The first 200 lines.
چي شده، هوندو؟
شما هيچي عليهِ من ندارين
تو يه پليس رو کُشتي - هنوز که ثابت نشده -
و بعدش با افتخار داستانش رو تعريف ميکردي
پس دستگيرم کنين، عزيز دلم
هيچي پيدا نميکنين
که منو به اون رفيق کاکاسياهتون مرتبط کنه
چرا سعي نميکنيد اتهامم رو ثابت کنيد؟
نه، تو دوستمون رو کُشتي
ما نميخوايم دستگيرت کنيم
چي دارين ميگين؟
حق با توئه، نميتونيم ثابت کنيم
!شما پليسين مثلاً خب، دستگيرم کنين
نشان پليس باهامون ميبيني؟
!تو کلانتر لعنتي هستي
ظاهراً - اوه لعنتي -
کجا رفته بودي؟
منظورت چيه؟
...انگار
حتي نميتونستي بهم نگاه کني
اصلاً اينطوري نبود
ميدوني، شايد وقتشه به فکر خريدن يه خونه
جديد باشي
نه، همين کهنه بودنش جذابيتهاي خودشو داره، مگه نه؟
نه
خب، پول اجارهشو که نميتوني بدي
ببين، ميدونم که اين يه رابطه عاشقانه نيست و باهاش مشکلي هم ندارم
بايد برم سرِ کار
ميتوني حداقل يه مستخدمي چيزي بگيري
دوست ندارم کسي به وسايلم دست بزنه
وسايل تو؟ - آره -
اينا وسايل تو نيستن - خب ديگه، وقت رفتن ـه -
اينجا انباريِ خرتوپرتهاي شوگر ـه
آره، اين حرف رو دختري ميزنه که خودش توي کانتينر زندگي ميکنه
فقط دارم ميگم اينطور به نظر ميرسه که به يه دوست نياز داشته باشي
ما فقط دو تا آدم بالغيم که توي يه مسافرخونه سکس داشتيم
ميدوني چيه؟ به درک
بيا اينجا
يه سکس فوقالعاده
هميشه جا واسه پيشرفت هست
سلام کري، زود اومدي - خوابم نميبرد -
از پنج ميز آخر سفارش بگير، باشه؟ حتماً -
کي تخم مرغ ايتاليايي سفارش داده؟
تخم مرغ ميخواي؟ - نه، مرسي -
شنيدي؟ - چي رو؟ -
سکوت
دلت واسه جوب تنگ شده؟ - نه -
فقط دارم ميگم از ماه پيش که از سفرت ،توي نيويورک برگشتي
چقدر همه چي آروم شده
با آروم بودن مشکل داري؟
اتفاقاً هر موقع نيست دلم براش تنگ ميشه
بله؟
،در مورد موضوعي که با هم صحبت کرديم
بايد تشريف بياريد به زيرزمين
الان؟ - بله -
آمادهست حرف بزنه؟
به نظر ميرسه شما دو تا شب خوبي با هم داشتين
"ميدونم، ميدونم، بازجوييهاي "برتون
،بعضي موقعها ميتونه خيلي خشن باشه ولي خيلي تو کارش دقيقه
اين زخمها خوب ميشن
فقط دعا کن تا اون موقع خودت زنده بموني
متوجهي؟ خوبه
حالا، "جيم کيج" اين چند وقته ماليِ فيلادلفيا رو تامين ميکرده؟
آره
و منحصراً به "فريزر" ميفروخته؟
.اونا قيمتهاي شما رو پايين آوردن کل منطقه رو بستن
از همکاريت ممنونم
!صبر کن
خواهش ميکنم، خواهش ميکنم کمکم کن
...لطفاً
خيلي تو فازِ کمک کردن نيستم
!به من نزديک نشو
بشقاب ميوه و حليم با شير سويا
و يه املت تخم مرغ - سلام کري -
حالت چطوره؟ بچهها چطورن؟ -
همه خوبن، مرسي
ممنون
.براي اين کارش ارزش زيادي قائلم نميتونه براش راحت باشه، مگه نه؟
خوبي؟ - آره -
آقاي پراکتور - کلانتر، افسر -
متهم کردن من به داشتن اسلحههاي غيرقانوني؟ اين بيشترين کاريه که از دستت بر مياد؟
اين فعلاً سرتو گرم ميکنه تا
به قتل "لانگ شادو" متهمت کنم - صددرصد همينطوره -
ولي با تشکر از شما من موقع وقوع جرم اونجا نبودم، مگه نه؟
منو زنداني کرده بودين، يادتونه؟
طبق شناختي از تو دارم، يه شانس ديگه گيرم مياد
آره، ولي طبق تجارب قبلي نيازي نيست خيلي نگران باشم
بعداً ميبينمت، کاي
هنوز که ميام اينجا انتظار دارم "امت" رو ببينم
آره، منم همينطور
سلام، صبح بخير
سلام - ريون -
...آه
گوش کن، ميدونم که بايد جاي آدم بزرگي رو اينجا پُر کنم
خيلي بزرگ - آره، آره، ميدونم -
ولي فقط به تلفن جواب ميدادم
شرمنده، نميتونه برات راحت باشه
نيست، ولي حداقل ميتونم راحت با خونوادهم حرف بزنم
،"KPD" و بايد بگم که بعد از 6 سال کار کردن براي
خيلي خوبه که دارم توي يه ايستگاه پليسِ به درد بخور کار ميکنم
"به درد بخور" دقيقاً خودمونيم
سلام هوود، يه دقيقه وقت داري؟ - آره، چي شده؟ -
پرونده هوندو
پزشک قانوني گفت که پرونده رو
براي پرتابهشناسي گلولهها نميبرن
،فکر کنم دارن اولويتبندي ميکنن و منم منطقه رو بررسي کردم
به نظر نميرسه کسي چيزي ديده باشه
پس، اساساً نتيجه تحقيقات اين ميشه که
سه تيرانداز ناشناس در حق دنيا لطف کردن
و هيچکس براي مرگِ يه نئونازي
با چندين سوءسابقه دوباره پرونده رو باز نميکنه
...پس - به نظر من که مشکلي نداره -
باشه
چيز ديگهاي هست؟
اصلاً از اين قضيه ناراحت نيستي؟
ما يه انسان رو اعدام کرديم، هوود - اون يکي از ما رو کُشته بود -
ميدونم
درک ميکنم
قبلاً از اين کارها کردي؟
کدوم کارها؟ کشتنِ يه آدم؟ -
نه، اعدام کردنش به اون شکل - ...براک -
مشکلي برات پيش نمياد، حالا بيا بريم - فقط نبايد عادت هميشگيمون بشه، خب؟ -
پدر ميدونه که اينجوري همديگه رو ميبينيم؟
که چي بشه؟
فکر که نميکني بهمون ملحق بشه، نه؟
ولي بالاخره يه موقعي دلش ميخواد بدونه
که پسرش چطور آدمي شده
بذار روراست باشيم، کاي
آدمي که تو بهش تبديل شدي دقيقاً چيزيه که اون ازش وحشت داشت
نوهام چطوره؟
خوبه
!بزنش
آزمونهاي آتش از سنتهاي مقدس "ردبونز"هاست
.تا نشان دهيم يک رهبر باارزش هستيم ،زمانه عوض شده
و "ردبونز" بايد خودش رو باهاش تغيير بده
اشتباهه
ساختمان کلانتري - بيلي، بيلي -
بايد اول دکمه اتصال رو بزني تا بتوني
تماس رو از تلفن آلما بگيري
مرسي - فهميدي؟ -
آره - کم کم ياد ميگيري، پسر جان -
دکمه اتصال
آفرين - ساختمان کلانتري -
،افسر لوتوس همين الان رفتن من ميتونم کمکتون کنم؟
الان هم اونو ميبينيد؟ همه درها قفل هستن؟
ميشه دوباره چک کنيد لطفاً؟ و آدرستون رو بگيد
فهميدم، باشه، همين الان ميايم
يه تماس اضطراري گرفتيم
يه خانوم ميگفت يه نفر توي باغچه حياط خونهش
قايم شده
آدرسش "63 آوکوود لين" ـه؟ - آره، از کجا دونستي؟ -
تجربه زياد، پسر جان
خودم ميرم
...هر دوتامون بايد بريم - نه، نه، ازت ميخوام همينجا بموني -
و حواست به کلانتري باشه، خب؟
زمانه عوض نشده
هنوزم مثل 500 سال گذشته
توسط سفيدپوستها کشته و غارت ميشيم
فکر ميکني براي چه چيزي بايد جشن بگيريم؟
تو رفتي، چيدن الان من رئيسم
ميفهمم - واقعاً؟ -
نميخوام با تو بجنگم - منم نميخوام با تو بجنگم -
ولي روش ما همينطوريه مگه اينکه راه ديگهاي بلد باشي، چيتون
ميتوني خيلي راحت عقب بِکِشي - تو اين کارو ميکني؟ -
کافي نيست؟ - چرا، چرا -
تمومه؟ اره -
،ما اينجاييم، هممون
،توي نبردي هستيم که هيچوقت برنده نميشيم
چون مردم ما قرنها پيش در اون باختن
ديگه هيچوقت سرزمين ـمون رو پس نميگيريم
ولي من برگشتم چون ترجيح ميدم توي اين نبرد بميرم
تا اينکه مثل يه برده توي زمينهاي خودم زندگي کنم
وقتشه که يه چيزي رو ازشون پس بگيريم
آهاي؟
يه تماس اضطراري ديگه، ها؟
بايد اين تماسهاي اضطراري رو تمومش کني، اميلي
خب؟ اگه من بيرون بودم چي؟
الان ريون ميومد اينجا
ريون کدوم خريه؟
افسر جديده - اوه -
امت بيچاره - ديگه بايد برگردم -
فقط يه نوشيدني باهام بخور
اِم، من سرِ وظيفهام - هميشه سرِ وظيفهاي -
واسه همين طلاق گرفتيم - نه، طلاق گرفتيم -
چون تو با "اليوت گرنجر" خوابيدي
با اليوت گرنجر خوابيدم چون تو هيچوقت خونه نبودي
همون بهونههاي هميشگي
فقط کنارم بشين
خواهش ميکنم
بعضي موقعها خيلي تنها ميشم
شايد بهتر باشه شبها تنهايي مشروب نخوري
تموم
به سلامتي خودمون
آره
اوضاع چطوره؟ کار؟
نميخواد از اينجور حرفا با من بزني
بيخيال، بسه، تمومش کن
لعنت به تو اِم، فقط ميخواستم مطمئن بشم حالت خوبه
پس خوبم کن
لعنتي
No comments yet. Be the first to leave one.