The first 200 lines.
تبديل زيرنويس از ساب به اس آر تي:اميرشاهرودي 400/08/23
همين الان يه سري ولگرد اومدن تو شهر
انگار ميخوان برن کافه لاست لاو
ولي اونا نميرن تو
بله قربان ، ميدونم ، ميدونم
شماها دزدين ميدونستي؟
اونقدر تو اين مدت بهره دادم که يادم رفته اصل سرمايه چقدر بوده
کسي شما رو زور نکرده بود،بياين اينجا زور؟
شنيدي چي مي گه؟ "زور"؟
من با يه زن، يه قاطر، دو تا خروس که دنبال جفتن...
با شيش تا بچه که بايد شکمشونو سير کنم اونوقت تنها چيزي که اين احمق ميتونه بگه زوره
-امکان نداره که... -سکه ها رو نمي خوتم
فقط اسکناسا رو مي بريم
زود باش، زود باش، اسلحه ات رو بده به من.
زور يعني اين،آقا
برو بيرون!
کورت!
بندازش!
برش دار،نذار مانعت بشم
بياين بيرون! اسلحه تونو بندازين!
اوضاع زياد خوب نيست،هان؟، بيشاپ؟
"روسکو"، برو سلول ها رو باز کن. کورت...
... تو و هاوکينز کمکم کنيد که اونا رو ببنديمشون
اگه حتي يکيشون تف کرد مخشو بترکونيد
-من دکتر مي خوام -چيزيت نشده،تکون بخور!
اونا به ناتان استونر"شليک کردن و يکي از کارمندام رو هم کشتن
دستا بالا
جان، برو دکتر کورتيس رو همين الان بيار اينجا
بيشاپ، تو و اون يکي برين توي اون سلول اول،سمت راست
-برو اون تو پاپ -بابا
مي دونستم يکي از همين روزا مياي سراغم، بيشاپ
وقتي درباره ات بنويسن...
مي گن که"وال ورده برات آخر خط بوده...
خب،من تا حالا مشکلي نديدم که با يه کم پول يا حرف زدن حل نشه
اگه دلت مي خواد مي توني اونقدر حرف بزني که صورتت کبود بشه
من با اون کلانترايي که تا الا ديدي فرق دارم
-منظورت از اين حرف چيه؟ -منظورم اينه که نمي توني براي خلاص شدن از زندان من...
... التماس کني،قرض کني،بدزدي،بخري فرار کني يا دعا کني
جولاي!
ناتان استونر" همين الان مُرد
روسکو، شماها بگردينشون و جاي تفنگشون رو بگيريد
خيلي خُب، بدينشون به من
يه رُزباد بهم ميدي؟ -همين الان
هي،دور و بر "سن آنتون کاري سراغ نداري؟
نه، و از غروب تا حالا صدنفر ديگه هم همينو ازم پرسيدن
آه ها،اگه جاي خواب بخوام پيش کي بايد برم؟
-خودم،اگه 50 سنت داري -پنجاه تا؟
توي اون تابلو نوشته که هر تخت 25 سنت
اون مال وقتيه که خلوته پنجاه سنت،ببين مي توني يا نه
-خيلي شلوغه -از خنده و حرف زدن و ...
از آواز خوندن و مشروب خوردن و خروپف و تف کردن خبري نيست...
از اون در ميري بيرون کسي رو لگد نکني
ميخوام اسبمو هم تيمار کنم آخور اسب هم دارين؟
اون ور خيابون شصت سنت پول مي گيره
خُب،به نظر منصفانه ست
به نظر من که خودتم به يه حموم حسابي احتياج داري
آب باعث مي شه آدم ضعيف بشه...
تن آدم رنجور مي شه منم براي ريسک کردن خيلي پيرم
اگه حرفت درست باشه پس تو قوي ترين آدم اين شهري
خب، من مريض نيستم، تا حالا هم مريض نشدم و نمي خوام بعداً هم مريض بشم،بعدي!
هي، اگه ميخواي اصلاح کني، برات تو کاسه آب کنم...
-ولي اگه نمي خواي،نکنم -کاسه رو آب کن
-شنيدم مامور اعدامي -درست شنيدي رفيق
سه هفته پيش از"اوکلاهما سيتي راه اُفتادم و دارم ميرم"وال ورده توي تگزاس
اين يکي از مهم ترين ماموريت هاي اين چند سال اخيرمه
دار و دسته ي "بيشاپ"
قاضي اونا رو گناهکار اعلام کرده
محکوم به اعدام شدن
وقتي اونا برن پي کارشون ايالت تگزاس امن تر مي شه
-چند نفر رو گرفتن؟ -اونا يکي شون رو کشتن، پنج تا رو گرفتن
بيشترشون افراد سابق "کوانتريلن حداقل، بيشاپ که هست
اولين تگزاسي هايي هستن که دار مي زنم
ميخوام ازش لذت ببرم
هي، لباسامو مياري؟
-نميخواي اصلاح کني؟ -نه
آخه يعني چي... ؟
نميتونن تصميم بگيرن ديگه تحمل ندارم...
... من بايد اينجا رو تر و تميز،نگه دارم
حتي نمي تونن تصميم بگيرن...
-عصر به خير -سلام
بيا بگير بشين، رفيق اگه گرسنه اي،ماهي بازم هست
از سخاوتتون ممنونم
من آدم سخاوتمندي ام .باور کن
راحت باش. قهوه اونجاست بيسکوئيت قندي هم اونجا
-هي، همه اسباب راحتيت فراهمه -بله، دوست عزيز.از زندگي لذت مي برم
حسابي براي زندگي کردن اشتياق دارم متوجهي که چي مي گم؟
خيلي خوبه
خُب، فکر کنم،طناب فروش باشي
اوه
نه،وسايل کارم هستن من مامور اعدام هستم
مامور اعدام؟که اينطور
دارم مي رم دار و دسته ي "بيشاپ" رو توي "وال ورد" دار بزنم
آهان بله. خبراشو شنيدم.خب،پس بالاخره اون گروه رو گير انداختن،درسته؟
گرفتنشون، زنداني کردن، محاکمه کردن و حالا ميخوان دارشون بزنن
من خيلي خوشحالم که به شما برخوردم آقاي...
"گرايمز.آزي گرايمز"، از گرايمزهاي اوکلاهاما
آقاي گريمز بله عرض مي کردم خوشحالم که بهتون برخوردم...
ميدونين، من هميشه درباره ي شغل شما کنجکاو بودم.
خُب، خيلي پيچيده تر از اونيه که اکثر مردم فکر مي کنن
هيچي بدتر از دار زدن بي برنامه نيست
توي اوکلاهما، يه بار ديدم يکي رو پنج بار آويزون کردن تا بالاخره مرد
پنج بار؟ پنج؟
آقاي گرايمز،آدم بايد چه چيزايي رو بلد باشه که...
...بتونه کارشو تميز و حرفه اي انجام بده؟
خُب،خيلي چيزا رو بايد دونست
بايد بدوني قد موردت چقدره وزنش چقدره...
...دور گردنش چقدره و با چه حالي داره مياد پاي چوبه دار
...-پس بايد مطمئن باشي - ببخشيد
منظورتون اينه که بايد بدونين...
...اون کسي که ميخواين دارش بزنين چه حالي داره؟
بله آقا
يکي که ترسيده و گريه مي کنه و دعا مي کنه و مي لرزه...
...و اينور اونور مي چرخه دار زدنش سخت تره
... تا يکي که مشخصه سرجاش وايسه وبذاره قال قضيه کنده بشه
آه ها
، پارسال يه مجرمي داشتم...
... يه ساعت طول کشيد تا سرپا بلندش کردم
-واقعاً؟ -بله،واقعاً
آدم نمي تونه مجرمي رو که زانو زده دار بزنه
به نظر درست نمياد
و يه چيز ديگه هم بهتون بگم وقتي ميخواين طناب رو انتخاب کنين...
- به چي نگاه ميکني؟ -خودت بهم بگو
هي،رابي -چيه؟
يه پسر بچه اينجاست که نگران آيندشه
آره. فکر کنم اون يکي هم همينطور
از خدا مي خوام اون رو با من توي يه قبر دفن نکنن
اونم که نباشه خودم به اندازه ي کافي بايد براي خدا توضيح بدم
جفتتون حسابي نگرانيدا تو و بابا جونت
بذار يه چيزي بهت بگم، بيشاپ...
... من بيش از 40 ساله که کاراي غيرقانوني مي کردم...
...اما تا حالا بيشتر از چند دقيقه که براي جوييدن تنبکو لازمه تو زندان نبودم
همسفر تو شدم،اونوقت گذرم افتاده اينجا و دارم مي بينم چطور چوبه ي دارمو برپا مي کنن
خب، همه حرفشون رو زدن. تو چي؟
به نظر که زياد خوب نمياد، مياد؟
من"آزي گرايمز"هستم، کلانتر
از اوکلاهما اومدم اينجا تا يک بار ديگه نشون بدم تقصير گناهان پدران...
... بر گردن فرزندانشونه اينجا توي تگزاس هم همينطوره
وقتي کارم تموم بشه منطقه ي جنوب غربي جاي آروم تري ميشه
خب، من جولاي جانسون هستم آقاي گرايمز من بودم که فرستادم دنبالتون
اين هم معاون منه، "روسکو بوک بايندر".
-از ديدنتون خوشحالم -خوشوقتم
از بچگيش مي شناسمش توي يه آغل شمال اِل پاسو به دنيا اومده
-پسر خوبيه -خوبه،خوب
خب، اول از همه کلانتر، اگه اشکال نداره ميخوام موارد رو ببينم
-چي رو؟ -چي؟ ...موارد رو
-زنداني ها؟ -توي کار ما،بهشون مي گيم مورد
توي زندان من،بهشون مي گن آشغال
دنبالم بيايين
ايناهاشن، آقاي گرايمز، منتظر شمان
خب، بايد بگم...
اگه اشکالي تداره رفقا چند قدم بياين جلوتر...
... نزديک ميله ها . ميشه بياين جلوتر؟
خيلي خب،هر کاري ميگه بکنيد
ام...
خب، کلانتر، به نظر من که اين چهارنفري که اينجا گير انداختين...
... فردا توي حلقه ي طناب حسابي خوشگل ميشن مطمئن نيستم فقط درباره ي اين يکي زياد،
هي پسر،وزنت چقدره؟
ام...
-نميدونم -نميدوني؟
خب، احتمالاً مشکلي پيش نمياد هميشه دلم ميخواد،کارم بي نقص باشه
معمولا ً وقتي يکي از موردا سبک باشه ...
... من يه گوني شن 50 پوندي بهش وصل مي کنم، که وزنش رو بيشتر بشه...
... و بعد گردنش رو
همين جوري
کلاً درباره ي اين قضيه چه حسي داري،پسر؟
-تو ديوونه اي -ببين، تو که نميخواي ...
... دعا کني و گريه کني و از اين چيزا،هان؟ فقط روند کارو به تاخير ميندازي
نه براي تو راحت تر مي شه نه براي من
- "بيشاپ"اينه، کلانتر؟ -آره، خودشه
-تو همراه کوآنتريل بودي، درسته؟ -کل مسير
توي لارونس،توي کانزاس؟
-اونجا هم بودي؟ - اونجا هم بودم
حتماً مادرت حسابي بهت افتخار مي کنه
هي مامور
من تا حالا به هيچ زن يا بچه اي صدمه اي نزدم
مي خوايم فردا سرظهر اجراش کنيم اگه مشکلي ندارين
مشکلي نيست
ميدونين، کلانتر، وقتي يکي از همکاراي من...
... شانس اين رو پيدا کنه که با همچين تجهيزاتي کار کنه،واقعاًخوشحال مي شه
-آه ها -گمون کنم انتظار دارين جمعيت زيادي بيان،درسته؟
اينجا يه کشور آزاده. مردم حق دارن بيان دار زدن رو، تماشا کنن
خب، ميخوام دو تا توصيه بهتون بکنم، کلانتر
از تجربيات بدي که داشتيم فهميدم که وقتي مردم ميان تماشاي دار زدن...
... بهتره همه ي اسلحه ها تا تموم شدن کار مصادره بشه...
... و همه کافه ها هم بايد بسته باشه
خب،ببينم چه کاري از دستم برمياد خوبه
اين آدم ها مستحق اعدام هستن...
... اما مستحق اين نيستن که هشيار دار زده بشن وقتي يه مشت مست وايسادن تماشاشون مي کنن
اين يارو قطعاً...
... کارشو خيلي دوست داره
-من اسب هاتون رو تيمار مي کنم، آقاي گرايمز -خوبه
اين طناب ها پيش خودم،مي مونن
اسمش "ماريا استونر"ه، جناب مامور
يکي از اونايي که قراره فردا بفرستين به درک شوهرش رو کشته
اين يکي اسب رو فردا صبح برام حاضر کن،باشه؟
و اين هم آخريش، خانم استونر
خب،با فوت همسرتون...
... شما صاحب ملک وسيعي شدين
منظورتون اينه که مرگ شوهرم من رو...
... به ثروتمندترين زن اين بخش تبديل کرده
No comments yet. Be the first to leave one.