Yuusha, Yamemasu (I'm Quitting Heroing)

Yuusha, Yamemasu (I'm Quitting Heroing)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

yuusha, yamemasu S1 E4 720p
A Commentary by otaku_cutee_javad_nz
t.me/otaku_cutee sub:javati_nz

Tags

720p
720
Published on: 2022-04-26
Downloads: 22
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 184 lines.

با دشمن درگیر بشید

راجر اولویت برای غیر نظامیاست

من مثلا ناجیه اونا بودم

ن تشویق بلکه با کلی غم روبرو شدم

ولی فاقد اهمیته

من از همه مواظبت میکنم

این چیزیه که من بخاطرش متولد شدم

من از جهان محافظت خواهم کرد.

یه کابوس...

ایکیتسوکوس

هیکاری یا میرای ای

اوراگیرارتا کودوکو نا سکای نی تورینوکوساره

میوشیناتا آشیتا یا اوسورته ایما مو

ایباشو یا ساگاسو

هیتسویو به سارتای کوکورو نو ساکبی

Karamiau IDENTITY tashikametainda shinjite iikana

Ikite ikite ikitsukuse

هیکاری یا میرای ای

Tatoe subete ushinattemo

کیبو و سوناید

بوکو گا کوکو نی ایرو ایمی

Ima wakaranakute mo ii

کیمی به ورایائرو تو نی

جیبون د تاچیکیته سوسوموداکه

راجب یه کابوس حرف بزنید

فقط میدونم که امروز از همه روزها بدتره...

مستقیماً از ملکه اکیدنا می آید: "شوالیه سیاه اونیکس باید فوراً به من گزارش دهد."

هن؟چرا به من گیر داد؟

چِّکار مّکنید؟

لیلی قبللا میخواست که هویت منو افشا کنه ولی موفق نشد

بهتره بری خودتو تسلیم کنی فک کنم بدجور عصبیه

اوه آره هنوز اینکارو نکردم...

اما خب...

من بهش گفتم که همه کارارو با کمک لرد اونیکس انجام دادیم

حتما واسه این میخواد منو ببینه!!

دیگه قرار بود گزارشه چیو بدم؟

و اکیدنا فقط به عنوان ملکه شیطان برخورد نکرد.

اون با تلوینگش مسلح میشه با اون میتونه تکی با ادوارد بجنگه!

و به خوبی یه طلسم کنندست لعنتی!مگه چقدر قدرت داره؟

مهم نی.با طرفندایی که من دارم اون شاید بتونه لباس مبدلمو ببینه

به هر حال باید بریم سمته اون!

و اگه فهمید کی هستید بهم زنگ بزنید

نیازی نیست من خودم کشفش میکنم

فقط وانمود کن نظری نداشتی

اوکب ولی من چه بهونه ای بیارم اکیدنا؟

تیس من، شوالیه سیاه اونیکس.

اومدم جواب احضارتون رو بدم

بیا داخل.

خوب، چی برای من داری، ملکه شیطان اکیدنا؟!

ممنونم.

پس تو اونیکس فوق العاده هستیی!

من همه چیز رو در مورد اعمال شگفت انگیز تو از شوتینا شنیده ام!

خیلی ببخشید تو اولین فرصت با تو تماس میگیرم.

خوب... به نظر نمی رسه که اون بفهمه من کی هستم.

لطفا بشینید.

صبر کن صبر کن نمیتونی جدی باشی لطفا.

تو این میز فقط دوتا صندلی وجود داره!

بیا، امروز نیازی به تشریفات نیست!

بیایید با هم از یه غذای خوب و یه مشروب خوب لذت ببریم!

هر وقت کابوس می بینم، میدونم که روز بعد جهنم میشه.

داری مشروب میخوری، لرد اونیکس؟

که من هستم.

باید بگم، این مشروب باورنکردنیه . نه به غذا.

عالی!

به نظر می‌رسه نوشیدنی معمولی تو بعد از ساعت کاری با یه کارگر تنگ‌بند و رئیسشه.

البته هر چیزی جز اینه.

من میخوام هرچه زودتر از اینجا برم بیرون،

و من میترسم اون بفهمه که من کی هستم.

بنابراین، اونیکس.

بله؟

یعنی قراره اون کلاه رو برای مدت طولانی تری سرت بزاری؟ لطفا اونو برداید؟

نه، باید اصرار کنم. بی ادبیه اگه چهره لختم رو به شما نشون بدم ، اعلیحضرت...

خواهش می کنم، گفتم تشریفات رو بزارید کنار.

من دوست دارم بتونیم با تو رودر رو صحبت کنم!

چیی؟!

اوه، اوه...

حالا، پس، بیایید اون چهره تورو ببینیم!

وای نه!

اونجا!

یه لحظه صبر کن...

وقت نکردم اونقدر چهرم رو عوض کنم!

چی-چیزی شده؟

من از اون حرف سخت خوشم میاد !

من قدرت زیادی رو پشت چهره تو حس میکنم!

شرم آوره که اونو پشت فرمون قایم کنی!

که نزدیک بود! خداروشکر که خیلی مسته...

حالا بیا عقب نمون

خودت رو پر کن تا بترکی، به هر حال!

من تنها با رئیسم مشروب میخورم و اگه اون بفهمخ من کیم ، مردم.

چطوری میتونم اینطوری از نوشیدنیم لذت ببرم؟!

غذا و مشروب خوشمزه! این لحظه بهشته ​روی زمینه !

من باید هر چه سریع تر از این "بهشت" برم بیرون.

اما من باید در این مورد باهوش و زیرک باشم!

اعلیاحضرت لیوان شما خالیه .

اجازه بده یه نوشیدنی جدید برات بریزم.

اوه، ممنونم چقدر با ملاحظه

اگه اجازه بدی...

اجازه بده چند نکته در مورد اینکه چطور میشه مهمونی های تجاری رو اسون تر کنسد بهتون یاد بدم.

نکته 1: لحظه ای که لیوان رئیستون خالیه ، اونو پر کنید.

لطفا، مقدار بیشتری داشته باشید.

من باید!

میتونید در حین پر کردن لیوان چند لحظه استراحت کنید،

و اونا فکر می کنن که تو فهیم و با ملاحظه هستی.

اینجا، یه چیز دیگه داشته باش!

من باید!

اما این تنها چیزی نیست که دنبالش هستم.

الان ، هدف من سادس :اونو مست کنم!

همه تمرکز من روی اینه!

من، تو تشنه ای! بیا، یه پیک دیگه بخور!

من باید!

بیا، بنوش! بنوش تا وقتی که لخت بشی!

بعدش میتونی این اتفاق وحشتناک رو تموم کنی!

تو خیلی خوب هستی اعلیاحضرت؟

شاید تو بیشتر از حدت نوشیدنی خوردی؟

شاید بهتر باشد اگه ما -

اره درسته...

حالا که گرم شدیم، مستقیم بریم سراغ بطری!

بیا، بنوش، اونیکس!

خجالت نکش! چوگ، چوگ، چوگ!

اگرچه این استراتژی در برابر وزنه های سنگین کار نمی کنه، بنابراین این رو در نظر داشته باش.

خیلی وقته که نتونستم از یه چای آرامش بخش لذت ببرم.

باید از لئو هم بخاطر این تشکر کنم...

تعجب می کنم که ملاقات اون چطور پیش میره ؟

امیدوارم همه چی خوب پیش بره

شاید باید برم بررسیشون کنم...

نه، اگه چیزی بگم و فقط اوضاع رو بدتر کنم چی؟

و اینکه چرا من دارم برایه اون قهرمان کار میکنم؟!

تو نگران لئو هستی؟

این گزارش منه !

لیلی؟چ-چیزی نشنیدی، باشه؟!

تو فقط بد شنیدی! درسته من اصلا همچین چیزی نگفتم!

هاا؟ بگو چی؟

من نمیتونستم اونو با الکل بکشم، اما من تسلیم نمیشم.

من یه ترفند دیگه تو آستین خودم دارم...

متأسفانه اجرای اون یکم زمان می بره.

فقط باید بهش سر بزنم...

باید بگم این غذا خوشمزه است.

مخصوصاً سوسیسى که الان مى خورید اعلیحضرت. این به راحتی برای مردنه.

پس تو به کیفیت توجه داری؟

یه چیز تویه این سوسیس وجود داره که اونو واقعا بینظیر میکنه.

نکته 2 برای اینکه مهمونی های نوشیدنی کمتر سردرد داشته باشن:

مردم علاقه مند به کسانی هستن که به اونا و سلیقه اونها علاقه نشون میدن.

و وقتی با هم می خورید و می نوشید، تمام علوفه مورد نیازتون رو دارید.

این سوسیس با ادویه های لارگو درست میشه .

فلفل چرخ شده داخل اون هم رنگ جذابی به اون میده.

لارگو میگی؟

ما تازگی برای منابع خیلی آسیب دیدیم،

من خیلی کم وقت میکردم همچین وعده هایه غذایی لذیذی بخورم.

اما به لطف تلاش های لیلی، اوضاع کم کم داره بهتر میشه.

من همیشه میدونستم که اون میتونه این کار رو انجام بده.

به اون لبخند معصوم نگاه کن

وقتی اینطور لبخند می زنه شبیه یه دختر معمولی به نظر می رسه.

البته باید به سرآشپزهایی که اینقدر ماهرانه غذا درست کردن هم، اعتبار داد.

باید بدونی که اون سوسیس ها واقعا به دست تو درست شدن.

آشپزها تویه سالن قلعه خیلی بی حوصله بودن،

بخاطر همین بعظی از دستور العمل های کلیدی رو به اشتراک گذاشتم و اونارو در مورد روش درست کردن اونا آموزش دادم.

که منجر به نکته شماره 3 میشه : اگر غذا وجود داره، از قبل تا اونجا که میتونید درباره اونها یاد بگیرید!

و موضوع غذا میتونه منجر به هر نوع حرفی بشه. این یه سریال عالیه .

بعد از چیزی که شوتینا به من گفت، کنجکاو شدم که تو چه نوع مردی هستی...

اما نه تنها تو کار خودت عالی هستی، بلکه یه متخصص اشپزی هم هستی!

تو یه مرد کاملی ، لرد اونیکس!

به سختی، اعلیحضرت. استعدادها و دانش من همشون خیلی کم هستند.

فقط یه چیز هست که باید بپرسم.

به نظر می رسه تو همیشه اون کلاه خودت رو رویه سرت داری.

من میدونم که ما قبلاً در این مورد صحبت کردیم، اما میتونید بگید که چرا؟

بله، میبینی...

من اونو میدونستم! زمان برای نکته شماره 4 است!

تنها وقتی که یه تازه کار ناتوان میتونه خودش رو به رئیسش بفروشه

وقتیه که رئیسش از اون سوال میپرسه !

جواب تو میتونه به شدت جریان گردش یا حجم کاری تورو تویه روز بعد افزایش بده!

می بینید، من توسط الهه تیانا نفرین شده ام.

وقتی که من اجازه دارم چهره خودمو به دیگران نشون بدم خیلی محدوده .

بخاطر همین، من باید بیشتر وقتم رو تویه زره بگذرونم .

خدایا... و تو تموم این مدت تویه زره بودی. خوب میشی؟

صادقانه بگم ، شاید اونو قطع کنم.

اما خوشحالم که اگه فرصتی برای گذروندن وقت با اعلیحضرت داشته باشم، این ریسک رو می پذیرم.

اوه، بس کن تو خیلی اهل صحبت هستیی، نه!

و اینطوریه که تو زودتر از یه سفر نوشیدنی خلاص میشی.

بگی که محدودیت زمانی مشخصی داری و میتونی از هر موقعیت وحشتناکی فرار کنی!

حالا اکیدنا میدونه که من با وقت محدودی تو اینجا کار می کنم...

چه روز خوبی بود امروز!

نون تست برای دوستی بین شوالیه سیاه اونیکس و ملکه شیطان اچیدنا!

بذار تا شب بنوشیم و صحبت کنیم! پایین اون بطری، الان!

کل شب رو بنوشید؟ خداروشکر خوشحال میشم...

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left