The first 170 lines.
دریای لارگو
انبوهی از جزایر تو سراسر آبهای زیباش پراکندش
که بیشتر اونها ناشناخته ان و دریا رو باعث میشه پر رمز و راز دیده بشه
اما اعتراف کن که این جزایر بهشت پر نعمته،
پر از گیاها، جونورا و ذخایر معدنی کشف نشده
اونجا، کشتی های غرق شده قدیمی به دست طبیعت بازیابی می شن.
من از تعطیلات اینجا خوشم میاد
اگه فقط این حقیقت داشت...
آماده شید، مسابقه دهندگان ارتش شیطان! وقتشه که بفهمیم چه کسی سریعترینه
آماده، برو!
وای، صبر کن
بس کن لیلی!
ای دلقک کوچولو!
با تمام وجود زندگی کن، زنده باش
نور رو به دنبالآینده دنبال کن
خیانت شده و تو این دنیای تنهایی جا مونده
از ترس فردایی که چشمامو از دست دادم
من به دنبال جایی هستم که بهش تعلق دارم
قلبم فریاد می زنه "می خوام مفید باشم"
من میخوام این هویتهای پیچیده رو از بین ببرم، اما میتونم به اونها اعتماد کنم؟
با تمام وجود زندگی کن، زنده باش
نور رو به سمت آینده دنبال کن
حتی اگه همه چیز رو از دست بدی
امید داشته باش
نمی دونم چرا اینجام
اما الان همه چی برای من درسته
من باید غلبه کنم و فشار بیارم
تا دوباره با تو لبخند بزنم
لیلی فردا برای یه ماموریت لجستیکی به لارگو می ره
لارگو؟ چرا اینقدر دور می شه؟
ارتش شیطان و مردم لارگو اتحادی استوار و شکست ناپذیر دارن
لارگو، ها... سرزمین اژدها، درسته؟
حدود 3000 سال پیش، پادشاه شیطان، بلیال، حمله به قلمرو انسان رو رهبری کرد.
بعد از شکستش خیلی از ساکنان دنیای شیطان با بشریت صلح کردن
و به بخشی از جامعه تبدیل شدن
دراگون فلوک سعی کرد همین کار رو انجام بده
اما وقتیکه انسان ها شروع به آزار و اذیت کردن
مشخص بود که همزیستی یه گزینه نیست.
پس اونها رفتن تا با آرامش تو جزایر لارگو زندگی کنن
این درسته، و مردم اژدها هنوز اون تاریخ دردناک و حتی الانشم فراموش نکردن
به همین دلیل بود که اونها با آغوش باز از حمله ملکه اکیدنا استقبال کردن
این به دلیل حمایت سرسختانه و کمک پرشور اونهاس
که ارتش شیاطین تونست برای مدت طولانی به مبارزه علیه بشریت ادامه بده
لارگو راه نجات ارتش ماس
وای من هیچ وقت نمیدونستم
مردم اژدها، لعنتی... تعجب نکردن که اونها هنوز اون کینه و تو دل دارن
درسته. پس میخوای به لارگو برم و تو مأموریت لجستیکی کمک کنم؟
آره.
فروشگاه های مواد غذایی و تجهیزات قلعه دارن تموم میشن
پس ما باید مطمئن بشیم که این محموله سالمه
بله، این می تونه یک مسئله جدی باشه
و این تنها مشکل نیست
اینم برنامه ماموریتی که لیلی به من داد...
همه اوقات خوشی بزرگی دارن
واقعا - جدا؟
باور کنی یا نه، همه گزارش های اون اینجوری به نظر می رسن
علیرغم اینکه به اون نیروی انسانی کافی برای انجام ماموریتش داده شده
بیش از حد معمول طول می کشه تا اونوکامل کنه
پس چرا منو میفرستی؟ چرا ادوارد و نمی فرستی؟
اون خودش از مردم اژدها و از لارگو ه اون باید چیزهایی بدونه که می تونه کمک کنه
ما نمی تونیم اون و بفرستیم.
ما به اون برای محافظت از کاخ نیاز داریم.
من اونو میگیرم اون یکی هم میگیرم بعدش..
به علاوه، اون نهایت همه کارها راو خودش انجام می ده.
آهان...
لیلی اگه همه کارها رو انجام بده چیزی یاد نمیگیره
پس می خوای من برم و اونو زیر نظر داشته باشم؟
درسته
اینجا من به ارتش شیطان ملحق شدم تا تو وظیفه نگه داری از یه بچه گیر کنم...
اگه کار من این باشه، انجامش میدم من می خوام دایمی استخدام بشم
ممنون، لئو
برای رفتن به لارگو می تونی از پورتال وارپ استفاده کنی...
حالا خیلی دلتنگ من نشو، مکی؟
لطفاً زودتر برای رفتن آماده شو!
مطمئنیم که اون یه سوکوبوسه؟
سمت راست و بعدش.
من بالاخره اینجا تو لارگو ام...
هی لیلی
بس کن!
برو برو!
وایسا
من برنده ام!
برای دوم شدنت تبریک میگم
نفر سوم و چهارم هم واقعاً خوب کار کردن
لیلی، حالا میتونیم از بازی کردن دست برداریم؟
من این اطراف بازی نمی کنم!
چی؟
ما داشتیم مسابقه میدادیم تا ببینیم کی می تونه وسایل رو سریعتر حمل کنه
ببخشید...
چه خبر؟
ما خیلی چیزهای بیشتری برای حمل و نقل داریم
این خوبه
ما فقط یک سفر انجام دادیم.
برای امروز کافیه بریم چیزی بخوریم!
هی، لئو!
اینجا، اینو بگیر، حالت بهتر میشه!
میریم پایین...
بگو "آه"!
مرسی
خواهش میکنم!
هیچ راهی نداریم که با این سرعت کار رو تموم کنیم.
لارگو دارای یه پورتال تار بین لارگو و کاخ ملکه شیطانه
و امکانات ذخیره سازی و لجستیکی جزیره مملو از منابع س
اگه از نقاط قوت فردی نژادهای بی شمار جزیره بخوبی استفاده بشه،
با فرد مناسبی که برای هر شغل تعیین شده
انجا این کار یک روز و حداکثر دو روز طول می کشه
اگه فرد مناسبی به شغل درستی منصوب شده باشه، یعنی
هی، لئو، یکی بگیر! خوشمزس
من-من خوبم
بعد من اونها رو به بقیه می دم!
هی!
بیا، کمی هویج بخور!
مرسی گلم
خب... اون کیه؟
ها؟ اوه، اجازه بده شما رو معرفی کنم!
او واقعا عالیه، این شوهر آینده منه
شوالیه سیاه اونیکس! و ما نامزد نیستیم!
همه به عروسی ما دعوت شدن
ما عروسی نداریم!
اوه، خوب! به زور دستم، چرا نمی کنی!
ببخشید باید روی این تعمیرات تمرکز کنی
ها؟ در موردش حرف میزنی؟
دیونه ای؟ هر تغییری باید به دستور رییس باشه
رئیس...
لعنتی. من فقط یه درجه حرارتمم! اینجا هیچ کاری نمیتونم بکنم...
وساکن های جزیره ده ها شکایت از ما کردن
متاسفم، خیلی متاسفم...
ما نمی تونیم بیشتر از این برای کاری که انجام دادیم عذرخواهی کنیم، اما امیدوارم این کمی کمک کنه
اگه این روند ادامه پیدا کنه، تامین مجدد کمترین نگرانی ما میشه
ما اخرش اژدها و مرکز تدارکات رو به طور کلی از دست میدیم
و اگه این اتفاق بیفته، بعدش مسئله زمانه که ارتش شیطان به فنا بره
من برگشتم!
چرا صورت این شکلیه، لئو؟
مریضی؟ می خوای اینو بخوری؟
می خوای دراز بکشی؟
سرم درد می کنه.
وای نه!
یعنی به صورت استعاری نه به معنای واقعی کلمه...
به دارو نیاز داری! کسی دارو داره؟!
من به دارو نیاز دارم!
من دارو میخوام!
اون خیلی بچه ی شیرینیه...
کسی اینجا دارو داره؟
اورژانسیه!
وسایل لارگو رسیده؟
هنوز نه خانم...
که اینطور
فکر می کنی اینکار واسه یه بچه خیلی نگینه نه؟
لیلی یکی از چهار ژنرال برتره مثله خودمون.
بعلاوه...
نیروهای ما، نابود شدن.
نصفه امکانات قلعه ما خرابه...
بله، اما خوشبختانه تو مبارزه با قهرمان لئو حتی یک نفر تلفات هم نداشتیم.
این یعنی اون بهراحتی مینونست باما مقابله بکنه .
ما از هروسیله ای که داشتیم جلوش استفاده کردیم،
اما اون عین خیالشم نبود .
ملکه شیطان تو باعث سرفکندگی همه ی ما شدی.
اعلیحضرت...
هی، اکیدنا!
من دیدم این کنار دروازه داره رشد می کند! این یک هدیه برای توعه!
اوه تو! بیایید یک تن گل در باغ بکاریم!
خیلی زیبا به نظر می رسه!
اره. ممنون لیلی
واقعا یعین لیلی میفهمه که باید چیکار منه.
من واقعا بش امیدوارم...
کسی دارو داره؟
من این هویج رو با یکم دارو برات عوض میکنم!
یکی لطفا کمک کنه...
برای کسی که سرش درد می کنه دارو میخوام!
متأسفانه، اون بچست.
No comments yet. Be the first to leave one.