The first 200 lines.
هنوز قایم شدی، چاقالو؟
هرطور شده میگیرمت.
تاحالا آدم اشتباهی رو گرفتم؟
جوابش رو میذارم به عهده قاضی.
وظیفه من به عنوان یه پلیس اینه که...
...دزدا رو بگیرم.
پیش از واگذاری هنگ کنگ به چین در سال ۱۹۹۷
چهار پنج.
آره! بخور!
دوباره حدس بزنیم. یه بطری.
هفت شیش؟ بلد نیستی بازی کنی؟ - گارسون، کتابچه راهنما رو بهش نشون بده.
برادرم رو معرفی کنم. تایگر. سَم.
خوشبختم، سَم!
خیلی عرق میکنی.
اون برادر تنی منه.
آرچر.
بار زیاد دارم. همه جا آدم دارم، ولی تو همهشو میخوای.
داری میری ویتنام. سه نفری میتونیم از پس این کار بربیایم.
کی بهتر از ما میدونه؟ ما اهل ویتنامیم.
نسبت تقسیمت برای من خوبه.
بازم باختم!
نه، نه. یه بار دیگه!
چهار آس. یه بطری.
مطمئنی که داریشون؟
بازرسی پلیس! چراغا رو روشن کنید!
برید اونجا وایسید.
تو! بیا جلو!
من بطری رو کشیدم.
خب که چی؟
ببخشید... معذرت میخوام.
در تاریخ ۲ ژانویه ۱۹۹۶، شما عمداً یک مظنون را در مونگکوک زخمی کردید...
...و باعث شکستگی استخوان لگن و سه دنده او شدید.
قبول داری؟
در ۱۷ فوریه ۱۹۹۶، طی یک عملیات ضد تبهکاری در خیابان تمپل...
...شما عمداً مظنون دیگری را مجروح کرده و باعث ضربه مغزی شدید او شدید...
...و فقدان بویایی دائم شدید. قبول داری؟
در سال ۱۹۹۶...
فقط در نیمه اول امسال شما ماهانه ۱۴ عملیات داشتید...
...و هر بار به طور متوسط ۲.۸ نفر رو زخمی کردید.
امسال در کمتر از ۶ ماه رکورد سال گذشته رو شکستی.
پلیس دزد بگیره چشه؟ حالا نوبت منه شکایت کنم.
شماها دارید دزدا رو میگیرید یا پلیسا رو؟
میدونم افسر فوقالعادهای هستی، بازرس ما.
بالاترین نرخ حل پروندههای جنایی رو هم داری.
ولی مشکل، نگرشت هست. اون باید تغییر کنه.
من که مشکلی باهاش نمیبینم.
باشه، میتونی بری.
بیشتر از یه ساعته اینجام.
بیرون میتونستم یه پرونده رو حل کنم.
بهتره استانداردهای اجرای قانونتون رو ارزیابی کنید.
وقت همه رو هدر ندید.
خوبه! ۵۰ هزار تا بهم بده.
چه شرط سنگینی! میبازی.
هی، تایگر.
اینجوری گلف بازی نمیکنن! این کونگ فو نیست.
محکم بایست. بهت یاد میدم، باشه؟ خیلی سادهست.
چوب رو بگیر، پاها و شونههات رو تو یه خط نگه دار.
چشمت به توپ باشه.
تابتو کامل کن، و...
این فقط برای مثال بود.
دفعه بعد! دفعه بعد! باشه؟
یه چیزی درست نیست، آرچر.
هیچی نگو.
دوستام اینجا پاکن. حالا برو!
ازت خواستم یه سری جنس رو به ویتنام منتقل کنی. ولی همیشه یا خیلی باد میاد یا خیلی بارون میاد.
دو ماه گذشته. داری میری ماه؟
داری منو دست میندازی؟
حتی سر بدشانسی هم سرزنشت نکردم.
۸۰ میلیون اونجاست! برگردونش و تسویه حساب میکنیم!
باید زودتر بهم میگفتی. برات با پست سریع میفرستمش.
با هواپیما فقط چند روز طول میکشه. با قایق هفتهها.
بهتره تو خونه آروم بشینی و منتظر بمونی!
چی گفتی؟
آروم باش وگرنه حسابت رو میرسم.
داری منو تهدید میکنی؟ مگه تو کی هستی؟
رئیس خودش نمیتونه حرف بزنه؟ نوچهات رو میفرستی؟
به تونی بگو بیاد بیرون!
اینجوریه که ما اینجا کارا رو اداره میکنیم.
ساحل آلوده است. نزدیک نشوید.
واقعاً لازمه جلوی همه این کارو بکنی؟
فقط دارم ضد آفتاب میزنم!
داری تلافی میکنی یا چی؟
اول وایسا تا منم بیام!
شما همیشه آخرش دعواتون میشه.
بعداً! بهش بگو مزخرفات رو تموم کنه!
میتونست منو لو بده! چرا همیشه باید دعوا کنه؟
تو از من کمک خواستی و من بهت کمک کردم.
حالا کار از دست در رفته و داری منو سرزنش میکنی.
داد نزن! ای عوضی بی مصرف!
و مچ دستم رو بدجوری زخمی کردی! دکتر گفت ممکنه عوارض داشته باشه.
دفعه پیش یه بطری شراب طرفم پرت کردی! اگه واکنش نشون نمیدادم کارت رو خراب میکردم!
و تو هم جواب دادی. یادت نیست؟
آبروت میرفت؟ تو یه پلیس لعنتی هستی! آبروت میرفت؟
شما با هم همکارید. نباید اینقدر محکم میزدیش.
تو هم نباید تحریکش میکردی! چرا اینقدر شلوغش میکنید؟
وقتی سرم کلاه میذارن، تو گفتی ما همکاریم.
ولی اون میتونه هر روز نقش آدم خوبه رو بازی کنه!
شما دو تا میخواید من تا کی خبرچین باشم؟
گذشتهها گذشته. اصلاً کی داره کی رو هدایت میکنه؟
دوباره نه!
چی نه؟ پلیس مقررات داره.
شاید دیگه با هم همکار نباشید.
واقعاً؟
حکم صادر شده. تو هنوز مسئول هستی. هفته آینده به گروه موزیک پلیس گزارش بده.
محاله. دیگه شورش رو درآوردن.
همونطور که خودت گفتی، پلیس مقررات داره.
اعتراض میکنم.
ادامه بده.
منم همینطور.
زیاد نباید فکر کنیم. فقط باید جلو بریم!
اگه قراره بمیریم، خب بذار بمیریم!
تو چته؟ چهار بار اشتباه کردی!
چه جوری؟
می بمل بعد از اون ششتایی توی میزان دوازدهم.
ما هیچی نشنیدیم! فقط صدای داد و فریاد تو بود!
جدی باش! ما پلیسیم.
اگه میخوای بازی کنی، برو واسه خودت گروه تشکیل بده!
نمیتونی انتظار داشته باشی همه مثل تو باشن.
وقتی یه پلیس اشتباه میکنه، یا به بقیه آسیب میزنه...
... یا به خودش آسیب میزنه. کارت رو خوب انجام بده.
مامان، من سرم شلوغه.
مزاحمت نمیشم. دارم برمیگردم زادگاهم.
وقتی وقت داشتم باهات میام.
صبر کردم تا دوستم اونجا مُرد.
اگه اونجا خوشحال باشم، احتمالاً دیگه برنمیگردم.
مامان، نکن.
تو نگران منی، ولی برام وقت نداری.
مواظب باش.
جونت رو واسه گرفتن دزدها به خطر ننداز. چی واسه یه مرد از همه مهمتره؟
حفظ جون.
بدون جون، چطور میتونی یه مرد باشی؟
مواظب باش. من باید برم.
همهمون اینجا داریم تلاش میکنیم یه لقمه نون دربیاریم.
جنسهای سَم رو کش رفتی.
اومد اینجا حرف بزنه ولی تو میخواستی بکشیش.
حالا از ما میخوای کنار بکشیم؟
سَم باید بره.
نمیخوای که اتفاقی صدمه ببینی، نه؟
اگه کنار بکشی، هیچ اتفاقی نمیافته.
بدون شما سه تا، هیچ اتفاقی نمیافته!
بهتره اینجا رو بهم نریزید.
ما بهتون پناه دادیم وقتی پناهنده بودید.
ما مثل زندانیها توی اردوگاه پناهندهها گیر افتاده بودیم.
چرا شورش کردیم؟ چون میخواستیم خونه خودمون رو داشته باشیم.
اگه کسی امروز بخواد ما بریم...
... باید با ما بجنگن.
داداش.
نه، هنوز داریم حرف میزنیم. هنوز حرکت نکن...
... وگرنه دیگه حرف زدن فایدهای نداره.
بازی درنیارید، شما سه تا.
ولش کن. بریم.
میذارم باهاش حرف بزنی.
همسرتون پسرتون رو اینقدر زود برد مدرسه.
حیف میشه اگه بمیره.
معلومه! فکر کردی میخوام برات صبحونه بخرم؟
منم نمیخوام دل همدیگه رو بشکنیم.
اگه بتونیم حرف بزنیم، میتونیم در آینده با هم همکاری کنیم.
اون زنه که لباس قرمز پوشیده و بچه باهاشه...
... هردوشون عینک زدن. پسره یه جورایی خنگ به نظر میاد.
وقتی ازت خواستم به سمتشون بدوی، همین کار رو کن.
باشه.
عجله کن. هنوز تصمیم نگرفتی؟
پسرتون تقریباً نزدیک دره.
من جوابی نشنیدم!
من از کارای سَم کنار میکشم.
من از کارای سَم کنار میکشم!
تو کنار بکشی، منم کنار میکشم!
آرچر؟ قهرمان.
یه وقتی دور هم جمع بشیم.
ما رفیقیم.
بیا صبحونه بخوریم.
من پولش رو دادم. هدرش نده.
به جلو بدو.
باشه.
بپیچ!
سگی تو؟ اینقدر مطیع.
ازت خواست بدوی و تو این کارو کردی. خطرناکه. خیلی بیرحمانهست.
امشب یه جا اجاره کردم تا تولدت رو جشن بگیریم.
دارم یه دوستی رو میبینم.
آره.
خوش بگذره.
هی، لین.
معلومه که منم. آزادی؟ بیا اینجا.
این چیه؟ چرا داری به من فحش میدی؟
خاله مِی، میتونم با دخترتون صحبت کنم؟
چی؟ اون مُرده؟
خیلی متاسفم...
ویوین، ویلسون هستم.
چی؟ هیچی، امروز تولد منه.
نگو به تو ربطی نداره.
راستش، امروز تو بختآزمایی برنده شدم.
الو؟ الو؟
الو. جودی، لطفاً.
تولدت مبارک.
ممنون.
از سر کار تعطیل شدی؟
باشه، خداحافظ!
خداحافظ.
مدت زیادی ندیدمت.
نه اونقدر زیاد. فقط شش ماه.
No comments yet. Be the first to leave one.