The first 200 lines.
تقديم به پارسيزبانان جهان
INCEPTION تلقين
زيرنويس از ايمان و احسان زاهدي نسب
آهاي، بيا اينجا كنار ساحل يه نفري رو پيدا كردم
.اون هذيون داشت مي گفت ولي اسم شما رو آورد
.نشونش بده
...فقط اين رو همراهش داشت
.و اين رو
تو اومدي كه منو بكشي؟
.ميدونم اين چيه
.قبلا اينو ديدم .خيلي سال پيش
اين متعلق به مردي بود كه در خوابي نيمهفراموش شده، ديده بودم
مردي كه نظريهي خيلي افراطياي داشت
مهمترين انگل غيرقابل نابودي چيه؟
باكتري؟ ويروس؟
انگل رودهاي؟
... چيزي كه آقاي كاب ميخوان بگن اينه كه
.يه فكر
بهبودناپذير، به شدت مُسري
وقتي كه فكري وارد ذهن آدم شد .تقريبا غيرممكنه كه بتوني نابودش كني
فكري كه كاملا شكل گرفته .و قابل درك باشه، در ذهنتون ميمونه
.درست اين تو
و يكي مثل تو اونو بدزده؟
بله. در خواب عملكرد سيستم دفاعي ناخودآگاه كاهش پيدا ميكنه
و اين باعث ميشه كه افكار شما در مقابل دزدي آسيب پذير بشه
."كه بهش ميگن "استخراج
آقاي سايتو، ما ميتونيم ناخودآگاه شما رو تمرين بديم كه بتونه از خودش دفاع كنه
.حتي در برابر ماهرترين استخراجكنندههاي افكار
چطور ميتوني اين كار رو كني؟
.چون من ماهرترين استخراجكنندهي افكار هستم
من ميدونم در كجاي ذهنتون به دنبال .اسرارتون بگردم. من حقههايي بلدم
،و ميتونم يادتون بدم كه حتي وقتي خواب هستين
.سيستم دفاعي ذهنتون، همچنان فعال بمونه
ببينيد، اگه كمك من رو ميخواين .بايد كاملا به من آزادي عمل بدين
من راه رسيدن به افكارتون رو حتي ،از همسرتون بهتر ميدونم
،بهتر از دكترتون .بهتر از هر كس ديگه
اگه اين روياي شما باشه و شما يه گاوصندوق پر از اسرار درونش دارين
.بايد بدونم توي اون گاوصندوق چيه
براي اينكه اينكار درست انجام بشه .بايد كاملا بهم اجازهي ورود بدين
از بعدازظهرتون لذت ببريد، آقايون .به پيشنهاد شما فكر ميكنم
.اون ميدونه
اينجا چه خبره؟
.سايتو ميدونه .اون داره با ما بازي ميكنه
.مهم نيست .من ميتونم بهش برسم، بهم اعتماد كن
اون اطلاعات داخل گاوصندوقه
.وقتي گفتم اسرار، اون يه راست ميره سراغشون
اون اينجا چيكار ميكنه؟
.برگرد به اتاقت، من حواسم به اوضاع هست
.پس مطمئن باش كه چيكار داري ميكني .ما براي كار اينجا اومديم
اگه بپرم، نجات پيدا ميكنم؟
.اگه شيرجهي خوبي بزني، شايد
مال" اينجا چيكار ميكني؟"
.فكر كردم دلت برام تنگ شده
.البته كه دلم تنگ شده
.ولي ديگه نميتونم بهت اعتماد كنم
پس چي؟
شبيه سليقهي "آرتور"ه
.در واقع اثري ناتمام از يه نقاش انگليسيه
.لطفا بشين
...بهم بگو
بچهها هم دلشون برام تنگ شده؟
.نميتوني تصورش رو بكني
چيكار ميكني؟
.ميخوام كمي هواي تازه بخورم
.همونجايي كه هستي بمون، مال
!لعنتي
.برگرد
،تفنگت رو بنداز
.لطفا
"حالا پاكت آقاي "كاب
اون بهتون گفت؟ يا اينكه از اول ميدونستي؟
اينكه تو اومدي اينجا دزدي يا اينكه ما هنوز در خوابيم؟
.ميخوام اسم كارفرمايت رو بدونم
در خواب تهديد اثري نداره، مگه نه مال؟
بستگي داره كه چطوري تهديد كني؟
،كشتنش فقط باعث ميشه كه از خواب بيدار بشه
... اما درد
.درد درون ذهنه
و از روي دكوراسيون اينجا ميشه فهميد كه ما داخل ذهن تو هستيم، مگه نه آرتور؟
.چيكار ميكني، هنوز خيلي زوده - .ميدونم، ولي خواب داره فروميريزه -
.فقط سعي كن همينطور سايتو رو اون پايين نگه داري .ما تقريبا رسيديم
.اون نزديكه، خيلي نزديك
!بگيريدش
.فكر نكنم موفق بشه .بيدارش كن
!بيدار نميشه
!بهش يه "ضربه" بزن - چي؟ -
.بندازش توي آب
.اون اومد بيرون
پس براي اين آماده بودي؟
حتي رئيس هاي بخش امنيتي من هم در مورد اين چيزي نميدونستن، شما چطور فهميدين؟
خب براي مردي در موقعيت شما خيلي سخته ...كه چنين راز هايي رو مخفي نگه داره
به خصوص اگه يك زن متاهل .در داستان باشه
... اون هيچوقت - .چرا، الان ما اينجاييم -
.با يه معماي لاينحل - .اونها دارن نزديك ميشن -
.چيزي كه ميخواستي، به دست آوردي - .درست نيست -
.يه قسمت مهم اطلاعات هنوز مونده درست نميگم؟
،تو چيزي رو اونجا نگه داشتي .چون ميدونستي ميخوايم ازت بدزديمش
سوال اينجاست كه چرا به ما اجازهي ورود دادي؟ - .آزمايش -
چه آزمايشي؟ - .مهم نيست. چون شما شكست خوردين -
ما تك تك اطلاعاتي كه اونجا داشتي .رو استخراج كرديم
.اما روش خوابتون خيلي ضايع بود
.پس، منو تنها بذارين - "فكر كنم متوجه نشدين آقاي "سايتو -
جايي كه ما رو استخدام كرده .شكست خوردن رو قبول نميکنن
.ما دو روز هم دووم نمياريم
كاب؟
.فكر كنم بايد از راه سادهتر وارد عمل شد
!بگو چي ميدوني لعنتي!بگو چي ميدوني !همين حالا
.هميشه از اين فرش متنفر بودم
،رنگهاي تيره و روشن كاملا مشخص
.طوري كه مطمئن بودي كه جنسش از پشمه
... ولي اين
.از نخ پلياستره
كه معنياش اينه كه من روي فرش .داخل خونم نيفتادم
.تو فقط اسم در كردي، آقاي كاب
.من هنوز در خواب هستم
چطور بود؟ - .خوب نبود -
خوابي در خواب ديگه؟ .تحت تاثير قرار گرفتم
.اما در خواب من، تو با قوانين من بازي ميكني
بله، اما يه چيزي رو بايد بدونين آقاي سايتو
.ما در خواب شما نيستيم
.اين خواب منه
عوضي! چطور در مورد فرش اشتباه كردي؟
.تقصير من نبود - .تو مثلا مهندس معماري -
نميدونستم قراره اونطوري صورتش !رو به فرش بمالي
.بسه ديگه
تو. چه غلطي داشتي ميكردي؟
.همه چيز تحت كنترله - .دوست ندارم ببينم اوضاع از كنترل خارجه -
ديگه وقتي براي اين كار نداريم .من در "كيوتو" از قطار پياده ميشم
چرا؟ .اون كه همهي كوپههاي قطار رو نميگرده
.آره. ولي از قطار خوشم نمياد
.گوش كنين .از حالا هركي دنبال كار خودش
بله؟
.سلام بابا - .سلام بچهها -
سلام. حالتون چطوره؟ چيكار ميكنين؟
خوبم - فكر كنم خوبم -
خوبي؟ كي گفت خوبه، تويي "جيمز"؟
آره. بابا كي برميگردي خونه؟
.نميتونم بيام عزيزم، نميتونم براي يه مدتي، يادت مياد؟
چرا؟
بهتون كه گفتم، من رفتم چون دارم كار ميكنم. خب؟
مادربزرگ ميگه تو هيچوقت برنميگردي
فيليپا" تويي؟"
گوشي رو بده به مادربزرگ، ميشه؟
اون داره سرش رو تكون ميده
خب، اميدوار باشين اون داره اشتباه ميكنه
بابايي؟
بله جيمي؟
مامان پيش توئه؟
.جيمي قبلا در اين مورد صحبت كرديم
.مامان ديگه اينجا نيست
پس كجاست؟
بچهها، بسه ديگه خداحافظي كنين
گوش كنين، من چند تا هديه به پدربزرگ ميدم تا براتون بياره. خب؟
... خوش باشين، شماها
.هليكوپتر روي سقفه - .بسيار خب -
حالت خوبه؟
آره، خوبم. خوبم؟ چطور؟
.خب توي خواب... "مال" سروكلهاش پيدا شد
.ببين. بابت پايت متاسفم .ديگه تكرار نميشه
داره بدتر ميشه، مگه نه؟ - فقط ميتونم ازت معذرتخواهي كنم، خب؟ - -
نش" كجاست؟" - هنوز پيداش نشده، ميخواي صبر كني؟ -
...نه، ما قرار بود طرحهاي توسعهاي سايتو
.رو دو ساعت قبل به شركت "كوبول" منتقل كنيم
.حالا همشون ميدونن ما موفق نشديم .الان وقت ناپديد شدنه
كجا ميخواي بري؟ - .بوينس آيرس -
ميتونم يه مدت اونجا بمونم و دست از كار بكشم تا اوضاع آرومتر بشه. تو چي؟
.ميرم امريكا
.سلام منو به اونجا برسون
.اون شما رو به من فروخت .اومد به شركت من و براي زندگيش التماس ميكرد
.خب، من رضايت شما رو ميخوام
.ما اينطوري كارهامون رو انجام نميديم
ميخواي باهاش چيكار كني؟ - .هيچي -
اما نميتونم با شركت .مهندسي كوبول صحبت كنم
از ما چي ميخواي؟ - .(آغاز (الهام -
ممكنه؟ - .البته كه نه -
...اگه شما ميتونين يه فكر رو از ذهن آدمها بدزدين
.(چرا نميتونين يه فكر در ذهن اونها بذارين (تلقين كنين
.بذارين يه فكر توي ذهنتون بذارم
... من ميگم به فيلها فكر نكن. شما چه فكري ميكنين؟
فيل؟
،درسته، اما اين فكر شما نيست .چون ميدوني كه من اين فكر رو به شما دادم
.ذهن، رد پيدايش فكرهايي كه ميكنه رو ميگيره
.الهام حقيقي قابل جعل نيست - .اين درست نيست -
ميتوني اين كار رو كني؟ - داري به ما حق انتخاب ميدي؟ -
چون من ميتونم يه راهي براي كنار اومدن .با شركت كوبول پيدا كنم
.پس حق انتخاب دارين
.پس تصميم ما اينه كه بريم، آقا
.به خدمه بگين كه كجا ميخواين برين
.هي، آقاي كاب
نظرت در مورد برگشت به خونهات چيه؟
.به امريكا .پيش بچههات
.ممكن نيست .هيچكس نميتونه
.درست مثل الهام - !كاب، بجنب -
اين فكري كه ميگي چقدر پيچيدست؟ - .خيلي سادست -
وقتي بخواي فكري رو توي ذهن يه .آدم ديگه فرو كني، .هيچ فكري، ساده نيست
.رقيب اصلي من يه پيرمرد مريضه
.پسرش به زودي كنترل شركتش رو به ارث ميبره
من ميخوام اون تصميم بگيره كه امپراطوري .پدرش رو منحل كنه
.كاب، بايد بي خيال اين قضيه بشيم - .صبر كن -
...اگه بخوام اين كار رو كنم ... اگه بتونم اين كار رو كنم
No comments yet. Be the first to leave one.