The first 177 lines.
هي - سلام -
فيبز , چي شده ؟
خيلي خسته شدم از بس اين حلقه نامزدي رو با خودم اين ور اون ور بردم
اوه , خداي من - تبريک ميگيم -
پس اون رو يه زانو نشست ؟ اون يه متن آماده کرده بود ؟
اوه , گريه هم کرد ؟
اره , کف کنين , من پيشنهاد دادنو دوست دارم
خب , خيلي قشنگ بود و مثل عاشقونه ترين کارا بود
ابنم به خاطره فيبي کسي که بهتربن مرده دنيا رو پيدا کرده
... براي فيبي و
بايد بگم " مايک " ؟
براي فيبي و مايک - هي -
مرسي و منم واسه تو يه چيزي دارم
اين کتاب سياهه کوچيک منه شماره تمام مردهايي که باهاشون قرار گذاشتم توشه
اوه , فيبي , اين خيلي خوبه ولي ميدوني چيه ؟ من راحتم
بدش به يکي ديگه از دوست هاي دختره مجردت
ميخواستم بدم , ولي تو آخريشي
! بده به من
پابلو دياز
بردي اسميت
مرده تو ون ؟
اوه , اولين عشقم
علامت ضربدر قرمزه کنار اسم باب گريمور چيه ؟
يعني مرده
اوه , عيبي نداره . اون پير بود
و اون کامل زندگي کرد .اون جزو اولين نفرات عمليات ساحل اوماها بود ساحل اوماها اسم عمليات متفقين بر ضد آلمانها درسواحل) (نورماندي بود
من نبايد کتابمو يه شماها ميدادم وقتي ازدواج کردم
گرچه بيشتر شبيه دستمال سفره بود تا کتاب
با شماره تلفن جنيس روش
فيبي , جترو تال يه گروه موسيقي نيست ؟
اوه , چرا
ماجراي بورسيه راس
هي عسلم
سلام عزيزم
مونيکا نيست ؟- نه -
پس به تو ميگم . شرکت ما واسه يه مزايده بزرگ پيشنهاد داده و برنده شده
اين اولين تبليغ ملي منه - ايول -
و نميخوام خالي ببندم ولي خيلي از ايده ها ماله من بود
لعنت , تو نگرفتي چي شد تمام ايده هاش ماله من بود
خيلي عاليه هي , ميتوني منم بازي بدي ؟
جدا فکر نميکم واسه نقش مناسب باشي
منظوت چيه ؟ من همه کاري ميتونم انجام بدم . من مثل آچار فرانسه ام
من پيرم
خسته ام
اوه , گرممه . سردمه بيخيال , چيه که نميتونم ؟
اولا , دمت گرم
ولي من فکر نميکنم تو مناسبش باشي نقشش يه پروفسوره بد اخلاقه
ميتونم اجراش کنم سلام , من استاده شما هستم
... وقتي من وقته فکر کردن به چيزيا مهم يا تدريسو ندارم
... دوست دارم از محصول چيه ؟
نرم فزار تسهيل کننده راه حل هاي الکترونيکي شرکت هاي داخل اينترنت
سردمه
هي - هي -
حدس بزن کي فيناليسته بورسيه بزرگ تحقيقاتي شده ؟
يه راهنمايي ميکنم اون داره مستقيم بهت نيگاه ميکنه
.. اگه اون مرده غير عادي که دامنه چين دار پوشيده نباشه
" بايد بگم " تبريک ميگم
خيلي هيجان زده ام . ظاهرا من صد تا متقاضي ديگرو کنار زدم
از جمله پنج نفري که باهم دانشگاه ميرفتيم...
نميخوام خالي ببندم يا کلاس بزارم ولي پنج تا
واو , خيلي عاليه - اره -
خب در مورده بورس بگو - خب , باشه , حدوده 25000 هزار دلاره -
و اگه بگيرمش , ميتونم تحقيق رشتمو کامل کنم
و يه مقاله هم ازم تو نشريه فسيل شناسي چاپ ميشه
... اين اولين بار ميشه که اسمم ميره اونجا
بدون اينکه مردم ازم سوال هاي مهم در مورده کارم پرسيده باشن
تو داري درباره بورسه ديور حرف ميزني ؟ - اره , چطور ؟ -
بنيامين هوبارت مسئول اون بورسه
دوست پسره قبليت ؟- اره -
پس دوست پسره قبليت تصميم ميگيره که دوست پسره جديدت بورسو بگيره يا نه ؟
واو , دوست پسره جديدت چه حالي مي کنه
نه نه . ما تحت شرايط خوبي تموم کرديم
اگه کاري هست که ميتونم بکنم تا بهت کمک کنه بگو ميدوني چي ميگم ؟
چرا همه نريم بيرون شام و من تو رو بهش معرفي ميکنم
فکر ميکنم فکر خوبيه - اره , حتما . بهش زنگ ميزنم -
حالا , کاري هست تا انجام بدم که توجهشو جلب کنم ؟
هر چيزي که دوست داره ؟
اون يه يادگاري خوشگل طلسم شده خطرناک داره
خب همون شام بهتره
هي - هي , مياي بريم يه فيلمي ببينيم ؟-
بهت که گفتم , بايد تمامه روز رو صرف تميز کردن کنم تا مايک بتونه بياد اينجا
اوه , درسته اره
خب حالا که اينجام .ميتونم تو تميز کاري و مرتب کردن کمکت کنم
اتفاقي هم برچسب سازمو آوردم
اوه , خلاص شدن از دست اين خرت و پرت ها خيلي سخته
تو و چندلر هم با هم يه توافق هايي کردين وقتي خواستين با هم زندگي کنين ؟
چندلر کرد
او خواسته چيارو بندازي بيرون ؟ - يه سري آشغال -
و بدترينشم اينه که اون خواسته گلاديس رو بندازم دور
گلاديس کيه ؟
اوه , چه فقدان دردناکي
اره , من واقعا نمي خوام بندازمش دور اوه , فهميدم . تو ورش ميداري
اوه , نميدونم
چرا خوشت نمياد ازش ؟ - نه دوستش دارم .چرا خوشم نياد ؟ -
سره سه صوت برش ميدارم
ولي من فکر ميکنم تو خيلي راحت داري تسليم ميشي
فکر کنم بايد براش بجنگي
جدي ميگي ؟ - معلومه -
تو بهش ميگي " معذرت مايک .ولي من نميتونم بدونه اون زندگي کنم
" اون واسم خيلي مهمه
باشه , ميجنگم براش . باشه
اوه , صبر کن . تازه فهميدم که اگه من اون کارو کنم بعدش ديگه تو نميتوني برش داري
لعنتي , اينجوريشو ديگه فکر نکرده بودم
سلام بچه ها - سلام -
اوه , خبري از بازي کردن نشد ؟
گفتم که , تو مناسبه نقشش نيستي - منظورت چيه ؟ -
ريچ , به نظرت من شبيه پروفسوري نيستم که تو ازش ميخواي يه سري خرت و پرتاي الکترونيکي بخري؟
متاسفم , ولي اين از اون حرف هاييه که من هيچ وقت علاقه اي بهش نداشتم
ببين , بيخيال , خواهشا . اين مثل اين نيست که من ازت يه لطف احمقانه ميخوام
اين کاري که واسه زندگيم ميکنم من يه بازيگره حرفه اي ام
پسر , دو ساعته دير کردم واسه کار
بيا اينم نوارم . اين تمامه تبليغ هاييه که توش بودم
... جو - فقط نگاش کن -
اکه خوشت نيومد ندش دسته رئيساهات
باشه - مرسي -
کارت جويي - لعنتي -
حالا چيکار کنم ؟ - فقط نوارو رد کن بره -
اون واسه اين نقش خوب نيست
اگه من اونو پيشنهاد بدم رئيس هام فکر ميکنن من يه کودن ام
و اين چيزيه که خودشون بايد بفهمن
... فقط به جويي بگو نوارو نيگا کردي
... و تو خوشت اومد ولي رئيسات نه
اون وقت تو ميشي آدم خوبه و اونا ميشن آدم بدا
اين خوبه .من خوشم اومد , اونا نه
جويي , محض رضاي خدا برو سره کار
باورم نميشه من ميخوام بنيامين هوبارت رو ببينم
... من هميشه به اون به عنوانه کسي فکر ميکردم که
به مهموني شام فانتزيم دعوتش کردم...
C-3PO فکر ميکني ممکنه اون با خودش کريستي برينکلي يا رو بياره ؟
متاسفم ولي انگار فقط خودشه
چارلي
خداي من , تو واقعا ماه شدي
خب منم موهام با کلاس شده
خوشحالم که ميبينمت - اوه منم -
خوبم
ببخشيد . راس گلر بنيامين هوبارت
افتخاريه برام که با شما ملاقات ميکنم ... نميتون بگم که
چقدر من کار هاي شما رو تحسين ميکنم منظوروم جايزه نوبله
بايد بگم که شما يکي از دلايلي هستين که من تو اين رشته اومدم
خب , همچنين
نه همچنين. من اسم شما رو تا به امروز صبح نشنيده بودم
ولي خوبه که خوبين
ميشه ؟- اره , ممنون -
نميتونم باور کنم که اين رستوران رو انتخاب کردي
اون شبو يادته ؟ - اوه , خداي من . کاملا فراموش کرده بودم -
اوه , خداي من . باورم نميشه اونا گذاشتن دوباره برگرديم اينجا
تو که نبودي
نه ولي ميدوني تصورشم خنده داره
.... ميدوني , شما دوتا تو اين رستوران با
چرا تا موقعي که من ميرم دستشويي به بنيامين درباره پيشنهادت نميگي ؟
خب بگو بهم دربارش
باشه . من ميخوام تو صحراي سرخ حفاري کنم
هنوز يه چند تا منطقه هست که کاملا حفاري نشده
با چارلي بهم بزن - چي ؟ -
چي ؟
همين الان گفتي "با چارلي بهم بزنم ؟"
هم آره هم نه . آره گفتم و نه نگفتم
فکر نميکني يه جورايي ناجوره ؟ - گوش کن , معذرت ميخوام -
من خيلي وقت بود نديده بودمش و تمامه اون احساسات دوباره داره برميگرده
تازه دارم ميفهمم که چقدر دلم براش تنگ شده
و ميخوام ازت که باهاش بهم بزني
جدي ميگي ؟ - اگه بگي اره , پس جدي ميگم -
اگه بگي نه , پس شوخي کردم
نه - شوخي بود -
سلام , ببخشيد دير کردم - هي , اوضاع با مايک چطوره ؟ -
اون ميذاره نقاشي رو نگه داري ؟ - نه , اون واقعا ازش بدش مياد -
ولي بهم اجازه ميده جعبه موهاي انسانمو نگه دارم
پس تو حالشو ميبري خبر خوب اينه که گلاديس ماله توست
واو , خبر بد چيه پس ؟
گلاديس کيه ؟ - اون کاردستي هنري که من ساختم -
ميدوني که , همون زنه که از قاب بيرونه
و مونيکا گرفتش تا نگهش داره ؟
تو خونش ؟ من خيلي حسوديم شد
من نميدونستم که تو هم ميخوايش
خب , يعني ,حتما , چرا که نه
... ولي تو قبلا داديش به مونيکا , پس
ميدوني , من به خاطره تو ازش ميگذرم - نه , نميتونم بزارم همچين کاري کني -
No comments yet. Be the first to leave one.