The first 115 lines.
به دو گروه تقسیم میشیم؟
آره. این منطقه خیلی بزرگه.
خرگوش و شماره 745....
باید هرچه زودتر دخل هردوشون رو بیاریم.
مطمئنین که خودشون رو نشون میدن؟
غریزه ام اینطور میگه.
خیلی خب.
بریم.
مادو-سان، اونا چیه؟
بهتره ندونی.
مامان؟
توکا-چان...
کجا بودی؟
به تو ربطی نداره.
اگه کاری هست که من بتونم انجام بدم...
احتمالا چیزی نیست که تو از پسش بربیای.
هینامی؟
هینامی!
چرا؟
هینامی...
توکا چان!
اینجام نیست! اون طرف چی؟
کجاست؟
نکنه....
اینجا کجاست؟
اینجا جاییِ که ریوکو-سان...
هینامی-چان...
هیچکس دیگه....
نزدیکه!
کجاست؟
توکا-چان؟
این...؟
همون مرد دفعه قبله! بد شد!
هینامی!
این سرعت! مطمئنا خدوه خرگوشه!
تو کی هستی؟
هینامی...
هینامی، این چیه؟
این...مامانمه....
بریم، هینامی!
اینجا خیلی خطرناکه.
نه!
غول ها نباید زندگی کنن؟
من میخوام برم پیش مامانم.
منو ببر اونجا. منو ببر پیش مامانم.
خواهش میکنم.
هینامی...
من دلم برای مامانم...تنگ شده.
یکی از دوستای خرگوشی؟
من الان وقت ندارم . برو کنار.
تو هیج جا نمیری.
زخم هات خوب شده، خرگوش؟
اینکه مارو بکشونی اینجا با یه نقشه غلط،
خیلی مسخره و رقت انگیزه.
بچگونه، بچگونه.
اوه، راستی از هدیه ات خوشت اومد؟
مطمئنم دلت برای مامانت تنگ شده.
تو عوضی!
با من بازی نکن، بچه!
نمیزارم بره. نمیتونم بزارم بره اونجا. این برای من...
پس بلاخره جدی شدی؟
پس...
تو واقعا مثل بقیه نیستی!
بپر! بیشتر بپر!
پشه کوچولو!
نمی تونی از سلاحت اینجا استفاده کنی.
همیشه می خواستم ازتون یه چیز بپرسم.
خیلی راحت انسان های بیگناه رو شکار می کنین، با تمام وجودتون اونا رو می خورین.
چرا باید زنده باشین؟
بچه هایی که پدر و مادرشون رو از دست دادن...
غم و ناراحتی که براشون میمونه...
تنهایی...
تا حالا اصلا بهش فکر هم کردین؟
جوابمو بده!
ترس از اینکه کشته بشی بدون هیچ دلیلی...
می تونی بفهمی؟
این که عزیزانت مثل کرم کشته بشن...
می تونی درک کنی چه احساسی داره؟
چرا، تو...!
خرگوش یکی از دوست های منو کشت.
چرا اون باید کشته میشد؟
چون محقق بود؟ چون انسان بود؟ جواب بده!
چه دلیلی داشت که اون باید میمرد؟
جواب بده! چرا ریوکو-سان باید کشته میشد؟
کل دنیا فاسد شده.
و همش هم به خاطر شماهاست!
اگه شماها نبودین...!
بمیر!
شناختی، نه؟
این...مادر...عزیزته!
"کوئینکه" از "کاگوئه" شماها درست میشه!
کثافـــــــت!
غول ها باعث فساد این دنیا هستن...
واقعا اینطوره؟
چه دلیلی داشت که ریوکو-سان کشته شد؟
هینامی چی؟
هینامی هم پدر و مادرشُ از دست داده، مگه اینطور نیست؟
غول ها هم احساس دارن.
مثل انسان ها!
چرا انسان ها به این موضوع توجه نمی کنن؟
چرا سعی نمی کنن بفهمن؟
- هنوز کارم تموم نشده!
اینکه خیلی ساده ست.
اینکه خیلی قابل درکه.
من تنها کسی هستم که...اینُ می فهمم. چون با هر دو در ارتباطم.
من..هم غولم...
من...هم انسانم...
فقط من!
اشتباه می کنی...
این دنیا نیست...که فاسد شده...
درسته، غول هایی هستن که راه رو اشتباه رفتن...
ولی...همه غول ها مثل هم نیستن.
ما باید...بیشتر...همدیگرُ بشناسیم.
این فقط غول ها نیستن که دنیا رو فاسد کردن....
شما هم هستین.
No comments yet. Be the first to leave one.