Ferry

Ferry

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Ferry 2021 Webdl Farsisub
A Commentary by citygirl95
Hope you enjoy;)

Tags

webdl
web
WEBDL
Published on: 2023-01-21
Downloads: 58
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

فری

کجائی، موش کوچولو؟

فری

هی، اوسکول

بیا اینجا

فری؟

بیا پیش بابائی

حالا که اینقدر زبونت درازه، چرا خودت رو قایم کردی؟

جک

-لطفا برگرد داخل -خفه شو

-جک -فر

-الان همه رو بیدار می‌کنی -بیا

برگرد داخل. حق با توئه. تقصیر منه

دستت رو بکش

کلاودیا، ببین، این دستمه. نمی‌تونه بهش آسیبی بزنه

بذارش کنار، خطرناکه

هی! جک

تو اصلا حالت خوب نیست. تو یه حرومزاده الکلی خاک برسری

دلم نمی‌خواد کاری به کارت داشته‌باشم

هرزه نمک نشناس

بزنش

نه

صبر کن

-فری -بذار بره

فر..بندازش پسر

می‌خوای پدر خودت رو بزنی؟

-بذار بره -فر

فری، برگرد

می‌خوای چیکار کنی؟

فر، پسر

و حالا؟ الان چکار می‌کنی؟

جک بس کن

بزن.. پسر کله‌شق

-جک -بزن پس

-اگر تو نزنی، من می‌زنم -جک، بسه

جک، نکن

جک..منو ببین..بسه

هیچوقت کسی رو تهدید نکن اگر مرد عمل نیستی

بی عرضه

Rain Drops تقدیم می‌کند "فری"

به آمستردام خوش آمدید

یکی از بهترین شهرهای جهان و بهشت دوستداران فرهنگ

آمستردام هرگز نمی‌خوابد و برای ذائقه هرکس چیزی دارد

بار لختی‌ها، کافه، کافی شاپ

همه‌ش مال رئیسم برینکه. اون سلطان زندگی شبانه‌ست

برینک خیلی خرپوله، ولی خیلی خاکیه

یه مرد مهربون و معمولی که از کسانی که دوسشون داره حمایت می‌کنه

بعدازظهر بخیر

خب، خوشت میاد؟

من مستم و اونم شبیه برد پیته

ولی اگر بهش خیانت کنید، توی دردسر میفتین

و من اون کسی هستم که مشکلات رو رفع می‌کنه

فردا برمی‌گردم و پول رو میاری، اوکی؟

اوکی

نه

من هرکاری برای برینک می‌کنم

وقتی هیچی نبودم منو پذیرفت

اون مربی منه

مربی همه ماست. اولاف، روبرت، ریکو، پسر برینک، متیس

ما همه یه خونواده‌ایم، یه گروه مستحکم

خیلی کار می‌کنیم، خیلی حال می‌کنیم

برینک از ما حمایت می‌کنه و ما مراقب هم هستیم

هر کسی که بخوام، هر چیزی که بخوام، و هرقدر که بخوام رو بدست میارم

من خوشبخت‌ترین مرد در جهان هستم

هی

هی

-علی -بابا

برینک..فری

هی دست نزن

خوشمزه‌ست..می‌تونستی سلطان کباب‌پزی بشی

دلمون برای کومان تنگ شده

چی داری میگی؟ خیلی وقته بازی نکرده

خب، با کومان، قهرمان می‌شدیم

جدی میگی؟ باید مفسر ورزشی می‌شدی

-خب چه خبرا -به‌موقع اومدین بچه‌ها..بازی داره شروع میشه

اوضاع چطوره؟

-نمی‌دونستم شما هم میاین -فقط اومدم یه سری بزنم

-خب، اوضاع روبراهه -واقعا؟

شنیدم جنسها تموم شده

-آره، خوب فروش میرن آره

ازت نخواستم انبار رو پر کنی؟

کردم ولی بازم تموم شد

تو کار خودت رو بکن و بذار منم کار خودمو بکنم

همه چیز تحت کنترلمه

پس دخالت نکن

بابا، بی‌خیال

منظورت چیه که بی‌خیال بشم؟

می‌دونی الان کی رو دیدیم؟

اتین، رفیق شفیقت

هنوز پولش رو نداده، هاه؟

تو اجازه میدی تیغت بزنن. این بده

-برینک -برای همگی

من و فری به‌جای تو ترتیب کارو دادیم، تا برات درس عبرت بشه

وگرنه دوباره برای پول گریه می‌کنی

بابا

یه کم آبجو بیار. بازی داره شروع میشه

یالا

بازی داره شروع میشه. برای آژاکس مهمه

باز کن..در رو باز کن

-دستها روی سر -دستها بالا

بی‌حرکت. اگر تکون بخوری مردی

برو عقب

دستها روی سر

کیف رو پرکن. الان..یالا

یالا

هی

پر کن..ادامه بده

الان

یالا..بجنب مرد

ادامه بده

هی داری چیکار می‌کنی احمق؟

-می‌خوای بمیری؟ -چه خبر شده؟

-چی شد؟ -بابا

هی تکون بخور

پرش کن

-بابا، این کارو نکن -تمومه دیگه؟

هی، تمومه؟

تو کی هستی؟

لعنتی

لعنتی

فری؟

اوضاعش خوب نیست

فری، اوضاعش خرابه

برو ماشین رو بیار

-تقریبا رسیدیم -صاقت بیار پسر

طاقت بیار

اورژانس

تیر به قفسه سینه خورده

مستقیم ببریدش اتاق عمل

بچه ها

کلی خون از دست داده

اینجا اتاق عمله

-نمیشه بیاین داخل -چی؟

با شماره سه بلندش می‌کنیم

یک دو سه

اوکی

-مشکل چیه؟ -فشار خونش خیلی پائینه

وقتی بچه بود همیشه می‌خواستم سرسخت بار بیاد تا بتونه بهتر از خودش دفاع کنه

اگر تو مدرسه کتک می‌خورد

منم می‌زدمش تا قوی‌تر بار بیاد

همیشه متفاوت بود

و نتونستم ازش محافظت کنم

حواسم نبود

نباید راهشون میدادم. تقصیر منه

نه..تو مقصر نیستی

می‌دونستن کی وارد بشن. می‌دونستن

منتظر شروع بازی بودن

این تصادفی نیست، فر

جنوبیا..اهل جنوب بودن

آره..احتمالش خیلی زیاده

تو اون منطقه رو خوب بلدی

مردم اونجا رو می‌شناسی

خیلی وقته اون طرفا نرفتم.

ازت میخوام کسانی که این کارو کرده‌ن پیدا کنی

و بکشیشون

اگر تکون بخوری مردی

دستا بالا

تکون بخوری مردی

اون کیه؟

نمی‌دونم..برو ببین

کی هستی؟

اینجا چکار داری؟

-اومدم دیدن یه نفر -دیدن کی اومدی؟

جان و خواهرم

قبلا ندیدمت. زندان بودی؟

فقط احمقا میرن زندون

-اوه واقعا؟ -آره

-بابام زندونه -وسلی

-تایر ماشینت رو پنجر می‌کنم احمق - یالا برو

جان

خیلی وقته ندیدمت

موهات رو رنگ کردی؟

-کلاودیا داخله -اومدم خودت رو ببینم

به مکانمون دستبرد زدن

متیس تیر خورده. اوضاع خیطه- -لعنتی

-میشه حرف بزنیم؟ -چرا اومدی اینجا؟

خواهر

این حوالی بودم

برای کار

-گفتم بیام و یه قهوه‌ای بزنم -فقط یه فنجون

خب، بیا تو

با کفش نیا روی فرشم

چیزی عوض نشده

صبر کن عزیزم

بله

-عزیزم میشه یه کم قهوه درست کنی؟ -باشه

خوردی زمین؟

یه جورائی، آره

کمپ خوب شده

خب، چه خبرا؟

-چی؟ -همینجوری نیومدی اینجا

من و جان چند وقته عروسی کردیم؟ چهار یا پنج سال؟

-بالاخره اومدی عذرخواهی -میشه دعوا نکنیم؟

نه..اگر عذرخواهی نکنی نمی‌تونم تو صورتت نگاه کنم

-چرا من معذرت بخوام و تو نه؟ -برای این کارا وقت ندارم

-جان، کمکم کن -کلاودیا

-کمکم کن -فر تازه رسیده

بذار بره بعد با هم حرف می‌زنیم

نه، می‌دونی چیه؟

من همنیجا می‌مونم. تو بلند شو

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left