The first 200 lines.
"بر اساس نمایشنامهی "خدای کشتار نوشتهی یاسمینا رضا
یازدهم ژانویه، ساعت 2:30 بعد از ظهر
شما اظهارنامهی خودتون رو جداگانه انجام میدید این اظهارنامهی ماست
"پس از یک جر و بحث لفظی در پارک "بروکلین بریج
زکری کاون"، یازده ساله و مسلح به چوب دستی"
پسر ما، "ایتن لانگ استریت"، را از ناحیه صورت صورت زخمی میکند
که علاوه بر پارگی و ورم لب بالای اتان
این عمل باعث شکسته شدن دو دندان جلو
و نیز آسیب دیدن عصبِ دندانِ آسیابِ سمتِ راست شده
مسلح"؟"
مسلح، شما از لغت "مسلح" خوشتون نمیاد؟
مایکل" چی دیگه میتونیم بگیم؟" با چوب؟ مجهز به چوب؟ با چوب؟
با چوب"، آره" - "با چوب" -
"با چوب"
مسخره است، ما همیشه فکر می کردیم پارک "بروکلین بریج" خیلی جای امنیه
"در مقایسه با "هیلساید
درسته، ما همیشه می گفتیم پارک "بروکلین بریج" خوبه اما "هیلساید" عمرا
فقط واسه اینکه نشونتون بدم
خیلی ممنون که اومدید
این خیلی بهتر از اینه که ما تحت تاثیر احساسات قرار بگیریم
خب، ما واقعا از شما ممنونیم - فکر نکنم نیازی باشه ما ازهمدیگه تشکر کنیم -
خوشبختانه، در بعضی از ماها هنوز آداب اجتماعی وجود داره
که به هر حال بچهها هنوز مفهموش رو درک نکردن
منظورم بچهی خودمونه - بله، بچهی ما -
ممنون
این لالهها خیلی قشنگن
اوه، اونا مال گل فروشی میدون هنری هستند میدونید، اون بالاییه
اوه درسته
پیازهای گلش رو مستقیم از هلند میاره هر دسته اش 20 دلاره
جدی؟ - آره -
میدونید کدوم مغازه رو میگم؟ اون بالاییه - بله، بله -
خب چه اتفاقی برای دندونی که عصبش آسیب دیده میوفته؟
خب هنوز نمیدونیم هنوز در مورد نحوه بهبودیش تردید دارند
خب، ظاهرا، عصب کاملا از بین نرفته - فقط قسمتی ازش از بین رقته -
درسته، قسمتی ازش از بین رفته قسمت دیگهاش سالم مونده
بنابراین الان دندون رو نمیکشن - میخوان یه شانس دیگه به دندون بدن -
ما ترجیح میدیم که دندون رو روت کانال نکنن - البته -
فعلا دندون تحت مراقبته تا عصب شانس بهبودی داشته باشه
ضمنا، احتمالا به روکش احتیاج داشته باشه - تا قبل از 18 سالگی نمیشه واسش دندون بکارن -
نمیشه
بنابراین فقط بعد از تموم شدن سن رشد میشه دندون دائمی کاشت
طبیعیه، خب امیدوارم که همه چیز خوب پیش بره
فقط میتونیم امید داشته باشیم
میدونید، اون نمیخواست زکری رو لو بده
نه، نمیخواست بگه
منظورم اینه که، باورنکردنی بود که ببینی این بچه با اینکه صورت و دندوناش داغون شده بود
ولی درمورش حرف نمیزد - میتونم تصور کنم -
خب، اون نمیخواست بچه رو لو بده چون اون موقع دوستاش میگفتند خبرچین
منظورم اینه که، پنهلوپه، بذار رو رو راست باشیم فقط به خاطر شجاعتش نبود
اینو میشه گفت اما شجاعت هم نشونه روحیه اجتماعیه
پس شما، بالاخره اسم زکری رو از کجا فهمیدید؟
خب ما به ایتن گفتیم با حمایت از اون بچه کمکی بهش نمیکنه
نه، بهش گفتیم، اگه فکر کنه میتونه بقیه رو بزنه و تنبیه نشه، چرا دست از کارش بکشه؟
نه، بهش گفتیم، اگه ما جای والدینِ اون بچه بودیم حتما میخواستیم از این موضوع با خبر بشیم
البته - بله، یه لحظه ببخشید -
بله والتر، ممنون که جواب تلفنم رو دادی
بله توی روزنامهی امروزه، برات میخونمش
"بنا به نوشته مجله انگلیسی"لانست
دو محقق استرالیایی عوارض جانبی
عصبیِ داروی ضدِ فشار خونِ "آنتریل" از را بررسی کردند TW شرکت دارویی
که شامل کم شنوایی و اختلال در سیستم ماهیچه ها میشود
خب، کدوم خری مسئول نظارت بر مطبوعاته؟
آره، گند زدید
نه، مشکلِ من جلسهی سالانهی سهامدارا ـه
دو هفته دیگه جلسهی سالانهی سهامدار هاست
خودتون رو برای درگیریهای اونجا آماده کردید؟
والتر، والتر با رئیسِ روابط عمومی صحبت کن و ببینن
جای دیگه هم چیزی نوشتن یا نه دوباره با من تماس بگیر
ببخشید
... به نظر میرسه شغل شما - وکیل هستم -
و شما؟ - عمدهفروشِ وسایلِ خونه هستم -
پنی نویسنده است
اون به صورت نیمهوقت تو یه کتابفروشیِ که بیشتر کتابهای هنری و تاریخی میفروشن، کار میکنه
نویسنده
با همکاری چند نویسنده کتابی در مورد تمدن "سابا" نوشتیم
بر اساس کاوشهایی که بعد از جنگ اتیوپی و اریتره انجام شد نوشتیم
... ولی
الان دارم رو یه کتاب دربارهی فاجعهی دارفور کار میکنم
پس تخصص شما تو افریقاست
بله، من به اون بخش از دنیا علاقهمندم
شما بچه دیگهای هم دارید؟ - کورتنی هم هست، نه سالشه -
اون الان از دست باباش خیلی عصبانیه چون باباش دیشب همسترش رو ول کرد بره
تو همسترش رو ول کردی بره؟ - آره -
خیلی شبها سر و صدا میکرد اون موجودات در طول روز میخوابن
اعصابِ اتان رو خورد کرده بود دیگه سر و صداش رو نتونست تحمل کنه
راستش رو بخواید، خیلی وقت بود میخواستم از شرش خلاص بشم
پس فکر کردم، دیگه بسه گرفتمش و ولش کردم تو خیابون
ولش کردی تو خیابون؟ - من فکر میکردم اینا حیوونای جوب و فاضلاب هستند -
اما توی پیاده رو از ترس خشکش زده بود
حقیقتش اینه که اونا نه حیوونِ خونگی هستند نه وحشی اند
اگه وسط جنگل هم بگذارینشون باز هم ناراحت هستند منظورم اینه که کجا باید بذاریمشون؟
شما به همین راحتی گذاشتیدش بیرون؟ - بله، این کارو کرد -
بعد سعی کرد کورتنی رو متقاعد کنه که هَمستر فرار کرده
و مسلما، اون باور نکرد
و امروز صبح هَمستر رفته بود؟ - رفته بود -
شما چی؟ کارتون چیه؟ - من مشاورِ مالی هستم -
بذار ببینم، ببخشید اینطور رک سوال میپرسم
زکری نباید از ایتن معذرتخواهی کنه؟
مطمئنا، خیلی خوب میشه اگه با هم صحبت کنند
اون باید معذرتخواهی کنه آلن اون قطعا باید بگه که پشیمونه
بله احتملا - خب، پسرتون واقعا پشیمونه؟ -
اون نمیدونه این مسئله چقدر جدیه اون 11 سالشه
یازده ساله که بچه نیست - اما بالغ هم نیست -
ما به شما تعارف نکردیم، قهوه یا چای میخورید؟
از اون کابلر چیزی باقیمونده پنی؟ اون کابلرهای بینظیری درست میکنه
اسپرسو هم دارید؟ - بله -
یه فنجون لطف میکنید - یه لیوان آب -
آره، برای منم اسپرسو بیار، عزیزم و کابلر رو هم بیار، بفرمایید، بفرمایید
خواهش میکنم بفرمایید بشینید
تعارفتون نکردم
ممنون
باید طعم این کابلر رو بچشید
کابلر کجاست؟
اون دوباره کابلر رو گذاشته توی یخچال من دیگه نمیدونم به چه زبونی باید بهش بگم
زوج خوبین - خیلی -
به نظرت آدم های خوبین؟
تو به همه میگی من نویسنده ام؟ - نویسنده هستی، تو کتاب نوشتی -
درست کردنِ یه کابلرِ خوب راحت نیست
شما چی میفروشید؟ - وسایل تزیینی -
قفل در، دستگیره، ظروف مسی - ممنونم -
و وسایل آشپز خونه، دیگ و ماهیتابه
کار و بارتون خوبه؟
میدونی، هیچ وقت سالِ خیلی پردرآمد یا همچین چیزی نداشتیم، حتی از وقتیکه شروع کردیم
اما تا وقتیکه هر روز صبح با کیف نمونهها و کاتالوگها بزنم بیرون، زندگیم میچرخه
،هر چند ظروفِ آهنیِ کباب کردن نزدیکِ تعطیلات فروشش خوبه
وقتی شما دیدید اون هَمستر ترسیده چرا برش نگردوندید توی خونه؟
چون من بهشون دست نمیزنم - شما گذاشتینش توی پیاده رو -
توی قفس یود، و قفسو سرو ته کردم عمراً من به این موجودات دست بزنم
شکر؟ - نه، بدون شکر -
شیرینیِ کابلر شما با چی درست شده؟ - سیب و گلابی -
سیب و گلابی؟ - یه جورایی دستورِ پختش ساختِ خودمه -
ولی شرمنده که سرده
سیب و گلابی، تا حالا نخورده بودم - سیب و گلابی مدلِ اصلیشه -
اما یه قلقی برای درست کردنش وجود داره - جدی؟ -
باید گلابیها رو ضخیمتر از سیب برش بزنی چون سریع تر میپزن
اوه، درسته - اون راز اصلیشو بهت نمیگه -
بذار مزهاش رو بچشن - خیلی خوبه، خیلی خوبه -
خوشمزه اس - خرده نون زنجبیلی -
اوه خدای من
این یه دستور پخت ترکیبیه مادرش یادم داد
نون زنجبیلی، فوق العادست
حداقل توی این ماجرا یه دستور پخت جدید یاد گرفتیم
کاش پسر من تو این جریان دو تا دندونشو از دست نمیداد
درسته، منظور منم همین بود
ولی از شیوه ی جالبی برای بیانش استفاده کردی - نه، من ... معذرت میخوام -
بله والتر
نه، به ویراستار هیچ نامهای ندید
با این کارت فقط بدترش میکنی
برنامهریزی شده بوده؟ ... آره
عوارض جانبیشون چیه؟ آتاکس یعنی چی؟
و اگه به میزان نرمال مصرف بشه؟
چند وقته این رو میدونی؟
اینو میدونستید و تو این مدت دارو رو از بازار خارج نکردید؟
در مورد سودش چی میتونیم بگیم؟
اوه اوه میفهمم
آلن، ما همه منتظر تو هستیم - درسته، یه لحظه -
دنیس؟
اون ها دو سال و نیمه در مورد خطراتش اطلاع دارند
بر اساس یک گزارش داخلی چیزی در موردِ عوارضِ جانبی منتشر نکردن
نه، هیچ اقدام پیشگیرانهای انجام نشده و از بیمهی مخصوص هم در گزارش سالانه چیزی به چشم نمیخوره
کم شدن تعادل، اختلال در راه رفتن و کار در واقع مثل این میمونه که مست هستی
تقریبا نیم میلیون سود داشته
هستی؟
نمیدونم، تکذیب کنید
اون عوضی میخواست ما به ویراستار نامه بدیم عمراً ما نامه بنویسیم
از طرف دیگه، اگه دیدیم اوضاع آروم نشد میتونیم بیانیه مطبوعاتی صادر کنیم
که کسی داره شایعات غلطی منتشر میکنه دو هفته قبل از مجمع عمومیِ سهامداران، یه همچین چیزی
نه، دوباره بهم زنگ میزنه
خیلی خب
من سرم خیلی شلوغه به سختی وقت میکنم ناهار بخورم
از خودتون پذیرایی کنید از خودتون پذیرایی کنید
نه، بیشتر بفرمایید
میدونم ادب ندارم، کجا بودیم؟
خب، داشتیم میگفتیم خیلی بهتر بود اگه جورِ دیگهای با هم آشنا میشدیم
که گفتید این کابلر رو مادرتون یادتون داده؟ - مادر اون -
این دستورِ پختِ مادرمه اما پن درستش کرده
نه، مادرت از سیب و گلابی استفاده نمیکنه - نه -
بنده خدا، بزودی قراره عمل بشه - جدی؟ برای چی؟ -
زانوش - قراره واسش پروتزِ پلیاتیلن و فلزی بذارن -
دوست داره بدونه وقتی بسوزونش چی ازش باقی میمونه
مایکل بدجنسی نکن
اون نمیخواد کنار پدرم خاک بشه اون دوست داره سوزونده بشه
و خاکسترش رو ببرن کنار خاکستر مادرش که تو ایالت شمالی تنهاست
دو تا ظرف خاکستر که با نگاه به دریا با هم پچپچ میکنن
ما واقعا تحت تاثیر لطفِ شما قرار گرفتیم
ما متوجه شدیم شما چطور سعی میکنید موضوع رو حل و فصل کنید به جای اینکه به موضوع دامن بزنید
خواهش میکنم، این کمترین کاری بود که میتونستیم بکنیم - بله -
نه بابا، خیلی پدر و مادرهای دیگه سریع طرفِ بچهها شون رو میگیرن و مثل خودِ بچه ها رفتار میکنند
اگر ایتن دو تا دندون زکری رو شکسته بود به نظرم من و آلن عکسالعمل شدیدتری داشتیم
مطمئن نیستم ما میتونستیم اینقدر راحت باشیم - معلومه که میتونستید -
راست میگه من زیاد مطمئن نیستم
میتونستید، چون همه ما میدونستیم ممکنه برعکسش اتفاق بیافته
خب زکری چی گفت؟
چطور با این مسئله روبرو شد؟
اون زیاد حرف نمیزنه فکر کنم هضم قضیه واسش سخته
اما فهمیده که چطور صورتِ همکلاسیش رو داغون کرده؟
نه، نه اون نفهمیده صورت همکلاسیش رو داغون کرده
چرا اینو میگی؟ معلومه که فهمیده
اون فهمیده که رفتار خشنش قابل قبول نبوده، اما نفهمیده که صورت همکلاسیشو داغون کرده
شما از این لغت خوشتون نمیاد اما متاسفانه درستترین لغته
No comments yet. Be the first to leave one.