The first 200 lines.
.::. ایـرانفـیـلـم تـقـدیـم مـیکـنـد .::.
.اوه، بالاخره برام قابل توجیه شدی
...آره، دهنت
.منظورم اینه که، واقعاً میگم، نگاش کن
.خیلی نازه
.میتونم تک تک چروکها رو حس کنم
.آره - .احتمالاً باید پوستم رو نرم کنم -
اوه، خدای من، مامان خبر داره؟
نمیدونم مامانت از چی خبر داره .و از چی خبر نداره
.کاملاً میبینمت
.انگار تاحالا ندیده بودمت
.دردم گرفت - .ببخشید -
..."الکساندرا" - .بله -
حالت خوبه؟
.خیلی خوبم
.تو عمرم بهتر از این نبودم
!بابا، اوه خدای من
الان باید چی صدات کنم؟
Transparent مـابـا
:ترجمه و زیرنویس رضــــا
.باید یکم ورزش کنی
.تعجبی نداره که همهاش با دخترای ریزهمیزه هستی
!خدایا
.حس میکنم میتونم کنترلت کنم
!هی، هی
.منو نگاه کن
.دارم بهت نگاه میکنم
به "الی" که چیزی نمیگی، نه؟
.نه - .چون عصبانی میشه -
.اوه، لعنتی
هی، میتونم اینو قرض بگیرم؟
.آره - .مرسی -
"ولی جداً میگم، نذار "الی از این قضیه بویی ببره، خب؟
.بکش بیرون دیگه داداش
.بهت گفتم نمیگم یعنی نمیگم
.چون خیلی عصبانی و متنفر میشه
...باید ذخیرهاش کنم توی قفسهی رازهایِ
."خونوادهی "پفرمَن...
رازهای خونوادهی "پفرمن"؟
.آره - .بذار بشنویم -
چی تو چنته داری؟
.آم، یه سوراخی توی حفاظ بودا
.جفتمون میدونیم کی اون کارو کرد
.آره، اونو میدونم
چیزی که خودم ندونم؟
...خیلیخب، آم
وقتی توی دبیرستان بودیم .الی" قرصهای دیازپام مامانت رو میفروخت"
واقعاً؟ - .آره -
پس فکر کردی چطوری همیشه پول داشتیم؟
.خیلی خفنه
...و اون زنی که پرستارت بود
همونی که رانندهات بود ...و از بدنِ
،کوچیک خوشگلت سوء استفاده کرده بود...
.واقعاً خیلی شهوتپرستانه بوده
منظورت از شهوتپرستانه، خیلی باحاله؟
.واقعاً حالبهمزنه
منظورت از حالبهمزن خوابهای شهوانی هر پسر 15 سالهایه؟
جانم "جاش"؟ خواب شهوانی کی؟ - .من -
...منظورم اینه که، اگه تو یه دختر 15 ساله بودی
و یه مرد 25 ساله رانندهات بود، چی؟...
کی تو رو میگایید؟
این به نظر عجیب نمیاد؟
.هی - .دارم میرم -
!وایسا. هی، هی، هی
.بیا آلبوم "انی رویایی" رو گوش کنیم
اوه، تو واقعاً از تنها بودن بدت میاد، مگه نه؟
.سعی کن زیاد تکون نخوری .سعی کن زیاد تکون نخوری
.این موهای مصنوعی خیلی به موهات میان
.وایسا، وایسا، صبر کن
نگاش کن. بهتر شد، نه؟
.موهات خیلی پُرتر شد
.آره. اوه، عالیه
خیلی خوشحالم که از شر اون .کلاهگیس خلاص شدم، میدونی
.الان پوست سرم میتونه نفس بکشه
.حس میکردم از این کلاهگیسهای یهودیا پوشیدم
،الان خیلی قویتر به نظر میای
.مثل یه مامان کالیفرنیایی محشر
اوه، مثل یه پیرزن مو سفید نیستم؟
.خب، بیشتر شبیه پیرمردهای دختربازی
گوش کن، میشه دم و دستگاهتو یکم ببندی؟
.زانوها رو میگم... معاملهات خیلی ضایعست
.و نباید ناصاف و شل و ول باشی
.صاف و محکم بشین
.بهش میگن زنونگی
.همینه
.برو کنار
.بذار راه رفتنت رو هم درست کنیم
.لطفاً، زانوهام مشکل دارن - .خودم میدونم -
بدون غرغر کردن راه برو. خوبه؟
.خیلیخب - .برو جلو -
.نفس بکش
.سعی نکن زیاد نفست رو توی سینه حبس کنی
.خیلیخب - .سعی کن نفس بکشی و حسش کنی -
خیلیخب، میخوای نفس بکشم و حسش کنم؟
لطفاً؟
مرکزت رو پیدا کن، خب؟ - .اوه، خیلی احمقانهست -
.سلام - سلام. کمکی از دستم برمیاد؟ -
.بله. سلام. "استیون بیکِر" هستم
.اتاق رزرو کردم
."خیلیخب. آه، آقای "بیکر
میشه یه کارت اعتباری بهم بدین، لطفاً؟
.اوه، نقدی پرداخت میکنم
...فقط محض اطمینان یه کارت اعتباری میگیریم
.برای مواقعی که مشکلی پیش بیاد...
.اوه، نه، پول اون رو هم نقدی میدم
،اگه مشروب و فیلمی سفارش ندین
.چیزی توی صورتحسابتون ثبت نمیشه
.اوه، خیلیخب - .خودم هواتون رو دارم، آقا -
.خب، پس بفرمایید
.عالیه. ممنون
.اینم کلیدتون... اتاق 813 - .صحیح -
اگه اشکالی نداره... اگه ...فرقی براتون نمیکنه، میشه
.یه اتاق دیگه رو بهم بدین
.البته - .مچکرم -
.تاحالا به جز خودم، هیچکس منو ندیده
.تاحالا به جز خودم، هیچکس منو ندیده
.اوه، خدای من، چقدر خوشگل شدی
.سلام - .اوه، سلام -
.من "مارسی"ـم
.سلام. "دافن اسپارکلز" هستم
.ازش بدت میاد
...نه، نه، نه - .اوه، ازش خوشت نمیاد -
.فقط... خیلی... هرزهگونهست
.متأسفم
.ولی این اسم بهت نمیاد
...تو یه چیز قشنگ
.لازم داری...
.تو "مورا" هستی
اسمت چیه؟
مارسی" هستم. اسم تو چیه؟"
.مورا" هستم"
!سلام
سلام عزیزم، چی شد؟ به "بارب" گفتی؟
هی، چی شد؟ چطور پیش رفت؟ چی شد؟
.آم، خوب بود. خوب بود. خوب
عالیه. پس اون مشکلی نداره؟ داغون نشد؟
.آره، آره، خوبه. آره
...منظورم اینه که، اصلاً .اصلاً نشد که بهش بگم
چی؟ - ...آره، میخوام تا جلسهی بعد -
،رواندرمانی صبر کنم...
،چون، آره، روانپزشکمون یکم دیر کرد
.بخاطر همین صحبتمون هم یکم عجیب شروع شد
،و قبل از اینکه من فرصت کنم چیزی بگم
بارب" شروع کرد حرف زدن دربارهی اینکه" .بیماری لوپوس خواهرش، چطور روش تأثیر میذاره
"بهت گفتم که خواهر "بارب یعنی "جونی" لوپوس داره؟
.نه
.خب، داره
...و، خب، "بارب" یه جوری
،اوه خدای من، توی وضعیت خیلی بدی بود
،و حس میکنم که، میدونی
،هرچی حال "بارب" بهتر باشه
...وقتی بهش بگم
.بیا اینجا
.بیا اینجا
.بیا اینجا، بیا اینجا، بیا، بیا
بهش میگم، خب؟
.میدونم
همهاش رو عملی میکنم، خب؟
.فقط تو خیلی عجولی
...مثل... تو مثلِ
.مرغمگسی
،میدونی، مثل یه مرغمگسِ کوچولموچول هستی
...با
.سینههای بزرگ
.نمیتونم سینههاتو ول کنم
خدایا، من چه مرگمه؟
.میبینی، این کاریه که با من میکنی
.صبر کن
.هَی وای - چیه؟ -
.بابام به "الی" گفته
.اوه، لعنتی
!اوه، خدای من. اوه خدای من
وقتی دیدیش نشئه بودی عوضی؟
.عملاً میخواستم ازش لب بگیرم دیگه
!اوه، خدایا
،اوه خدای من، ناخنهای پاش رو لاک زده بود
،ولی چون ناخنهای کوچولوی پاش خیلی کوچیکن
.رو پوست پاش هم لاک زده بود
.اوه، خدایا... پوست دور ناخنش
.خیلی عجیبه
.خیلی خیلی عجیبه - .نه، عالیه -
.خیلی عالیه
.اوه، خدای من، و بهش گفتم زن
مرد؟ زن؟ باید چی صداش کنم؟
.دیشب اسمشو هم عوض کردم - منظورت چیه؟ -
...بهش میگفتم
."مابا"...
مابا"؟" - .آره، یعنی مامان و بابا -
."مابا"
.خیلی باحاله که
!باحال نیس! دیوونگیه
.باید برم بشاشم - !"مابا" -
.کسخلیه اصلاً
."مابا" - .وایسا ببینم -
مامان خبر داره؟ - .نه، و بهشم نگو -
این قهوه رو میخوای؟ - !اوه، خدای من -
اوه خدای من! "جاش"... "جاش" خبر داره؟
.نه، و بهشم نگو
.باید بهش بگیم - .نه، نمیتونی بهشون بگی -
.فاش کردن اینکه یکی تراجنسیتیـه، جُرم محسوب میشه
No comments yet. Be the first to leave one.