این کشور باشه
نه،من مطمانم که یه راهی
.واسه مشکل مهاجرتت پیدا میکنی
چجوری؟
،احضاریه هفته دیگس
و رجی هم همه ی سند هامو .دور انداخته
خب،فکر کنم فقط باید .امیدمون به معجزه باشه
!اوه،نه
.بستس
.هممم..واسه قرار خصوصی .کنجکاوم که کی میتونه باشه
.من که خیلی کنجکاوم- .منم همینطور-
.بیاین ببینیم- .عالیه
!دخترا
!نمیتونیم این کارو بکنیم
.بی خیال
.توی دردسر میوفتیم
اسپنس؟
.فکر میکردم که توی ترک اعتیادی .اوه،کارش با اون تموم شد
حالا چیزی داره که میخواد .ازت بپرسه
پس...فقط ما دوتا واسه شام هستیم؟
.اوه،نه .یکی دیگه هم میاد
.هی،رفیق
میگل؟
تو قرار بود که پیش .ولنتینا باشی
اوه،من نمیتونستم این کارو .بدون اون کنم
چی کاری رو؟
.صبر کن
این که فقط به این خاطر نیست که منو از کشور بیرون نکنن،هست؟
من یه بار گذاشتم که از دستم ،بری
.و من نمیخوام که دوباره اتفاق بیوفته
.من نمیتونم چیزی ببینم چه خبر داره میشه؟
.اسپنس روی یه زانوشه
رزی داره گریه میکنه؟
.زیاد
!واس خدای من !داره انگشترو دستش میکنه
.اوه- .اوه،عالیه
ازدواج هیجان آوره ،مگه نه؟
.آره .آره ،هست
،الان اگه منو ببخشید
من باید شوهرمو پیش پلیسا .لو بدم
اولین؟
اولین؟
.اوه
من گفتم،میتونی آخرین
باری که خوشحال بودیم رو بیاد بیاری؟
.نه راستش
چرا اینقدر احساساتى شدی؟
بخاطر سالگردمونه؟
.البته
فردا شب،ما واسه 25 ساله که .ازدواج کردیم
،من تعجب میکنم چی شد که تونیستیم از
خیلی دیگه از زوجا بیشتر دووم بیاریم؟
من فکر میکنم این .حس شوخ طبعی مونه
اوه،من میخواستم بگم
که مدارای زیاد برای سکس داشتن .با دیگران و انحرافمونه
..در غیر اینصورت
!آقای پاول !آقای پاول
!آآ .یکی خبر خوبی داره
من همین الان گوشی رو .با برونو قطع کردم
.من کار آموزی رو قبول شدم
!خیلی عالیه .تبریک میگم
.من حس غریبی میکنم کسی میتونه اینو درست کنه؟
شوهر شما کمکم کرد که .یه شغل با برنو دلوکا بگیرم
طراح مده؟
،آقای پاول طراحی های منو واسشون فرستاده .و آقای دلوکا هم خوششون اومده
برونو دوره ی کار آموزیشو توی .منهتن،این تابستون میزاره
و آقای پاول گفتن میتونم توی آپارتمانتون .بمونم
،پس،خدمتکارمون توی پنت هوس .10میلیون دلاری ما زندگی میکنه
!همسایه ها خیلی هیجان زده میشن
.اوه،آقای پاول،خیلی ممنون
.باعث افتخارمه
خب،من باید لباسارو بشورم ...پس
مثل این که تو و ولنتینا .خیلی سریع با هم صمیمی شدین
چی؟
.گفتم دارم میرم به روداو
.که کادوی سالگردمونو بردارم
...من که نمیتونم باور کنم .25سال
چی جوری این کارو کردیم؟
.قطعا یه رازه
خب،این یه داستان کلیه .خانم دیرینگ
چجوری کنار هم چیدیشون؟
من این تکه ی روزنامه رو .دیروز پیدا کردم
.و این پارچه
،طبق تاریخ تکه ی روزنامه
.این،آآ،توی سال 99 اتفاق افتاده
.آره .مال خیلی وقت پیشه
.من که نمیفهمم
،اگه آقای دیرینگ مسولشه
چرا باید اینارو نگه داره؟
من اینارو
توی جعبه ی بانکی خدمتکارش پیدا .کردم
من فکر میکنم اون پارچرو از .روی جلو ماشین بدست آورده
.این بوده که داشته ازش اخاذی میکرده
ولی اون نیمتونه تائيد کنه چون .اقدام به خودکشی کرده
.آآ...آره
پس،بعدش چی؟
نیک رو واسه سوال کردن ازش میارین؟
.وو،وو .آروم برو
شوهرتون به هیچکدوم از اینا اعتراف کرده؟
.نه
پس،تنها چیزی که به عنوان مدرک داری
،این تکه ی پارچه هست ،روزنامه ی قدیمی
و مشکوکیتتون؟
.اون ماهاست مه داره مشکوک رفتار میکنه
،من از قلبم میفهمم که اون کارو کرده
و....فکر میکنم کار عاقلانه ای هست که .دستگیرش کنین
.خانم دیرینگ ...من کنجکاوم
ازدواجتون چطوره؟
میتونم یکی دیگه برات بخرم؟
.زحمت نکش
.من از مخ زدن بدم میاد- خیلی اتفاق میوفته؟-
.اممم....منو ببین
تو رو ببین؟ .منو ببین
.تو باید چاپلوس باشی
.من خوش تیپ ترین آدم اینجام
.کاملا درست هم نیست
.بیخیال .بزار باهات حرف بزنم
میتونی به لهجه ی سکسیم .گوش کنی
،اگه میخواستم لهجه ی سکسی بشنوم .به خودم گوش میدادم
.من سباستین هستم و شما؟
.علاقه ای ندارم
.من میخوام صورت حسابمو ببندم
.اوه،نه،نه،نه .نمیتونی بری
.ببین،بخاطر تو نیست .فقط تو حس و حال بدیم
چی شده؟
.بگو
.باشه
بهترین دوستم امروز .با یه مرد عالی ازدواج کرد
،حالا هرچیزی رو که میخواست داره
و به فکرم میندازه که ،کی رویا های من به حقیقت تبدیل میشه؟
رویات چیه؟
.من میخوام خواننده ی معروفی بشم
.اوه
.اون،آآ،رویای بزرگیه
.بهم اینجوری نگاه نکن .کارم خوبه
من دارم روی نمونه ی .نمایشی کار میکنم
.کارمن لونا
.هی،حالا اسمتو میدونم
.یه روزی،همه اسممو میفهمن
.از دیدنت خوشحال شدم
واقعا؟
.تو نه ...اون
کدوم گوری بودی؟ .ببخشید
،قرار بود یه ساعت پیش همدیگرو ببینیم
.و کارتر هم تلفنامو جواب نمیده
.تای،باید حرف بزنیم
...اولش،بهم بگو
تفنگارو چال کردی؟
.کردم .ولی وقت زیادی نداریم
.م من فقط اومدم که خداحافظی کنم
منظورت چیه؟
.من به خانواده م درباره ی دزدی گفتم
چی؟اونا وحشت کردن و گفتن
که نمیتونن ازم محافظت کنن ،اگه اینجا بمونم
...پس واسم یه بلیط به پرو خریدن
.مامانم یه عمو اونجا داره
منو کارتر چی؟
میخوای فقط مارو تنها بزاریو کیفاتو برداری؟
.کارتر امروز صبح به اروپا رفت
.داری دروغ میگی
،وقتی به خانوادش گفت
.راسته رسوندنش به فرودگاه
!گندش بزنن
No comments yet. Be the first to leave one.