The first 200 lines.
نتفلیکس تقدیم میکند
بزرگترین انگیزهی زنها اینه که حس کنن کسی دوسشون داره
اونا تشنهی همون توجه و شور و حالِ اولِ کارن
واسه مردا، همهچی تو راحتی خلاصه میشه
وقتی آتیشِ رابطه خاموش میشه، بهجای اینکه دوباره روشنش کنن
دنبال یه چیز جدید میگردن
زنها خیلی دقیقن؛ همهی احتمالات رو مو به مو بررسی میکنن
اونا هیچوقت جزئیات اولین قرار رو یادشون نمیره
زنها واقعاً هیچچیزی رو از یاد نمیبرن
در حالی که مردا همهچیزو کُلی میبینن و واسشون مهمه که چه حسی ازش میگیرن
اصلاً روحشونم خبردار نمیشه که تو قرار اول واقعاً چی گذشت
ولی اونا هیچوقت حسی که اولین بار با دیدنت داشتن رو از یاد نمیبرن
خوش اومدین
تمِ کالکشنِ زمستونیِ ما «تلفیق»ه
همونطور که میبینین
داریم از پارچههای نرمتر و لختتر استفاده میکنیم
داریم حسابی روی اون حس و حال رترو مانور میدیم
که قبلاً فقط یه اشارهای بهشون کرده بودیم
روی طرحهایی تمرکز میکنیم که زیاد پیچیده نیستن ولی در عوض متمایز و خاصن
امسال داریم میریم سراغ یه ترندی که کمتر از گذشته تأثیر گرفته
واسه کلکسیون جدیدمون بیشتر از تور و گیپور استفاده کردیم
درزهای کمتر و خطوطِ مشخصتر
مثل همیشه عالیه. تبریک میگم، آسلی
همین الان تولید رو شروع کنین
همونطور که میبینین
کمپین امسال کلاً با محوریت خانمهاست
هدفمون اینه که رنگ و زن رو با هم تلفیق کنیم
منظورتون رو میفهمم، ولی این چه ربطی به موضوع داره، جناب کَرَم؟
منظورتون چیه، جناب آلتان؟
رنگ کردن دیوار چه ربطی به آرایش داره؟
آقای آلتان، یه زن
وقتی پای خرید وسط باشه، هیچچیز رو به شانس واگذار نمیکنه
منظورم از «شانس»، ما مردا هستیم. مخصوصاً اگه بخواد برای خونهش خرید کنه
خونه برای یه زن حکم معبدش رو داره
حق هم داره که بخواد حرف اول و آخر رو خودش بزنه
ما توی این کمپین
هدفمون اینه که این حس رو منتقل کنیم که زنها باید
همونقدر که روی لوازم آرایششون وسواس دارن، روی انتخاب رنگ هم حساس باشن
البته اگه از این ایده خوشتون بیاد
واقعاً همونقدر که تعریفشو میکردن، کارش درسته
خب، پس به افتخار کمپین جدیدمون دست بدیم. حله
احمد
سلام
مدیر فروشِ مقتدرمون رو ببین
فهمیدیم دیگه، دَکِت کرد
دیگه بیخیالش شو
دخترا، آخه چطور اینقدر وا دادم؟
واقعاً جوابشو میخوای؟
آره
با یه پسری آشنا شدی
همون شب باهاش شام خوردی و بعدشم باهاش خوابیدی
ولی این اولین... صبر کن هانده
اون که نمیدونه این اولین باری بوده که این کار رو کردی
فکر میکنه همیشه کارت همینه و خب، حق داره اینطوری فکر کنه
به هر حال، دیگه هیچوقت بهت زنگ نزد
فقط این نیست
من روزی حداقل ده بار بهش زنگ میزدم. هیچوقت جواب نداد
صبر کن. این یکی جدیده. یعنی زدی قوز بالا قوز کردی؟
عالی شد. منظورت چیه؟
گوشی موبایل بهترین وسیلهی شکنجهست که وجود داره
یا با زنگ نزدن شکنجه میکنی یا با مدام زنگ زدن
اگه روز اول زنگ نزنن، فکر میکنی تاکتیکشونه و بیخیال میشی
روز دوم
کمکم نگران میشی
و روز سوم
عاشق میشی
یا اینکه یه رابطه یه شبه داری و اونا مدام بهت زنگ میزنن
اونقدر آدم رو کلافه میکنن
که حتی اگه بخوای هم ببینیشون، پشیمون میشی
پس تو با اون موافقی، اصلی؟
ابداً. فقط دارم بهت میگم علتش چی بود
اون فقط یه آدم معمولی، متوسط و رقتانگیزه
سنگدل، احمق، خبیث... بعد از "سنگدل" دیگه رشته کلام از دستم در رفت
پستفطرت، حالبههمزن
"حالبههمزن."
خلاصه بگم، اون فقط یه پسره
امیدوارم یه روز یه نفر تقاص کاری که باهات کرد رو ازش بگیره
امیدوارم
مردا بر دنیا حکومت میکنن
زنا بر مردا حکومت میکنن
و هورمونها بر زنا حکومت میکنن
شاید واسه همینه که دنیا مثل زنا پیچیدهست
بیخیال دخترا
دست از منتظر موندن برای شاهزاده سوار بر اسب سفید بردارین و یاد بگیرین هورمونهای دیوونهتون رو کنترل کنین
مدام داری راه و چاه نشون میدی
ولی تا حالا به خودت کمکی کردن که یه پسرو عاشق خودت کنی؟
فکر کنم حق با توئه
شاید عملی کردنش جالبتر باشه
واسه پست بعدی، یه مرد پیدا میکنم و کاری میکنم عاشقم بشه
و قدم به قدمش رو با شما به اشتراک میذارم
درست شنیدم؟
واقعاً پروژهای که اینهمه براش زحمت کشیدم رو دادی به یکی دیگه؟
حالا میتونی تمام انرژیت رو بذاری روی کمپین رنگ
همون کمپینی که داشتیم از دستش میدادیم
اونم به خاطر غرور و منممنم کردنهای تو
اون کمپین رو به لطف من گرفتی. به لطف همون غرور و منممنم کردنهای من
خودتم اینو میدونی. نه کَرَم
ما اون پروژه رو گرفتیم چون تو شانس آوردی
اگه همینطوری ادامه بدی
بالاخره یه روز شکست میخوری
عمراً همچین اتفاقی بیفته
پسش بده تا بهت ثابت کنم
بحث تمومه. الان دیگه مالِ توناست
تونا؟
تونا
این چِشه؟
نمیدونم. انگار اون دستبنده باعث شده به هم «وصل» بشن
وقتی دختره ولش کرد، اینم به خودش دستبند زد. یه همچین چیزی
داداش، من یه مردِ متاهلم
تا به امروز نه رنگِ دستبند رو دیدم نه شلاق
مثلاً همین باسنِ من رو ببین، یه جای سیلی هم روش نیست
میپرسی چرا؟
چون تا حالا حتی یه بارم سیلی نخورده
اصلاً منطقی پشتش نمیبینم
هی داره همین رو تکرار میکنه
پسر! باز دوباره دِپ شدی؟
عجب غافلگیریای
هر سه ماه یه بار همین بساطه. هنوز عادت نکردی؟
بلند شو
باید با هم حرف بزنیم
کَرَم، تو اصلاً نمیتونی درک کنی چی میگم
غیرممکنه. حتی نزدیکش هم نیستی
آخه چرا؟
چون برای فهمیدنش باید حداقل دو بار با یه دختر وقت بگذرونی
تو که فقط یک شب باهاشون هستی
زیاد پیش نمیاد، ولی راست میگه
تو نمیتونی اینو حلش کنی. ساکت شو آقای متاهل
در مورد تو هم باید بگم که سخت در اشتباهی
من مردیام که دیگه ته و تویِ زنها رو درآورده
به عنوان کسی که رگِ خوابِ مردا کاملاً دستشه
عاشق کردنِ یه نفر برام مثلِ آب خوردنه
ایول، عالیه
منم دلم میخواد عاشق بشم
تو میخوای عاشق بشی؟
جانسو، تو به هرکی سلام میدی عاشقش میشی
منظورم اونجوری نبود
میدونی، از اون مدلها که یهو سرت گیج بره
آره، دلت هری بریزه پایین
حس کنی دمای بدنت رفته بالا
بدنت شروع کنه به لرزیدن. آره! خودِ خودشه
آره، ولی این عشق نیست
آنفولانزاست
مخزنی توی بار
با اینکه کاری کنی یه دختر عاشقت بشه زمین تا آسمون فرق داره
پس فکر میکنی نمیتونم دلِ یه دختر رو ببرم؟
دقیقاً داداش
من اصلاً از این دغدغهها ندارم
رمانتیک و ممانتیک و این حرفا کارِ من نیست
حتی نمیخواد اعتراف کنه که از پسش برنمیاد
باهاش موافقی؟
من که نمیدونم، متأهلم
و ظاهراً از این پشیمونتر نمیتونستی باشی
اصلاً چطور شد؟
آخه من چطوری تصمیم گرفتم ازدواج کنم؟
با خودم چی فکر میکردم؟ میبینی؟ نتیجهی عشق همینه
اینکه کاری کنی عاشقت بشن بخش آسونشه
اینا جوری برنامهریزی شدن که عاشق بشن
بخش سختش اینه که بدون خفه شدن، زندگیتو بکنی
خب؟
چرا ثابتش نمیکنی؟ کاری کن یه دختر عاشقت بشه
یالا، انجامش بده دیگه
انجامش بده، خواهش میکنم
منم همهچی رو توی بلاگم مینویسم
اگه پسره هم اونا رو بخونه چی؟
دختر، مگه به جز ما کی میدونه که «تاکتیکهای عشق» کارِ اصلیه؟
من انجامش میدم
یه شرط دارم
اگه شرط رو بردم، کمپینم رو بهم برمیگردونی
نه
عمراً
این برای من یه فرصت طلاییه، یه چیز دیگه بخواه
چی شد؟
تو که مطمئن بودی نمیتونم انجامش بدم، پس واسه چی ترسیدی؟
مطمئنم، نمیتونی
خب پس؟
قبوله
قبوله
خب، دو تا مجرد و یه متأهل... حالا چیکار کنیم؟
اول از همه، به یه طعمه نیاز داریم
اول، به یه سوژه نیاز داریم
مردا موجودات سادهای هستن
نه بزرگ میشن، نه تربیتپذیرن
یاد گرفتنِ دستشویی رفتن، اوج تکاملشونه
زنها پیچیدهان
درک و ذهنیاتشون خیلی لایهلایه است
واسه همین، همونقدری که مردا توی فهمیدنِ زنها مشکل دارن
زنها هم اونا رو به بیشعور بودن متهم میکنن
راسته که میگن «زیبایی درونی» از همه چی مهمتره
و منظور مردا از «درونی»، لباسزیرتونه
یا حتی اون چیزی که زیرشه
بفرما، دیدی
تنها هدفشون اینه که یه احمقِ پولدار پیدا کنن، ترجیحاً خوشتیپ هم باشه
یه احمق که همیشه ناز و اداهاشون رو بخره
هدف واقعی از تیپ زدن
اینه که فقط به اندازهای نشون بدی که اونا رو توی کف بذاری
برخلاف باور عموم
پوشیدن لباسهای باز، لزوماً بیشتر مردا رو جذب نمیکنه
تحتتأثیر قرار دادنِ یه زن، دقیقاً مثل فروختنِ یه محصول بهشه
یعنی میخوام بگم آسونه
راستی، محصول خودِ تویی
No comments yet. Be the first to leave one.