The first 200 lines.
با افتخار تقدیم به شما
ترجمه و زیرنویس توسط Mr Mor
اندوهی به وسعت اقیانوس
بیا بیرون، بیا بیرون، هر جا که هستی!
بیا، بن!
وینسنت!
زود باش!
وینسنت، داری چی کار میکنی؟
وینسنت!
باشه، بن.
بردی!
وینسنت؟
اعتراف کن. منتظر این لحظهای.
من با جمعیت آخر هفته سروکله میزنم. اصلاً متوجه چیزی نمیشن.
بیخیال، بن.
خودت میخوای بری.
وینسنت!
وینسنت!
بن! عجب بچهٔ شیطونی!
رفتی توی اونجا و درِش روی سرت بسته شد؟
- حالا بریم؟ - آره، بریم.
احتمالاً بعد از بستن رستوران، با جویی بیلیارد بازی میکنی.
اگه اونقدر احمق باشی که سه تا بچه رو به گردهمایی همکلاسیهات ببری...
اونقدر عاقل هستم که خوش بگذرونم.
- هی، مهمونی! - حسابی خوش بگذرون!
بن!
- زیر آبم! - چه خبر خوبی!
برادرت کجاست؟
نمیدونم.
میشه لطفاً بری و وینسنت رو پیدا کنی؟
ساندویچها رو یادت بود؟
البته که نه.
بثی، اگه سرت روی شونههات نبود...
پیداش میکردی که کنار مایکروویو افتاده.
اونوقت باید بهت توی شیکاگو زنگ میزدم.
برای گردهمایی دبیرستان کی به سرش احتیاج داره؟
میخوام پیش بابا بمونم و برم رستوران.
من نمیرم شیکاگو!
میری!
من از بن بدم میاد، از کری بدم میاد...
و از...
بذار این رول تموم بشه.
پت، الان؟
فقط دو تا عکس!
کنار یاسها. فقط یه لحظه طول میکشه.
خب، به بابایی نگاه کن.
میدونم، عکاس از عکس گرفتن از خودش خوشش نمیاد.
همه بگن...
کوفتهقلقلی!
بنبو...
کالباس برای خوردنه...
نه برای شستن شیشهها.
کمربندت شله.
مامان، برام بخون...
اون آهنگ خرگوشه رو.
کاش هنوز خونه پیش بابا بودم.
بخون، «اگه یه خرگوش، خرگوشی رو بگیره»
اگه یه خرگوش، خرگوشی رو بگیره
- از میان چاودار - از این آهنگ متنفرم!
اگه یه خرگوش...
خرگوشی رو ببوسه
و باعث بشه خرگوشی گریه کنه
رسیدی.
رسیدم!
یه لحظه صبر کن، بذار کری رو بیارم.
نه، نه. بذار من بیارمش.
نگاهش کن!
مواظب سرت باش، بنبو.
من مادرخواندهاتم، کری.
منو یادت میاد؟
خدا حفظش کنه! نگاهش کن.
خدای من!
این بنه؟
بن! دیگه بزرگ شدی.
وینسنت، شنا بلدی؟
مارتا داخل منتظرته.
بیا عزیزم.
برات یه سورپرایز دارم!
دندونت کجاست؟
افتاد.
عه چه حلال زاده!
بت، مارتا رو یادت میاد، همون پرستار بچهای که خدا فرستاده.
عالیه! میتونی به کری برسی؟
حتماً، خانم کاپادورا.
خانم کاپادورا.
خدای من!
میز ثبتنامی چیزی هست؟
کارت راه افتاده. هزینهاش رو به حساب من زدم.
الن، نمیتونی این کارو بکنی!
هفتاد دلاره. کی اهمیت میده؟
دونا ترامپ، من اهمیت میدم.
تازه، میتونم از مالیات کمش کنم.
یکشنبه یه عکاسی مد دارم.
بوتیک خیابان اوک.
پس باید بری بالا توی اون شلوغی و مرتبش کنی.
اوه، خدای من!
اون میشل پولیامه؟
بالاخره با اون یارو ازدواج کرد؟
از هم جدا شدن. بعد با...
- الیزابت کری و گروه شادش! - جیمی!
بچههای گندهام چطورن؟
وای! وینسنت!
چقدر بزرگ شدی!
اونا هر مردی رو که نشان پلیس داشته باشه بغل میکنن، منم همینطور.
اگه بفهمی کارآگاه شدهام، چی کار میکنی؟
تبریک میگم!
حدس بزن کی رو دیدم؟
سیسیل لاکهارت.
منظورت سیسیلیا لاکهارته؟
ستارهٔ صحنه و سینما و تبلیغات دهانشویه.
خدای من! اونجاست.
یادتونه اولین بار که سکس کرد؟
وقتی ۱۵ سالش بود و به ما گفت:
«نمیتونم تصور کنم یک ماه بدونش سر کنم.»
منظورش پیتزا بود، بچهها.
هی، بت!
خدای من! حالت چطوره؟
- نگاهت کن! حالت چطوره؟ - خوبم، خوبم.
این بچهٔ جدیدته؟
وینسنت کوچولو کجاست؟
من کوچولو نیستم.
نه، نیستی.
- سندی! خداحافظ... - مامان، میخوام برم.
پیتزا میخوام!
پیش برادرت بمون.
مارتا، میشه مراقب ماشین باشی؟
- من انجامش میدم. - من پولشو میدم.
وینسنت؟
گوش کن. میخوام دست بن رو محکم بگیری.
و شما دوتا میتونید با این ماشین خیلی باحال بازی کنید، باشه؟
مامان، گردنم داغه.
گردنم داره از درد میترکه.
وینسنت، گوش کن.
فقط یه لحظه طول میکشه.
اینجا پیش بن بمون تا پول خانم رو بدم.
وقتی مارتا بیاد، میبرتتون شنا، باشه؟
ممنون.
- ببخشید که طول کشید. - اشکالی نداره.
بن کجاست؟
نذاشت بغلش کنم. میشه گردنم رو نگاه کنی؟
فکر کنم عرقسوز شده یا یه همچین چیزی.
صبر کن عزیزم.
بن؟
الن؟
بن فرار کرده. میشه...؟
پیداش میکنم. بعداً میبینمت.
همینجا بمون. تکون نخور.
بن؟
پسربچهای دیدید؟
کلاه بیسبال قرمز سرشه، سه سالشه.
نه، متأسفم.
ممنون.
بن؟
ببخشید.
وینسنت...
خوب فکر کن.
بن از کدوم طرف رفت؟
نمیدونم.
ندیدی کجا رفت؟
نتونستم ببینمش.
اون طرف نبود.
باید مدیر رو خبر کنیم.
نمیدونم.
شاید اگه فقط صبر کنیم...
بس کنید!
لطفاً همه فقط یک لحظه گوش کنید.
باید دنبال پسر کوچولوی بت کری بگردیم.
اسمش بنه.
سه سالشه و کلاه بیسبال قرمز سرش بوده.
همین چند لحظه پیش اینجا بود.
پس لطفاً اطراف خودتون رو خوب نگاه کنید.
صبر کنید. دوستان، یه لحظه.
پیداش میکنیم. همهچیز درست میشه.
میخوام اتاق رو از وسط به دو قسمت تقسیم کنم.
هر کدوم توی نیمهٔ خودتون بمونید و اطرافتون رو بگردید.
اگه بن رو دیدید...
بغلش کنید و صدام بزنید، باشه؟
پت بهزودی میاد، مگه نه؟
بهش زنگ نزدم.
فکر میکردم فوراً بن رو پیدا میکنیم.
پس همین الان زنگ بزنیم، باشه؟
بفرمایید.
بفرمایید، بت.
- الو؟ - پتی!
مگیل، با خانم صحبت کن.
کولمن، با من بیا.
خانم کاپادورا؟
من افسر مگیل هستم.
افسرهای زیادی آوردید.
ما ناپدید شدن یک کودک رو خیلی جدی میگیریم.
پس نگرانید؟
پیداش میکنیم.
بچههای گمشده رو همیشه پیدا میکنیم.
و حالشون خوبه.
- صدمه ندیدن. - خوبه.
اگه پنج ساعت بگذره، معمولاً این وضعیت رو...
به هر حال، قبل از اون پیداش میکنیم.
پس دوستت الین باهات بود؟
الن.
جلو با من قرار گذاشت. منتظرم بود.
No comments yet. Be the first to leave one.