The first 200 lines.
ارائهای دیگر از تیم ترجمه Opus - SuB
«قسمت یازدهم»
ترجمهی زیرنویس از ..::..Opus Sub TeaM..::..
....یعنی
...کو چانگمیونگ
واسه دیدنش به اونجا رفته بود؟
چانسونگ، بیا اینجا
این بسته برای تو اومده
از طرف مانوول ـه
جانگ مانوول؟ - اره -
ممنونم؟
فرار نکن
حتی اگه من به سرم زد و دیوونه بازی درآوردم
...حتی اگه یه روزی ناپدید بشم
لطفا کنارم بمون
من نمیذارم ناپدید بشین
بهم اعتماد کن
...آدم لایقی مثل تو رو اخراج کرد
حالا که دوباره سر کارت برگشتی
حتما میخواد دلتو به دست بیاره
صداقتم تحت تاثیرش قرار داده
خدایا، این دیگه چیه؟ یه کت و شلوار طرح پلنگی؟
اون نقاشی رو به قیمت خوبی بفروش
بعدش به عنوان پاداش بهت یه لباس طرح پلنگی میدم
خدایا، از دست این دختر
این از یه برند خیلی گرونه خیلی هم سکسیه
برو بپوشش ببینم خیلی بامزهست
لازم نکرده آخه کی کت و شلوار طرح پلنگی میپوشه؟
اما اگه نپوشیش مانوول ناراحت میشه
خیلی گرون بنظر میاد
منم ناراحت میشم
میخوام ببینم چی ریختی میشی
پول فروش نقاشی رو که بهش ندادم
پس اینو با چه پولی خریده؟
....فقط واسه خرید این برای من
به یه فروشگاه لوکس نمیره
هی، این واقعا خوبه
ورونیکا هفته ی دیگه میاد کره
واسه خودم یه دست بخرم و روزی که میاد بپوشم؟
ممکنه باعث بشه وحشی و متفاوت به نظر بیام
نه، لازم نکرده سکتهاش میدی
انگار هیچی از قرار گذاشتن نمیدونه
لازمه هرچند وقت یکبار پارتنرت رو سوپرایز کنی
حالا هرچی
اخرین باری که مانوول رو دیدم گفت میخواد بره یه فروشگاه خرید کنه
گمونم اینو از همونجا خریده
تو جانگ مانوول رو دیدی؟
آره، چند روز پیش
...ازم خواست بهش کمک کنم چیزی رو که
از پدربزرگش بهش ارث رسیده بفروشه
چی؟ چیزی که از پدربزرگش بهش ارث رسیده؟
یه جفت اسب عربی اصیل تو یه مزرعه در قطر دارم
شنیدم که حتی خانواده سلطنتی هم دنبال همچین اسبهایی هستن
بنظرت میتونی کمکم کنی بفروشمشون؟
سانچز، احتمالا منصور رو میشناسی؟
منصور؟
نه، نمیشناسم اما اسب های اصیل خیلی کمیابن
پس حتما یکی از اعضای کلوپ سوارکاریمون، میخرش
عالی شد
اگه بهم کمک کنی به قیمت خوبی بفروشمشون
برات یه دست کتشلوار سفید لنگهی همین میخرم
ولی چرا بجای چان سونگ از من کمک میخوای؟
نمیتونم به کوچانسونگ اعتماد کنم
چرا؟
اون تازه برگشته سرکارش بخاطر همین سرش شلوغه
این کارو بهت میسپارم سانچز
....اگه در آینده گذرت به هتلمون افتاد
قول میدم که باهات خوب رفتار کنم
اوه واقعا؟
البته
خدایا
رئیس
من به خاطر تو اون اسب هارو فروختم
راستی اون اسبها خیلی گرون بودن
در ازای گرفتن اون اسبها بهش اجازهی تماس رو داده
نباید کوتاه بیام
باید محکم افسارش رو نگه دارم
مدیر کو، همه ی مسافر ها تقاضای سرویس ویژه رو دارن
بخاطر رئیس در این مورد شنیدن
خیلی از مهمانان ـمون آرزو دارن از طریق خواب یه تماس با دنیای زنده ها بگیرن
...این سرویسیه که
...رئیس جانگ فقط در موارد خاص
به مهمانهایی که هزینه ی ویژه میپردازن ارائه میده، باید چیکار کنیم؟
ما باید برای در ارئهی سرویسمون منصفانه عمل کنیم
خودم بهش رسیدگی میکنم
خیلی خُب
اومدی؟
چیه؟ چرا نپوشیدیش؟
چشم انتظار بودم تو رو تو لباس پلنگی ببینم
اینجا محل کارمه
اگه رئیس بگه اشکالی نداره، پس اشکالی نداره
...ببین؟ من اینو خریدم تا اگه لباس پلنگی پوشیدی
باهات ستِ کنم
اون طرح اسبه. گورخر
نظرت چیه؟ خوشگله، نه؟
خیلی بیریخته
خوشت نیومد؟
خیلی سخت پسندی
...باشه، اگه تو از طرح پلنگی یا گورخری خوشت نمیاد
پس بریم برات یه چیزی میگیرم که عاشقش بشی
وقت برای اینکارا رو نداریم
خیلی از مهمونهامون درخواست سرویس ویژه دارن
باید بهشون رسیدگی کنی
تماس از طریق خواب فقط به کسانی ارائه میشه که هزینه ی ویژه بپردازن
تو قبلا پولشو گرفتی
اسب ها. تو اسبها رو گرفتی
سانچز دهن لق
به اون پول کاری ندارم
در عوض باید به مهمونهامون کمک کنی
...کو چانسونگ، فکر میکنی
یه مُرده وقتی تو خواب پیداش بشه فقط حرفای قشنگ میزنه؟
"من بخاطر تو مُردم. تو هم باید باهام بمیری"
اگه زنده ها رو آزار و فحش بدن چی؟
فحش دادن و ازار رسوندن
...واسه همینه که من حواسم به تک تکشون هست
و فقط در شرایطی که مناسب باشه یه هزینه ویژه میگیرم
!موضوع فقط پول نیست
درست میگی
درموردتون دچار سوتفاهم شده بودم
این کارتون به خاطر پول نبوده
بلکه نگران بودی
درسته. من فقط به فکر مهمونامون هستم
فقط برای کسانی که مشکلی نداشته باشن این کارو انجام میدم
رئیست رو چی فرض کردی؟
....حالا که اینطوره
چندتا قانون درنظر میگیرم و کسانی که میتونن تماس بگیرن رو سوا میکنم
!واقعا که
من اسبها رو گرفتم این واسه چی جوش میزنه؟
...چون تو سخت کوشترین فرد بین کارکنانم بودی
بهت راز موندگاری نودل سردمون رو میگم
خوب گوش کن
نودل سرد؟
منم نودل سرد دوست دارم
...رازش اینه که
خدایا
اوپا؟
بخاطر همه چی ازت ممنون
موسیقی گروه شما باعث شد با آرامش نفسهای آخرمو بکشم
گروه؟ - حتما چند نفرن -
...میدونم که موسیقی و رقص شما
در نهایت قلب تمام مردم جهان رو تحت تاثیر قرار میده
تماس با کسی که میشناخته نیست
...نگاه کن، اینجا گفته
!اوپا عاشقتم
تا ابد و تو دنیای دیگه هم عاشقت میمونم
شرمنده ولی این عشق واقعی نیست
عشق دروغین، عشق دروغین
جالبه؟
خوب حواستُ جمع کن، فهمیدی؟
بله
....امروز داره راهی میشه
و آرزو داره قبل از رفتنش با همسرش حرف بزنه
اجازه دارم فقط یه تماس بگیرم؟
بله، فقط یه تماس
پس، میخوام به یکی دیگه زنگ بزنم
من و پسرم تو یه تصادف مُردیم
میخوام با مَردی که با کامیون بهمون زد حرف بزنم
اجازه ندارین برای سرزنش یا نفرین کردن تماس بگیرن
لطفا برین
نمیخوام سرزنش یا نفرینش کنم
میخوام ازش عذرخواهی کنم
خوشحالم که عفو مشروط گرفتی
خوشحالی؟ به خاطر رانندگی من، دو نفر مُردن
دیگه نمیتونم به این کار ادامه بدم
اگه رانندگی رو کنار بذاری چطور میخوای زندگیتو بگذرونی؟
شما... کسانی هستین که من کُشتم
معذرت میخوام
واقعا متاسفم
اشتباهم قابل بخشش نیست
ما ازت معذرت میخوام
تقصیر ما بود که یهویی پریدیم وسط خیابون
یه اشتباه بود
....ما بدشانس بودیم
ولی باعث درد و رنج شما شدیم
متاسفم
...امیدوارم
زندگی تو به خاطر ما خراب نشه
متاسفم
ممنونم
الان احساس بهتری دارم
پسرم، دیگه بریم؟
متشکرم
امروز همینجا تمومش کنیم؟
فقط چند نفر باقی موندن بیا تمومش کنیم
بهشون بگو بیان تو
گل ها کاملا شکوفه زدن
بیاین زیاد نگران نباشیم
گل ها بالاخره شکوفه زدن
ممکنه برای مدته طولانی همینطوری زیبا بمونه
ماگو داره سعی میکنه رئیس جانگ رو ببره
گل ها فقط برای پژمرده شدن، شکوفه میدن
ما باید قبل از رئیس جانگ از اینجا بریم
پس بیاین آماده بشیم
وای مُردم از خستگی
میدونی اینکه اجازه بدی مُرده ها با زندهها صحبت کنن، چقدر انرژی میگیره؟
...اما به لطف تو، امروز آدمای زیادی وقتی
با لبخند از خواب بیدار میشن
خیلی زحمت کشیدی منم کاری میکنم لبخند بزنی
چی؟
چطوری؟
No comments yet. Be the first to leave one.