The first 200 lines.
دوازده گلوله 3 حبس
جای خوبی پیدا کردی
بروک؟
آروم باش
می خوام باهات روراست باشم
روز خیلی بدی داشتم
کارای کثیف
آره، حتما، نوشیدنی؟
اوه نه، نه، فقط آب
توی ماموریتیم
به نظر میاد چیزایی اینجا داری که سعی می کنی ازم مخفی کنی
یکی طلبت
چرا ائمدی اینجا، بروک؟
می بینی؟
یک راست سر اصل مطلب
همه جزئیات رو می ندازی کنار
این آدم به اندازه کافی باهوش هست که بدونه نیومدیم اینجا
بهش سر بزنیم
قضیه
مربوط به کاره
هرچیزی مقدماتی داره بروک
قبلاً هم به اندازه کافی ثابت شده که بهمون کمک می کنه
بله درسته
مقدمات
می ترسم نتونی ازشون پیروی کنی
می دونی، به عنوان یه آذم باهوش خیلی احمقی
می دونی این یعنی چی؟
یعنی من قوانین خودم رو دارم
حالا میخوام وقتی سوال بعدی رو پرسیدم
راجع بهش فکر کنی
فایل ها کجاست؟
فایل ها؟
در مورد چی حرف می زنی؟
از خودت بپرس
اون فایل ها قرار بوده به چه دردیت بخورند؟
اگه مٌرده باشی
پس جوابمو بده
من هیچی درباره هیچ فایلی نمی دونم
آخ
هنوز بی خبری؟
اوه صبر کن، صبر کن، صبر کن
صبر کن
توی لپ تاپه
جاش امنه
کجا؟
گاو صندوق
6-21-44.
هیچ کاری نمی خواستم باهاشون بکنم
و فایل های زاپاس؟
ندارم
خونه را بگردید
اسلحت
کجاست؟
کشو بالایی
کنار اجاق
تو همین الان به یک مامور پلیس شلیک کردی
خیلی خب اینم قراره یه روز گرم دیگه باشه
عینک آفتابی بزنید
اخبار محلی دیشب یک تاجر مواد مخدر
توسط کارآگاه بروک کشته شد
مردی به نام جورج فریمونت
مردی با جرایمی که قبلا شناخته شده بود
و به اونها متهم بوده
طی تحقیقاتی که به وسیله کارآگاه بروک انجام شد
اتهام بزرگی به اون مرد زده شده بود
اتهام خرید و روش مواد مخدر در محل
در یک کنفرانس خبری رییس پلیس کپلر
از نیروهای او برای نبرد هوشمندانه تقدیر کرد
هی شاء صبر کن
اتفاقاً می خواستم ببینمت
چیزی رو از دست دادم؟
یک تپه کاغذبازی
اون همه بدون شک
حالا باید از دکتر گاردنر شاکی باشم
که خونه نشینم کرد
به هر حال خوبه که برگشتی
آره؟
پس کس دیگه ای همچین احساسی نداره
کسی تو رو به خاطر اتفاقی که افتاده سرزنش نمی کنه
نمی خوام فکر کنی اینجا جای کسی رو تنگ کردی
تو پلیس خوبی هستی ولی تیر خوردی
زمان می بره تا بپذیریش
به زور برگشتم
ولی هنوز سر جام هستم
خیلی وقته
اگه چیزی خواستی دفترم، طبقه سوم
البته عملاً این روزا محل زندگیم شده
بله
سلام
فکر می کنم این برای شماست
ممنون
افسر جنی تیلور هستم
تازه آکادمی رو تموم کردم
شاء هستم
شما قبلاً همکار بروک بودید. درسته؟
بله خیلی وقت پیش
اومدی یک پلیس دیگه بکشی درسته؟
به هر حال تعطیلات چطور بود؟
نیمکت روانپزشکی پچندان راحت نبود
آره مطمئنم
شاید بتونی این دفعه دیگه آدم نکشی
خیلی خب، خیلی خب، خیلی خب
آروم آروم
من فقط کاری رو کردم که هرکدوم دیگه از شما هم می کردید
تقریباً همه شما
من فقط از این خوشحالم
که جورج فریمونت دیگه تو خیابون نمی ره
و شهر برای همه ما امن تر باشه
طبق آمار
اکثر شلیک ها از فاصله دوازده پایی اتفاق می افته
مطمئنم داری سعی می کنی از همین فاصله شلیک کنی
یادم می مونه
اوه خدا جان
نگو که نمی تونی چیزی رو بزنی
مشکلت با این سیگ چیه؟ نام شرکت اسلحه سازی
کلیبر 40
دوازده تا گوله داره درسته؟ - درسته -
انتخاب اسلحه یک پلیس خیلی چیزها درباره اون پلیس رو می رسونه
امتحان کن
راحتم
خبر نداری چه کار می تونی بکنی
یک تفنگ کیمبر 45
برای تیراندازی که می خواد همه تیر ها رو بشمره
موضوع خیلی با چیزی که فکر می کنی فرق داره
شنیدم خیلی به مارت اومده
موقع شلیک به فریمونت دیشب
هیچ وقت راهی که من کارها رو انجام می دادم رو دوست نداشتی
یک راه درست هست و یک راه اشتباه
بهتره قبول کنی هیچ وقت
از این که قانون شکنی کنی ترسی نداشتی
به هر قیمتی
در مورد اون تازه کار هم متاسفم
پسر خوبی بوده شنیدم
ری؟
آره، بود
حداقل سریع بوده
سرش رو زدند درسته؟
خوبه که با تو کاری نداشتند
آره
روز اول برگشتنت خوب آماده ای
اون چیه؟
بیست تا کوپن فروشگاه بست بای
ولی در اصل داخلش یه فلش قایم کرده
بسته بندیش کن و ببندش شاید چیزی توش باشه
شاید توی بخش لازم بشه
و به مدارک اضافه بشه
کسی قهوه نمی خواد؟
باشه
سلام - سلام -
چی پیدا کردی؟
الان از کالبدشکافی مورد بروک برگشتم
خبر خاصی نبود
به نظر میاد واقعا کارت اعتباریه درسته؟
فلشه
بله
به هر حال باید بسپرمش به بخش مدارک
می بینمت
می خوام این رو تحویل بدم
بفرماید
کارآگاه بروک رو هم در جریان قرار دادی؟
نه رفته
خب پس بهتره خبرش کنی
باشه - خوبه -
درسته
هیچ وقت لزوماً از شکستن قانون نمی ترسی
به هر قیمتی
چیه؟
کارآگاه بروک فکر کردم بهتره درباره یه مدرک خبرتون کنم
مربوط به پرونده جورج فریمونته
به بخش سپردمش
چه مدرکی؟
اومدم یه سری مدارک که الان تحویل داده شد رو تحویل بگیرم
روند رو که می دونی؟
می دونم
هریس، بچه ها رو جمع کن بیا تو بخش
بفرما
ممنون
چی شده؟
مدارک جورج فریمونت
من فکر کردم پاکشون کردیم؟
نه به حد کافی
چی شده؟
برو بخش مدارک
هرچی تحویل دادند رو بگیر
خیلی خب
جورج
کار، کار منه
کار تو؟
دقیقاً
کار من مبارزه با مواده
و کار تو جابحاییشون
من حق سکوتمو میگیرم
و تو هر کار کثیفی که میخوای می کنی
تیلور، خبر داری کاپیتان ماتیو کجاست؟
بیست دقیقه پیش داخل دفترش بود
هم مسیریم؟
می رم سراغ قهوه
دستگاه بالا خراب شده
چون تنها کاری که این بیکارا می کنن نوشیدنی خوردن تو کل روزه
فکر کردم شماها دیگه رفته باشید خونه
No comments yet. Be the first to leave one.