Indian Summer

Indian Summer (La prima notte di quiete)

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Indian Summer 1972 1080p BrRip 30nama 30NAMA fa
A Commentary by OldMan505
معرفی و زیرنویس فارسی فیلم های مهجور @oldman505

Tags

bluray
Published on: 2026-05-02
Downloads: 136
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ببخشید!‬

‫این شهر کوچیک چطوریه؟‬

‫نمی‌دونم. منم تازه امروز رسیدم.‬

‫متاسفم.‬

‫ما دوشنبه منتظرت بودیم.‬

‫- مشکلی پیش اومده بود؟ - نه.‬

‫می‌تونم بپرسم، چرا ریمینی رو انتخاب کردید؟‬

‫چون هیچ‌وقت اینجا نبودم.‬

‫فکر می‌کنید این دلیلِ کافیه؟‬

‫بله.‬

‫خب، دومینیچی.‬

‫دومینیچی... دومینیچی؟‬

‫- پسرِ قهرمانِ العلمین؟ - ببخشید؟‬

‫داشتم فکر می‌کردم که آیا نسبتی دارید‬

‫با اون سرهنگ معروف، دومینیچی، برنده مدال طلای هوابرد.‬

‫نه، من هیچ ربطی به اون ندارم.‬

‫«دومینیچی، متولد وین.»‬

‫«۳۷ ساله. فارغ‌التحصیل با نمرات عالی از دانشگاه کاتولیکای میلان.»‬

‫«دبیر تاریخ هنر.»‬

‫«مدرسه ایتالیایی موگادیشو از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۰.»‬

‫«آگریجنتو در سال ۱۹۶۳...»‬

‫تو اون ۳ سالی که تدریس نکردید چیکار می‌کردید؟‬

‫- کتاب قسطی می‌فروختم. - پس شما یه متخصص هستید.‬

‫«مدرسه سیار در ساردینیا و یه مرخصیِ دیگه.»‬

‫پروفایل شخصیتی شما چیز زیادی نمی‌گه.‬

‫عادیه، بدون بدنامی و بدون ستایش.‬

‫به نظر نمی‌رسه که شما...‬

‫بیا این‌طور بگیم... علاقه قلبی به تدریس داشته باشید.‬

‫احتمالاً.‬

‫امروز دبیرستان تو اعتصابه.‬

‫این یه روی دیگه از آزادیه.‬

‫بیا. مدرسه رو بهت نشون می‌دم.‬

‫بفرمایید.‬

‫این کلاس شماست.‬

‫بیشتر از این چیزی نمی‌گم. می‌خوام خودتون نظر بدید.‬

‫اما تو مدرسه من جایی برای اعتراض نیست،‬

‫و همین‌طور برای ایده‌های رئیس مائو.‬

‫هر روشی که ترجیح می‌دید رو انتخاب کنید، اما انضباط رو حفظ کنید.‬

۱۹...

۱۹، ۱۹.

۲۳.

۵، ۵...

۳۵.

۵۱.

‫باید بهت ۲۰ هزار لیر بدم.‬

‫- پرداخت کن. - تو به لئو نسیه می‌دی، اما به من نه.‬

‫لئو پول نداره.‬

‫۲۰ هزار.‬

‫بچه‌ها، چی شده؟ ترسیدید؟‬

‫- فقط ۲۰ هزار. لئو! - حوصله‌ش رو ندارم. پول ندارم.‬

‫- دکتر. - نه.‬

‫واسه یه شبی که دارم می‌برم...‬

‫- بیخیال مارچلو. ۲۰ هزار. - امروز شانسم ته کشیده.‬

‫- من ۲۰ هزار لیر بهت نمی‌دم. - هنوز ساعت ۶ عصره. کجا بریم؟‬

‫بریم اسکله؟‬

‫- بیاید دیگه بچه‌ها. پات ۲۰ هزار. - پات.‬

‫من با کسی که نمی‌شناسم بازی نمی‌کنم.‬

‫بهش گوش نده. یه دهاتیِ لوسه.‬

‫مونتاناری.‬

‫- آقای مارلوستیتی. - خوشبختم.‬

‫- نلو بازونی. - چطوری؟‬

‫- ایشون مارچلو هستن. - سلام.‬

‫اون پول رو قایم کن. من و کلانتر با هم دوستیم،‬

‫اما صاحب اینجا اجازه نمی‌ده پول روی میز باشه.‬

‫- جورجو موسکا. - بهش می‌گیم عنکبوت.‬

‫- ۲۰ هزار؟ - اگه بخوای بیشتر.‬

‫بیا با ۲۰ تا شروع کنیم. نوبت منه.‬

‫- گفتی اسمت چیه؟ - دومینیچی.‬

‫- اینجا چیکار می‌کنی؟ - من اینجا درس می‌دم، تو دبیرستان.‬

‫بیرون.‬

‫کارت درسته استاد.‬

‫- پاتِ ۴۰ تایی؟ - پات. دیگه چی بلدی بازی کنی؟‬

‫همه چی.‬

‫چطور ممکنه که هیچ‌وقت خونه نباشه؟‬

‫بهش گفتی که ۵-۶ روزه دارم زنگ می‌زنم؟‬

‫لطفاً ازش بخواید هر ساعتی از صبح که شد زنگ بزنه.‬

‫ممنون. بله، دومینیچی.‬

‫خوابی؟‬

‫کبریت داری؟‬

‫بهش فکر نکن. از سرت می‌پره.‬

‫از روی تجربه بهت می‌گم. غیرقابل تحمل به نظر می‌رسه اما می‌گذره.‬

‫- پس برای چی زندگی می‌کنیم؟ - ما فقط زنده می‌مونیم.‬

‫- از دستم ناراحتی؟ - اصلاً.‬

‫- این اتفاق‌ها می‌افته. - برای تو هم افتاده؟‬

‫نه جدی. نه به خاطر من،‬

‫بلکه به خاطر زن‌هایی که باهاشون آشنا شدم.‬

‫خیلی دوستم داشتی؟‬

‫مونیکا، انگار داریم بالای سر یه مرده شب‌زنده‌داری می‌کنیم.‬

‫- پشیمونی؟ - تجملاتِ زیاد.‬

‫از پسش برنمی‌اومدم.‬

‫- دلت بچه می‌خواد؟ - خدا نکنه! به چه دلیلی؟‬

‫بخواب.‬

‫چیزی که بیشتر از همه درباره تو اذیتم می‌کنه مهربونیتِ.‬

‫حتی یه گاو رو هم از پا درمی‌آره.‬

‫این مهربونی نیست.‬

‫«دوم، بیاید حق بحث کردن‬

‫درباره مشکلاتمون رو بخوایم.»‬

‫«سوم، ما درخواست می‌کنیم که، مثل خیلی از دبیرستان‌ها...»‬

‫اسم من دومینیچیه و استاد جدیدتون هستم.‬

‫صبح بخیر. می‌تونیم آماده کردن برنامه امروز رو تموم کنیم؟‬

‫- البته. - ممنون.‬

‫«سوم، ما درخواست می‌کنیم که، مثل خیلی از‬

‫دبیرستان‌های رم، میلان، تورین، جنوا و فلورانس،‬

‫دانش‌آموزها شورای کلاسی داشته باشن.» همه‌ش همین بود.‬

‫بقیه کلاس‌ها هم باید این رو تایید کنن.‬

‫به روبرتو بگو درشت‌تر تایپش کنه و صفحه‌بندیش رو انجام بده.‬

‫شما هم امضاش می‌کنید؟‬

‫- اسمت چیه؟ - فابریزیو رومانی.‬

‫معدل فوق‌العاده‌ای داری. ۹، ۸، ۷، ۸، ۹... چند سالته؟‬

‫- تو ژوئن ۱۹ سالم می‌شه. - پدرت چیکاره‌ست؟‬

‫دامپزشکه. تو شهرداری کار می‌کنه.‬

‫- کبریت داری؟ - البته.‬

‫این به خودتون مربوطه، نه به من.‬

‫- خیلی از استادها امضاش می‌کنن. - اونم به خودشون مربوطه.‬

‫من اینجا هستم تا توضیح بدم چرا یکی از ابیاتِ پترارکا زیباست،‬

‫و فکر می‌کنم می‌تونم این کار رو خوب انجام بدم. بقیه چیزها برام خسته‌کننده‌ست.‬

‫قرمز یا سیاه، همه‌تون مثل همید. سیاه‌ها احمق‌ترن.‬

‫من ۳ یا ۴ ماه پیشتون می‌مونم، تا وقتی که پروفسور ماریانو برگرده.‬

‫خیلی وقته تدریس نکردم و می‌دونم خیلی چیزها تغییر کرده.‬

‫اما تو تدریس، دیدگاه خودم رو دارم. نه برای اینکه به کسی تحمیلش کنم.‬

‫اگه کسی بخواد درس بخونه، من اینجام.‬

‫بقیه می‌تونن هر کاری دوست دارن بکنن. بیان، نیان، بخونن، بنویسن،‬

‫اسم‌فامیل بازی کنن. تا وقتی که مزاحم نشن.‬

‫- استاد، می‌تونیم سیگار بکشیم؟ - البته.‬

‫امروز ۳ ساعت پشت سر هم کلاس داریم. پروفیسور ماریانو چیکار می‌کرد؟‬

‫- انشاء می‌نوشتیم. - پس منم بهتون موضوع می‌دم.‬

‫تو این زمان کم، نمی‌تونم همه شما رو بشناسم،‬

‫پس بهتره خودتون رو معرفی کنید.‬

‫درباره زندگی خصوصی‌تون بنویسید، درباره خانواده‌تون،‬

‫درباره دردها، شادی‌ها، و اشتباهاتی که مرتکب شدید.‬

‫حتی می‌تونید امضا نکنید. این‌طوری زمان بیشتری می‌بره تا بفهمم.‬

‫اگه با صداقتِ کامل ننویسید، انرژی‌تون رو هدر دادید.‬

‫برای اونایی که می‌خوان سنتی پیش برن، یه موضوع دیگه.‬

‫تضادِ پاکی و گناه در دنیای مانزونی.‬

‫شروع کنید به نوشتن،‬

‫و وقتی بیرون هستم سر و صدا نکنید.‬

‫فیگارو لیتِرر و نیوزویک.‬

۶۰۰.

‫ممنون.‬

‫- پروفسور دومینیچی. - بله؟‬

‫- چرا سر کلاس نیستید؟ - اومدم پایین روزنامه بگیرم.‬

‫- بچه‌ها دارن انشاء می‌نویسن. - بدونِ چک کردنشون ولشون کردید؟‬

‫مگه چی می‌تونه بشه؟‬

‫با چشم‌های خودت می‌بینی. کلاس تو پر سر و صداترین کلاسه.‬

‫رومانی، برو سر جات.‬

‫- کی بهتون اجازه داده سیگار بکشید؟ - من دادم.‬

‫همین الان اون سیگارها رو خاموش کنید.‬

‫- تو خیلی از مدرسه‌ها مجازه. - تو این یکی نه.‬

‫شروعِ بدی داشتیم. آخرِ کلاس بیا پیش من.‬

‫- می‌تونیم سیگار بکشیم استاد؟ - البته.‬

‫چی شده؟ سیگار نداری؟‬

‫بیا.‬

‫انشاء رو تحویل دادی؟‬

‫پس چرا نمی‌نویسی؟‬

‫تمومش کردم.‬

‫چی داری می‌خونی؟‬

‫- برات جالبه؟ - یه جورایی.‬

‫- بهت پیشنهاد شده بود؟ نه، تو بینگو برنده‌ش شدم.‬

‫- بینگو چیه؟ - یه نوع قرعه‌کشی.‬

‫- چیز دیگه‌ای از «لارنس» می‌دونی؟ - «معشوقه لیدی چترلی».‬

‫- کی داره مسخره‌بازی درمی‌آره؟ - من، استاد.‬

‫چه کتاب‌های دیگه‌ای از لارنس می‌شناسی؟‬

‫گفت که. «معشوقه لیدی چترلی».‬

‫«آباتی وانینا». وانینا... یه رمان به این اسم هست.‬

‫می‌دونم. «وانینا وانینی». یه فیلم هم از روش ساختن.‬

‫- دیدیش؟ - نه.‬

‫عجیبه. تو موضوع مانزونی رو انتخاب کردی.‬

‫- حق انتخاب بود، مگه نه؟ - البته.‬

‫کس دیگه‌ای هم موضوع مانزونی رو انتخاب کرده؟‬

‫تو تنها کسی هستی که انتخابش کردی.‬

‫- موضوعی هست که بهش علاقه داشته باشی؟ - از اون یکی بهتر بود.‬

‫ما همیشه چیزی برای گفتن درباره خودمون داریم.‬

‫من این رو ترجیح دادم.‬

‫خداحافظ.‬

‫- آباتی. - بله؟‬

‫بیا.‬

‫پروفسور ماریانو همیشه از پشت میزش امتحان شفاهی می‌گرفت؟‬

‫- تقریباً همه معلم‌ها همین‌کار رو می‌کنن. - اینجا بودنت باعث خجالتت می‌شه؟‬

‫نه، فرقی نمی‌کنه.‬

‫- چند سالته؟ - ۱۹، نزدیک ۲۰.‬

‫غیبت‌های زیادی داری. بعضی‌هاشون عمدا بوده؟‬

‫بعضی‌هاشون.‬

‫خانواده‌ت براشون مهم نیست که مرتب بیای مدرسه؟‬

‫من فقط مادرم رو دارم. برای اون فرقی نمی‌کنه.‬

‫- برادر یا خواهر داری؟ - یه خواهر دارم که ازدواج کرده.‬

‫- اون با ما زندگی نمی‌کنه. - و تو از این بابت متاسفی.‬

‫بله.‬

‫وقتی بری دانشگاه چی می‌خوای بخونی؟‬

‫هیچی. حتی نمی‌دونم می‌خوام امسال رو تموم کنم یا نه.‬

‫حیفه. فقط چند ماه دیگه مونده.‬

‫- بعدش می‌خوای چیکار کنی؟ - می‌رم خارج.‬

‫- که چیکار کنی؟ - هر کاری.‬

‫ترم رو بد شروع نکردی. ادبیات ایتالیایی رو دوست داری؟‬

‫تا حدی.‬

‫«اوه ای خواب، ای شبِ شیرین، مرطوب،‬

‫سایه‌دار، ای فرزندِ آرام.»‬

‫«اوه ای تسلایِ آدمیانِ رنجور،‬

‫فراموشیِ شیرینِ شرارت‌هایِ چنان جدی که زندگی را تلخ و کسالت‌بار می‌کنند.»‬

‫نمی‌خواد بگی کی این رو نوشته، فقط بگو ازش خوشت اومد؟‬

‫بله.‬

More Farsi/persian subtitles for Indian Summer

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left