The Magic Faraway Tree

The Magic Faraway Tree

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

The Magic Faraway Tree 2026 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
A Commentary by Samurai_EP
مترجم : مسعود

Tags

webdl
full_subtitles
Published on: 2026-08-07
Downloads: 6
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

جادوی کودکی همیشه فراموش می‌شه.

اما این داستان یکی هست که فراموشش نکرد.

صبح بخیر. اِمم...

عصر بخیر. سلام.

ببخشید. اِمم...

من... برات یه کم سس پاستا گذاشتم.

موآه.

-سلام. -سلام.

وای.

وای، حالت خوبه؟

چی... چی تو کار شده؟

یخچالی که روش کار می‌کردی رو کنسل کردن؟

نه، تاییدش کردن.

خب، عالیه که.

نه، نیست.

چرا؟ فوق‌العاده‌ست. من عاشق اینم.

این منو بهتر از خودم می‌شناسه.

تقریباً این موقع‌ها تیموتی دلش شراب می‌خواد.

اینقدرم خوب نمی‌شناسه‌م.

نه، تو رو می‌شناسه چون

دوربین گذاشتن پشت این پنل

برای اینکه عادت خوردن و آشامیدن مردم رو بدون اجازه‌شون چک کنن.

-بدون اجازه‌شون؟ -نه!

بهشون گفتم باید بره، ولی قبول نکردن.

برای همین استعفا دادم.

-آفرین بهت. این... -نه، خوب نیست.

این بدِه، تیم.

من... فکر نمی‌کنم بد باشه.

شرکت می‌خواد آپارتمان رو پس بگیره،

ماشین رو هم. همه چی رو.

بی‌خانمان شدیم.

خب، تقریباً بده.

باید به مامان بگم.

خیلی ناامید می‌شه ازم.

هیچ‌کس حق نداره از تو ناامید بشه.

-خب، تو باید باشی. -چی؟

من کار می‌کنم و تو بچه‌ها رو نگه می‌داری. این معامله‌مون بود.

تو... اخیراً بچه‌هامون رو دیدی؟

هیچ دستگاهی سر میز نیست.

بث، بیا دیگه.

شام حاضره عزیزم.

هی هی هی. بذارش تو اسکرچل لطفاً.

-چی؟ -کیف صفحه‌نمایش.

خودم درستش کردم.

-از دستکش فر. -دستکش فر؟

واقعاً باید یه کار پیدا کنی.

بث...

فکر کنم اینفلوئنسر شده باشه.

امشب فکر کردم

بعد شام با هم بازی کنیم.

-بازی واقعی؟ -آره، بازی واقعی.

من برای بازی خیلی بزرگ شدم.

خب، یه کم رقص چی؟

همه‌مون از رقص متنفریم.

باشه. ولی اول،

اسپاگتی آلا تامپسون داریم.

دقیقاً مثل مامان قدیم.

مامان تو که ایتالیایی نیست.

هی، من از مامان قدیمی خودم می‌گم.

جو سایبورگه.

بچه‌ها، می‌شه...

بکش، بکش، بکش!

بیا، حمله ذهنی، حمله ذهنی!

و فران، یادم نیست

آخرین بار کی صدای سوئیت فرانی رو شنیدم.

احساس می‌کنم

کودکی‌شون داره...

از دستمون می‌ره. حس می‌کنم داره بهشون کم می‌ذارم.

چطور اینجوری شدیم؟

-اگه بچه‌دار نمی‌شدیم... -نه، نگو اینو.

نه، می‌تونستیم در بریم

و یه زندگی جدید شروع کنیم.

شاید بتونیم همه با هم در بریم.

-داری چیکار می‌کنی؟ -شراب می‌خوای؟

الان نه، یخچال!

دفترچه آرزوها.

این جدیِه، تیم.

پالی، به این نیاز داریم.

بچه‌ها هم نیاز دارن. این...

راه‌حله.

یکی از آرزوهامون از ۱۵ سال پیش؟

آره. درسته.

...حل.

کدومش؟

همون آرزو.

روستا؟

کاملاً دیوونه شدی؟

-دوستام چی؟ -وای‌فای داره؟

نیاز نیست. نگاه کن، براتون کتاب آوردم.

کتاب؟

آره.

باورم نمی‌شه اجازه دادی بابات قانعت کنه مامان.

این دقیقاً ستم پدرسالاریه.

بث، بابات و من

کاملاً متحدیم تو این موضوع. باشه؟

چرا از مادربزرگ پول نگیریم؟

نه، نه. تصمیم گرفتیم

الان به مادربزرگ چیزی نگیم.

چون به بابا گفته بازنده؟

مادربزرگت فکر می‌کنه همه بازنده‌ان.

به خصوص من.

این فاجعه‌ست.

سخت می‌شه، ولی فقط باید

به ما اعتماد کنین، باشه؟

ولی جدی، وای‌فای داره؟

-می‌دونی چی؟ بده به من. -نه.

این تغییر بزرگیه.

درسته. حق با توئه.

ولی من یه حس دارم

که ممکنه واقعاً فوق‌العاده بشه.

اون جنگلی که داریم می‌ریم،

پر از قشنگ‌ترین درختای بزرگه.

عالی. درخت.

حرف نداره، حوصله‌سربرترین چیز دنیا.

۵G من داره قطع می‌شه!

من فقط ۳G دارم!

من فقط ۲G دارم.

کمتر از دو چی می‌شه؟ یک.

۱G؟

-یه G؟ اون دیگه چیه؟ -ببخشید. اجازه بدین آقا.

-تاکسی دور و بر هست؟ -نه.

نه، اشکالی نداره عزیزم. من گرفتم. اِمم...

حالا تاکسی هست؟

نه.

پس...

-آره. -باشه.

پیاده می‌ریم. پیاده.

پاهام عجیب شدن.

درد می‌کنن.

آره، اون... اِمم...

این ورزشِه، جو.

بیا، یه زردآلو بردار،

انرژی‌ت رو بالا می‌بره.

نه نه نه. خوبه.

مزه‌ش ناسالمه.

اگه مزه‌ش ناسالم باشه، یعنی سالمه.

به مدفوعت حجم می‌ده.

فران! خدایا، فکر کردم گمت کردیم.

بیا عزیزم. برو جلو.

اگه حالا فقیر شدیم، چطور می‌تونیم اینجا رو اجاره کنیم؟

خب، کشاورز گفت

می‌تونیم آخر تابستون پولش رو بدیم.

تو این مدت، ما...

گوجه‌فرنگی می‌کاریم.

و این شد! جواب تو به همه چی.

میکروکلیمای اینجا، بث، دقیقاً مثل

اون شهر کوچیک شمال ایتالیه

-که خانواده‌م... -نیستن.

سس پاستای خودمو درست می‌کنیم،

می‌فروشیمش.

بعد بیست هزار پوند رو به کشاورز می‌دیم،

و بعد خونه مال خودمون می‌شه.

چه خونه‌ای فقط بیست هزار پوند ارزش داره؟

خونه‌ای که خونه نیست.

وای، واقعاً فقط یه انباره.

با پتانسیل خیلی بالا.

باشه.

وای.

خوبه.

اوو، ببین اینو.

این گوشه دنجیه.

تریلر دنج.

چی؟

-چی؟ چی؟ -موشه؟

حتی برق هم نداره!

بث.

چطور باید گوشی‌مو شارژ کنم؟

ببین اینو!

تلفن ثابت.

تلفن بخار قدیمی قابل اعتماد.

-کار نمی‌کنه. -نمی‌فهمم.

رفتیم عقب تو زمان؟

می‌رم برق رو درست کنم.

-باشه؟ -تیم؟

آره.

این آشپزخونه‌ست؟

آره.

-عاشق آشپزخونه‌م. -منم عاشقشم.

و این... این ناحیه غذاخوريه.

مزه مزه.

و اون‌طرف هم ناحیه نشیمن.

-آره. -چرا تراکتور اونجاست؟

سوال خوبیه واقعاً.

خدای من! اون کیه؟

اشکالی نداره. فقط کشاورزه.

باشه...

سلام.

چطوری؟ باید برایان باشی.

درسته. چطور...

-آره. آره. -حالا...

...یه سری لحاف داری

و اینا و صورت‌حساب و این چیزا اون بالا،

بروین یه کم بخوابین و اینا.

بعدش همه چی با خودتونه.

-آره. -چی گفت؟

هیچ ایده‌ای ندارم.

سلام. اِمم، ببخشید.

مرد کوچولویه، مگه نه؟

سلام، کوچولو.

تو... تو... وای‌فای داری؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left