Victoria

Victoria

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Victoria S02E01 HDTV ORGANiC
Victoria S02E01 720p HDTV x265-HETeam
Victoria S02E01 HDTV XviD-RMX
Victoria S02E01 480p HDTV x264-RMTeam
Victoria S02E01 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
A Commentary by EmirBey
Subdl.TV || EmirBey :مترجم 🆔 @Subdl_TV

Tags

HDTV
hdtv
HD
720p
720
x265
XviD
x264
480p
480
HEVC
Published on: 2017-09-14
Downloads: 45
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اولين سايت پيش بيني ورزشي با آپشن هاي بي نظير bpersia.win | بي پرشيا

ال‌فینستون دستور عقب‌نشینی را صادر کرده، دوک

اونا باید تا یک ماهه دیگه به جلال‌آباد برسن

تو ژانویه؟ آب و هوا جلوشون رو میگیره

از طرف گذرگاه خیبر، اونا چندین راه خواهند داشت

برای کمین کردن بسیار راحته، از این میترسم که چاره دیگری وجود ندارد

ال‌فینستون بر این باوره که پادگاه کابل غیرقابل دفاعه

اون انتخاب دیگری نداره، قربان آن‌ها مسیر امن رو تضمین کردند

من سرنوشت خودم رو تو دستای افغانی‌ها قرار نمیدم

ممنون، آقایون

دلیلی نمیبینم که ملکه در این به مشکلی بر بخوره

اصلاً قصد ندارم ایشان را در این زمان حساس دچار پریشانی بکنم

خانم

خیلی مسخره‌ست

!دیانا، خیلی خطرناکه، لطفاً

شاید یه بچه به دنیا آورده باشم، اما خیلی راحت میتونم از پله‌ها پایین برم

ها... ویکتوریا

این عاقلانه‌ست، که از تخت بیرون اومدی؟

سر جیمز گفت بوده حداقل یک ماه باید استراحت کنی

این دقیقاً همون چیزیه که دارم بهش میگم اما اون به من گوش نمیده

من برای یک دقیقه دیگه هم روی اون صندلی نمیمونم

اعلیحضرت

آلبرت، بیا بریم بیرون بریم یکم هوا بخوریم

من میخوام اسب‌سواری کنم اسب‌سواری؟ مطمئنی؟

آره، معلومه که مطمئنم

خیلی منو می‌‌بخشید خانم، ولی این کار برای شما

که هنوز در مراسم کلیسا حضور پیدا نکردید، غیر عادیه

مراسم کلیسا؟

اعلیحضرت، این یه رسمه برای خانمی که بچه به دنیا آورده

قبل از اینکه در جامعه پیدا بشه، باید غسل داده بشه

و شما؟ دراموند، خانم

مشاور مخصوص سر رابرت

خب، آقای دراموند، من یه خانم عادی نیستم من یه ملکه‌ام

هم

خداوند متعال، تو را شکر می‌گوییم

تا این زن را از

از درد و خطر زایمان مصون داری

و گناهانش را آمرزش کنی

صلح و برکت خود را بر راه وی قرار داده، ای خداوند متعال

به نام پدر، پسر و روح‌القدوس

یاد و ذکرش همیشه با تو باشد

آمین

کشیش در مورد درد و رنج زایمان آخه چی می‌تونه بدونه؟

این رسوایی که جلوی این پیرمرد زانو زدم

انگار به جای بدنیا آوردن یه بچه مرتکب گناهی شده‌ام

عجب مراسم قشنگی بود

وقتی با تو بودم رو به یاد دارم ویکتوریا

تا از بازگشت به کلیسا مورد خوش‌امد گویی قرار گرفتم

بعد از دریافت چنین هدیه زیبایی از خداوند

خدا هیچ ربطی به این قضیه نداره

!من بردم! من بردم

!اوه، خیلی دلم برای این تنگ شده بود

بیا یه دور دیگه

اما خیلی کار هست که باید انجام شه

!برو

!اوه... آلبرت، صبرکن

حتی اگه زودتر از من هم شروع کنی نمی‌تونی شکستم بدی

شاید اینو میدونم که برنده شدن چقدر خوش‌حالت میکنه، عزیزم

دلم برای این هم تنگه شده

الآن نه، لیزن

ای فدای تو من چه چشمای آبی قشنگی داری

همه بچه کوچیک‌ها چشماشون آبیه، آلبرت

فکر کنم یه لحظه باید بیان آشپرخونه، آقای پینج

آقای کراداک داره دردسر درست میکنه

نمیتونی ببینی که سرم شلوغه، بوردی؟

اون دستش چاغوئه، آقای پینچ

تو دردسر بزرگی هستی، قشنگم باید یادتون بندازم، آقای کراداک

که اینجا کاخ باکینگهامه، نه یه روانی‌خونه

اون چاغو رو بده من

شاید بالای پله‌های اینجا یه کاخ باشه اما این پایین مسخره‌ست

من اینو وقتی تو آبدارخونه دستش نان بود گیر انداختم

من فقط یه ذره بیاتش رو برای شام دش برداشتم

آقای فرانکتلی همیشه میگه برو بردار

اما من آقای فرانکتلی نیستم !الحق که نیستی آقای کراداک

چاقو

همه‌گی، برگردین سر کارتون

خانم

خیلی خوش‌حالم که حالتون بهتره

الآن خیلی حس بهتری دارم برگشتم به کار لرد آلفرد

زندانی کردن خودم... بهم نمی‌خورد

بنابراین، خانم، میشه ازتون بخوام

یه نگاهی به حق‌العمل برادر من بندازین؟

باید تو لیست ارتش باشه

آلبرت کارهای صندوق رو در غیاب من انجام داده

با این حال، مطمئنم که تاییدش کرده

خیلی ممنون، خانم، قدران شما هستم

قربان، فرستاده‌ای از ژنرال النبرگ

ممنون

آلبرت، اینجایی پس

صندوق دسته توئه؟

صندوق؟ آره

خیلی کارها هست که باید بهش برسم آه، نه. نگران نباش

دست منن

من حکم‌های خودم رو تو این یادداشت خلاصه کردم

خیلی ممنون عزیزم، اما میخوام که صندوق بیاد دستم

که بتونم... بتونم جزئیات رو بررسی کنم باشه

پس تا وقتی که فکر نکنی به خودت آسیب بزنی

فکر کنم از عهده‌اش بر بیام

راستیتش، خانم اسکرت من فکر نمیکنم

که شما آماده جایگاه ریاست باشین

به هر حال... من با ملکه صحبت کردم

و بنابر دلایلی، ایشون فکر میکنن که شما باید جایگزین خانم جنکیز بشین

امیدوارم که اعتقادش رو خودت رو اجرا کنی، خانم اسکرت

اما من ازدواج نکردم، بارونس

اوه، خانم جنکینز هم نکرده بود

یعنی با یه مرد

من اندازه لباس شمارو به یاد دارم قربان

دیگه باید اندازه باشه

ممنون

کاملاً اندازته

خوش‌حالم که نظر تو رو جلب کرده

کجا میخوای بری با این لباست؟

میرم بررسی افراد

سواره نظام یازدهم؟

زیاد طول نمیکشه تا آماده شم

میخوای با من بیای؟

شاید این افراد تو باشن، اما کلاً ارتش منه

برای افراد خوبه که ملکه رو ببینن

و لرد میدونن که باید روحیه آنها رو بالا نگه داریم

اگه شایعات افغانستان درست باشه

کسی به ملکه چیزی گفته؟

شاهزاده هنوز در این فکره که نیاز نیست ملکه رو نگران کنیم

بعد از دوران نقاهت میگه

همین الآنش هم خیلی خوبه به نظرم

اما تو الآن نخست وزیر هستی، پیل

یونیفرم‌ها خیلی باشکوه هستن

اما واقعاً تو نبرد کاربردی دارن؟

مثل کلاه برای مثال با پرهاش... خیلی بی ربطن

اما خیلی تو چشم میان

فکر نمیکنم این یونیفرم‌ها برای جنگ‌های مدرن طراحی شده باشن

اما من فکر میکنم با پوشیدنش حس شجاعت بهم دست بده

!خدا ملکه را حفظ کند

!خدا ملکه را حفظ کند! خدا ملکه را حفظ کند

!خدا ملکه را حفظ کند

خیلی خوش‌حالم که اعلیحضرت کاملاً حالشون بهتره

چقدر خوش‌شانسین که چنین جانشین قادری دارین

سعی کردم وظایفم رو انجام بدم

یه مسئله‌ای هست خانم

آیا در مورد خدمه‌هاتون تصمیمی گرفتین؟

بیشتر از اون، سر رابرت

کدبانوهای جدید امروز میرسن

اوه، میشه بدونم کدوم را انتخاب کردین؟

دوشیزه‌های بوکلو

باهاشون ملاقات داشتین، خانم؟

نه

با پیشنهادهای دیگرتون ملاقات داشتم سر رابرت

اون توی لیستت بود ته لیست بود

خیلی خوب فکر کردم اگه عذر منو بپذیرید

خانم خانم

میشه، خانم؟

میخوام قبل از اینکه برم شاهزاده رو ببینم

از خوابیدنش خوشم میاد

وقتی بچه‌های خودم هم خواب بودن خیلی دوست داشتم این کارو

... دوست داشتی اونارو

رک و بی پرده؟

خب، از اینکه سالم بودن شکرگذار بودم

و هرکسی که قصد آسیب زدن به اونارو داشت رو میکشتم، اما دوست داشتن؟

فکر کنم این بعداً میاد، خانم

داشتن یه بچه به اندازه نعمتش، فدارکاری هم میخواد

دلم برات تنگ میشه، همیت

اما باید به مراسم تعمید بیای

تو قوانین من خیلی خوب هستی

کالسکه‌ات رسیده، هریت

تا مراسم تعمید پس

اعلیحضرت، دوشیزه‌ بوکلو

و ولمینا کوک شریف

اعلیحضرت

به کاخ باکینگهام خوش‌آمدید، دوشیزه

اوه، من قبلاً هم اینجا بودم، خانم

به ملکه آدلاید خدمت میکردم

چه بانوی خوبی بود

میشه خواهرزاده‌ام رو معرفی کنم ویلیمینا

به عنوان ساقدوش شما

کمرت رو صاف نگه دار

...خانم آه

میشه شما و خانم کوک رو به سمت اتاقتون راهنمایی کنم؟

فکر کنم شما کاخ رو از گذشته به یاد دارین

... تو زمان من، اینجا فقط یه خونه بود

اما حداقل تمیز بود

ملازمم بهم گفت که

دوشیزه‌های جدیدت از اتاقشون خوششون نمیاد

چرا ما حق‌العمل‌کاری اچ‌ام‌اس ترافالگار رو نمیدیم؟

من کارهای این صندوق رو صبح انجام دادم

میدونم، آلبرت اما این خیلی خوبه که من انجام بدم

تو یادت رفت اسم سیپتومس پجت رو تو لیست بذاری

فراموش نکردم اون رو مناسب ندونستم

اما اون خیلی جذابه مثل بقیه خانواده‌اش

لرد ملبورن همیشه میگفت که تمامی افسرها به یک پجت نیاز دارن

اگه لرد ملبورن درک اینو داشت که جذاب بودن مهمترین ویژگی یه سرباز خوب نیست

شاید الآن مجبور به عقب‌نشینی از کابل نبودیم

عقب‌نشینی از کابل؟

خب، چرا تا الآن بهم نگفتی؟

من... من نخواستم نگرانت کنم نگران؟

آلبرت... اونا مجبورن از گذرگاه خیبر تو زمستون عبور کنن

در مورد گذرگاه خیبر میدونی؟ معلومه که میدونم

خب، هیچ دلیلی برای نگرانی وجود نداره ویکتوریا

این فقط استراتژیکه

واقعاً؟

آن‌ها سربازان من هستند، آلبرت من باید این چیزا رو بدونم

!تو هیچ حقی نداری از من مخفیشون کنی

More Farsi Persian subtitles for Victoria

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left