The first 200 lines.
من خانم ترو هستم - از آشناییتون خوشوقتام -
پدربزرگت میخواد بدونه که قرصهاش دست توئه؟
چهقدر دیگه مونده؟ - سه روز -
...اونجایی
«نجاتم بدید»
!انجامش دادم
آیا در نامهام منظورم را واضح نرساندم؟
شما رقتانگیز هستید
!همهتون
شما رو بازداشت میکنم
پدربزرگم میگفت کراوفورد رو کشته بهخاطر همین ماستمالیش کردم
دستها! دستهات رو نشونم بده
تو نباید نوستالژی یکی دیگه رو استفاده کنی
این خیلی... خیلی بده
...تو نمیتونی با یه نشان، عدالت رو
به دست بیاری، ویل ریوز
با اون روپوش به دستش میاری
مینتمن بدون مردی که الهامبخش ...همهمون بوده
هیچی نخواهد بود... هودد جاستیس
من میبرمت خونه، عسلم
زیرنویس: سـیـچـان و نـاروتـو @HBOWatchmen :کانال تلگرام
...از آغاز محقرِ آزار و اذیت در آلمانِ نازی
...تا سواحل نیویورک
یک پسربچهی کوچک در میان تودههای درهم کز کرده
آرزوی تنفس در آزادی را داشت برگرفته از شعر «غول رودس» که) (بر پایهی مجسمهی آزادی حک شده
...جان آسترمن، از درد
رنج و حتی خود مرگ فراتر رفت ...تا زندگیای را خلق کند که
در تاریخ نمونهای نداشت
برای برخی، این پسر که فرزند یک ...مهاجر فقیر ساعتساز بود
نماد کامل رویای آمریکایی بود
...برای دیگران، اولین سوپرمن دنیا
یک کابوس کشنده بود
جان آسترمن وارد محفظهی ...مولد درون میدانی شد
تا ساعت دوستدخترش را بردارد
...اما آنچه بیرون آمد، یک خدای فناناپذیر بود
که گذر زمان روی او اثر نداشت
...این قربانیِ یک اشتباه اتمی
تاریخ بشریت را با انجام ...شگفتیهای معجرهآسا
برای همیشه دگرگون میکند
و بعد، ویتنام
...آیا او قهرمانی رهاییبخش است
...که به تنهایی جنگ را تمام کرد
و پنجاه و یکمین ایالت را تقدیم به کشورش کرد
...یا او یک فاتح آبی بیروح است
که یک سبک زندگی را برای همیشه نابود کرده
...و بعد، مانند ویتنام
او یک دهه پیش تسلیم شد و عقبنشینی کرد
...در ده ساعت آینده
میراث این مردِ به معنی واقعی کلمه ...خودساخته را بررسی میکنیم
...با امید به درک این که چرا او اینجا بود
و چرا رفت
...از آغاز محقرِ آزار و اذیت در آلمانِ نازی
...تا سواحل نیویورک
بهت اجازه نمیدن نگاهش کنی
میخوای پول رو بگیری یا نه؟
همینجا میمونه تا وقتی که نوار رو برمیگردونی
«یک وحشت تقریباً مذهبی»
نشونم بده
«سیستر نایت»
بهت که گفتم قراره سعیش رو بکنه
آره گفتی - لطفاً، بذارید نگاهش کنم -
هفتهی پیش چی بهت گفتیم؟ همینطور هفتهی قبل از اون؟
که تا وقتی بزرگ بشم باید صبر کنم
مردمی که ماسک میزنن خطرناکن، آنجلا
و تو باید ازشون بترسی - چرا؟ -
خب، اونها یه چیزی رو مخفی میکنن
این الکیه، بابا
خب، الکیه ولی رفته رفته واقعی میشه
و وقتی که بزرگ بشی، میتونی تفاوتشون رو متوجه بشی
تا اون موقع، این رو پس بده ...و من و مامانت
برای آتشبازی برات کیک میگیریم قبوله؟
قبوله - برو -
همهچیز درست میشه عزیزم، باشه؟
ما درست پشت سرت میایم
مرگ بر استعمارگران
آه، دوباره از تخت افتادی پایین؟
چه اتفاقی افتاده؟
...فکر کنم یادت نمیاد که این سوال رو
پنجبار تا الان پرسیدی؟
خوشحالم که دوباره انجامش میدم
...حافظهات یهخرده
آسیب دیده
تو یه قوطی کامل قرص نوستالژیای ...رو مصرف کردی که
برای خودت نبوده
و حالا رسیدیم به اون لحظهای که ...تو معمولاً ازم میپرسی
...که چطور از یه سلول بازداشتگاه
اومدی اینجا، پیش من
خب، از اونجایی که تو با ...قرص من اُوردوز کردی
مأمور بلیک باهام تماس گرفت و ازم پرسید که میتونم جونت رو نجات بدم یا نه
پس بهخاطر همین اینجایی و جون سالم به در بردی
دست نزن، برای معالجهته
...و الان اون لحظهایه که تو میپرسی
چه معالجهای؟
و بعد، من دستورالعمل رو با تزریق نشونت میدم
...صبر کن، چیکار داری میکنـ
خب، شما نوستالژی شخصی دیگر را مصرف کردهاید
نترسید، ما میتوانیم کمکتان کنیم
...معرفی میکنیم، «نیمودیالیز» معالجهای که
توسط شرکت دارویی ترو ارائه میشود
...(در حال حاضر، خاطراتِ خارجی (مربوط به فردی دیگر
به مغز شما حمله کردهاند
آن خاطرات با ادغام شدن، در شبکهی اعصاب شما
در ذهنتان جای گرفتهاند ...راههای موجود را مسدود میکنند
و عملکردهای شناختی مغز را مختل میکنند
ما به این عملیات «هجوم یادآوری» میگوییم
تنها راه چاره، خبر کردن یک منهدمکنندهی خوب است
پس بیآیید وارد شویم و سمپاشی کنیم
نیمودیالیز، مغز را توسط مایع نخاعیِ یک میزبان طبیعی اشباع میکند
و به معنای واقعی کلمه نوستالژی رو از پوسته میزداید
این عمل ظریف و تا حدی طاقتفرسا است
در این فکر باشید که خود را ...با مدیتیشن
یا خواندن یک کتاب خوب مشغول کنید
ممنون که با ارزشمندترین ...داراییتان به
شرکت دارویی ترو اعتماد کردهاید یعنی ذهن شما
خدانگهدار، و بازگشت دلپذیری به حالت هوشیاری داشته باشید
آموزنده بود؟
دیگه هیچوقت این کار رو با من نکن
دفعهی قبل هم همین رو گفتی
...این شلنگ
به یه میزبان طبیعی وصله؟
آره
پدربزرگم؟
چه اتفاقی داره میافته؟
این از عوارض جانبی معالجهس
پدربزرگت خاطرات خیلی دردناکی داشت
که الان دارن از ذهنت خارج میشن
من باید باهاش حرف بزنم
تو این چند روز اخیر خودِ پدربزرگت بودی
همصحبتی الان فکر خوبی نیست
شرمندهام، کارآگاه
اما تو نمیتونی مرز بین اون و خودت رو تشخیص بدی
وقتی در طول معالجه، خاطرات پدربزرگت پاک میشن
...ممکنه خاطرات خودت رو به وضوح
و بدون اخطار، دوباره تجربه کنی
ممکنه ازت بپرسم چی باعث شد از تخت بیافتی؟
...مربوط میشه به
دهمین سالگرد تولدم
پدر و مادرم بهم یه کره اسب دادن
...صبح بهخیر، اکنون دوازده ساعت تا
فعال شدن ساعت میلنیوم باقی مانده
تمام پرسنل لطفاً به ایستگاههای تعیینشده خود گزارش دهید
سلام، اون هنوز این توئه؟
اگه اینجا نبود که ما هم اینجا نبودیم
چرا نمیرید تو؟ - برو خونه کال، ها؟ -
ببخشید، سلام... اِ
من باید همسرم رو ببینم
من زنگ میزدم ولی هیچکس به تلفنها جواب نمیداد
بله... حتماً
لطفاً کنار وایسید جناب
صبح بهخیر، آقای اِیبار من بییان هستم
من رو به خوبی میبینید و میشنوید؟
آره - ...من متوجه هستم که -
شما میخواید همسرتون رو ببینید
متأسفانه الان اصلاً وقت مناسبی نیست
ما در حال آماده شدن برای فعال شدن ساعت میلنیوم هستیم
و برای حفظ امنیت خودتون، ما ...نمیتونیم به
پرسنل غیرمجاز دسترسی داشته باشیم
اون حالش خوبه؟
قطعاً
الان داره استراحت میکنه
و نسب به معالجهای که مادر من ...در حال انجامش هست
بسیار خوب واکنش نشون داده
میتونم باهاش حرف بزنم؟
متأسفانه نمیتونید
!هی
!مأمور بلیک کجاست؟
من به دشمن ملحق شدم
پلیسهای شهر با سیاهها بدرفتاری میکنن
مراقب «سایکلاپس» باش
سایکلاپسها دارن از پروژکتورها یهجور استفادهی هیپنوتیزمی میکنن
حالا میتونی خودت رو حلقآویز کنی
مأمور بلیک، هستید؟
مأمور بلیک، جواب بدید
چی شده، پیتی؟
...یادتون هست به من گفتید که برم به
...خونهی کارآگاه تیلمان، چون
یا، همون لوکینگ گلس... چون ...شما فکر میکردید
اینکه کارآگاه اِیبار رو لو داده ...خیلی عجیبه
و نگران این بودید که نکنه با سوارهنظام دستش تو یه کاسه باشه؟
آره پیتی، یادمه
همهی اینها رو کلمه کلمه بهت گفتم
...به هر حال
مطمئنم که با اونها در ارتباط نیست چون... اممم
پنجتا از اونها اینجا هستن و همهشون مُردهن
مطمئنی که از اعضای سوارهنظام هستن؟
آره، آره همهشون ماسک رورشاک پوشیدن
در واقع یکیشون نپوشیده
آقای آینهای... کجاست؟
اینجا نیست
یهخرده عجیبه که خودش پلیسه و برای این ماجرا کسی رو خبر نکرده، نه؟
من باید خبر کنم؟
اِ... نه تو نباید کسی رو خبر کنی
دقیقاً همونجایی که هستی بمون
هر وقت کارم اینجا تموم شد خودم رو سریع میرسونم
چه کاری؟
مأمور بلیک؟
الو...؟
مأمور بلیک
خانم کراوفورد
چطورید؟
No comments yet. Be the first to leave one.