The first 200 lines.
بهت که گفتم...
از تونل میایم، بعد میریم بالای پلهها... بعدشم خیلی راحت
این بیشتر از ده هزار پوند میرزه
- ما پول دار میشیم - الآن نه پسر
شرلوک هلمز؟
واتسون!
حق با شماست جناب هلمز.
فرار کن آرچی... وگرنه دارمون میزنن
نزار او دوتا گردن کلفت فرار کنن
من بازرس لسترید هستم شما تحت...
نمیتونی فرار کنی دوست من
باعث افتخاره
- باریکلا واتسون - تو حالت خوب هلمز؟
کاملن
بیشترین چیزی که به جان کلای میتونم بگم
اینه که یکی از آخرین دزدای معروف لندن هست
بازرس، کسی که میخوای اینجاست
تکون بخور
خوب، آقای هلمز
نمیدونم چطرری؟ اما باز هم کارتون رو انجام دادین
ممنونم بازرس این لطف شماست
اون هم از طرف یه کارآگاهی مثل شما
حالا اگه نکته ای نیست
باید بدینوسیله اعلام کنم ک پرونده ...
مختومه شد
خوب بریم واس صبحونه ماهی دودی بخوریم
یه لحظه صبر کن
احمق !
چیه؟
دییییوونم کردی !
چی ؟؟ مگه چی گفتم؟
چه چیز اشتباهی گفتم
هر چی تو گفتی انجام دادم دقیقا هر چی تو گفتی
"بدون هیچ سرنخی" با بازی "مایکل کین" و "بن کینگزلی
خوب چیکار کردم؟
نمیخوای به من بگی چیکار کردم؟
خوب می خوای بدونی اشتباهت چی بوده؟
- گفتم که میخوام ! - بهت میگم
تا وقتی که من نگفتم ...
یه لحظه صبر کن، مردم منتظر منن
پرونده مختومه نشده!
- صبح بخیر آقایان - صبح بخیر آقای هلمز
- میشه با شما صحبت کنیم؟ - حتمن
از کجا میدونستید بعضیا دارن توی رویال گالری تونل میکنند؟
خیلی جالب بود
پشت در گِل تازه ریخته شده بود.
گِل تازه ...
میشه بیشتر توضیح بدید؟
این یه نتیجه گیری ساده از سرنخ هایی بود که داشتیم
ولی اداره پلیس سر نخ های زیادی ندید
من دیدم و متوجه شدم
این مبالغه نیست؟
جلوی ساختمون رو توصیف کن
بدون این که نگاه کنی جلوی ساختمون رو توصیف کن
خوب، اون آجریه ...
و با سیمان مشکی بند کشی شده
و پنجرهها
- چندتا پنجره؟ - چندتا؟
نمیدونم
خوب... اون میبینه... ولی متوجه نمیشه
بنابراین من دیدم... و متوجه شدم !
و اینگونه شد که تعدادی خلافکار گردن کلفت را تحویل عدالت دادم ...
کیف کردی چطور مصاحبهگر رو سر جاش نشوندم؟
فقط جهت دونستن ...
این ساختمون چند تا پنچره داره؟
به صورت واضح نظری ندارم
پونزده تا پنجره داره احمق
پونزده تا
...فقط این نیست
فقط این نیست، اما گزارشگر شرمنده شد
اون میدونه چی بنویسه، اون یجورایی ظاهر بینه
و اخیرا از تعطیلات برگشته
"اون وقت تو از کجا می دونی واتسون؟"
ساده اس، از روی چین آستینش
اون قسمت از آستین که نویسنده روی میز میگذاره ...
فک می کنی این عکس شبیه منه؟
به هرحال داستانش عالیه
اما تو صفحهی دوم چاپ شده... تو منو مجبور کردی اشتباه کنم
نویسنده باید چیزی رو بنویسه که میدونه
فک می کنی این ضروری باشه؟
منظورم اینه که ذهنیت مردم عوض بشه ...
سلام؟
اینجا چی داریم؟
یه اتفاقی داره میافته
چند دفعه بهت گفتم که از آزمایشگاه من فاصله بگیر؟
اتفاقی افتاده؟
من حس میکنم که دارم وقت زیادی رو برای
درست کردن خرابکاریهات (سفالگریهات) صرف میکنم چه در خلوت، و چه در جمع
میفهمم، همون اون ماجرای گِل تازه...
تو هنوز بخاطر اون قضیه ناراحتی؟
خوب از نظر من ...
ببخشید؟ تو گفتی نظر؟
اوه خدای من، تو رو خدا دوباره سخنرانی نکن
امکانش هست یه نکته ای رو خاطر نشان کنم؟
نظرات تو نظرات منه
چرت و پرته !
من تو رو شرلوک هلمز کردم
من استخدامت کردم که فقط یه نقش بازی کنی
دیگه از این فلاکت بریدم
فلاکت سختیه پیرمرد
بعد از همه، من فقط یه بازیگرم؟
کی نصف ماجرا رو نقش بازی کرد؟
بازی مرگ یادت نیست؟
با رگینالد کینکید ...
اون تو زمان خودش یه کار خیلی سخت بود
درس شمارهی دو: ...
تنها تأسف من اینه که این پرونده قبل از دوئل سه نفره تموم شد
خیلی بد شد تو هیچ شانسی برای دیدنش نداشتی
من برای شمشیر بازی، از شمشیر نمایشی استفاده نمی کنم
تنها درخواست من اینه که به چند تا قانون ساده عمل کنی
هیچ کدوم از پرونده ها
مختومه نیست مگر اینکه من بگم
فک می کنم تو توانایی های مادرزادی منو دست کم گرفتی
صدای پا رو شنیدی؟
من میگم صدای پای زنه، با پنج و نیم فوت قد
وزنش حدود بیست و نیم سنگه
سن حدود پنجاه و چهار،بفرمایید
باز خودتو منفجر کردی؟
این واسه توه واتسون... برای تنور خیابونی غیر قانونیت
سلام بچه ها
ویگین، پسش بده
فقط دارم سعی می کنم زندگی کنم
شنیدیم دنبال ما می گردین آقای واتسون
آره بچه ها، ما به مشکل بر خوردیم
درباره نحوه ورود به رویال گالری.
چی؟
ما شنیدیم آقای هلمز پرونده رو مختومه اعلام کردن
بعد از یک نوشتهی خلاقانه این ثابت خواهد کرد
که آقای هلمز یک اشبتاه محض انجام دادند !
یه جای کار میلنگه جان کلای اصلن تو کار معاملهی هنری نیست
بچه ها من به شما نیاز دارم برید اطراف رو بگردین، با دقت و تیز
سکه مسی واس هر نفر و اگه چیزی بدست بیارین یه شیلینگ
سعی خودمونو می کنیم، مگه نه بچه ها؟
دیگه اینجا نمونین، یالا... بیرون ...
نگران نباشین
ما میدونیم که شما نیاز به یه دستیار واقعی دارین
داری منو مسخره می کنی؟ آخه چطور...
چطور میتونم انتظار داشته باشم که تو نقشم باقی بمونم
وقتی تو جلو این فسقلی ها منو تحقیر می کنی؟
عایا ما داریم در مورد مردی صحبت می کنیم که اعلام کرد
کلونی هاوارد
با ضربات "کود" فوت کرد؟
تقصیر منه که دست خط تو افتضاحه؟
به هر حال اون یه اشتباه لپی بود
این دوباره اونجا بود
- من هیچ وقت از این زن خوشم نمیاد - بیا تو خانم هادسون
من اینو جاسازی شده توی زیر شیروانی پیدا کردم
ممنون
مراسم نیایش به من اجازه می ده که تو تصمیم خودم استوار بمونم
تصمیمت رو باید ترشی بندازی همین الآن
باورم نمی شه حتی تو هم درک نمی کنی من زیر چه فشاری ام
چیزی که باید بدونی اینه که
یه لیست تمام نشدنی از سر نخ ها و قیاس ها
رو طوطی وار واسه لستراید و گزارش گر ها بخونی
خون روی خلال دندان؟ خاکستر سیگار؟
خون روی خلال دندان؟ خاکستر سیگار؟
و چرندیات تمومنشدنی
چرندیات !
آیا شما در مورد جمع آوری سیستماتیک سر نخ ها
و استدلالات منطقی که بر پایه اون ها میشه صحبت می کنین؟
من در مورد چرندیات صحبت می کنم
تو باید یه خدمت کار خوب باشی واتسون
تا جزییات ملال آور کمتری از تو در تاریخ باقی بمونه
و جای بهتری برای من
در ضمن، من کسی هستم که همه بهش احترام میزارن و بهش اهمیت می دن
امکان داره ی لحظه عذر ما را پذیرا باشین؟
مواظب باش واتسون تو الان عصبی هستی
باید بگم داری از دست این آشغال راحت میشی
داری به من نکته ای خاطر نشان می کنی؟
باید خاطر نشان کنم که پرده نمایش کماکان پایینه
واسه یک نمایش فلاکت بار دیگه
صحیح !
واتسون، من یکی از مهره های خیالی خیالات تو بودم
اما الآن شرلوک هلمز متعلق به همه جهانه
حد اقل از دست یه بچه پر رو نمک نشناس راحت شدیم
از الآن، همه چیز خوشایند خواهد بود
یه بازیگر؟
چیزی نیست، همه چیز رو به راهه
برگردین سر کارتون
تماس ها رو وصل نکن
خوب بزار از اول شروع کنیم
اجازه هست؟
این قضیه واسه تقریباً نه سال پیشه
یکی از دستیاران من در پزشکی قانونی که بازرس اداره پلیس بود
در حال بررسی پرونده قتل پاکستون بود
من اسم قاتل رو بهش گفتم
اما اون اعتباری کسب کرد که اصلا وجود نداشت
در اون زمان،انتظار داشتم که به عنوان یک کارمند
استخدام بشم، نه در پزشکی قانونی !
من می دونستم که اون ها یه ذره از من بدشون میاد
- هابی؟ - دقیقا
ولی من استخدام نشدم
در عوض از سوی افکار عمومی از من درخواست شد که
با شرلوک هلمز ملاقات کنم که بی جواب موند
پس تو رجنالد کینکید رو استخدام کردی
اون فقط یه بازیگر بود
و متأسفانه، قمار باز، زن باز
و الکلی
جان، تو میراث ادبیات انگلیسی رو با این کارت به خطر انداختی
البته من باید بدونم
No comments yet. Be the first to leave one.