Das Cabinet des Dr. Caligari
The first 38 lines.
دفتر دکتر کاليگاري اثري ماندگار از رابرت وِينه ساختهي سال 1920 آلمان
.اشباح از همه جا آمدهاند و اطراف ما را محاصره کردهاند .آنها مرا از خانه و کاشانهام و از همسر و فرزندانم جدا کردهاند
.او نامزدم است
،آنچه که من و او ديديم .عجيبتر از داستاني است که تو برايم گفتي .بگذار برات تعريف کنم
.اينجا شهر کوچکي است که در آن متولد شدم
.نمايشگاه ساليانه از راه رسيده بود
... يک مرد مکار به نمايشگاه اومد
.دوست من، آلن
!بشتابيد! بشتابيد .در هولشتِنوال نمايشگاه جديدي برپا شده !با نمايشهايي عجيب و شگفت انگيز
!بجنب، فرانسيس !بيا بريم نمايشگاه
.نرو داخل !امروز منشيِ فرماندار اصلا سر حال نيست
.دکتر کاليگاري
! منتظر باش
!بشين سرجات احمق
من مجوزي ميخواهم .تا اثرم رو در نمايشگاه عرضه کنم
چه جور اثري؟
.يک خوابگرد
!! فقير و بيچاره
.خانمها و آقايان بفرماييد اينجا .اينجا براي اولين بار ميتوانيد سزار را ببينيد !سزارِ خوابگرد
آن شب اولين قتل .از سري قتلهاي مرموز اتفاق افتاد
و اولين کشته شده ... منشي فرماندار بود
.خانمها و آقايون بياييد اينجا .اينجا براي اولين بار ميتوانيد سزار را ببينيد .کسي که بيست و سه سال بي وقفه خوابيده است .جلوي چشمانتان سزار از خواب عميقش بيدار خواهد شد !اين فرصت را از دست ندهيد
.اتاق کار دکتر کاليگاري
!ســزار! صدايم را ميشنوي؟ .سزار، دارم صدايت ميزنم !من دکتر کاليگاري هستم. اربابت
خانوما و آقايون. سزار خوابگرد .به تمام سوالات شما پاسخ خواهد داد .سزار از همهي اسرار آگاه است .او گذشته را ميداند و از آينده خبر دارد !قضاوت با خودتان. امتحان کنيد و ببينيد
من چقدر عمر ميکنم؟
.زمان کمي به پايان عمرت باقي مونده ... تا سپيده دم فردا
.قتل در هولشتِن وال
... در راه خانه
.آلن، هر دو تاي ما عاشق اونيم .تصميم گيري را به خودش واگذار ميکنيم .ولي هر اتفاقي که افتاد، ما همچنان دوست هم هستيم
... شـب
آقاي فرانسيس، آقاي فرانسيس .آلن مرده ... کشته شده
خوابگرد درست پيشگويي کرد !؟
!چيزي وحشتناک ميان ما وجود دارد
.شکِ تو به خوابگرد با عقل جور درميآيد .از پليس مجوز بازجويي از خوابگرد را ميگيرم
.هنگامي که سايهها بيشترين تاريکي را دارند
!کـمـک! کـمـک! خودشه !قاتــل
!بيدارش کن
No comments yet. Be the first to leave one.