The first 191 lines.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
منم.
پیداش کردم.
داره میاد سئول، ولی زیاد نمی مونه.
باید دنبالش برم.
باشه، باشه، باشه
دوستت صدای خوبی داره!
- مگه دوست تو نیست؟ - چی؟
به سلامتی!
وضعیت چطوره؟
سازمان خصوص اطلاعات کاددیس دفتر مرکزی سئول
همه چیز روبراهه. هدف تو موقعیتشه.
امنیت اونجا خیلی زیاده.
- آره؟ - آره.
هدف در طبقه نهم هتل کنراده.
ماموریت شروع شد.
خیلی ممنون که وقت گذاشتی.
میدونم برام عکسا رو فرستادی،
ولی واقعاً می خواستم خودم فضا رو از نزدیک ببینم.
اوه، چی شده؟
میخائیل کارپوف امروز داره مصاحبه می کنه.
اون کیه؟
سفیر روسیه در کره جنوبی.
یکی از بهترین دوستای پوتینه.
این محبوب ترین سِت ما برای جشن سیسمونیه.
ولی برای پسر، فکر کنم این رنگ رو بیشتر دوست داشته باشی...
ببخشید، باید برم دستشویی.
این یکی از لذتای زیادشه.
- اوه، نه. - خانم.
- خوبین؟ - اوه، خیلی معذرت می خوام.
- بشینین لطفا. - آره، یه کم سرم گیج رفت. من...
- می خواین دکتر خبر کنم؟ - نه، نه، نه، فقط...
فکر کنم قند خونم پایینه.
می تونین یه چیز شیرین برام بیارین بخورم؟
شاید یه آبمیوه؟
- معلومه، آره. - ممنون.
اوه، خیلی معذرت می خوام. ببخشید.
- آمریکایی هستی؟ - آره.
با رسانه ها نیستی؟
نه.
اینجا ورود برای عموم ممنوعه.
وای، خیلی معذرت می خوام.
سرم گیج رفت، فقط...
میرم. ببخشید.
یه لحظه.
هوم؟
آبمیوه ت رو جا گذاشتی.
ممنون.
آمبولانس خبر کن! دکتر لازم داریم...
آره.
کی این کارو کرد؟! کی باهاش بود؟
پیداشون کن!
یه زن باردار داره میره پایین!
جلوی اونو بگیر!
تو سالن رقصه.
مطمئن شو که نمی تونه فرار کنه...
- بگو چه خبره. - تو دردسرم.
امنیت کارپوف منو تو سالن ضیافت طبقه نهم گیر انداخته.
راه های خروجیم کجان؟
یه سری پله خدماتیه
تو گوشه شمال غربی سالن،
ولی اونا به لابی میرسن.
اتاق رو اشتباه اومدی!
از پنجره رفت بیرون!
جلوی هتل، تو خیابونو چک کن...
بیا دیگه، سجو آوردم!
ول کن این مسخره بازیا رو، درو باز کن!
گفتم اتاق رو اشتباه اومدی!
مختصات فرار دریافت شد.
دارم میرم به سمت محل.
مواظب باش!
وای خدایا! وای خدایا!
لعنتی.
بیخیال.
لعنتی.
اوکی، اوکی.
نیروی کمکی خبر کن!
سلام، منی.
قبلاً قیافه ات بهتر بود.
نمی دونم چقدر قراره هوشیار بمونی،
پس میرم سر اصل مطلب.
میدونم بهم خیانت کردی.
میدونم سعی کردی اطلاعات حساس کاددیس رو به اطلاعات آمریکا بدی.
می خوام بدونم با کی کار می کردی.
تو یه آدم پستی، جونو.
کشورتو، کشور منو، فروختی به دشمنامون؟
واقعاً فکر کردی منم باهات همراهی می کنم؟
من تو کار اطلاعات خصوصی ام.
تنها دشمن من صلحه.
تو یه خائنی.
سیا جلوتو می گیره.
سیا؟
فکر می کنی کی این چیزا رو بهم یاد داد؟
با کی کار می کردی؟
تو یکی از بهترینام بودی.
ساده می کنم برات.
اگه بهم بگی چی می خوام بدونم، خانوادتو نمی کشم.
سوفی حالا باید پنج سالش باشه، نه؟
ده ثانیه وقت داری.
وقتت تموم شد.
اسمش
یاکوب دیدِک.
از اطلاعات سابق لهستانه.
کجاست؟
مارساکسلوک.
دهکده ماهیگیری تو مالت.
باشه.
چرا معطلی؟
- یه تیم می خوام تو مالت، تو همین ساعت. - باشه.
مادر، می تونیم خصوصی حرف بزنیم؟
آره، لطفاً.
یه مشکل تو عملیات سئول داریم.
کارپوف مرده، ولی فرار مختل شد
و یکی به سه تا از افرادمون کمین کرده.
کاددیس لو رفته؟
پلیسای محلی دارن تحقیق می کنن،
ولی تا حالا به ما ربطش ندادن.
- مطمئنی؟ - آره.
کاملاً مطمئنی؟
مادر، گفتم مطمئنم.
کارپوف تنها چیزی بود که ما رو به GRU وصل می کرد.
اگه لنگلی بفهمه که ما داریم حرکتای نیروهای متحد
رو به اطلاعات روسیه می دیم، تو، من، کاددیس، همه چیزو از دست می دیم.
می فهمم.
ربکا چی؟ حالش خوبه؟
خب، هنوز نتونستیم باهاش تماس بگیریم.
- باشه، پس الان پیداش کن. - معلومه.
می فهمم چقدر برات مهمه.
ربکا همین چند وقت پیش وزیر دارایی سودان
و کل تیم امنیتیش رو نابود کرد.
یه هواپیمای نظامی ونزوئلا رو ساقط کرد
و همه هنوز فکر می کنن مشکل موتور بوده.
اگه نگران ربکام،
به این خاطره که اون باارزش ترین دارایی این سازمانه.
میدونیم کی پشت خرابکاری سئول بود؟
نه، فقط اینکه انگار یه نفر تنها بوده.
داری می گی یه نفر این کارو کرده؟
خب، آموزش تاکتیکی دیده بود، و...
...انگار یه جورایی اطلاعات داخلی از عملیات ما داشته.
باشه، کل دفتر سئول رو بذار رو این.
نمی خوام بدونم چی به چیه، سر این یارو رو تو سینی می خوام.
باشه.
تـرجـمه از مـرتـضـی راکـی
باشه.
الو؟
سلام، منم.
پیداش کردی؟
آره، ولی... یه چیزی پیش اومد.
هویتم لو نرفت، مواظب بودم،
ولی قبل اینکه بتونم باهاش تماس بگیرم، در رفت.
متاسفم.
ولی دیدمش، اونجو.
نه سال گذشته.
ولی خودش بود.
میدونم این سخته.
ولی وقتشه برگردی خونه.
قسم می خورم، سعی کردم.
اومدم ایستگاه، حتی بلیط هم خریدم،
ولی دارم به این قطار نگاه می کنم...
...نمی تونم سوار شم.
دیوید، قرار گذاشتیم.
- می دونم. - یه شانس، همین.
فقط همینو قبول کردیم ریسک کنیم.
می دونم.
ولی اون بهم نیاز داره.
اگه کاددیس پیدات کنه،
می کشنت.
همه مونو می کشن.
نمی ذارم این اتفاق بیفته.
اگه اونو نتونی نجات بدی چی؟
هی... ببین، لازم دارم وسایلتو جمع کنی
و بری خونه امن، باشه؟
به هیچ کس نگو و هیچی جا نذار
که بتونه بهت ردیابی بشه.
فردا ساعت سه یه قطار میره.
لطفاً توش باش.
یه روز دیگه می بینمت.
نهایتاً دو روز.
متاسفم، اونجو.
ولی اون دخترمه.
نمی تونم دوباره تنهاش بذارم.
سلام، منم.
ربکا؟
کجایی؟ خوبی؟
یه جایی تو ایتائوونم.
فرار کردم، ولی چی به چیه؟
می خواستم همینو ازت بپرسم.
No comments yet. Be the first to leave one.